عکس های محسن کیایی و خانواده اش + بیوگرافی

محسن کیایی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های محسن کیایی Mohsen Kiayee و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

محسن کیایی و همسرش

محسن کیایی و همسرش

بیوگرافی محسن کیایی

محسن کیایی (زاده ۱۳۶۰ – تهران) بازیگر اهل ایران است. وی برادر مصطفی کیایی کارگردان سینما است.

فیلم‌شناسی
سینما

ایستگاه اتمسفر (۱۳۹۵)
سد معبر (۱۳۹۵)
یک روز بخصوص (۱۳۹۴)
نقطه کور (۱۳۹۴)
بارکد (۱۳۹۴)
عصر یخبندان (۱۳۹۳)
خط ویژه (۱۳۹۲)
ضد گلوله (۱۳۹۰)
بعد از ظهر سگی (۱۳۸۸)

 

برادر محسن کیایی

برادر محسن کیایی

 

تلویزیون

راه در رو (سعید اقاخانی)
پرده‌نشین (بهروز شعیبی)
مهمان ویژه (نویسنده و بازیگر ۱۳۹۱)
سر به راه
کشیک قلب (حسین مهکام۱۳۹۵)

مصطفی کیایی و همسرش عاطفه فلاحی و پسرش کارن

مصطفی کیایی ۲۲ بهمن ۱۳۵۵ در کرج، کارگردان و فیلمنامه نویس است

فارغ التحصیل رشته فیلم سازی در مقطع کارشناسی در سال ۱۳۸۱ است،تهیه کنندگی نیز میکند و برادش محسن کیایی بازیگر سینما و تلویزیون چهره ای شناخته تر نسب به او دارد

 

بیوگرافی محسن کیایی

بیوگرافی محسن کیایی

شروع فعالیت

فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۳ در مرکز آموزش فیلمسازی ارشاد آغاز کرد

از سال ۱۳۷۶ همزمان با تحصیل در رشته فیلمسازی در دانشگاه به عنوان دستیار کارگردان در مجموعه‌های تلویزیونی و سینمایی مشغول به کار شد پس از اتمام دوران تحصیل بعنوان نویسنده، کارگردان و تدوینگر در برنامه‌های تلوزیونی فعالیت خود را ادامه داد و در این مدت برنامه‌های زیادی را برای شبکه‌های مختلف تلویزیونی ساخت

اولین فیلم

در سال ۱۳۸۶ درخواست پروانه ساخت فیلم «بعدازظهر سگی سگی» را به اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد ارسال کرد، اما موفق به اخذ پروانه ساخت نشد

با تعویض تهیه‌ کننده در سال ۱۳۸۸ پروانه فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» را به تهیه‌ کنندگی «جوزان فیلم» اخذ کرد و اولین فیلم بلند سینمایی خود را جلوی دوربین برد

ازدواج

مصطفی کایی با عاطفه فلاحی ازدواج کرد و صاحب یک پسر بنام کارن است

فیلمنامه نویسی یا کارگردانی

این د‌‌و مقوله هرد‌‌و برایم جذاب هستند‌‌ اما نویسند‌‌گی برایم از کارگرد‌‌انی سخت‌ تر است

چون اصولا کار نوشتن کار خیلی سخت‌ تری است و برای این‌ که بتوانی فیلمنامه مطلوبی بنویسی باید‌‌ زمان زیاد‌‌ی را صرف نوشتن کنی و برای همین هم معتقد‌‌م که نوشتن، کار به مراتب سخت تری است

فیلم های پرمخاطب + یاس

فیلم های بارکد، عصر یخبندان و خط ویژه سه فیلم اخیر این کارگردان است که توانسته مخاطبان زیادی رو جلب کند، فیلم بارکد که در تیتراژ  آن از صدای یاس استفاده شده بود دچار حاشیه شد

او درنهابت مجبور به حذف صدای وی شد تا مجوز اکران پیدا کند

 

محسن کیایی و دوستان

محسن کیایی و دوستان

 

سیمرغ بلورین

بهترین فیلم‌نامه در سی‌ امین دوره جشنواره فیلم فجر – فیلم ضد گلوله را دریافت کرده است

محسن کیایی متولد ۱۳۶۰ در تهران، بازیگر و نویسنده استاو تحصیلاتش را در رشته نمایش مقطه کارشناسی از دانشگاه آزاد تمام کرده است،کیایی بازی در سینما را با فیلم «بعد از ظهر سگی سگی» و در تلویزیون با سریال «راه در رو» آغاز کرد. وی همچنین در فیلم سینمایی «ضد گلوله»  و «مهمان ویژه» به ایفای نقش پرداخته و نویسنده سریال «مهمان ویژه» به کارگردانی جواد رضویان است

محبوبیت و برادرش مصطفی

حضور او در سریال راه دور سعید آقاخانی موجب شناخته شدن او در بین مردم شد، او در چند کار سینمایی نیز حضور فعالی داشته است اما نقش او بعنوان روحانی در سریال پرده نشین موجب محبوبیت وی شد برادر او مصطفی از کارگردان صاحب نام است

ازدواج

لو با سهیلا امیرحسینی عکاس  و گریمور ازدواج کرده استم ; محسن کیایی : همسرم مشوق خیلی خوب من در کارهای هنری است و در خلق فیلمنامه‌ هایم هم سهم زیادی دارد، چون خودش هم دست به قلم است

فرزند و همسر محسن کیایی

فرزند  و همسر محسن کیایی

 

 

شهرت و تاثیر آن در زندگی

اولین باری که احساس کردم مردم نوع دیگری به من نگاه می‌کنند بعد از پخش مجموعه «راه دررو» بود دو روز اول نگاه محبت‌ آمیز مردم، امضاء خواستن، عکس انداختن و… آن‌ ها برایم خیلی جالب بود، اما زمانی که به اتفاق همسرم برای صرف غذا به رستورانی رفتیم، احساس کردم زیر یک ذره‌بین بزرگ قرار گرفته‌ ایم و دیگر مثل سابق آزاد نیستیم و نمی‌توانیم حتی در خیابان پیاده‌ روی کنیم

یک بازیگر اجازه تکبر با مردمی که او را به شهرت رسانده‌اند، ندارد و باید همیشه در برابر مردم خاضع باشد.

علاقه به ورزش و تفریح

من به فوتبال خیلی علاقه دارم، عاشق تیم پرسپولیس هستم

اوقات فراغت خودم را بیشتر صرف فوتبال می‌کنم و گاهی نیز همراه همسرم به سینما می‌ روم

مصاحبه
محسن کیایی برادر مصطفی کیایی یکی از نقش های اصلی فیلم «خط ویژه» را بازی کرده است. پس از «بعد از ظهر سگی سگی» و «ضد گلوله» این سومین همکاری کیایی با برادرش است.

گفت وگوی کوتاهی با او کرده ایم که می خوانید.

 

مادر محسن کیایی

مادر محسن کیایی

آقای کیایی به اندازه ای که بازیتان در فیلم «ضد گلوله» و «خط ویژه» دیده شد، چرا در «بعدازظهر سگی» دیده نشد؟

-فیلم «بعدازظهر سگی» کار پر پرسوناژی بود و نقش ها بین همه تقسیم شده بود و نقشی که من بر عهده داشتم خیلی جای کار نداشت

نقش جای کار نداشت یا مصطفی کیایی به شما اعتماد لازم را نداشت که نقش بهتری بدهد؟
-قرار بود از ابتدا نقش اصلی را مصطفی به من بدهد. «بعدازظهر سگی» فیلم اول مصطفی بود. هر چند پیشترمن تئاتر کار کرده بودم، اما در میان خود اهالی سینما اعتماد به من نبود. این بود که در ابتدا از نقش کوچکتر شروع کردم.

اما در «ضد گلوله» کمی جبران شد.
– می خندد در «ضد گلوله» دوست داشتم نقش دیگری را بازی کنم که آن نقش را هم مصطفی به من نداد.

چه نقشی؟ اتفاقاً خود مصطفی کیایی هم اشاره کرد که با دل چرکینی نقش نایب را بر عهده گرفتید؟
– (باخنده) قرار بود رنج سنی بازیگران در «ضد گلوله» پایین باشد، اما در بازنویسی مجدد که سن بازیگران بالا رفت،بر عهده گرفتن نقشی که دوست داشتم برایم غیر ممکن بود. من دلم می خواست نقش پرویز (با بازی مسعود کرامتی) را بر عهده بگیرم که قسمت نشد

ولی در «خط ویژه» یکی از ۵ نقش اصلی به شما رسید؟
-بله، مصطفی نظرش این بود که یا منوچهر یا شاهین را بر عهده بگیرم که خودم منوچهر را بیشتر پسندیدم

عکس های شخصی محسن کیایی

عکس های شخصی محسن کیایی

 

شخصیت منوچهر افت و خیز بیشتری دارد؟
-بله، در موقعیت های جذابتر قرار می گیرد، و بار کمدی رویش زیاد است

چرا در کارهای مصطفی بیشتر دیده می شوید علی رغم اینکه در سریال های دیگر هم بازی داشتید؟
-من در سریال نوروزی «راه درو» بازی داشتم، به نظر می رسد که انگار سریال های عید مثل گذشته محبوبیت ندارد. ماه رمضان بیشتر مورد استقبال مردم است.

محسن کیایی,بیوگرافی محسن کیایی,عکس محسن کیایی چندان بازیگر پر کاری هم نیستید؟
-بعد از بازی در «ضد گلوله» پیشنهاد زیاد داشتم. بعضی نقش های پیشنهادی را دوست نداشتم. بعضی نقش ها را هم من دوست داشتم که آنها مرا دوست نداشتند.من عطش بازی کردن را ندارم، دوست دارم نقش هایی را بازی کنم که وقتی بر می گردم به آنها نگاه می کنم حالم خوب شود و خوشبختانه تا به حال اینگونه بوده.

چقدر با جنس آدم هایی چون منوچهر آشنا هستید؟
-بسیار زیاد، با مصطفی روز اول که صحبت می کردیم قرارمان این بود که آدم ها نزدیک به سطح آدم های جامعه باشند. همین قدر بگویم که منوچهر ما به ازای بیرون یک آدم است که در زندگیم می شناختمش.

در هر صورت بپذیریم که بازیگر چندان کار واردی نبودید. در فیلم های اخیر شما در کنار بازیگران خوب سینما چون: مهدی هاشمی،رضا عطاران، هانیه توسلی و… قرار گرفتید…دلهره اینکه نتوانید بده و بستان خوبی با این بازیگران نداشته باشید را نداشتید… خصوصاً در فیلم «خط ویژه» که باید با گروه بازیگران سینک می شدید:

-به طور کل آدمی هستم با اعتماد به نفس بالای زیاد و همینطور ریلکس هم هستم. وقتی کنار رضا عطاران یا مهدی هاشمی قرار می گرفتم سعی ام این نبود که تلاش کنم کنار آنها با مزه باشم. فقط سعی می کردم رئال بازی کنم. به هیچ عنوان استرس نداشتم و می دانم از پس نقش خوب بر می آیم. به خودم اعتماد کامل دارم. هر جور سختی هم بوده از گذشته تحمل کردم. تنها شانسی که آوردم این بود که در کنار آدم های خوبی چون رضا عطاران و مهدی هاشمی قرار گرفتم. همکاری با آنها برایم کلاس درس بود. نکته دیگر اینکه آدمی هستم که به راحتی با آدمها ارتباط برقرار می کنم و در تیم آنها قرار می گیرم.

مصاحبه با محسن کیایی

مصاحبه با محسن کیایی

 

با مصطفی سر صحنه برای تبادل نظر مشکلی نداشتید؟
-نمی دانم چرا من و مصطفی هیچ وقت به مشکل بر نمی خوردیم از اول ایده شکل گیری کار تا به انتها در کنارش هستم. او هم در همه کارهایم مشورت به من می دهد و در کنارم هست.

در هر صورت از اسم برادر توقع دیگری هم نمی توان داشت..
-باور کنید بعضی برادرها اینگونه نیستند، من به اندازه مصطفی و تهیه کننده برای فروش فیلم استرس دارم! فیلم را از خودم می دانم. به کارهای مصطفی هر جا نقدی هم داشته باشم می گویم و همیشه با هم حرف می زنیم.

بعد از «خط ویژه» مسیر کاری تان رو به پر کاری می رود؟
-دوست دارم کار کنم، اما بیشتر می نویسم که مجبور نباشم هر کاری را قبول کنم. باور کنید همین الان چند پیشنهاد خوب از کارگردانان خوب دارم. چون قطعی نیست نمی توانم نامی ببرم.

فکر می کنم با روحیه تان هم کار کمدی بیشتر می خواند؟
-برای من کمدی با جدی فرقی ندارد.

اما بیشتر در کارهای کمدی دیده شدید؟
-متأسفانه اینگونه شده. در «ضد گلوله» نقشم جدی است اما دوستان خانمم به من می گویند با نقشت زیاد می خندیم، در «خط ویژه» واقعاً می گویم چنین توقعی نداشتیم. اصلاً ما می خواستیم بعضی جاها نقش منوچهر لج درآر شود. البته بگویم من بدم نمی آید با نقش های شیرین جا بیفتم، اما همیشه کارهای کمدی به من پیشنهاد می‌شود که امیدوارم در ادامه اینگونه نباشد.

 

زندگی نامه محسن کیایی

زندگی نامه محسن کیایی

از پشت صحنه «خط ویژه» خاطره شیرینی نداشتید؟
-باور کنید فیلم پشت صحنه «خط ویژه» اگر بیرون بیاید بیشتر از متن فیلم می فروشد.آنقدر فضای صمیمی و شادی داشتیم که نمی دانم از چه بگویم!

اشاره کردید که دستی در نوشتن هم دارید؟
-بله برای شبکه تهران و چند مورد دیگر فیلمنامه می نویسم

قصد کار کردن در تئاتر را ندارید؟
-علاقه زیادی به تئاتر دارم، اما چون مدتی است فاصله گرفتم، دوستانم را از دست دادم، خیلی تئاتررا دوست دارم و به دنبال فرصت می گردم.

عکس های فرهاد اصلانی و خانواده اش + بیوگرافی

فرهاد اصلانی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های فرهاد اصلانی Farhad Aslani و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

 

بدر و مادر فرهاد اصلانی

بدر و مادر فرهاد اصلانی

بیوگرافی فرهاد اصلانی

فرهاد اصلانی ( متولد ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ بیجار) بازیگرِ تئاتر، سینما و تلویزیون است.

فرهاد اصلانی در سال ۱۳۴۵ در شهر بیجار در استان کردستان متولد شد. او در سال ۱۳۷۰ از دوره دو ساله کارگردانی و بازیگری در زمینه تئاتر از فرهنگسرای نیاوران دانش آموخته شد. بازی در تئاتر را در سال ۱۳۵۷ هم‌زمان با تحصیل و هم‌چنین بازی در نمایش‌های رادیویی را از سال ۱۳۷۱ آغاز نمود. اولین بار در مجموعه تلویزیونی همسایه‌ها (۱۳۷۲) ایفای نقش کرد و سپس حضور در جلوی دوربین را در سال ۱۳۷۳ با فیلم روسری آبی کاری از رخشان بنی‌اعتماد تجربه کرد.

ماجرای همسر و دختر فرهاد اصلانی

عکس های بالا به عنوان همسر و فرزند فرهاد اصلانی معرفی میشوند که صحت ندارد و شایعه است. در حال حاضر عکس و خبری از خانواده فرهاد اصلانی منتشر نشده است. دختر کنار فرهاد اصلانی ، هلنا یگانه راد است که در فیلم عصر یخبندان با فرهاد اصلانی بازی کرده است.

سینمایی
خواب زده ها
من مادر هستم
به خاطر پونه
پل چوبی
خرس
زندگی خصوصی
سیزده ۵۹
من مادر هستم
یه حبه قند
حیران
پایان راه
پاداش سکوت
ایستگاه بهشت
غروب شد بیا
من بن‌لادن نیستم
عشق فیلم
باشگاه سری
سفر به چزابه
روسری آبی

تئاتر

سمفونی درد (حسین پاکدل، ۱۳۸۵)
ازدست رفته (کارگردانی، ۱۳۸۴)
پچ پچه‌های پشت خط نبرد(علیرضا نادری،۱۳۸۵)

شبکه نمایش خانگی

وقت رو به انتهاست (بهنام یوسف پور،۱۳۹۳)
شاهگوش (داوود میرباقری،۱۳۹۲)
ساخت ایران (محمدحسین لطیفی،۱۳۹۱)

فیلم کوتاه

ایلغار (۱۳۷۰)
نقش عشق (۱۳۷۱)

بیوگرافی فرهاد اصلانی

بیوگرافی  فرهاد اصلانی

 

جوایز

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (آسمان پر ستاره) دوره ۱۸ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) (۱۳۷۸)
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد برای بازی در فیلمهای «خرس» و «زندگی خصوصی» در سی امین جشنواره فیلم فجر (۱۳۹۰)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در (قصه ها)در سی ودومین جشنواره فیلم فجر
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در (دوران عاشقی)در سی وسومین جشنواره فیلم فجر
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگرنقش اول مرد برای بازی در(دختر) در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر
برنده بهترین بازیگر نقش مرد برای بازی در (دختر) در سی و هشتمین دوره جشنواره مسکو ۲۰۱۶ (۱۳۹۵)

در پي اظهارات اكبرعبدي و گلايه هايي كه اين روزها بعد از دريافت سيمرغ متوجه سينماگران متعدد كرد، فرهاد اصلاني يكي از كساني كه مورد گلايه هاي نامناسب وي قرار گرفت در گفت وگويي نوروزي با يكي از مجلات پاسخ او را داد.

وي در پاسخ به اين سوال كه: به تازگي آقاي عبدي در مصاحبه اي از شما و آقاي شريفي نيا گلايه كرده بود كه نقشش در سريال امام علي(ع) را پنهان از او دوبله كرده ايد. اين مساله صحت دارد؟، مي گويد: واقعا اين شكلي نبود. مشغول تئاتر بودم كه به من خبر دادند بايد صداي نقش خودت را بگويي. من هم رفتم كار خودم را انجام دادم. آنجا گفتند كه مشكلي براي آقاي عبدي پيش آمده(گويا يكي از اقوامشان فوت كرده بودند)، شما بياييد و جاي ايشان حرف بزنيد.

من واقعا خيلي صادقانه اين كار را انجام دادم. اما بعدا شنيدم كه آقاي عبدي از اين كار موضوع ناراحت شده اند كه همان موقع با ايشان تماس گرفتم. اگر يادتان باشد، بعد از اين ماجرا اصلا من و ايشان با هم كار كرديم. به اندازه كافي در مورد اين موضوع حرف زديم و رفع سوتفاهم شد و حتي بعدها كه ايشان براي جراحي چشمشان رفته بودند، من سري به ايشان زدم و اصلا فكر نمي كردم كه دوباره اين بحث بخواهد مطرح شود.

 

فرهاد اصلانی و دوستان

فرهاد اصلانی و دوستان

 

حالا اينكه آقاي عبدي دوباره در مورد اين موضوع حرف زده، من فكر مي كنم شيطنت آقايان و خانم هاي خبرنگار بوده است. من اين حرف ها را صادقانه مي زنم و اميدوارم صادقانه هم منتقل شود و به اين موضوع دامن نزنند.

فرهاد اصلانی و مریلا زارعی بازیگران فیلم سینمایی «دختر» روز چهارشنبه ۳۰ تیر ماه با مخاطبین در پردیس سینمایی کوروش به دیدن این فیلم می‌نشینند.

به گزارش انتخاب، این اولین اکران مردمی فیلم سینمایی «دختر» ساخته سید رضا میرکریمی است که از اوایل تیر ماه سینماهای تهران و شهرستانها اکران عمومی شده است.

دو بازیگر اصلی فیلم سینمایی «دختر» فرهاد اصلانی و مریلا زارعی روز چهارشنبه ۳۰ تیر ماه ساعت ۱۹:۳۰ با مخاطبین به دیدن این فیلم می‌نشینند و با آنها دیدار و گفتگو می‌کنند.

در خلاصه داستان «دختر» آمده است:« آقای عزیزی که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش آماده می‌شود و ستاره دختر دیگرش در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم‌دانشگاهی‌اش را دارد. پدرش به دلایلی به این سفر مشکوک است و این آغاز ماجراست.»

در این فیلم فرهاد اصلانی، مریلا زارعی، ماهور الوند، شاهرخ فروتنیان، مسعود سخایی، نیوشا مدبر و… بازی می‌کنند. فیلم سینمایی «دختر» به تازگی در جشنواره بین المللی مسکو توانست سه جایزه اصلی این رویداد را نصیب خود کند.

بازیگر اصلی این فیلم جنجالی فرهاد اصلانی است که بازی درخشانی در «خصوصی» دارد و همین بهترین بهانه برای گفت و گو با آقای گزیده کار و کم حاشیه سینمای ایران است که کمتر گفتگو می کند.

آنچه می خوانید نتیجه یک ساعت گپ و گفت صمیمانه با این بازیگر است:

آقای اصلانی در همین ابتدا بگذارید از شما بپرسم که چطور شد در فیلم «خصوصی» بازی کردید. با توجه به این موضوع که حسین فرحبخش سابقه اش تهیه کنندگی و ساخت فیلم هایی از جنس سینمای بدنه است.

– اگر بخواهم صادقانه بگویم مبنای انتخاب برای من سناریو است. این سناریو است که برای من تعیین تکلیف می کند. فیلمنامه «خصوصی» خیلی خوب بود و من آن را پسندیدم. دیگر اینکه دوست داشتم در این نوع سینما هم شانس خودم را امتحان کنم.

 

فرزند فرهاد اصلانی

فرزند فرهاد اصلانی

 

تجربه ثابت کرده که فیلمنامه های خیلی خوبی به خاطر عدم توانایی و فکر کارگردانانشان خراب شده! از این نترسید؟

– نه واقعا! یک درصد هم به خراب شدن فکر نکردم. اساسا من درگیر سناریویی بشوم و به آن ایمان پیدا کنم دیگر به این چیزها فکر نمی کنم. چون اگر بروم قطعا تمام توانم را می گذارم تا کار درجه یک شود. انصافا هم آقای فرحبخش عالی کار کرد و مهمتر از همه با بودن فیلمبردار نازنینی مثل فرج حیدری برای من ترکیب جذابی به نظر می آمد. این را هم باید بگویم که فرحبخش آداب برخورد با بازیگران حرفه ای را بلد است چون با بازیگران حرفه ای زیاد کار کرده است.

چقدر از کار نتیجه نظرات شخص شماست که آن را اعمال کردید؟

– من دنبال سهم خواهی نیستم، دنبال کار گروهی هستم چون هر کاری برآیند ذهن و شعور گروه است. ما در «خصوصی» همیشه ابتدا به تحلیل سکانس می رسیدیم و بعد آن را اجرا می کردیم. در طول فیلمبرداری به یک تحلیل مشترک رسیدیم و سرانجام آن را اجرا کردیم.

سال ۹۱ برای شما سال پرحاشیه ای بود؛ دو فیلم شما یعنی «خصوصی» و «من مادر هستم» جنجالی ترین فیلم های سال بودند. برای شما گذراندن این روزها چطور بود؟

– خیلی سخت بود؛ خیلی شاید اگر به عقب تر از این اتفاقات برگردم بهتر بتوانم به این سوال پاسخ بدهم. ببینید سال ۸۸ اتفاقاتی در عرصه سیاسی افتاد که در همه عرصه ها تاثیرش را گذاشت. این تاثیرات روی تلویزیون هم بود که بعد از آن دیدیم تلویزیون دچار فراموشی شد و سیاست «انگار نه انگار» را در پیش گرفت! موضعی کاملا محافظه کارانه را در پی گرفت که می شد حدس زد دیگر دنبال کارهای بحث برانگیز و چالشی برای تولید سریال نخواهد رفت. من هم در آن زمان احساس کردم که دیگر دوست ندارم در این تلویزیون کار کنم و نمی خواستم خودخواهانه و فردی فکر کنم و کارم را انجام بدهم و سر آخر دستمزدم را بگیرم و خداحافظی کنم. دلم می خواست در کاری شرکت کنم که لذت ببرم.

یعنی حس کردی در سینما می توانید دغدغه هایتان را اجرایی کنید؟

– بالاخره در سینما زمینه برای کارهای منتقدانه بیشتر است، توجه ها هم بیشتر است و حاشیه ها هم بیشتر می شود. من با علم به اینها وارد شدم و حاصلش شد ۱۰ تا فیلم در این ۴ سال اما اصلا فکر نمی کردم که در حوزه تصمیم گیری در سینما اینقدر اغتشاش وجود داشته باشد و شوکه شدم از دیدن این اتفاقات. هر فیلمی که می خواهد ساخته شود از خیلی از خاکریزها و شوراها باید رد شود. ممیزی پشت ممیزی! قاعدتا اگر این خوان ها را عبور کنی باید فیلمت اکران شوداما دیدیم که فیلم اکران شد و این اتفاقات به وجود آمد. خیلی مورد عجیبی بود. نه تنهامن شوکه شدم که همه سینما هم واکنش نشان دادند.

آقای اصلانی با رفتنتان از تلویزیون و آمدنتان به سینما می خواستید ثابت کنید که پشت بعضی عقیده ها و مردم هستید؟

– نه، نمی خواستم چیزی را به کسی ثابت کنم ولی دلم نمی خواست در فضای محافظه کارانه ای حضور داشته باشم چون شک نداشتم تلویزیون موضعش را بعد از این اتفاقات عوض کرده است. البته در آن برهه یک خوشبختی هم نصیب تلویزیون شد که پخش «مختارنامه» شروع شد و توانست تماشاچی را جلب کند اما اگر «مختارنامه» را کنار بگذاریم تلویزیون چه کار شاخصی در این ۴ سال داشته؟ در سینما احساس کردم که می شود اتفاقات بهتری بیفتد اما وقتی وارد شدم دیدم سینما خیلی تنهاست و حامی ندارد. وزارت ارشاد هم عملا نتوانست پست مسئولیت هایش بایستد.

 

دختر فرهاد اصلانی

دختر  فرهاد اصلانی

شما تنها کسی بودید که در تحصن روبروی ارشاد هم حاضر شدید و از فیلمتان دفاع کردید درحالی که هیچ بازیگر دیگری نبود.

– من جزو این جامعه هستم. در این فیلم ها شرکت کردم و با اعتقاد کامل به فیلمم (خصوصی) از آن دفاع کردم. این فیلم پروانه داشت و از فجر جایزه گرفته بود. چطور می شود که اینطور با آن برخورد شود. اگر این فیلم تاثیر مخربی داشت و خلاف جریان های این جامعه بود اصلا در آن بازی نمی کردم. قطعا زمان باید بگذرد تا این فیلم دیده شود.

به فیلم «خصوصی» یک انتقاد خیلی بزرگ وارد است؛ اینکه در این فیلم یکی به نعل زده شده و یکی به میخ! هم روشنفکرها زیر سوال رفتند و هم دولتی ها و رادیکال ها. شما به این موضوع نقدی نداشتید؟

– برای من تعریف این شکلی بود که جریان های رادیکال و تندرو در طول زمان نابود می شوند. در جهان معاصر این نوع تفکرات خریدار ندارد؛ در هیچ جریانی. ما خودمان با افکار طالبانی مخالفیم. مگر نیستیم؟ این فیلم هم این تفکرات را نقد می کرد. قطعا برای اینکه «خصوصی» از زیر خیلی از تیغ ها عبور کند مجبور شد یکسری کدهایی بدهد که بتواند به سلامت عبور کند.

خیلی از افراد نقدشان این بود که «خصوصی» در بعضی از سکانس ها تبدیل به یک فیلم اروتیک شده و جنبه های جنسی در آن پر رنگ است. خودتاان چه نظری دارید؟

– این هم برای خودش نظری است! من نمی توانم در این باره حرفی بزنم. نوع نگاهی که آقای فرحبخش برای سینماش دارد قطعا باعث می شود که یکسری فرمول های فروش را هم برای آن در نظر بگیرد ولی دیگر این اروتیک بودن هم برای خودش حرفلی است. (می خندد) فکر کنم که ما یک خورده حالمان بد است! بهتر است در خودمان تجدید نظر کنیم!

 

مادر بزرگ فرهاد اصلانی

مادر بزرگ فرهاد اصلانی

 

به کارنامه شما که نگاهی می اندازیم دلیل بعضی از انتخاب هایتان را نمی فهمیم. مثلا نمی دانیم که چه شد فرهاد اصلانی در «ساخت ایران» حضور پیدا کرد؟

– من کاری را انتخاب می کنم که سناریوی خوبی داشته باشد. من متعلق به طیف خاص و جریان خاصی نیستم و این را یک مزیت برای خودم می دانم. دلم نمی خواهد متعلق به جریان خاصی از فیلمسازی باشم و دوست دارم همه زمینه ها را تجربه کنم. درباره «ساخت ایران» هم اول بی انگیزگی کارگردان به کار صدمه زد و دوم نبود متن. استارت زده شده بود و گروه مهیای سفر به لبنان بودند اما سناریویی وجود نداشت. من قبل از آن با این تهیه کننده و کارگردان کار کرده بودم و احساس خوبی از همکاری با این دو داشتم و به خاطر همین قبول کردم. با این خوشبینی وارد شدم اما متاسفانه آن کار مورد اقبال قرار نگرفت.

این را از اغلب کارگردانانی که با شما کار کرده اند شنیده ام که شما احساسات زیادی برای کاراکترتان به خرج می دهید و با آن آدم زندگی می کنید بعد از اتمام هر کاری بیرون آمدن از کاراکترتان شما را اذیت نمی کند؟

– من نگاه افراطی به این قضیه ندارم و به خودم ضربه نمی زنم. اما تمرکز زیادی روی نقشم دارم و قطعا منکر تبعاتی که بعد از آن برای من دارد نیستم و برای هررل سخت مجبورم زمان زیادی ریکاوری داشته باشم.

پیش آمده نقشی را به خاطر اینکه از شما خیلی دور باشد رد کنید؟
– بله. حتما، حتما، حتما ردش می کنم. نه آشنایی، نه دوستی و نه حتی سناریوی خوب باعث نمی شود من بپذیرم کاری را انجام دهم که بلد نیستم. من آنقدر جاه طلبی ندارم که خودم را به دیگران حقنه کنم. من همیشه از آن سمت درخواست داشتم و خودم را برای یک نقش به آب و آتش نمی زنم.

سخت ترین نقشی که تا به حال بازی کرده اید کدام بوده نقشی که بعدش دلتان بخواهد استراحت طولانی مدت داشته باشید؟

– همه کارهایم خیلی سخت بوده. من همیشه حس می کنم کاری که در حال انجام آن هستم سخت ترین کار کارنامه ام است و بعد از آن نیاز به استراحت زیادیدارم. مثلا سر کار آخرم که روبروی دوربین آقای جیرانی بودم ۵۰ شب، شب کاری داشتیم و من با خودم فکر می کردم اگر این کار تمام شود مدت ها استراحت می کنم. یا مثلا در «من مادر هستم» که نگاهی رئالیستی داشت و من برای اجرای آن رنج زیادی کشیدم چون نقش کسی را بازی می کردم که بچه اش می خواست اعدام بشود، موقعیت به شدت رنج آوری بود و آزار روحی زیادی برای من داشت. یا حتی در «پل چوبی» که برای من همان ۴ سکانس گریم سنگینی داشت و مشقت زیادی را تجربه کردم.

به نظرتان برای بازیگر فیزیک چقدر مهم است؟ این را از این جهت می پرسم که شما در سال های اخیر دچار اضافه وزن شدید اما همچنان کارهایتان کیفیت خیلی خوبی دارد و به نظر نمی رسد فیزیک به شما ضربه زده باشد؟

– این شاید خوش شانسی من بوده که اضافه وزنم زیاد به چشم نیامده اما این انتقاد همیشه به من می شودو آن را قبول دارم. در کل یک فیزیک آماده برای بازیگر بسیار لازم است و همیشه باید در هر شرایطی بخشی از وقتش را برای فیزیکش صرف کند و وزش کند. فرم یک بازیگر باید اینقدر آمادهباشد که بدنش چه برای لاغری زیاد و چه چاقی زیاد آماده باشد، درست مثل بازیگران آن ور آبی.

عکس های شخصی فرهاد اصلانی

عکس های شخصی فرهاد اصلانی

 

می دانم که شما از علاقمندان تئاتر و بازیگر ریشه دار این حوزه هستید، چرا به تئاتر برنمی گردید؟

– شرایطی که الان برای تئاتر وجود دارد خوب نیست. برای من تئاتر خیلی جای دلی است اما الان احساس می کنم نمی توانم در آنجا کار کنم. شرایط، شرایط خوبی نیست. من برای تئاتر خیلی سخت می گیرم و باید پیشنهاد و نمایشنامه آنقدر خوب و پرمسئله باشد که بروم. ضمن اینکه الان شکل ممیزی هم تغییر کرده و مثل سابق نیست. می گذارند که تو تمرین هایت را بکنی و بعد که گروه به هم و به کارشان وابستگی پیدا کردند تازه ممیزی شروع می شود مثل اتفاقی که برای «ترن» افتاد و یکی دو شب مانده به اجرا دو کاراکتری که با این گروه مدت ها تمرین کرده بودند حذف شد و این برای من مثل جنایت است و چیزی شبیه قتل.

جشنواره فجر را دنبال کرده اید؟ نظرتان درباره تغذیه سینمای ۹۲ از این فیلم ها چیست؟

– بله من جشنواره گذشته را تهران بودم و چیزی که در فیلم ها مشهود بود، ممیزی بود هم در تم قصه ها و هم ممیزی اقتصادی. فیلم ها سعی کرده بودندبرای پرهیز از هزینه بیشتر در یک لوکیشن ساخته شوند و در خانه تولید شوند. فیلمی باشکوه نداشتیم و اگر هم بوده بیشتر تبلیغاتی بوده و سطحی که به دل تماشاچی ننشسته است ولی خب وقتی دولت فیلم را می سازد خودش هم برایش تبلیغ می کند، خودش آن را بالا می برد و خودش هم به آن فیلم جایزه می دهد! درست است که سینما راه خودش را می رود اما به نظرم بعضی از اتفاقاتی که در این چند سال افتاد خیلی تلخ بود. خصوصا تعطیلی خانه سینما، توقیف بعضی از فیلم ها چه در ساخت و چه در اکران اینکه سینماها را دسته بندی کنند، مردم را دسته بندی کنند از بدترین اتفاقات ممکن بود. من مطمئنم که خیلی از این آدم ها که در رأس مدیریتی این جریان ها بودند حتما روزی به شدت متاسف می شوند و عذاب وجدان خواهند داشت چون سینماگران ایران عاشق مردمشان هستند و شرافت کاری و فکری دارند. کاش می شد کاری می کردند که هنرمند بتواند در مملکت خودش حرفش را بزند چون هر کدام از سینماگرانی که رفتند دیگر برنگشتند و دیگر خبر مهمی هم از آنها نشد.

 

مصاحبه فرهاد اصلانی

مصاحبه فرهاد اصلانی

شما بازیگر گرانقیمتی هستید؟

– نه واقعا. من دنبال پول نبودم هیچ وقت. آدم زیاده خواهی نیستم و همیشه به چیزهایی که داشته ام قانع بوده ام. ممکن است گاهی شرایط زندگی ام دشوار شده باشد و بخواهم به خاطر شرایطم قدمی بردارم اما موضوعات مالی هیچ وقت جزو اولویت های من نبوده است.

جایی گفته بودید که اگر به حق واقعی تان در سینما نرسیدید به این خاطر است که دوست ندارید وارد رابطه ها و لابی هات شوید. هنوز هم همین حس را دارید؟

– بله من هنوز هم متکی به توانایی های خودم هستم. باید قبول کنیم که هیچ جامعه ای بدون رابطه و رانت نیست و همیشه این مسائل وجود دارد و نمی شود جلویش را گرفت اما من بیشتر از حیله گری آدم ها برای یکدیگر به خداوند اعتقاد دارم. ممکن است طرح و توطئه ای هم این وسط وجود داشته باشد که من از آن باخبر بشوم اما سعی می کنم به آن فکر نکنم چون اگر به آن توجه کنم آنقدر اذیت می شوم که دیگر نمی توانم زندگی کنم.

 

همسر فرهاد اصلانی

همسر فرهاد اصلانی

 

فریدون جیرانی در گفت و گو با ما گفت که شما خسرو شکیبایی ۲ سینمای ایران هستید. دوست دارم نظرتان را درباره این جمله بدانم.

– بله، من هم این را خواندم؛ آقای جیرانی به من لطف داشت. امیدوارم این اتفاق بیفتد تا من هم بتوانم جاودانگی را تجربه کنم. همانگونه که آقای شکیبایی جاودانه شد اما قطعا برای سینمای ایران خسرو شکیبایی تکرار نمی شود. نه شکیبایی که هیچ کدام از بازیگرانی که ما آنها را از دست دادیم. ما به واسطه این آدم ها وارد سینما شدیم و افق دیدمان این آدم ها بودند و به خاطر همین توانستیم رنج ها و موانع را تحمل کنیم.

 

عکس های فرخ نعمتی و خانواده اش + بیوگرافی

فرخ نعمتی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های فرخ نعمتی Farrokh Nemati و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

 

فرخ نعمتی

فرخ نعمتی

بیوگرافی فرخ نعمتی

 

فرخ نعمتی (۱۳۳۰، تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است. وی بازی در سینما را از سال ۱۳۶۳ با «زائر خلف»، همکاری «یدالله نوعصری» آغاز کرد. نعمتی همسر سهیلا رضوی، بازیگر می‌باشد و دارای لیسانس مدیریت اقتصادی است. وی اصالتاً از توابع شهرستان طالقان[۱] و روستای خچیره می‌باشد.

فیلم شناسی
سینما

گیلدا (۱۳۹۵)
کمدی انسانی (۱۳۹۵)
یتیم‌خانه ایران (۱۳۹۴)
ذوب شدن پادشاه (۱۳۹۳)
بشارت به یک شهروند هزاره سوم (۱۳۹۱)
اینجا شهر دیگری است (۱۳۹۰)
چک (۱۳۹۰)
برف روی شیروانی داغ (۱۳۸۹)
پریناز (۱۳۸۹)
آتش سبز (۱۳۸۶)
خواب لیلا (۱۳۸۶)
راه طی شده (۱۳۸۴)
ماهی‌ها عاشق می‌شوند (۱۳۸۳)
سیندرلا (۱۳۸۰)
صنم (۱۳۷۸)
تابلویی برای عشق (۱۳۷۶)
هتل کارتن (۱۳۷۵)
جمیل (۱۳۶۶)
محموله (۱۳۶۶)
تشکیلات (۱۳۶۵)
سراب (۱۳۶۵)
زائر خلف (۱۳۶۳)

تلویزیون
سال     نام     سمت     کارگردان     توضیحات
۱۳۹۵     در قصه ها زندگی می کنند     بازیگر     داود بیدل     سریال اپیزودیک، شبکه۲
۱۳۹۲–۱۳۹۴     آسمان من     بازیگر     محمدرضا آهنج     ساخت آن، از سال ۱۳۹۲ آغاز شد.
۱۳۹۲     یادآوری     بازیگر     حجت قاسم‌زاده اصل     نخستین سریال تولیدی شبکه آی‌فیلم
۱۳۹۲     ستاره حیات     بازیگر     جواد ارشاد     شبکه ۳
۱۳۹۱     تله‌فیلم «قصه گو»     بازیگر     مصطفی کوشکی     شبکه ۲
۱۳۹۱     حیرانی     بازیگر     امید بنکدار
کیوان علی‌محمدی     شبکه ۱
۱۳۹۱     مستند داستانی «زندیه»     راوی     پویان کاظمی     شبکه استانی فارس
۱۳۹۰     شاید برای شما هم اتفاق بیفتد     بازیگر     گروه کارگردانان     شبکه تهران
۱۳۹۰     تله‌فیلم «آوا»     بازیگر     فرید شکرایی
۱۳۸۹–۱۳۹۰     چاه پنجاه     بازیگر     اصغر هاشمی     ساخت آن نیمه‌تمام رها شد.
۱۳۸۸     تله‌فیلم «بچه‌های محله گلها»     بازیگر     داریوش ربیعی
۱۳۸۸     تله‌فیلم «داستان دوست»     بازیگر     سعید عقیقی
۱۳۸۸     تله‌فیلم «ترانه پائیزی»     بازیگر     بهمن زرین‌پور     این تله فیلم، یکی از اپیزودهای
مجموعه تلویزیونی «ده عکس» بود.
۱۳۸۸     سال‌های مشروطه     بازیگر     محمدرضا ورزی     شبکه ۱
۱۳۸۳–۱۳۸۸     مختارنامه     بازیگر     داود میرباقری     شبکه ۱
۱۳۸۷     شب می‌گذرد     بازیگر     راما قویدل     شبکه تهران
۱۳۸۷     آواز در باران     بازیگر     صدرالدین شجره     شبکه ۴
۱۳۸۶     تله‌فیلم «با من حرف بزن»     بازیگر     آرش معیریان
۱۳۸۶     مدار صفر درجه     بازیگر     حسن فتحی     شبکه ۱
۱۳۸۴     پای پیاده     بازیگر     اصغر توسلی     شبکه تهران
۱۳۸۱     روشنتر از خاموشی     بازیگر     حسن فتحی     شبکه ۱
۱۳۸۰–۱۳۸۱     آواز مه     بازیگر     حسینعلی لیالستانی     شبکه ۱
۱۳۸۰     مرگ و پرگار     بازیگر     امیرعباس حدسنی     شبکه ۲
۱۳۸۰     غزل غزل‌ها     بازیگر     هوشنگ توکلی     شبکه ۱
۱۳۷۵–۱۳۷۹     ولایت عشق     بازیگر     مهدی فخیم‌زاده     شبکه ۱
۱۳۷۶–۱۳۷۷     فردا دیر است     بازیگر     حسن فتحی     شبکه ۳
۱۳۷۵     خانه سبز     بازیگر     مسعود رسام
بیژن بیرنگ     شبکه ۲
۱۳۶۷     بخش چهار جراحی     بازیگر     مسعود فروتن     شبکه ۱
۱۳۶۵     مدرس     بازیگر     هوشنگ توکلی     شبکه ۱
۱۳۶۴     تله‌تئاتر «گل یاس»     بازیگر     محمود استادمحمد     کارگردان تلویزیونی: «مسعود فروتن»
۱۳۶۴     تله‌تئاتر «منبع موثق»     بازیگر     مهدی تقی‌نیا     کارگردان تلویزیونی: «مسعود رسام»
۱۳۶۳     تله‌تئاتر «مرگ دستفروش»     بازیگر     اکبر زنجانپور     کارگردان تلویزیونی: «علی‌اصغر اوجانی»
نویسنده: «آرتور میلر»
شبکهٔ نمایش خانگی
سال     نام     سمت     کارگردان     توضیحات
۱۳۹۵     آسپرین (فصل اول)    بازیگر     فرهاد نجفی     پخش در شبکهٔ نمایش خانگی
۱۳۹۳     لکه     بازیگر     محمدباقر مفیدی‌کیا     فیلم نیمه بلند ویدئویی
تئاتر
انگار در چشمهای تو اسب می دود (۱۳۹۴)
دژاوو (۱۳۹۴)
دو مرد در یک اتاق (۱۳۹۲)
ادیپوس (۱۳۹۲)

بیوگرافی فرخ نعمتی

بیوگرافی فرخ نعمتی

 

ماجرای ازدواج فرخ نعمتی و همسرش سهیلا رضوی

با فرخ نعمتی بازیگر سینما و تلویزیون در سالگرد ازدواجش با سهیلا رضوی هم صحبت شدیم، نعمتی از دیدگاهش درباره زندگی و عشق به همسرش سخن گفت.فرخ نعمتی و همسرش

در ویکی پدیا نوشته شما متولد ۱۳۳۰ در طالقان هستید.
متاسفانه متولد تهران هستم و اشتباهی در ویکی پدیا نوشته اند طالقان. خانواده پدری و مادری ام اصالتا طالقانی هستند.

حالا چرا متاسفانه تهران؟ تهران را دوست ندارید؟
تهران روز به روز بدتر می شود و کاش واقعا متولد و ساکن طالقان بودم. الان هم وقتی در تهران کار ندارم به طالقان می روم. مردم خوب و باسوادی دارد و زندگی در کنار آنها خیلی خوب است. تهران از قدیم الایام شهر خوبی نبوده و نیست. معماری بی هویتی دارد که آزار دهنده است. رشد و توسعه اش غیرمتعارف و نامتوازن است و… .

در این شهر بی توازن چطور حالتان را خوب می کنید حالا که مجبور هستید بیشتر روزهای سال را در تهران زندگی کنید؟
خیلی کم از خانه بیرون می روم مگر این که کار ضروری داشته باشم. اما از همه اینها گذشته نکته مهم و خوشایند این است که امروز سالروز ازدواجم با خانم سهیلا رضوی است. وقتی با هم ازدواج کردیم مجموع سن دو نفرمان ۴۲ سال بود، اما الان ۴۲ سال است با هم زندگی می کنیم.
چقدر خوب که از ازدواجتان چنین خوشحالید و احساس خوشبختی می کنید. برایمان از چگونگی آشنایی و ازدواجتان بگویید.
خواهر بزرگم با مادر سهیلا همکلاس بود. وقتی بچه بودیم چند باری همدیگر را دیده بودیم و عاقبت با هم ازدواج کردیم.

 

علاقه ای هم شکل گرفته بود؟
حتما شکل گرفت که به ازدواج منجر شد. وقتی جوان ۲۰ ساله ای تصمیم به ازدواج می گیرد حتما عاشق شده است!

این عشق چطوری این همه سال دوام آورد؟ حکایت شنیدنی ای باید باشد آن هم در دوره ما که جوان ها با مفاهیمی چون عشق مشکل دارند.
مفهوم زندگی تغییر کرده، آدم ها تکلیفشان با خودشان روشن نیست و نمی دانند چه می خواهند. رویاهایشان با واقعیت فاصله زیادی دارد. دختر و پسرهای جوان سرگشتگی های خاص خودشان را دارند، آشفته اند و آرامش ندارند. از هیچ چیز راضی نیستند. ما وقتی جوان بودیم این همه پیچیده نبودیم. زندگی جریان عادی خودش را داشت و ما چیز زیادی از زندگی نمی خواستیم، اما جوانان امروز فکر می کنند باید تحولی ایجاد کنند و برای همین نمی توانند عادی زندگی کنند. به نظرم تا به ۴۰ سالگی نرسند اصلا نمی دانند برای چه زندگی می کنند و هدفشان از زندگی چیست؟ اگر نتوانی در جوانی برای این سوالات، جواب مناسبی پیدا کنی که تبدیل به موجودی بی خاصیت می شوی و اگر بتوانی پیدا کنی که فلسفه زندگی را پیدا کرده ای و تبدیل به فیلسوف می شوی.

در زندگی مشترکتان عشق جریان داشته و دوام آورده. چگونه آن را حفظ کردید؟
من و همسرم هر دو بازیگریم و یکی از زوج های قدیمی هم به حساب می آییم. معتقدم برای زندگی مشترک موفق هر دو طرف باید گذشت داشته باشند، یکدیگر را دوست بدارند و با هم مهربان باشند. زندگی مشترک فرصتی به آدم ها نمی دهد که آنها در تضاد با یکدیگر قرار گیرند. وقتی در سن جوانی ازدواج می کنی رشد و تکامل ذهنی در زندگی مشترک شکل می گیرد و مرد و زن با هم کامل شده و به مرور تبدیل به یک نفر می شوند. تکامل در ارتباط درست و مشترک زن و مرد شکل می گیرد و ازدواج بهترین شکل تکامل زن و مرد است.

سهیلا رضوی و همسرش

عاشقانه های  سهیلا رضوی و همسرش

برخی بر این باورند خصلت هایی مانند مهربانی، گذشت و … ذاتی اند و مهارت نیستند که با آموزش و تمرین جزو شخصیت آدم ها شوند. نظر شما در این باره چیست؟
به نظرم نسبی است و برخی خصلت ها ذاتی است؛ مثلا بعضی بچه ها خیلی مهربان هستند، اما در برخی، بدذاتی و خشونت از همان کودکی دیده می شود. اما برخی خصوصیات را هم می توان با تمرین به دست آورد. مثلا خودم در دوران بچگی و نوجوانی خیلی زود عصبانی می شدم و واکنش نشان می دادم، اما به مرور تلاش کردم رفتار و احساسم را مهار کنم و نگذارم به هر سمتی که دوست دارد مرا ببرد. ما باید انتخاب های درستی داشته باشیم تا بتوانیم در مسیر درست هم حرکت کنیم.

 

عکس های شخصی فرخ نعمتی

عکس های شخصی فرخ نعمتی

 

حرفی دارید که دوست داشته باشید در اینجا به همسرتان بگویید؟
در همه این سال ها هر حرف عاشقانه ای را که بلد بودم و می دانستم خوشایند همسرم است به او گفته ام. حالا باز هم تاکید می کنم که حضور سهیلا در زندگی ام همان موهبتی است که وعده داده شده بود و از آسمان برایم نازل شد.

شما که از زندگی مشترک راضی هستید چه توصیه ای به جوان ها دارید؟

سخت نگیرند و قبل از این که توقعاتشان از زندگی بالا برود ازدواج کنند. به خودشان و به زندگی مشترکشان وفادار باشند. من دو پسر دارم، فرزندان می توانند رشته زندگی را محکم تر کنند. بزرگ ترین شادی من و همسرم نوه ای است که داریم. از ما دور است، اما همین که حضور دارد برایمان دلگرمی خوبی است. فرزندان و نوه ها تداوم زندگی هستند. این که از نسل من هستند کسانی که حتی وقتی من نباشم با نام من زندگی کنند حس خوشایندی است.

فرخ نعمتی، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر سال‌هاست با سهیلا رضوی زیر یک سقف زندگی می‌کند و نتیجه زندگی مشترک آنها دو پسر است و یک نوه به اسم «نامی» که نعمتی او را بسیار دوست دارد. نعمتی بین عموم مردم با گویندگی نقش امام رضا(ع) در سریال ولایت عشق به شهرت رسید، اما او کارنامه پرباری دارد.

از آثار تلویزیونی او می‌توان به بازی در سریال‌هایی مانند روشن‌تر از خاموشی، مدار صفر درجه، شب می‌گذرد، آسمان من و از آثار سینمایی‌اش به هتل کارتن، ماهی‌‌ها عاشق می‌شوند، چک و … اشاره کرد. با نعمتی درباره دیدگاه‌هایش درباره زندگی و عشق هم‌صحبت شدیم.

در ویکی‌پدیا نوشته شما متولد ۱۳۳۰ در طالقان هستید.

متاسفانه متولد تهران هستم و اشتباهی در ویکی‌پدیا نوشته‌اند طالقان. خانواده پدری و مادری‌ام اصالتا طالقانی هستند.

حالا چرا متاسفانه تهران؟ تهران را دوست ندارید؟

تهران روز به روز بدتر می‌شود و کاش واقعا متولد و ساکن طالقان بودم. الان هم وقتی در تهران کار ندارم به طالقان می‌روم. مردم خوب و باسوادی دارد و زندگی در کنار آنها خیلی خوب است. تهران از قدیم‌الایام شهر خوبی نبوده و نیست. معماری بی‌هویتی دارد که آزار‌دهنده است. رشد و توسعه‌‌اش غیرمتعارف و نامتوازن است و… .

 

همسر فرخ نعمتی

همسر فرخ نعمتی

 

در این شهر بی‌توازن چطور حالتان را خوب می‌کنید حالا که مجبور هستید بیشتر روزهای سال را در تهران زندگی کنید؟

خیلی کم از خانه بیرون می‌روم مگر این که کار ضروری داشته باشم. اما از همه اینها گذشته نکته مهم و خوشایند این است که امروز سالروز ازدواجم با خانم سهیلا رضوی است. وقتی با هم ازدواج کردیم مجموع سن دو نفرمان ۴۲ سال بود، اما الان ۴۲ سال است با هم زندگی می‌کنیم.

چقدر خوب که از ازدواجتان چنین خوشحالید و احساس خوشبختی می‌کنید. برایمان از چگونگی آشنایی و ازدواجتان بگویید.

خواهر بزرگم با مادر سهیلا همکلاس بود. وقتی بچه بودیم چند باری همدیگر را دیده بودیم و عاقبت با هم ازدواج کردیم.

علاقه‌ای هم شکل گرفته بود؟

حتما شکل گرفت که به ازدواج منجر شد. وقتی جوان ۲۰ ساله‌ای تصمیم به ازدواج می‌گیرد حتما عاشق شده است!

این عشق چطوری این همه سال دوام آورد؟ حکایت شنیدنی‌ای باید باشد آن‌هم در دوره ما که جوان‌ها با مفاهیمی چون عشق مشکل دارند.

مفهوم زندگی تغییر کرده، آدم‌ها تکلیفشان با خودشان روشن نیست و نمی‌دانند چه می‌خواهند. رویاهایشان با واقعیت فاصله زیادی دارد. دختر و پسرهای جوان سرگشتگی‌های خاص خودشان را دارند، آشفته‌اند و آرامش ندارند. از هیچ‌چیز راضی نیستند. ما وقتی جوان بودیم این‌همه پیچیده نبودیم. زندگی جریان عادی خودش را داشت و ما چیز زیادی از زندگی نمی‌خواستیم، اما جوانان امروز فکر می‌کنند باید تحولی ایجاد کنند و برای همین نمی‌توانند عادی زندگی کنند. به نظرم تا به ۴۰ سالگی نرسند اصلا نمی‌دانند برای چه زندگی می‌کنند و هدفشان از زندگی چیست؟ اگر نتوانی در جوانی برای این سوالات، جواب مناسبی پیدا کنی که تبدیل به موجودی بی‌خاصیت می‌شوی و اگر بتوانی پیدا کنی که فلسفه زندگی را پیدا کرده‌ای و تبدیل به فیلسوف می‌شوی.

فیلسوف هم نشوی، می‌توانی زندگی متعادلی داشته باشی.

بله ! کشور ما ادبیات غنی‌ای دارد، برای داشتن زندگی متعادل و خوب کافی است بوستان سعدی را بخوانی. آنقدر خوب تو را نصیحت می‌کند که اگر حرفش را قبول داشته باشی و آنها را در زندگی اجرا کنی، راحت‌تر زندگی می‌کنی. بزرگان ادبیات، ما را مدام به قناعت و تواضع توصیه می‌کنند. اگر به گفته‌های آنها توجه کنیم در همین شهر شلوغ تهران هم می‌توان زندگی آرامی را سپری کرد.

در زندگی مشترکتان عشق جریان داشته و دوام آورده. چگونه آن را حفظ کردید؟

من و همسرم هر دو بازیگریم و یکی از زوج‌های قدیمی هم به حساب می‌آییم. معتقدم برای زندگی مشترک موفق هر دو طرف باید گذشت داشته باشند، یکدیگر را دوست بدارند و با هم مهربان باشند. زندگی مشترک فرصتی به آدم‌ها نمی‌دهد که آنها در تضاد با یکدیگر قرار گیرند. وقتی در سن جوانی ازدواج می‌کنی رشد و تکامل ذهنی در زندگی مشترک شکل می‌گیرد و مرد و زن با هم کامل شده و به مرور تبدیل به یک نفر می‌شوند. تکامل در ارتباط درست و مشترک زن و مرد شکل می‌گیرد و ازدواج بهترین شکل تکامل زن و مرد است.

برخی بر این باورند خصلت‌هایی مانند مهربانی، گذشت و … ذاتی‌اند و مهارت نیستند که با آموزش و تمرین جزو شخصیت آدم‌ها شوند. نظر شما در این باره چیست؟

به نظرم نسبی است و برخی خصلت‌ها ذاتی است؛ مثلا بعضی بچه‌ها خیلی مهربان هستند، اما در برخی، بدذاتی‌ و خشونت از همان کودکی دیده می‌شود. اما برخی خصوصیات را هم می‌توان با تمرین به دست آورد. مثلا خودم در دوران بچگی و نوجوانی خیلی زود عصبانی ‌می‌شدم و واکنش نشان می‌دادم، اما به مرور تلاش کردم رفتار و احساسم را مهار کنم و نگذارم به هر سمتی که دوست دارد مرا ببرد. ما باید انتخاب‌های درستی داشته باشیم تا بتوانیم در مسیر درست هم حرکت کنیم.

حرفی دارید که دوست داشته باشید در اینجا به همسرتان بگویید؟

در همه این‌ سال‌ها هر حرف عاشقانه‌ای را که بلد بودم و می‌دانستم خوشایند همسرم است به او گفته‌ام. حالا باز هم تاکید می‌کنم که حضور سهیلا در زندگی‌ام همان موهبتی است که وعده داده شده بود و از آسمان برایم نازل شد.

شما که از زندگی مشترک راضی هستید چه توصیه‌ای به جوان‌ها دارید؟

سخت نگیرند و قبل از این که توقعاتشان از زندگی بالا برود ازدواج کنند. به خودشان و به زندگی مشترکشان وفادار باشند. من دو پسر دارم، فرزندان می‌توانند رشته زندگی را محکم‌تر کنند. بزرگ‌ترین شادی من و همسرم نوه‌ای است که داریم. از ما دور است، اما همین‌ که حضور دارد برایمان دلگرمی خوبی است. فرزندان و نوه‌ها تداوم زندگی هستند. این که از نسل من هستند کسانی که حتی وقتی من نباشم با نام من زندگی ‌کنند حس خوشایندی است.

 

مصاحبه با فرخ نعمتی

مصاحبه با  فرخ نعمتی

 

آیا فکر می‌کردید در سریال یادآوری نقش مقابل یکدیگر را بازی کنید؟ آیا قبلا این تجربه برایتان اتفاق افتاده بود؟

نعمتی: نه، اصلا چنین قراری نبود. قرار بود بازیگر دیگری نقش پدر علی را بازی کند، ولی از آنجایی که قرارها همیشه بر یک مدار ثابت نمی‌مانند این نقش هم به من واگذار شد. قسمت را که شنیده‌اید، شاید قسمت من بوده که در آغاز چهلمین سال زندگی مشترک با سهیلا، نقش یک زن و شوهر را این بار در یک سریال بازی کنیم.

درباره بخش دوم سوال هم باید بگویم که بله، شاید فقط یک بار در فیلم کوتاهی به کارگردانی رضا دادوئی و در نمایش «قمر در عقرب» کار شهره لرستانی که فقط یک اجرا در جشنواره فجر داشت، نقش زن و شوهر را بازی کردیم؛ همچنین در فیلم هتل‌کارتن و مسافر بهشت حضور داشتیم، اما نه به عنوان زن و شوهر.

رضوی: من هم فکر نمی‌کردم که این اتفاق بیفتد و نقش زن و شوهر را در سریال یادآوری بازی کنیم. راستش را بخواهید دلم می‌‌خواست این اتفاق بیفتد.

خوشبختانه این اتفاق درست در شبی که قرار بود صبح‌اش سر صحنه یادآوری بروم، افتاد. بنابراین کار یکی دو روز هم تعطیل شد. من هم مثل بچه‌ها که برف بیاید و مدرسه تعطیل شود، خوشحال شدم. دلیل عمده خوشحالی‌ام هم این بود که قرار شد با فرخ نعمتی همبازی شوم. ما قبلا این تجربه را داشتیم که با یکدیگر همبازی شویم، اما نقش زن و شوهر را نداشتیم.

شما در این سریال نقش پدر و مادری را بازی می‌کنید که برای زنده نگه داشتن فرزندشان به خانواده مرادی التماس می‌کنند. درآوردن این صحنه‌ها به لحاظ حسی قطعا انرژی زیادی از شما می‌گرفت. مثل زمانی که به خانه مرادی رفتید و در مقابل دو دختر خانواده التماس می‌کردید یا در زندان و هنگام اعدام علی…. درباره این صحنه‌ها بگویید و احساستان؟

نعمتی: نسل من خوب به یاد دارد و لابد نسل شما در بازنگری وقایع انقلاب، تصاویر امام راحل را هنگام نشستن در هواپیما و پرواز به سمت ایران دیده‌اید، ایشان در پاسخ خبرنگاری که پرسیده در این لحظه چه احساسی دارید: با لبخندی معنی‌دار فرمودند: هیچ. همه می‌دانستند که در تلاطم وقایع انقلاب «هیچ»، احساس نیست، بلکه بروز ندادن احساس است. اکنون هم من دوست دارم درباره احساس درباره این صحنه‌ها، بگویم «هیچ» حسی نداشتم.

رضوی: وقتی فیلمنامه خوب باشد، فضا و دیالوگ‌ها به حس بازیگر کمک می‌کند و اگر کارگردان به بازیگرش اطمینان داشته باشد و بالعکس به قول معروف نور علی نور می‌شود. بازی صحنه‌هایی که به آن اشاره کردید، انرژی زیادی از ما گرفت، اما زمانی که با یک یا دو برداشت کارگردان ابراز رضایت می‌کرد، چند برابر انرژی گرفته شده بازگردانده می‌شد و این برای بازیگر لذت‌بخش است.

آیا ما به ازای شخصیت‌های پدر و مادر علی را دیده بودید که بتوانید برای بازی از آنها الهام بگیرید؟ چون حس گرفتن برای چنین صحنه‌هایی کار راحتی نیست؟

نعمتی: وقتی در نگارش متنی دقت شده باشد، خود متن و نقش الهام‌بخش و راهنمای بازیگر است. بنابراین لزومی به کاوش برای ما به ازای بیرونی نیست، کافی است نقشی از صافی درون بازیگر بگذرد. معتقدم هر گاه بازی بازیگری توجه شما را به خود جلب کرد، پیش از آن نقش، توجه بازیگر را به خود جلب کرده است.

رضوی: نه. نیازی به ما به‌ازا نبود. فیلمنامه این کمک را می‌کرد. وقتی فیلمنامه به قول معروف استخوان‌دار باشد، می‌تواند کمک زیادی به بازیگر کند و این اتفاق هم در فیلمنامه سریال تلویزیونی یادآوری افتاده بود. خوشبختانه شخصیت‌پردازی‌ها خیلی خوب بود و انسجام لازم را داشت. از سوی دیگر فکر می‌کنم انسان برای نجات جان بچه‌اش هر کاری حاضر است انجام بدهد، ولی آرزو می‌کنم هیچ پدر و مادری در چنین موقعیتی قرار نگیرند.

 

گفتگو با فرخ نعمتی

گفتگو با  فرخ نعمتی

 

کار کردن با حجت قاسم‌زاده چگونه بود؟ آیا کارگردانی است که به بازیگر آزادی عمل بدهد تا بتواند براحتی نقش‌اش را ایفا کند؟

نعمتی: حجت قاسم‌زاده اصل یک کارگردان حرفه‌ای است؛ از آن‌دسته کارگردان‌هایی که بخوبی می‌‌داند چه می‌خواهد و با تسلط بر ابزار کارش و با وسواس زیاد درباره جزئیات بویژه در مورد متن که اغلب در کارهای او با دقت و تحلیل درست از شخصیت‌ها نگاشته می‌شود که معمولا از سوی خودش انجام می‌شود. البته این بار به وسیله همسر هنرمندش رویا غفاری به رشته تحریر در آمده بود.

در این چارچوب‌ها مشخص است که بازیگر آزادی‌عمل برای جان بخشیدن به نقش دارد. این دومین همکاری من با قاسم‌زاده است. در همین جا لازم می‌دانم از این همکاری ابراز خرسندی کنم. به قدردانی دستش را می‌فشارم و چشم انتظار کارهای بعدی‌اش می‌مانم.

رضوی: آرزو می‌کنم که باز هم به من پیشنهاد کار بدهد.

با توجه به این‌که سریال از شبکه‌ آی‌فیلم پخش می‌شود و مخاطب برون‌مرزی هم دارد، آیا پرداخت به مضامین انسانی که سریال یادآوری دستمایه قرار داده، مورد توجه مخاطبان خارج از ایران قرار می‌گیرد؟

 

فرخ نعمتی

 

نعمتی: شاید تفاوت‌های فرهنگی در اقوام و ملل مختلف فاصله‌ای را در درک پاره‌مفاهیم ایجاد کند، ولی مگر شما کسی را می‌شناسید، حتی در خارج از مرزهای کشور که به مضامین به تعبیر شما انسانی توجه نداشته باشد. هر چند باید منتظر ماند و این گونه تاثیرات را از زبان بینندگان شنید.

رضوی: من هم معتقدم مضامین انسانی همیشه مورد توجه مردم بوده و هست.

هم‌اکنون که سریال یادآوری پخش می‌شود، نظرتان درباره آن چیست؟

نعمتی: نظر دادن درباره کاری که در حال پخش است، کار پسندیده‌ای نیست. شما نویسندگان و منتقدان مطبوعاتی نیز در این مورد عجله نکنید. بگذارید تعداد قسمت‌های بیشتری از این سریال پخش شود تا با درک تمامی مفاهیم درباره آن اظهارنظر کنیم.

رضوی: به نظرم باید بگذارید سریال تمام شود تا بهتر بتوانیم درباره آن نظر بدهیم، چون تا آخرین قسمت اتفاقات زیادی در قصه می‌افتد. نباید با عجله نظر داد.

 

فرخ نعمتی در کنار همسرش

فرخ نعمتی در کنار همسرش

 

در این سریال نقش علی فرزندتان را یک نابازیگر به‌عهده دارد. کار کردن در کنار نابازیگر برایتان سخت نبود؟ زیرا به لحاظ حس گرفتن در صحنه‌ها چندان خوب بازی نمی‌کند.

نعمتی: روزبه حصاری، نابازیگر نیست، بازیگر خوبی است که اولین حضورش مقابل دوربین را در سریال یادآوری، تجربه کرد. هم او و هم بازیگری که نقش دخترم (صدف نورمحمد) را ایفا می‌کند، بازی‌های تاثیرگذاری دارند. نیروی جوانی آنها و جذابیت حضورشان برای من نیز الهام‌بخش بود. در این مجموعه من و شما شاهد طلوع ستارگان درخشان در آسمان پرستاره هنر ایران‌زمین هستیم؛ آسمانی که همیشه و هنوز پر از ستاره است.

رضوی: روزبه حصاری نابازیگر نیست. تئاتر کار کرده و این اولین کار تصویری اوست. ما یعنی خانواده اعلایی، یک خانواده چهار نفری بودیم که همدیگر را خیلی دوست داشتیم و این در طول کار به همه ما کمک می‌کرد

عکس های غزل شاکری و خانوادش+بیوگرافی

غزل شاکری

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های غزل شاکری Ghazal Shakeri و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی غزل شاکری

بیوگرافی غزل شاکری

غزل شاکری متولد ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در تهران، بازیگر و طراح است

فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی طراحی صنعتی است و در حال حاضر مشغول انجام طراحی صحنه، طراحی داخلی، آواز و موسیقی و البته بعضی اوقات، بازیگری است

غزل شاکری دختر فرشته طائرپور تهیه‌ کننده، مدیر تولید، مجری طرح و فیلم‌نامه‌ نویس است، خانم طائرپور در حال حاضر، مشاور امور مالیاتی خانه سینما می‌ باشد

غزل شاکری و مادرش

عکس غزل شاکری و مادرش فرشته طائرپور

او حضور خویش را در سینما از سال ۱۳۶۶ با فیلم ماهی کارگردانی کامبوزیا پرتوی آغاز کرد. او بیشتر به خاطر بازی در نقش گلنار در فیلمی به همین نام شناخته می‌شود. او این فیلم را در ده سالگی خود بازی کرده‌است.از جمله سوابق هنری وی می‌توان به ایفای نقش در فیلم‌هایی نظیر «ماهی»(کامبوزیا پرتوی، ۱۳۶۶)، «گلنار»(کامبوزیا پرتوی، ۱۳۶۷)، «وقتی همه خواب بودند» (فریدون حسن پور، ۱۳۸۴)« آینه های روبه رو» ( نگار آذربایجانی ) و طراحی صحنه و لباس فیلم‌های «وقتی همه خواب بودند» و «آینه‌های روبرو» است. غزل شاکری با درخشش سریال شهرزاد (حسن فتحی) موفقیت سال‌های پیشین خود را مجدداً تکرار کرد.از فعالیت های موسیقیایی وی می‌توان به بازخوانی تصنیف حدیث آشنایی اثر حبیب الله بدیعی و با خوانندگی زنده یاد پوران و تک خوانی ریتمیک با عنوان قلک اشاره کرد.

هنوز خبری در مورد ازدواج و متاهل بودن وی رسانه ای نشده است

 

نحوی دعوت به فیلم گلنار

آقای پرتوی سر یکی دو پروژه با خانم طائرپور، مادرم همکاری داشتدر یک بخش از فیلم «ماهی» هم من برای آقای پرتوی بازی کردم. از همان ابتدا که ایشان فیلم نامه گلنار را می نوشت در  کنارش بودم و بعد از آن متوجه شدم من را برای نقش گلنار انتخاب کرده است. در ابتدا خانواده ام چندان موافق نبودند، اما به هر حال ماجرا طوری پیش رفت که من تبدیل به گلنار قصه شدم

خاطره و یادگاری از گلنار

زمانی که برای بار اول تصویر خودم را در مقابل دوربین دیدم برایم خیلی عجیب بود نمی دانستم دوست دارم یا نه و حتی قایم می شدم، لباس های گلنار و دستمال آبی و عروسک ها (به جز آن ها که در موزه سینما هستند) در دفترخانه ادبیات نگهداری می شوند من هم به جز چند عکس قاب شده در اتاقم، ضبط صوتی را که به عنوان دستمزد گرفته بودم و چند وقت پیش آن را به دختری هم سن همان روزهای خودم هدیه دادم چیز دیگری ندارم.

غزل شاکری و همسرش

سریال های غزل شاکری

سریال شهرزاد – ( حسن فتحی – ۱۳۹۳)

فیلم های غزل شاکری

فیلم سینمایی ماهی (کامبوزیا پرتوی، ١٣۶۶)،

فیلم سینمایی گلنار (کامبوزیا پرتوی، ١٣۶٧)،

بازیگر و طراح صحنه و لباس فیلم وقتی همه خواب بودند (فریدون حسن پور، ١٣٨۴)

فیلم آینه های روبرو (نگار آذربایجانی، ١٣٨٨)

فیلم سارا و آیدا (مازیار میری ۱۳۹۵)

تئاتر های غزل شاکری

کنسرت تئاتر در روزهای آخر اسفند – نقش دکتر بهار عارف ( محمد رحمانیان – ۱۳۹۲)

غزل شاکری در شهرزاد

دانلود آهنگ فوق العاده زیبا و عاشقانه ی اگر چه عمری از غزل شاکری

دانلود آهنگ قلک غزل شاکری

متن آهنگ قلک غزل شاکری

میخوام یه قلک بسازم از دلم

حواسمو جمع کنم

و یه روزی به وقتش

که پر شد

بشکنمش و آبروی عشقو بخرم

میخوام یه قلک بسازم از دلم

که وقتی که صبح شد

که رد شد تمام بد دلیها تمام دلخوریها تموم لحظه هایی

که سر شد به ترسو به وحشت

از اینکه یار نباشه

رفیق و پا نباشه به وقتش وفا نباشه

 

مصاحبه با غزل شاکری

چه شد که برای نقش اول فیلم سینمایی گلنار انتخاب شدی؟

آقای پرتوی سر یکی دو پروژه با خانم طائرپور، مادرم همکاری داشت. در یک بخشی از فیلم «ماهی» هم برای آقای پرتوی بازی کردم. من از همان ابتدا که ایشان فیلمنامه گلنار را می نوشت در کنارش بودم و بعد از آن متوجه شدم من را برای نقش گلنار انتخاب کرده است. در ابتدا خانواده چندان موافق نبودند اما به هر حال ماجرا طوری پیش رفت که من تبدیل به گلنار قصه شدم.

عکس های اینستاگرام غزل شاکری

تو در خانواده ای هنرمند بزرگ شده ای. خودت چقدر به بازیگری علاقمند بودی؟

فضای سینما، فضای جذابی است و وقتی به من پیشنهاد بازیگری داده شد خیلی خوشحال شدم. اما در آن سن (۱۰ سالگی) آدم نمی داند دقیقا چه چیزی می خواهد. برای من آن زمان فضا جذاب و خوشایند بود؛ همین.

در آن زمان ها هیچ وقت با مادرت درباره این موضوع که دوست داری در آینده بازیگر یا نویسنده شوی حرف نزدی؟

من ۱۰ سالم بود. این سن خیلی سن زیادی نیست که بخواهمدرباره این موضوع به شکل جدی با خانواده ام صحبت کنم. ولی در کل این حرفه را دوست داشتم. مثلا در مدرسه تئاتر بازی می کردیم. انشاهایم همیشه خوب بود و دوست داشتم. اما اینکه من تصمیم گیرنده باشم که می خواهم این نقش را بازی کم؛ خیر در جریان نبودم و بزرگ ترها خودشان بریده و دوخته بودند. ولی طوری نبود که وقتی به من گفتند بازی کن دوست نداشته باشم. خیلی هم دوست داشتم و استقبال کردم.

زمانی که می خواستی مقابل دوربین بازیکنی تصورت درباه بازی و بازیگری تغییر نکرد؟ یا قبل از آن هم به واسطه مادرت با بازیگری آشنا بودی؟

من تا حدی با سینما آشنا بودم و پشت صحنه یکسری از کارها حضور داشتم. واقعیت این است وقتی به عنوان بازیگر جلوی دوربین می روی خیلی چیزها برایت تازه است. ضمن اینکه در عالم بچگی بیشتر از اینکه تو بازی کنی ازت بازی می گیرند. در بچگی این تیم است که می تواند از تو بازی بگیرد. آنقدر سکانس ها خرد شده هستند که بازیگر کودک قدرت تشخیص و حفظ کردن تداوم این سکانس ها را ندارد و برای همین بار آن بر دوش کارگردان است.

برای بار اول که گلنار را دیدی چه حسی داشتی؟

زمانی که برای بار اول تصویر خودم را در مقابل دوربین دیدم برایم خیلی عجیب بود. نمی دانستم دوست دارم یا نه و حتی قایم می شدم. اما الان که فیلم را می بینم آن را دوست دارم. یعنی به عنوان بیننده دوست دارم و به این فکر نمی کنم که من الان گلنار فیلم هستم. وقتی خودم گلنار را مونتاژ شده، دوبله شده و با موسیقی دیدم، نمی توان بگویم که کم تر از بقیه تحت تاثیر قرار گرفتم. من هم مثل بقیه بچه ها درگیر داستان شده بودم. حتی وقتی فیلم را برای اولین بار دیدم و در پایان فیلم، جمله های خداحافظی گلنار و خانم خرسه را شنیدم، خیلی ناراحت شدم و گریه کردم.

فیلم های غزل شاکری

از گلنار بعد از گذشت ۲۶ سال چه خاطراتی به یاد داری؟

بیشتر از خاطره های دوران فیلمبرداری، خاطره هایی بعد از نمایش فیلم به یادم مانده… آدم های بزرگ با وجود همه جدیت شان وقتی مرا می دیدند و می شناختند، شروع می کردند به خواندن آوازهای خاله قورباغه یا آقاخرسه! خاطرات زیادی مثل پاره شدن دامن بلند و چین دار، از درخت بالا رفتن، گردو چیدن، کنار رودخانه با قلاب ماهی گرفتن و… دارم.

چیزی هم از دوران به یادگاری داری؟

لباس های گلنار و دستمال آبی و عروسک ها (به جز آن ها که در موزه سینما هستند) در دفترخانه ادبیات نگهداری می شوند… من هم به جز چند عکس قاب شده در اتاقم، ضبط صوتی را که به عنوان دستمزد گرفته بودم و چند وقت پیش آن را به دختری هم سن همان روزهای خودم هدیه دادم چیز دیگری ندارم.

مردم در خیابان تو را می شناسند؟

در یک دوره ای دیگر کسی مرا نمی شناخت. اما الان گاهی من را می شناسند. فکر می کنم یک نسلی بچه هایشان دارند این فیلم را می بینند و برای همین وقتی من را می بینند می شناسند. البته آدم های باهوش آن هم در موقعیت های خیلی عجیب و غریبی ناگهان می گویند من همان گلنارم. آن هم به این خاطر که فرزندشان به تازگی آن فیلم را دیده است. مثلا یکجا می روم آب میوه بخورم کسی که دارد آب میوه می گیرد سرش را بالا می گیرد و می گوید شما گلنار هستید؟ یا صندوق دار یک فروشگاه یا یک نفر در راهروی بیمارستان و… مکان هایی که اتفاقا آدم ها خیلی حضور ذهن ندارند این اتفاق می افتد.

بازیگرهایی که در دوران کودکی در فیلم های ماندگار بازی کردند به ویژه در دوره تو زیاد بودند اما اغلب وقتی بزرگ شدند نتوانستند در این عرصه موفق باشند یا اصلا دوباره در تصویر حضور داشته باشند به نظرت دلیلش چیست؟

برای اینکه در دوران کودکی؛ نویسنده، کارگردان و تیم فیلم ساز هستند که کسی را براساس فیلمنامه و کاراکتری که دارد انتخاب می کنند و الزاما آن کودک بازیگری را انتخاب نکرده است. بعد هم اینکه تجربه بازی یک بخش است و اینکه بخواهی آن را ادامه بدهی و واقعا بازیگر باشی یک بخش دیگر. برای خود من اینطور شد که بعد از بازی در فیلم گلنار آنقدر شناخته شده بودم که حتی اذیت می شدم.
غزل شاکری چگونه به شهرت رسید؟
برای همین دوره ای از بازی و بازیگری فاصله گرفتم. الان بعد از چند سال با انتخاب خودم دوباره برگشتم. البته پرکار نیستم و قبل از انتخاب به این فکر می کنم که کار می تواند برایم ویژه باشد یا اینکه بهترجبه اش می ارزد؟ یکسری از دوستانم که در کودکی بازی کردند شاید فقط برای همان نقش مناسب بودند و بعدها زیاد مناسب بازیگری نبودند یا موقعیتش را نداشتند یا اصلا پیگیری و پشتکار برای ادامه دادن نداشتند. اما بر می گردم به همان حرف قبلم که این بازیگرهای کودک، انتخاب شده بودند برای همان نقش و خودشان بازیگری را انتخاب نکردند.

غزل شاکری کنار مصطفی زمانی

بین بازیگرهایی که هم دوره تو در کودکی شان نقش داشته اند بازی کدام را دوست داشتی؟

یادم هست علی کوچولو را خیلی دوست داشتم. بازیگرهای فیلم پاتال و آرزوهای کوچک و پسری را هم که در مدرسه پیرمردها بازی می کرد دوست داشتم. در عالم بچگی وقتی فیلمی موفق می شود آدم دوست دارد جای شخصیت محبوب آن باشد. حتی فرقی نمی کند آن فیلم ایرانی است یا خارجی.

در حال حاضر مشغول چه کارهایی هستی؟

من مهندسی طراحی صنعتی خوانده ام و کارم طراحی داخلی و طراحی صحنه است. گاهی هم بازی می کنم و در زمینه موسیقی هم در بخش آواز آن فعالیت دارم. در سریال آقای حسن فتحی (شهرزاد) هم بازی کرده ام که هنوز پخش نشده است. هم چنین روی یکسری پروژه های شخصی ام کار می کنم و می نویسم طراحی هم می کنم و با یکسری از مستندسازان نیز همکاری دارم.

 

عکس های رضا میرکریمی کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینمای ایران+بیوگرافی

رضا میرکریمی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های رضا میرکریمی کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینمای ایران می باشد که امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

عکس های جدید رضا میرکریمی

رضا میرکریمی امشب چهارم اردیبهشت سال ۹۶ مهمان خندوانه و رامبد جوان می باشد

بیوگرافی رضا میرکریمی

رضا میرکریمی (زادهٔ ۸ بهمن ۱۳۴۵ – زنجان) کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینمای ایران است.

رضا میرکریمی در ۸ بهمن ۱۳۴۵ در زنجان متولد شد.او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. میرکریمی عضو گروه سینمای فرهنگستان هنر نیز می‌باشد. میرکریمی فعالیت‌های سینمایی خود را از سال ۱۳۶۶ با فیلم کوتاه ۱۶ میلیمتری برای او آغاز کرد.

سپس دو سریال تلویزیونی ماجراهای آفتاب و عزیز خانم و بچه‌های مدرسه همت را برای کودکان و نوجوانان ساخت. میرکریمی اولین کار بلند سینمایی خود در سال ۱۳۷۸ با ساخت کودک و سرباز آغاز کرد، فیلمی که برای آن بالن نقره‌ای جشنواره سه قاره را کسب کرد. زیر نور ماه دومین اثر سینمایی او در سال ۱۳۷۹ با موفقیت همراه بود، او برای کارگردانی این فیلم جایزه بهترین فیلم هفته منتقدین جشنواره فیلم کن، جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر و جایزه جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو را از آن خود نمود.

حرف های شنیدنی رضا میرکریمی

اینجا چراغی روشن است سومین فیلم بلند وی به شمار می‌رود که در سال ۱۳۸۰ در فضایی انتزاعی و با لحنی شاعرانه ساخته شد. میرکریمی جایزه ویژه هیئت داوران بهترین فیلم جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر را برای ساخت این فیلم دریافت کرد. چهارمین فیلم بلند میرکریمی خیلی دور، خیلی نزدیک در سال ۱۳۸۳ به روی پرده رفت. خیلی دور خیلی نزدیک فیلمی جاده‌ای و درام بود، سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم کلکته از جمله دست‌آوردهای چهارمین اثر میرکریمی بود.

به همین سادگی پنجمین فیلم میرکریمی با ساختاری جدید و قصه‌ای ساده و با درامی درونی و شخصیت محور بود که در سال ۱۳۸۶ ساخته شد. به همین سادگی رنگ موفقیت را به خود دید و میرکریمی با این اثر سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر و جایزه گئورگ طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو را تصاحب کرد. یه حبه قند در سال ۱۳۸۹ اثری با نگاه به زندگی خانواده ایرانی بود که مورد توجه قرار گرفت. امروز در سال ۱۳۹۲ هفتمین اثر میرکریمی به حساب می‌آید.

این فیلم نماینده ایران در اسکار ۲۰۱۵ بود و در جشنواره بین‌المللی فیلم رباط جایزه بهترین فیلم و جایزه مردمی را تصاحب کرد. میرکریمی در سال ۱۳۹۴ دختر را جلوی دوربین برد و این فیلم در هفت بخش نامزد دریافت سیمرغ بلورین از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.

رضا میرکریمی در خنوانه

میرکریمی در اردیبهشت ۱۳۹۴ از طرف هیئت مدیره خانه سینما به عنوان مدیرعامل این نهاد صنفی انتخاب شد. رضا میرکریمی پیش‌تر نیز در حد فاصل سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ مدیرعامل خانه سینما بود

 

مهاجرت سارا دختر رضا میرکریمی

رضا میرکریمی متاهل بوده و سال هاست که ازدواج کرده است، او صاحب یک دختر بنام سارا و یک پسر بنام صادق می باشد، پسرش ازدواج کرده و در کار لوازم خودرویی می باشد، سارا هم تجربه بازیگری دارد و در حال تلاش برای مهاجرت است

سارا میرکریمی ادامه می دهد شک دارم برای مهاجرت به کانادا چون وابسته ام ولی دوست دارم این تجربه را داشته باش  پدرم خیلی به خانواده اش علاقه دارد و دوست دارد همه کنارش باشند

ما هم که فقط دو بچه هستیم، تا ببینیم چه می شود …

فرزندان رضا میر کریمی

فرزندان رضا میر کریمی

فیلم‌شناسی

فیلم‌های بلند

سال نام فیلم کارگردان تدوینگر فیلم‌نامه‌نویس جوایز
۱۳۹۴ دختر Yes جایزه گئورگ طلایی بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو ۲۰۱۶
۱۳۹۲ امروز Yes Yes Yes بهترین فیلم و جایزه مردمی جشنواره بین‌المللی فیلم رباط ۲۰۱۴
برنده جایزه جایزه سپاس سیگنیس جشنواره بین‌المللی فیلم واشنگتن ۲۰۱۴
جایزه فیپرشی و جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم شب‌های سیاه ۲۰۱۴
برنده جایزه تماشاگران و جایزه الحمرا برنز جشنواره فیلم گرانادا سینز دل سور ۲۰۱۵
۱۳۸۹ یه حبه قند Yes بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم ابن عربی ۲۰۱۲
ذکر ویژه و دیپلم افتخار جشنواره فیلم گرانادا ۲۰۱۳
بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی سینما مسلمانان کازان ۲۰۱۳
۱۳۸۶ به همین سادگی Yes Yes Yes سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر، بخش آسیا ۱۳۸۶
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر، بخش آسیا ۱۳۸۶
سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۶
برنده جایزه گئورگ طلایی بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو ۲۰۰۸
۱۳۸۳ خیلی دور، خیلی نزدیک Yes Yes سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۳
برنده تندیس بهترین کارگردانی جشن خانه سینما ۱۳۸۳
تندیس بهترین فیلم به انتخاب انجمن منتقدان و نویسندگان جشن خانه سینما ۱۳۸۳
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم کلکته ۲۰۰۵
۱۳۸۰ اینجا چراغی روشن است Yes Yes Yes جایزه بین المذاهب بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۱
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۱
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک ۲۰۰۳
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم بالی ۲۰۰۴
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم آسیا – اقیانوسیه ۲۰۰۴
۱۳۷۹ زیر نور ماه Yes Yes جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۹
جایزه بهترین فیلم هفته منتقدین جشنواره فیلم کن ۲۰۰۱
لوح بهترین کارگردانی و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو ۲۰۰۱
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم بیروت ۲۰۰۱
برنده جایزه طاووس نقره‌ای جشنواره بین‌المللی فیلم دهلی نو ۲۰۰۲
بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم کوالالامپور ۲۰۰۲
۱۳۷۸ کودک و سرباز Yes پروانه زرین جشنواره فیلم کودک و نوجوان ۱۳۷۸
برنده جایزه بالن نقره‌ای جشنواره سه قاره ۲۰۰۰
برنده کفش طلایی جشنواره فیلم زلین ۲۰۰۱
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک ۲۰۰۱
برنده جایزه فیل نقره‌ای جشنواره بین‌المللی کودک هند ۲۰۰۱

رضا میرکریمی کارگردان فیلم دختر

 

فیلم‌های کوتاه و سریال‌ها

  • فرش ایرانی (مستند)
  • برای او، یک روز بارانی (کوتاه)
  • خروس (کوتاه)
  • آفتاب و عزیزخانم (مجموعه تلویزیونی)
  • بچه‌های مدرسه همت (مجموعه تلویزیونی)
  • بی‌پولی (مجموعه تلویزیونی)
  • نماهنگ چهارشنبه (کودک)

داوری جشنواره

  • ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم دیدار تاجیکستان ۲۰۱۴

رضا میرکریمی در جوانی

صحبت های جالب رضا میر کریمی در برنامه چشم شب روشن

رضا میرکریمی دبیر سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر چهارشنبه ۲۳ فروردین با حضور در برنامه «چشم شب روشن» شبکه چهار در سخنانی درباره شهید آوینی افزود: تازگی و کاشف بودن آوینی برایم جذاب بود. او کپی پیست کسی نبود و در حالی که برنامه های زیادی درباره جنگ پخش می شد، صدایی هر هفته از تلویزیون پخش می شد که دیدگاهی متفاوت داشت.

رضا میرکریمی: مشکل سینمای ایران، فیلمنامه نیست

وی افزود: او را خیلی از نزدیک درک نکردم، البته در روز تشییع پیکرش احساس خاصی داشتم و به خاطر شرکت در مراسم، دانشگاه نرفتم. او از اتفاقات نمی ترسید و آماده پذیرش معانی جدید بود. کنجکاوی از او آوینی ساخت که تکراری نبود و صدق بر کلام او حاکم بود.

مصاحبه با رضا میرکریمی

آوینی اگر زنده بود، به مخاطب جهانی فکر می کرد

میرکریمی تصریح کرد: ما درباره گذشتگانمان اینگونه هستیم که می خواهیم از آنها یک موجود جامد بسازیم، اما من فکر می کنم اگر آوینی اکنون زنده بود به مخاطب جهانی فکر می کرد ولی ما مجبوریم چون پرونده زندگی او در یک زمان مشخص بسته شده، درباره همان زمان حرف بزنیم. شهید صیاد شیرازی نیز دارای همین ویژگی ها بود. ضمن اینکه این سخن را که می گویند ما به شهدا مدیونیم، قبول ندارم و به نظرم ما به هیچکس جز خودمان دینی نداریم.

در ادامه اکبر نبوی کارشناس این برنامه درباره جشنواره جهانی فیلم فجر پرسید و میرکریمی در این باره بیان کرد: حجت الله ایوبی رییس سابق سازمان سینمایی یک سال و نیم پیش پیشنهاد دبیری این جشنواره را داد و من درباره آن دغدغه داشتم. به ویژه که سال ها است می گویم پاشنه آشیل جشنواره بخش تخصصی آن است. ۱۰ سالی بود که من به جز مهمانی Party هایی که در خلال برگزاری جشنواره دعوت می شدم در جشنواره شرکت نمی کردم. بنابراین تصمیم گرفتم جشنواره جهانی به صورت یک گردهمایی خوب و باشکوه سینمایی با حضور کارشناسان جهانی برای ارتباط با جهان باشد.

با پول ساختمان می توان ساخت، فرهنگ نه

کارگردان «خیلی دیر خیلی نزدیک» یادآور شد: زمانی مشکلات منطقه ای، می طلبید که ما با سینمای ارزشمندی که داریم، جشنواره ای به اندازه آن داشته باشیم. به ویژه که در منطقه برخی تلاش کردند با صرف هزینه های گزاف جشنواره برگزار کنند که موفق نشدند، چرا که با پول، ساختمان می توان ساخت اما فرهنگ را نه.

جشنواره ای لوکس را به جشنواره ای تخصصی تبدیل کردیم

میرکریمی تاکید کرد: ما جشنواره ای را که ویترین داشت و لوکس بود، به جشنواره ای تخصصی با کارگاه های آموزشی تبدیل کردیم. ریخت و پاش کمتری داشتیم و ولخرجی های کشورهای همسایه را انجام ندادیم چرا که تصمیم داشتیم از یک جشنواره پیرو به جشنواره ای پیشرو تبدیل شویم. برای اینکه کشورهای همسایه از تاجیکستان تا افغانستان نیز این جشنواره را پایگاه خودشان بدانند، کوشیدیم ذائقه سازی کنیم.

جایزه گرفتن رضا میرکریمی

دبیر جشنواره جهانی فجر، با اشاره به برخی از آمارهای این جشنواره گفت: سال گذشته از ۶۵ فیلمی که داشتیم ۱۷ فیلم برای اولین بار در آسیا نمایش داده شدند و آثاری نیز داشتیم که اولین حضور بین المللی شان را تجربه کردند. امسال این قانون Law را برای شرکت کنندگان همسایه داریم که فیلمشان را در هیچ جشنواره منطقه ای شرکت نداده و جشنواره فجر را ترجیح داده باشند.

همه جشنواره ها سیاسی هستند

در ادامه پس از پخش تیزر جشنواره که به یاد و نام عباس کیارستمی ساخته شده اسن، میرکریمی درباره اینکه سیاست یا هنر، کدام گزینه را در موفقیت فیلم های سینمای ایران در جشنواره های جهانی موثر می داند، تصریح کرد: به نظر من همه جشنواره ها سیاسی هستند، منتها در هر جای دنیا غلظت و نسبت و اندازه دارد. طبیعتا همه مثل ما دنبال اهداف ملی خودشان هستند اما این دلیل نمی شود همه اتفاقاتی که در جشنواره ها رخ می دهد، از آن نگاه سخت گیرانه عبور کرده باشد.

اصولا سینمای مستقل دنیا، سینمای معترض است

وی با بیان اینکه اصولا سینمای مستقل دنیا، سینمای معترض است و این در همه جای دنیا رایج است، عنوان کرد: اینگونه نیست که فقط در ایران، سینمای اجتماعی سینمای مستقل باشد و این در همه جای دنیا صدق می کند و همه جای دنیا سیاست به نوعی پشت همه چیز هست.

اینگونه نیست که فقط در ایران، سینمای اجتماعی سینمای مستقل باشد و این در همه جای دنیا صدق می کند و همه جای دنیا سیاست به نوعی پشت همه چیز هست. میرکریمی درباره جایگاه سینمای معترض در جشنواره جهانی فجر گفت: سینمای مستقل و کم تیراژ از این جنس است که بخش بزرگتری از واقعیت در آن است، اگر چنین آثاری در جشنواره باشد، بسیاری از کسانی که صرفا علاقمندان سینما Cinema نیستند می توانند فیلم ها را به عنوان بستری تحقیقاتی و شناختی تماشا کنند و مخاطب جشنواره باشند.

رضا میرکریمی و همسرش

رضا میرکریمی و همسرش در لبنان

 

فضایی که در دنیا حاکم است، فضای اعتراض است

کارگردان فیلم «دختر» ادامه داد: هیچ هنرمندی در شرایط عادی، دوست ندارد مخاطب کمتری داشته باشد. فضایی که در دنیا حاکم است، فضای اعتراض است و در تاریخ بشر چنین بی عدالتی را شاهد نبوده ایم و طبق آماری که ارایه می شود فقط ۸ درصد جمعیت جهان ۸۲ درصد منابع را در اختیار دارند.

علی رغم هزینه های بسیاری که پرداخت کرده ایم در جمع نه گویان دنیا نیستیم

وی با اشاره به شکل گیری یک «نه بزرگ جهانی» تصریح کرد: ما علی رغم هزینه های بسیاری که پرداخت کرده ایم در جمع این نه گویان نیستیم، ما در گذشته یک نه گوی بزرگ در افکار جهانی بودیم و اکنون یک قدرت خوب در منطقه هستیم.

معتقدم عباس کیارستمی فیلمساز بزرگی است

میرکریمی در بخشی دیگری از سخنانش گفت: حوزه فرهنگ متغیر است و با یک نسخه کوچک نمی توان آن را اداره کرد. از این زاویه است که من معتقدم عباس کیارستمی فیلمساز بزرگی است و در فیلم هایش ذائقه و فرهنگ ایرانی دیده می شود. این تنگ نظری که بگوییم کیارستمی از ما نیست همانی است که باعث می شود در جمع نه گویان نباشیم و لوکال و منطقه ای باشیم.

من معتقدم عباس کیارستمی فیلمساز بزرگی است و در فیلم هایش ذائقه و فرهنگ ایرانی دیده می شود. این تنگ نظری که بگوییم کیارستمی از ما نیست همانی است که باعث می شود در جمع نه گویان نباشیم و لوکال و منطقه ای باشیم. سیاستمداران به حرفمان گوش ندادند کار خودمان را کردیم

زندگینامه رضا میرکریمی

دبیر سی و پنجمین جشنواره جهانی فجر تصریح کرد: ما تا جایی که می توانیم می کوشیم با سیاستمداران در این باره که حوزه فرهنگ مهم است و هزینه های شما را کاهش می دهد، حرف بزنیم، اما اگر کسی به حرفمان گوش ندهد، ما می کوشیم کار خودمان را درست انجام بدهیم و امسال پس از یک سال تلاش با دبیرخانه ثابتی که داشتیم، به نتایج خوبی رسیده ایم. مثلا ما برای مهمانانی که از اروپا دعوت کرده ایم این مشکل را داشتیم که آنها اگر در پاسپورتشان سفر به ایران درج شده بود، دیگر نمی توانند به آمریکا سفر کنند. پیرو تنش های جدیدی که این آقای تازه به دوران رسیده در آمریکا ایجاد کرده است، هم مشکلاتی داریم. کشورهای عربی هم که با ما در زاویه قرار گرفته اند و ما می خواهیم یک مانور فرهنگی ملی داشته باشیم و در این شرایط متاسفانه تنازعات سیاسی و جناحی حقیر آنقدر وقت مملکت را گرفته است که ما خودمان دست به کار شدیم.

۶۷ مهمان کارشناس بین المللی داریم که برای آمدن یا نیامدن ۴۸ ساعت از ما وقت می خواستند

دبیر جشنواره جهانی فجر درباره اتفاقات جشنواره امسال توضیح داد: امسال ما از ۶۷ کشور جهانی مهمان کارشناس، کارگردان، بازیگر Actor و… داریم افرادی که از ما ۴۸ ساعت وقت خواستند تا ببینند می توانند خطر کنند و به ایران بیایند و دیگر قادر به رفتن به آمریکا نباشند و سرانجام به ما بله گفتند. ۳۰، ۴۰ نفر هم از کشورهای عربی هستند البته نه از عراق و لبنان و … بلکه از مصر و الجزایر و تونس و مراکش.

از محل پایین آوردن پذیرایی مهمان ها دارالفنون را راه انداختیم

میرکریمی درباره دارالفنون جشنواره فجر نیز توضیح داد: ما از محل پایین آوردن پذیرایی مهمان ها و عناصری که جشنواره را لوکس می کنند، دارالفنون را راه انداختیم که شامل ۵۰ نفر از جوانان زیر ۲۷ سال ایرانی و جوانانی از ۲۸ کشور دنیا است؛ افرادی که حداقل یک فیلم ساخته اند و در مجموع ۱۱۰ نفر هستند. در این فرصت ایجاد شده آنها می توانند از تجربیات بزرگان سینمای ایران و جهان بهره ببرند. امسال اساتیدی دعوت کرده ایم که وقتی می گفتند شما قرار است برای استعدادهای جوان آموزش دهید، می پذیرفتند و دغدغه شان بود.

مشکل سینمای ایران، فیلمنامه نیست، نداشتن تنوع در ژانر و اجرای ضعیف است

وی ادامه داد: امسال ما ۲ برابر پارسال فیلم داریم و یک سال تمام سینمای جهان را رصد و انتخاب کردیم. من معتقد نیستم مشکل سینمای ایران فیلمنامه است، بلکه تنوع ژانر ندارد و در ساختار و پرفورمنس ضعیف شده است. بنابراین فیلم هایی انتخاب کرده ایم که قدری با این تک آهنگی سینمای ایران که بیشتر فیلم های اجتماعی و بدون فانتزی است، متفاوت باشد.

دبیر جشنواره جهانی فجر همچنین با اشاره به باشگاه مخاطبان تصریح کرد: اینکه مخاطبان بیایند فیلم ها را ببینند و بروند به درد ما نمی خورد، ما باید مخاطب شناسی کنیم، تعداد اعضای باشگاه مخاطبان پارسال ۸ هزار نفر و امسال ۲۲هزار نفر است و امیدوارم بتوانیم پاسخگو باشیم. سطح سواد شرکت کنندگان نیز نسبتا بالا و میانگین نزدیک فوق لیسانس است.

«چشم شب روشن» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه ها از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود

فیلم های جدید رضا میرکریمی

رضا میرکریمی: فرش قرمز به دردم نمی‌خورد

بعد از برگزاری جشنواره متشتت و بدون خروجی سال گذشته، امسال چه راهبردی برای عبور از بحران اتخاذ کرده‌اید؟

به‌هرحال كار ساده‌اي نبود. مردادماه سال گذشته که این مسئولیت را پذیرفتم، افراد بسیاری از جناح‌ها و گرايش‌هاي فكري متفاوت؛ از افراد مذهبي تا روشنفكر، با من تماس گرفتند و گفتند با پذیرش این مسئولیت مرتکب کار اشتباهی خواهی شد! خلاصه توي دلم را حسابي خالي كردند.

‌ دلایل آنها چه بود؟

آنها معتقد بودند تو جايگاه و آبرويي کسب کرده‌ای و نباید خرج چيزي كني كه زنده نخواهد شد!

‌ البته بیراه هم نمی‌گفتند. چون به هر شکل بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر در همه ادوار، پروژه‌اي شکست‌خورده و بیشتر شبیه نمایش‌های سینماتکی بود تا جشنواره رقابتی و تأثیرگذار در سطح بین‌الملل. نظرتان چیست؟

خب تجربه نشان داده در ايران استقبال از فيلم‌های خارجي در جشنواره‌اي كه مردم آنها را با مقياسي از دستكاري می‌بینند، خیلی پررنگ نیست!

‌ همین پاشنه آشیل جشنواره است. چون در درجه نخست جلب اعتماد مردم مهم‌تر است. حالا بر چه مبنایی دبیری را پذیرفتید؟

سعی کردم خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنم. از همان ابتدا گفتم بايد بکوشیم نقايص را برطرف كنيم. يكي از مشكلات ما اين بود كه نمي‌دانستيم چرا بخش بین‌الملل جشنواره را برگزار مي‌كنيم، درحالی‌که بخش ملي را برمبنای اهداف ملي دنبال مي‌كنیم. در دهه فجر سعی می‌شود در جشن مردمي پیروزی انقلاب اسلامی، شور و نشاطی با محوریت فیلم و سینما به وجود آوریم. هرچند به نظرم اهداف عمیق‌تری را دنبال نمی‌کنیم. زیرا اگر می‌کردیم استراتژي و سياست‌هاي بلندمدت می‌داشتیم. بااین‌حال بخش ملي در مقایسه با بین‌الملل وضعيت روشن‌تري داشت.

‌ به نظر می‌رسید مسئولان با اما و اگر و البته محافظه‌کارانه به انتخاب و نمایش فیلم‌های خارجی می‌پرداختند تا کمترین چالش تفکری در جامعه به وجود بیاید. در واقع مدیران با سیاست و محافظه‌کاری هدفمند از اعتبار خودشان خرج نمی‌کردند تا با نمایش فیلم‌هایی که در عین اینکه قوانین جاری کشور در آنها لحاظ شده، حرفی هم برای گفتن داشته باشد و طرحی نو بیفکنند.

وقتي شما هدف مشخصي را پيگيري نكنيد، در اجزا و اجرا خودش را نشان مي‌دهد. چون سمت‌وسويي ندارد تا همه‌چيز را با آن بسنجيم. برای نمونه در همه شئون مانند انتخاب فيلم‌ها و دعوت از میهمانان، اين بي‌هدفي معلوم بود و هزينه‌هاي زيادي هم روي دستمان گذاشت! نبودن هدف باعث می‌شود شما برای هر چیزی خرج ‌كنيد و به هيچ‌كدام هم نرسید! چون تصمیم‌‌ها در لحظه گرفته می‌شود. در آخرين لحظه‌ هم پول و اعتبارات را می‌پردازند كه گران تمام می‌شود و درنهایت هم به نتيجه دلخواه نمي‌رسيد. بنابراین تصميم گرفتم تا جايي كه مي‌شود جشنواره جمع و جور برگزار شود.

‌ ریخت‌و‌پاش‌های بی‌دلیل را حذف کردید؟

بله.

رضا میرکریمی کنار فرهاد اصلانی

‌ به چه شکل؟

سعي كردم هر چيزي که در خدمت هدفمان نيست حذف شود. در وهله نخست جشنواره باید پلي باشد براي معرفي سينماي ايران و در مرحله دوم معرفي سينماي منطقه و مأموريت سوم هم ارتقاي ذائقه و دانش سینمایی مخاطبان عمومی و حرفه‌ای ايراني.

‌ یعنی نسل جدید را پرورش دهید؟

بله. مي‌خواهم جشنواره به یک كارگاه بزرگ علمي تبديل شود كه در آن نگاه و ذائقه مخاطبان سينمارو و حرفه‌ای ارتقا پيدا كند و آگاه شوند به اينكه چه اتفاقي در دنيا مي‌‌افتد؛ هم به لحاظ سينمايي و هم موضوعات ديگر.

‌ منظورتان از معرفی سینمای ایران چیست؟

خيلي مهم بود مکانی را انتخاب كنيم تا بازار فیلم در دسترس باشد، جايي را كه تبادلات اقتصادي در آن انجام می‌شود، دقيقا به قلب كاخ جشنواره آوردیم؛ يعني جايي که جداافتاده و دوراز‌دسترس نباشد تا در تبادلات فیلم‌هایی که از نقطه نظر مالی و حمایتی نسبت به دیگران ضعیف‌تر و کم‌بنیه‌تر هستند حذف نشوند.

‌ مشکلی که همه‌ساله وجود داشته و فیلم‌ها فرصت برابر برای رقابت نداشته‌‌اند.

امسال بخش اقتصادي و تعامل و تبادل فرهنگی برايمان بسیار مهم است. دیگر اينكه نمايش‌هايي كه به فیلم‌های خارجي‌ها اختصاص می‌دهیم برايمان اهميت داشته باشد، زیرا جشنواره در بخش اصلي، بيشتر فيلم‌هاي خارجي نمايش مي‌دهد؛ اين چيزي نيست كه خارجي‌ها برای آن به ایران مي‌آيند، آنها مي‌آيند كه فيلم ايراني ببينند.

‌ درواقع می‌توان این‌طور استنباط کرد؛ تلویحی به منتقداني پاسخ می‌دهید که اعتقاد دارند فقط فیلم‌های خاصی از سينماي ايران – كه به قول خودشان سياه‌نمايي معنا می‌دهد – در جشنواره‌های جهانی به نمایش درمی‌آید، درحالی‌که بخش اعظمي از سينماي ما ناديده گرفته مي‌شود. در واقع شما قصد دارید تنوع و تكثري را كه در سينماي ايران جاری است، در ويترينی به میهمانان خارجي‌ نشان دهيد؟

البته اين كار براي اولين‌بار نيست كه اتفاق مي‌افتد. بالاخره فيلم‌هاي ايراني را در ماركت براي خارجي‌ها نمايش مي‌دادند، اما هيچ‌گاه اين‌قدر جدي نبوده است.

‌ دقیقا چه نکته‌ای مورد توجه جدی قرار نگرفته بود؟

جشنواره‌هاي بين‌المللي محل تلاقي سلايق، افكار و نگاه‌هاي مختلف فرهنگي هستند. هميشه هم با اهداف ملي تعريف مي‌شوند؛ يعني برايشان مهم است كه فلان فیلم‌سازان را بياورند و به نسل جديد فیلم‌سازان و پژوهشگران خود نشان دهند و در تعامل با آنها مباحث فرهنگی ردوبدل شود. ما اين هدف را در جشنواره بين‌المللي فجر خيلي جدي نمي‌گرفتيم. يعني میهمانان خارجي كمترين تلاقي را با گروه مخاطبان ايراني داشتند. در نهايت در يك میهماني شام همديگر را مي‌ديدند و هيچ جايي كه به هم معرفي شوند و گپ‌وگفت بيشتر داشته باشند، وجود نداشت. تلاش‌مان بر این بود که اين ضعف را برطرف كنیم؛ يعني در همه ابعاد جشنواره سعي كرديم از كمترين امكانات استفاده كنيم تا میهمانان خارجي بيشترين ارتباط را با دانشجويان و علاقه‌مندان سينما و رسانه‌ها داشته باشند.

‌ به نکته جالبی اشاره کردید. در دوره‌های گذشته، میهمانان خارجی در قرنطینه بودند و وقتی از جشنواره به کشورشان برمی‌گشتند تازه معلوم می‌شد که چه کسانی وارد ایران شده‌‌اند. رسانه‌ها هم اغلب خبردار نمی‌شدند، مگر معدودی از آنها! حالا میهمانان چگونه و در کجا اقامت می‌کنند؟

براي اين كار نخست هتلشان را به مركز شهر منتقل كرديم كه با فرهنگ و مردم ايران تماس داشته باشند و از بافت قديمي شهر جدا نشوند. دوم، كاخ جشنواره را به گونه‌ای انتخاب كرديم كه همه چيز مثل ماركت، کارگاه‌های آموزشی و نمايش فيلم‌‌ها در یکجا متمركز باشد و حتی همه کنار هم غذا بخورند. بااین‌حال گفتم اين هم كافي نيست. بهتر است يك فيلم خارجي كه نمايش داده مي‌شود، توسط يك فيلم‌ساز ايراني معرفي شود كه قبلا آن را ديده باشد و به ذائقه‌اش بخورد.

‌ هدفتان از این کار چیست؟

هدف اين است كه بيشترين ارتباط را میان فيلم‌ساز ايراني و خارجي برقرار كنم. وقتي فيلم‌سازی ايراني همراه كارگردان خارجی فيلم روي سن مي‌رود و با یکدیگر درباره فیلم گفت‌وگو مي‌كنند و مردم شاهد گفت‌وگوي آن دو می‌شوند، چنین فرایندی خودش به نوعی آموزش است. چون به نکات کلیدی فیلم پرداخته می‌شود و درنتیجه مخاطبان با دنیای فیلم بهتر آشنا می‌شوند و در ادامه قطعا سؤالاتی به‌وجود می‌آید و همین روند فتح باب مباحث عمیق در سینما خواهد شد.

‌ در این مسیر، انتقال تجربه چگونه صورت می‌گیرد؟

در این دوره سازمانی تشکیل دادیم به نام «سازمان داوطلبين همياري جشنواره»، که متشکل از دانشجویانی است كه با زبان خارجي آشنا هستند و به سينما علاقه ‌دارند و موظف‌اند همراه میهمان باشند و آنها را تنها نگذارند.

‌ دانشجویان را چگونه انتخاب کردید؟

در ابتدا فراخوان داديم. دانشجويان زيادي ثبت‌نام كردند كه چندزبانه بودند. از چند نفر تست گرفتيم و رسیدیم به گروه ٥٠ نفره، که قرار است ميزبانان افتخاري جشنواره باشند. يعني با میهمانان مستقيم در ارتباط باشند. حتي ممكن است با آنها براي خريد و گشت‌وگذار در تهران هم بروند. اما در همين فرصت انتقال تجربه صورت می‌گیرد. در واقع حتي يك ثانیه از زماني كه میهمان به هزينه ما درجشنواره حضور دارد، به هدر نمي‌‌رود. مثلا صبح‌ها که ساعت كم‌ترافيكي است، براي میهمانان تور تهران‌گردي گذاشته‌ایم. هر روز پنج تور از «هتل فردوسي» داريم كه تورهاي پياده است و فقط با يك راهنما همراه می‌شوند.

حدود ١٥ موزه اطراف «هتل فردوسي» وجود دارد؛ موزه‌هایی مثل ايران باستان، ملي، ملك، پست، جواهرات سلطنتي، كاخ گلستان و بازار تهران كه جايي بسیار ديدني است. در خيابان سي‌تير كه به سمت «پردیس چارسو» مي‌رويد كنيسه،‌ كليسا و موزه آبگينه وجود دارد. یادم می‌آید سال گذشته يكي از میهمانان كه رئيس یکی از جشنواره‌های معتبر بود و به دعوت من آمد در هتل اوين مستقر بود. پشت تلفن كم مانده بود گريه كند. مي‌گفت روبه‌روي اتاق من بزرگراه است و نمي‌دانم كجا بروم! حتی این نکته را در طراحي داخل كاخ جشنواره هم لحاظ کردیم. ديوارهاي غرفه‌ها كوتاه و شیشه‌ای‌اند و هيچ پستويي وجود ندارد که بتوان چيزي را مخفي كرد.

‌ به هدف منطقه‌اي اشاره کردید. منظورتان چيست؟

در منطقه خاورمیانه مجموعه تحولات سياسي اتفاق افتاده و زيرساخت‌هاي فرهنگي بعضي از كشورهاي منطقه كه حرفي براي گفتن داشتند، ازبین رفت. مثلا جشنواره «قاهره» كه هنوز برگزار مي‌شود، اما ديگر قدرت سابق را ندارد. چون فضا امنيتي شده. جشنواره «دمشق» كه کاملا نابود شد. جشنواره «لبنان» هم در سايه رفته. جشنواره «بغداد» كه ديگر نداريم.

‌ تنها جشنواره فیلم «دوبي» است كه آن هم جعلی است!

درست مثل خود شهرش جعلي است و فقط با اهداف توريستي بنا شده نه با اهداف فرهنگي. اصلا براي فرش قرمز طراحي شده. يعني همچنان مي‌خواهند بلندترين برج‌ها را بسازند و هر كاري مي‌كنند كه توريست و سرمايه‌گذار بيشتري بيايد، جشنواره هم همین هدف را دنبال می‌کند. اصلا قرار نيست خاصيت فرهنگي و هنري داشته باشد. اصولا فيلم‌سازي ندارند و كار فرهنگي جدي در آنجا صورت نمي‌گيرد. آسياي ميانه هم همين مشكل را دارد. در چند سال اخير خيلي سفر كردم و در چند جا داور بودم. مي‌دانم فيلم‌سازان خوبي در قرقيزستان و گرجستان در حال رشد هستند. تاجيكستان و حتي افغانستان همه‌شان الگوهايشان را از سينماي ايران گرفته‌اند. حتي سينماي تركيه هم به ميزان زيادي تحت‌تأثير سينماي ايران است.
تنها جايي كه اصالت و قدرت دارد و حرف اول را در منطقه آسيا و خاورميانه مي‌زند، كشور ایران است. حالا به نظر شما آيا نمي‌توانيم پل ارتباطي اينها در منطقه باشيم؟

‌ پس پل فرهنگی شعار جشنواره شده، چیزی مثل جاده ابریشم فرهنگی؟

در شعار آيين‌نامه‌ جشنواره که در شهريور سال گذشته به نگارش درآوردیم، نوشتیم مي‌خواهيم پلي باشيم میان سينماي خاورميانه، آسياي ميانه‌ و سینمای جهان. يعني اگر بتوانيم به اين هدف در كوتاه‌مدت برسيم كه هر كسي از هر جاي دنيا مي‌خواهد فيلم جديدي از اين منطقه ببيند يا كشف جديدي از اين منطقه كند، در جشنواره فجر ببيند به هدف اولیه‌مان رسیده‌ایم.

‌ معیار انتخاب فیلم‌ها چیست؟

گفتم اول سفره‌اي پهن مي‌كنيم كه مخاطبان فرهيخته‌ و سینمارو دور آن بنشينند. اصلا انتخاب فيلم‌ها را به سمتي برديم كه بتوانيم ارتباطات «میان‌‌رشته‌اي» ايجاد كنيم. يعني صرفا سينمادوستان، سينماگران و دانشجويان سينما به جشنواره نيايند. بلكه مردم‌شناسان، جامعه‌شناسان و حوزه‌های دیگر مخاطبان آنها هم باشند. اگر مي‌خواهند با زيست بشر امروز آشنا شوند و جلوه‌هايي از مسائل امروز بشر در قاره‌‌هاي مختلف را ببينند، به جشنواره بيايند. اصرار داشتيم از همه قاره‌ها فيلم داشته باشيم. از ماه‌ها پيش گروهی ٦٠ نفره را انتخاب و برایشان اهداف جشنواره را تعريف كرديم كه در فرهنگ‌سراها، پرديس‌هاي سينمايي، دانشگاه‌ها و آموزشكده‌ها كار تبلیغات جشنواره را انجام دهند. از اين طريق باشگاهي راه‌اندازي شد به نام باشگاه «هواداران جشنواره جهاني فيلم فجر» كه تا اين لحظه پنج هزار و ٥٠٠ عضو گرفته. اينها كساني هستند كه فرم پر کرده‌اند كه مي‌خواهيم فيلم‌هاي جشنواره را ببينيم و در ورك‌شاپ‌ها شركت كنيم.

‌به نظرتان سالن‌های سینمای «پردیس چارسو» ظرفيت چنین کارهايي و اين افراد را دارد؟

فراموش نكنيد در سال گذشته سالن‌هاي نمايش فیلم جشنواره، میزبان دو يا سه مخاطب بودند! من پيش‌بيني چنين استقبالي را نمي‌كردم. هنوز هم به كسي نگفته‌ايم فيلم‌هايمان چقدر متفاوتند. اما اعتماد ايجاد كردیم تا احساس کنند جشنواره هدفمند شده. اين‌طور نیست با نصب چندین بيلبورد در سطح شهر بگوييم از جشنواره ديدن كنيد. حتي به نشريات سينمايي گفتم هر سال عرف اين بوده كه جشنواره پولي بابت تبليغ می‌داده. ولی من تبليغات این‌شکلی نمي‌‌خواهم. حتي نمي‌خواهم درباره جشنواره مثبت بنويسيد. هرچه به نظرتان درست است، بنويسيد. من به جاي تبليغات، نشريات شما را مي‌خرم و در جشنواره استند رايگان مطبوعات مي‌گذارم تا مخاطبان داخلي و خارجي از نشريه شما استفاده كنند.

‌ جشنواره‌ بولتن ندارد؟

جشنواره ما كاتالوگ دارد. اما بولتن آن به صورت آنلاين است و برای سیستم‌های عامل اندروید و IOS تلفن‌های همراه طراحي شده و Wi Fi خيلي پرسرعت از طريق پارس‌آنلاين در كاخ جشنواره وجود دارد و همه آنلاين به اپليكيشن جشنواره وصل هستند و لحظه‌به‌لحظه شارژ مي‌شود.

‌اين اخبار را چه کسانی راهبری مي‌كنند؟

تیم‌های مختلف داریم كه به سه زبان عربي، انگليسي و فارسي كار مي‌‌كنند و همین طور مترجمان آلماني‌ و زبان‌هاي ديگر هستند. از تعدادي بچه‌هاي خوبي كه در خارج از كشور محقق بودند، دعوت كرديم تا به بولتن ما وجهه علمي دهند. يكي از مشكلات بولتن‌هاي دوره قبل اين بود كه چون جشنواره هدف نداشت، بولتن‌ها هم پرزرق‌وبرق بودند كه بار علمي نداشت.

‌ مشاورانتان چه كساني هستند؟

تقريبا همه مديران جشنواره، مشاورانم هستند ولي بيش از آن هر انتقادي كه در شش، هفت ماه گذشته از من شد و هر كسي كه گفت اين كار را نكن، سعي كردم از آنها اطلاعات بگيرم.

گفتم چرا نبايد اين كار را نكنم. دقيقا همان چيزي را كه به عنوان پاشنه‌آشيل مي‌ناميدند، سعي كردم تبديل به فرصت كنم. تا اينجا بحثمان روی اجراي جشنواره متمرکز بود. اما اعتبار هر جشنواره بنابر اهدافش، فیلم‌ها و میهمانانش هستند.در جامعه ما عرفي وجود دارد. پوشش نامتعارف بانوان بازیگر در فیلم‌ها، محتوای دگرباشانه، نمایش روابط عاشقانه يا مواردی ازاین دست ورود به منطقه ممنوعه تلقی می‌شود.

ظاهرا تعداد فیلم‌های خارجی از این‌دست هم زیاد نیست و راه‌حل هم ممیزی است. بااین نگاه، چگونه بر سر نمایش فیلم‌ها با فیلم‌سازان خارجی به نتیجه رسیدید؟اين نکته چالشی بزرگ براي برگزاري جشنواره بين‌المللي استاندارد است. اما وقتي هدف داشته باشيد، بخشي از اين مشكل مرتفع مي‌شود.‌چگونه؟ بسياري از فيلم‌های جشنواره از استاندارد بالايي برخوردارند و فيلم‌هاي خيلي خوبي هستند و با كمي تسامح، هيچ مغايرتي با قوانین رایج و عرفی ندارند.

‌تسامح يعني چه؟

مثلا كارهایی كه تلويزيون در فیلم‌ها اعمال می‌کند را قبول ندارم. دخل‌وتصرف در تصوير فيلم را دخل‌وتصرف در كار فيلم‌ساز مي‌دانم. اتفاقا ترجيح مي‌‌دهم تصویری را كه نمي‌‌توانم نشان دهم، فلو كنم تا اينكه براي بازیگران لباس بپوشانم. حتی جشنواره‌های دوبي، پكن و قاهره هم چنین کاری می‌کنند.

‌ از نظر شما میهمانان ويژه یعنی چه؟

جشنواره‌اي كه ما برگزار مي‌كنيم جشنواره فرش قرمزي نيست. چون نمي‌توانيم برگزار كنيم. دست‌کم به درد من نمي‌خورد. به نظرم میهمانان مهم بااهمیت‌تر از میهمانانِ معروف هستند. بيشتر دنبال اهميت فیلم‌سازان بودم. افرادی كه دعوت شده‌اند کارنامه واقعا پري دارند و فوق‌العاده باسواد هستند.

‌ امسال به میهمانان هدایای ویژه می‌دهید؟

اصلا. حتی از همه پخش‌كننده‌هاي حرفه‌اي ايراني خواستيم بگويند به چه كساني قبلا توانستند فيلم بفروشند. همه كساني كه از ايراني‌ها فيلم خريده‌اند را رايگان دعوت كرديم و هزينه اقامت بقیه میهمانان را دادیم و بليت هواپيمايشان را خودشان پرداخت کردند. يعني باج الكي به كسي نمي‌دهيم.

‌براي میهمانان ضيافت هم برگزار مي‌كنيد؟

در حد يك شب بله. اما ضيافت‌هاي هفت شبانه‌روز نه.

 

 

گفتگوی رضا میرکریمی با برنامه شهرفرنگ/ بخش اول

 

فتگوی رضا میرکریمی با برنامه شهرفرنگ/ بخش دوم

 

گفتگوی رضا میرکریمی با برنامه شهرفرنگ/ بخش سوم

عکس های محمد نادری و خانواده اش + بیوگرافی

محمد نادری

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های محمد نادری Mohammad Naderi و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

کودکی محمد نادری

کودکی محمد نادری

بیوگرافی محمد نادری

 

محمد نادری ۱۰ تیر ماه ۱۳۵۷ در تهران است.

او از باسوادان رشته خودش است دارای  کارشناسی نمایش (گرایش کارگردانی) از دانشگاه سوره،کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر از دانشگاه تربیت مدرس است بازی زیبای او در سریال شمعدانی او را مشهور کرد.

محمد نادری خالق جناب خان

محمد نادری قبل از بازیگری در مقام فیلمنامه نویس در مجموعه کوچه مروارید است شاید جالب باشید او را می توان خالق کاراکتر جناب خان خندوانه دانست که او از مجموعه کوچه مروارید متولد شد و سپس در خندوانه تبدیل به کاراکتر محبوب شد

محمد نادری از همان ابتدا صدای محمد بحرانی رو برای جناب خان در نظر داشت.

کشته شدن پدرش در تصادف با محمد مایلی کهن

محمد مایلی کهن مربی همیشه ناراضی ! در سال های دور وقتی بازیکن فوتبال بوده در یک سانحه باعث فوت پدر محمد نادری شده است او در تعریف این ماجرا می گوید ماشین رو در منتهای الیه سمت راست جاده نگه داشته بودم و در حدودا ۳۰ درجه باز شده بود

پدر محمد نادری با موتور گازی بوده به هر دلیلی ندیده یا متوجه نشده یا در یهویی باز شده میخوره به در و بعد از ۴ روز که در کما بوده فوت میکند. مادر محمد نادری همان شب خواب میبیند همسرش به خوابش اومده و گفته مایلی کهن مقصری ندارد و ماجرا به شکایت و دستگیری او نمیکشد.

آثار محمد نادری

● سریال معمای شاه – کارگردان: محمدرضا ورزی

● سریال شمعدونی – کارگردان: سروش صحت

● سریال دورهمی (شبکه نسیم)

● تله فیلم «آبروی از دست رفته آقای صادقی» – کارگردان: آیدا پناهنده

● تله فیلم «شکار» – کارگردان: سعید سالارزهی

● تله فیلم «صبح تنهایی» – کارگردان: حسین تبریزی

ازدواج محمدی نادری

عکس بالا به عنوان همسر محمد نادری معرفی میشود که در حقیقت ایشون خواهر محمد نادری هستن ، محمد نادری ازدواج نکرده و مجرد است.

از فیلمنامه نویسی تا جناب خان

قبل از بازیگری در مقام فیلمنامه نویس در مجموعه کوچه مروارید بود

شاید جالب باشد که او را می توان خالق کاراکتر جناب خان خندوانه دانست که  شخصیت جناب خان از مجموعه کوچه مروارید متولد شد و سپس در خندوانه تبدیل به کاراکتر محبوب شد محمد نادری از همان ابتدا صدای محمد بحرانی رو برای جناب خان در نظر داشت

 

خانواده محمد نادری

خانواده محمد نادری

 

اولین تجربه تا شهرت

اولین تجربه او با سریال فوق سری مهدی فخیم زاده در نوروز سال ۱۳۹۴ بود، چند ماه بعد با سریال شعمدونی سروش صحت در نقش هوشنگ بازی درخشانی انجام داد که موجب شهرت وی شد

او قبل از بازی در سریال تجربه حضور در تله فیلم را نیز داشت

محمد نادری که صدایش را با شخصیت ناصر پاپتی و با بازی مهدی فخیم زاده در نوروز امسال به خاطر دارید به هیچ وجه ناگهانی به نقش هوشنگ مظاهری نرسیده است. او دانش آموخته تئاتر است و پله های دنیای بازیگری را به نوبت طی کرده و سالها کار حرفه ای روی صحنه تئاتر و کسب تجربه های متفاوت او را امروز روی این صندلی نشانده است. محمد نادری مهمان ما شد تا از هوشنگ سریال شمعدونی بگوید از روز انتخاب، تست گریم، خواندن چند سکانس و شاید کمی قبل تر روزی که باور نمی کرد نقش اول یک سریال طنز ۵۲ قسمتی شبکه سوم سیما به او برسد:محمد نادری

بعد از سریال سروش صحت مشغول کار جدیدی شدی؟

ـ سریال شمعدونی ۲۰ دی ماه به پایان رسید. من سر کار کوچه مروارید رفتم آنجا هم صداپیشه بودم، هم نویسنده و حتی کارگردانی هنری هم انجام می دادم. آن کار از رسانه ها پخش شد.

با مهدی فخیم زاده کار کردی…

ـ بله، دوبله نقش ناصر پاپتی را به من دادند که انصافاً کار سختی بود. الان هم مشغول نگارش بخش هایی از سریال کوچه مروارید هستم.

کار نویسندگی را مشخصاً به شکل مستمر در برنامه داری؟

ـ بله، به غیر از کوچه مروارید، یکی دوتا تله فیلم کار کردم که یکی از آنها ساخته شد.

در کل از دنیای تئاتر آمدی؟

ـ بله، من سالها با خانم منیژه محامدی کار تئاتر کردم، آمادئوس، تبرئه شده، دوازده و کلی کار دیگر، قبل از آن هم که دوران دانشگاه بود و کلی کار دانشجویی داشتم. من لیسانس را از دانشگاه سوره گرفتم و فوق لیسانس را هم از تربیت مدرس و اصولاً کارم را با نمایش آغاز کردم.

از کار با مهدی فخیم زاده بگو، به نظرم دوبله یک تیپ ـ شخصیت اصلاً کار راحتی نبوده است؟

ـ به نظر من از بازیگری هم به مراتب سخت تر بود. شهرام کیور تدوینگر سریال شمعدانی با من تماس گرفت و گفت جریان این است. من صدای تو را شنیدم به نظرم برای این کار خوب هستی، رفتم و گفت چون آقای فخیم زاده خیلی حساس هستند حتماً تست صدا باید داشته باشیم. رفتم اتودی زدیم و من فهمیدم که پیش از من تعدادی از دوستان دیگرم برای تست صدا آمده اند، از جمله سیامک صفری و… من روی صدا واقعاً کار کردم تا بتوانم به حد معقولی برسم و آن صدا بتواند صورت آقای فخیم زاده را پر کند. من به آقای فخیم زاده گفتم این کار یکی از سخت ترین کارهای دنیا برای من بود چون اولاً پیش از این کار دوبله نکرده بودم، کار صدا پیشگی کرده بودم. از طرف دیگر صدای آقای فخیم زاده مشخصه هایی دارد که همه می شناسندو در واقع جنس صدای او طوری بود که برای این کار ابتدا خیلی می ترسیدم.

سریال شمعدونی

ولی خیلی ها اوایل حس می کردند خود فخیم زاده در حال صداسازی است و این نشان از آن دارد که کار تو در آمده؟

ـ بله خدا را شکر جواب داد. ضمن اینکه هم من و هم خود ایشان واکنش های خوبی گرفتیم. برای من یک تجربه جدید بود که شاید تا آخر عمر هم تکرار نشود. چون من اصلاً دوبلور نیستم.

 

بیوگرافی محمد نادری

بیوگرافی محمد نادری

 

و اولین حضور جدی ات در یک سریال تلویزیونی، با نقش یک و در کنار سروش صحت…

ـ من سر سریال کوچه مروارید بودم که آقای سالار زهی تهیه کننده و کارگردان سریال به من خبر دادند که سروش صحت بازیگر نقش اول کارش را پیدا نکرده است، ساعت دوازده شب بود، خندیدم گفتم بابا نقش اول را که همین جوری به من نمی دهند! (می خندد) گفت حالا تو برو ضرر ندارد. سکانس را آوردند و گفتند چون ما تا به حال هیچ بازی و کاری از تو ندیده ایم این سکانس را کار کنید. عذرخواهی کردند ولی من خواندم و نقش را بازی کردم. همانجا نسبتاً خوششان آمد، ولی من آمدم سرکارم و ادامه دادم چون وسط ضبط بودم.

ناامید بودی یا…

ـ آره جان تو! گفتم نمیشود! نقش اول یک سریال ۵۲ قسمتی؟! بعد زنگ زدند گفتند بیا برای تست گریم، یکبار دیگر هم تست گریم شدم، مهراب و پیمان قاسمخانی هم بودند، یک سکانس دیگر بازی کردم و ظاهراً خیلی خوششان آمد، حداقل این چیزی بود که به نظرم رسید، گفتند حالا باید مدیران شبکه هم ببینند و نظر بدهند…

هفت خوان رستم…

ـ من گفتم احتمالاً همان جا کار من گیر می کند… (می خندد)

بالاخره نقش اول سریال هر شبی شبکه سه بود و …

ـ بله، ولی دو روز بعد گفتند بیا برای تمرین و عقد قرارداد و از پس فردا هم ضبط شروع می شود. خیلی ناگهانی من به گروه پیوستم. در حالیکه بقیه افراد انتخاب شده بودند و تمرین های ابتدایی را انجام داده بودند.

هوشنگ مظاهری با چه ویژگی هایی تعریف شد، چند درصد آن از قصه بیرون آمد و چقدر سر صحنه در آمد؟ نکته مهم و حیاتی در مورد این نقش و بازی تو باید این باشد که چند سال از سن و سال خودت بالاتر را بازی می کنی؟

ـ علامت تعجب اصلی من در این سریال همین بود که ایفاگر کاراکتری خواهم بود که یک دختر دارد، یک پسر، خانم آتنه فقیه نصیری نقش همسرش را بازی خواهد کرد و…

تو تقریباً ۳۶ سال داری؟

ـ بله ۳۶ ساله ای که قرار است نقش یک مرد تقریباً ۵۰ ساله را بازی کنم. ویدا جوان که نقش دختر مرا بازی می کند از لحاظ سنی ۲ سال از من کوچکتر است. در واقع من صفر زندگی ام ازدواج کردم و … (می خندد)

در مورد ویژگی های نقش که اصولاً کاریکاتور شکل دیده شده و در فضایی فانتزی قرار می گیرد، او یک مرد ساده دل است که دوست دارد به ایده آل برسد اما…

 

 

مصاحبه محمد نادری

مصاحبه محمد نادری

ـ دقیقاً یک مرد ساده که در خیلی از اوقات جوگیر می شود. خیلی علاقمند است که مشکلات را حل کند ولی معمولاً با حرکتی که انجام می دهد مشکل را بحرانی تر می کند. یک اصطلاح هم دارد با این عنوان که بسپار به من! و معمولاً هروقت این جمله را می گوید خرابکاری در راه است. خیلی علاقمند است که پدری مدرن و با فرزندانش همراه باشد. حرف و خواسته های آنها را بفهمد و پا به پای آنها پیش برود ولی باز هم آنچه باید اتفاق نمی افتد.

و همین خالق موقعیت های کمدی سریال خواهد بود؟

ـ دقیقاً

سریال شمعدونی

زوج تو در این سریال حسن معجونی است در نقش عطا…

ـ بله برادر زنش…

در واقع بگو مگوهای عطا و هوشنگ هم فاز دیگری از این موقعیت سازی است…

ـ بله همین طور است. در کل او کارمند ساده ای است که با اشتباهاتش ایجاد ماجرا می کند.

در کل کاراکتر شیرین طراحی شده است؟

ـ بله…

و این قرار است در اتفاقات رخ داده هم لحاظ شود؟

ـ بله…

فیلمنامه کامل که قاعدتاً نداشتید؟

ـ ما ۱۰ قسمت از فیلمنامه را داشتیم. اما در ادامه و در طول تصویربرداری مابقی فیلمنامه به دست ما رسید. خود سروش صحت به همراه ایمان صفایی زحمت نگارش سریال را می کشیدند. واقعاً کار سختی داشتند، حتی روزهای آخر ما می نشستیم منتظر تا متن آماده شود.

از ابتدا این جنس بازی درشت و تا حدودی غلو شده مدنظر سروش صحت و شما بود یا اینکه سبک و سیاق نگارش و لحن دیالوگ ها شما را به سمت این بازی سوق داد؟ (اگر چه در بازی بازیگران دیگر مثل نگار عابدی هم بازی نزدیک به فانتزی محسوس است)

ـ نکته مهم این است که ما مراقب باشیم به سمت لوده بازی نرویم. تو خودت بهتر می دانی یکی از وجوهی که در آن موقعیت های کمیک ایجاد می شود رو در رو قرار گرفتن دو نقش متضاد، با خصوصیات متفاوت است.

عطا و هوشنگ…

ـ بله، از آن سو هم حضور حسن معجونی با آن جنس بازی کول، خونسرد، آرام، کم ری اکشن و… سروش صحت و ایمان صفایی مدنظرشان این بود که نقش نقطه مقابل حسن خلق بشود. در واقع هر چقدر او آرام و خونسرد است، هوشنگ خیلی اهل شو آف است، مدام در حال شعار دادن و سخنرانی کردن است، این ویژگی ها ایجاب می کرد که من نسبت به حسن بازی درشت تری به قول شما داشته باشم. در واقع بازی برجسته تری داشتم.

 

اینستاگرام محمد نادری

اینستاگرام محمد نادری

نمونه اش سوژه کنکور سارا که…

ـ ببین اون درشت نمایی و واکنش های درشت من در بازی باز هم ادامه خواهد داشت، ولی اوج آن در همان قسمت کنکور بود. رفتارهای او در قبولی و عدم قبولی سارا، اما هر چه جلوتر رفتیم یک مقدار این نگاه را کمرنگ تر کردیم.

در واقع قصه راه می افتد و عملاً تیپ ـ کاراکتر تعریف شده هوشنگ به دل ماجرا می افتد؟

ـ بله تقریباً، من با سروش راجع به نقش خیلی گپ و گفت داشتیم. در نهایت به جایی رسیدیم که یک مقدار آن اغراق کمتر می شود. اما در عین حال وجود خواهد داشت.

تو حس نکردی یک مقدار بازی ات به لحن و نوع بازی بهنام تشکر به خصوص در سریال ساختمان پزشکان نزدیک شده است؟ با گذشت این چند قسمت از کسی این ماجرا را نشنیدی؟

ـ شما هم شنیدی یا نظر خودت هم همین است.

این حس خود من پس از گذشت یکی دو قسمت بود ولی هر چه گذشت نظرات اطرافیانم هم به همین منوال بود؟

ـ چرا یک نفر دیگر هم این را به من گفت، ولی خود سروش هرگز چنین ذهنیتی نداشت.

شما بهنام را در سریال ساختمان پزشکان دیده بودی؟

ـ بله، هم اونجا دیده بودم و هم قرار بود سر یک تئاتر که تمرین هم کرده بودیم با هم همبازی باشیم که شرایط مهیا نشد و او مسافرتی برایش پیش آمد و رفت.
من جنس بازی بهنام را خوب می شناسم. باور کن وقتی در اینستاگرامم از زبان فردی خواندم بازی ام شبیه بهنام شده برایم تعجب برانگیز بود. جالب تر اینکه بدانی خیلی ها به من می گویند تو شبیه به امیر جعفری هستی! البته گریم در سریال شمعدونی خیلی روی صورت من تاثیرگذار است. آقای چگینی حتی می گفت کسی تو را بیرون ببیند نمی شناسد. چون گریم سن مرا بالاتر برده، جلوی موهایم خالی شده، آن زمان به شدت چاق شدم و گفتند چاقی ات را نگهدار برای این نقش مفید است. حتی می گفتند شکم را موقع بازی بیرون بده و… الان تو با یک ۱۹۰ ولی ترکه ای و لاغر مواجه هستی! در کل می خواهم بگویم هیچ قصد و غرضی و هدفی برای شبیه شدن بازی من به بهنام تشکر وجود نداشت. اگر این حس برای شما وجود دارد شاید برگردد به اینکه شخصیت نیما و هوشنگ شباهت های بسیاری با هم دارند. هر دوی این کاراکترها مدام بلا سرشان می آمد و مدام گاف می دادند و حتی از سوی دیگران تا حدی تحقیر هم می شدند. ضمن اینکه جنس صدای من و بهنام هم تا حدودی بم و به هم نزدیک است. در عین حال که من سعی می کردم تا حدود زیادی صدایم را نازک کنم و از لحن خودم فاصله بگیرم و هرگز نخواستم صداسازی بشود.
من جنس بازی بهنام را خوب می شناسم. باور کن وقتی در اینستاگرامم از زبان فردی خواندم بازی ام شبیه بهنام شده برایم تعجب برانگیز بود. جالب تر اینکه بدانی خیلی ها به من می گویند تو شبیه به امیر جعفری هستی! البته گریم در سریال شمعدونی خیلی روی صورت من تاثیرگذار است.

برای حفظ ۵۰ قسمت جذاب هر شبی در این ژانر پرمخاطب تلویزیونی، چند نکته مهم است، قصه گویی، شوخی ها و به خصوص زوج کمدی که اینجا تو و حسن خواهید بود؟ به نظرت این جذابیت و کشش مسئله تا پایان حفظ می شود؟

ـ بله، تازه در قسمت های اول و دوم ما بیشتر معرفی داشتیم. هر چه بگذرد تازه بگو و مگوهای این دو آدم در می آید و به موقعیت های کمدی کار کمک می کند.
سکانس های من و حسن معجونی و من و امیر کاظمی (نقش پسرم) خیلی بامزه تر خواهد بود. البته همه بازی ها در این سریال خوب و جذاب در آمده است. در مورد داستان هم بگویم ما در این سریال خط محوری قصه داریم و همین مسئله سریال شمعدونی را با دیگر نمونه های مشابه که معمولاً در آن قصه ها و موضوعات اپیزودیک روایت می شد متفاوت می کند. حالا کم کم قصه ها شکل می گیرد من مطمئنم قصه ها جذاب و گیرا خواهد بود.

و در مورد شوخی نویسی ها و فضای کمدی که از جنس کلام خلق می شود؟

ـ خیلی از شوخی های ما با گذشت زمان و در تکرار است که در می آید. ضمن اینکه مناسبات ما مناسبات خانوادگی است از طبقه متوسط اجتماع که حجم وسیعی از مخاطبان را در بر خواهد گرفت. من ابتدا خودم خیلی نگران بودم که نقشم در بیاید یا نه، ولی مهراب و پیمان خیلی به من روحیه می دادند. سروش واقعاً هدایت بسیار خوبی برای من داشت و واقعاً باید از ایشان تشکر کنم.

۵۲ قسمت با چنین نقشی در تلویزیون هر شب دیده شدن تو را به بازیگر این ژانر تبدیل می کند. علاقه مندی در ژانر کمدی تلویزیون باقی بمانی یا…

 

 محمد نادری

محمد نادری

ـ واقعاً هنوز پلان خاصی برای آینده ام در نظر نگرفتم. در انتظار واکنش ها و فید بک این کار هستم. خودم هم نمی دانم در آینده چه برنامه ای خواهم داشت. امیدوارم مخاطب سریال شمعدونی را تا پایان دنبال کند و دوست داشته باشد. ضمن اینکه در حرفه ما، بازیگری، من تنها تصمیم گیرنده نیستم، گاهی باید انتخاب شوی و گاهی باید درست انتخاب کنی. فعلاً تمام توجه و تمرکز من روی سریال شمعدونی است و امیدوارم مخاطب از حاصل زحمات این گروه لذت ببرد.

اگر در پایان صحبتی مانده…

ـ ممنون از شما، خوشحالم که با یک هم دانشگاهی قدیمی گپ و گفت خوبی داشتم.

عکس های الیکا عبدالرزاقی و خانواده اش + بیوگرافی

الیکا عبدالرزاقی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های الیکا عبدالرزاقی Elika Abdolrazzaghi و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

عکس کودکی الیکا عبدالرزاقی

عکس کودکی الیکا عبدالرزاقی

بیوگرافی الیکا عبدالرزاقی

الیکا عبدالرزاقی بازیگر ایرانی، فارغ‌التحصیل آموزشگاه هنری سمندریان، لیسانس ادبیات نمایشی است. او همسر امین زندگانی است.

کارنامهٔ بازیگری
سینما

زنان ونوسی مردان مریخی (کاظم راست‌گفتار، ۱۳۹۱)
فرزند صبح (بهروز افخمی، ۱۳۸۷)
نسل جادویی (ایرج کریمی، ۱۳۸۵)
جایی برای زندگی (محمدرضا بزرگ‌نیا، ۱۳۸۲)
مومیایی ۳

تلویزیون
سال     مجموعه     کارگردان
۱۳۹۵     دورهمی     مهران مدیری
۱۳۹۴     حالت خاص     افشین اربابی
۱۳۹۴     گاهی به پشت سر نگاه کن     مازیار میری
۱۳۹۴     خندوانه     رامبد جوان
۱۳۹۳     در حاشیه     مهران مدیری
۱۳۹۲     شوخی کردم     مهران مدیری
۱۳۹۲     گنج مظفر     مهران مدیری
۱۳۹۱     ویلای من     مهران مدیری
۱۳۹۰     ساخت ایران     محمدحسین لطیفی
۱۳۸۹     بمب خنده     مهران مدیری
۱۳۸۹     قهوه تلخ     مهران مدیری
۱۳۸۶     میوه ممنوعه     حسن فتحی
۱۳۸۶     مرد هزارچهره     مهران مدیری
۱۳۸۵     باغ مظفر     مهران مدیری
۱۳۸۵     تله‌فیلم همیشه مادر     شاهد احمدلو
۱۳۸۴     باران بهاری     مسعود رشیدی
۱۳۸۳     مزرعه کوچک     سیروس مقدم
۱۳۸۲     این سه نفر     اصغر توسلی
۱۳۸۲     وارث
۱۳۸۲     آواز مه     حسینعلی لیالستانی
۱۳۸۲     تلخ و شیرین     حمید فرخ‌نژاد
۱۳۸۱     جست‌وجو در شهر     حسن هدایت
۱۳۸۰     چند دقیقه زندگی
۱۳۷۹     دختران     اصغر توسلی
۱۳۷۸     پروانه طلایی فیلم نود     مسعود نوابی
۱۳۷۷     گم‌شده     مسعود نوابی
فیلم کوتاه

دندان آبی (هومن سیدی)
یک منهای بی‌نهایت (رسول قاسمی)
صفر (رضا سنجابی)
دعوت (مهدی کرم‌پور)

تئاتر

دن کامیلو (کوروش نریمانی، ۱۳۹۳)
پرواز به تاریکی (افشین هاشمی]]، ۱۳۹۲)
۳۳٪ نیل سایمون (افسانه ماهیان، ۱۳۹۱)
بازرس هاند واقعی (بورژین عبدالرزاقی]]، ۱۳۹۱)
ملاقات با بانوی سالخورده (حمید سمندریان، سال ۱۳۸۷)
گفتگوهای پس از یک خاکسپاری (بورژین عبدالرزاقی]]، ۱۳۸۷)
امروز دوستت ندارم (علی هاشمی، جشنواره بانوان ۱۳۸۶)
از خواب تا مهتاب (علی هاشمی، جشنواره بانوان ۱۳۸۵)
الوتریا (وحید رهبانی، محمد رضا جوزی، ۱۳۸۳)
مرد اتفاقی (وحید رهبانی، ۱۳۸۳)
اتوبوسی به نام هوس (افسانه ماهیان، ۱۳۸۰)
بهجت (حسین عاطفی، ۱۳۸۰)
نقش زن (علی هاشمی، ۱۳۷۹)
دایره گچی قفقازی (حمید سمندریان، ۱۳۷۷)

بیوگرافی الیکا عبدالرزاقی

بیوگرافی الیکا عبدالرزاقی

 

تله فیلم

اینجا آسمان همیشه ابری نیست (مهدی گلستانه)-۱۳۹۲)

شبکه خانگی

شوخی کردم (مهران مدیری-۱۳۹۲)
قهوه تلخ (مهران مدیری-۱۳۸۹)
ویلای من (مهران مدیری-۱۳۹۱)
در حاشیه (مهران مدیری-۱۳۹۴)(اسمش در تیتراژ سریال بود اما بازیش را پخش نکردند)

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی یکی از زوج های جوان و بازیگر عرصه سینما و تلویزیون هستند. الیکا عبدالرزاقی در گفتگویی درباره ازدواجش و اینکه خیلی ها از ازدواج شان تعجب کردند صحبت کرده. در ادامه این گفتگو را میخوانید.امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی
از ازدواج من و امین تعجب کردند
وقتی خبر ازدواج من و امین زندگانی رسانه ای شد، خیلی ها از این که خبر ازدواج ما را شنیدند، تعجب کردند، شاید بخشی از موضوع به این خاطر بود که آنها فکر می کردند، من و امین به لحاظ فضای کاری از هم دور هستیم. نکته جالب اینجاست که خبر ازدواج ما درحالی رسانه ای شد که ما تازه نامزده کرده بودیم و قصد نداشتیم، این موضوع را به این زودی ها علنی کنیم و ترجیح می دادیم بدون حاشیه، این دوران را طی کنیم. مدت ها بعد از رسانه ای شدن ماجرا، در اسفند ۹۲ ما با هم ازدواج کردیم.

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی

حکایت آشنایی من و امین
داستان آشنایی من و امین به یک تله فیلم، بر می گردد، در آن فیلم ما نقش زن و شوهر را بازی می کردیم. بعد از بازی در آن اثر، ارتباط خانوادگی بین ما به وجود آمد و این مراودات خانوادگی بیشتر شد، تا این که بعد از گذشت مدتی، متوجه شدیم لحظه به لحظه بیشتراز لحاظ حسی به هم نزدیک تریم و مسائلی بین ما وجود دارد که باعث نزدیک شدن و کنار هم قرار گرفتن ما می شود، به همین خاطر وقتی بحث نامزدی ما مطرح شد، اطرافیان ما چندان تعجب نکردند و انگار منتظر چنین اتفاقی بودند. خوشبختانه خانواده های ما از این تصمیم مان استقبال کردند.

فاصله من و امین از شمال تا جنوب است!!
من وامین در عین تفاهم زیادی که با یکدیگرداریم، بسیار هم متفاوت هستیم و فکر می کنم این تفاوت ها بوده که ما را به هم نزدیک کرده است! بخشی از این تفاوت هایی که من و امین داریم، از سبک زندگی متفاوت مان نشأت گرفته، من در یک خانواده شمالی بزرگ شدم و او در یک خانواده جنوبی، اما عشق و علاقه و تفاهمی که بین ما وجود دارد، باعث شده به یکدیگر فارغ از این فاصله ها نزدیک شویم.

عکس های شخصی الیکا عبدالرزاقی

عکس های شخصی الیکا عبدالرزاقی

 

الیکا عبدالرزاقی
الیکا کدبانو می شود
به نظرم زن در خانه به نوعی، منبع انرژی به شمار می رود و او به نوعی مدیر خانه است، که با عشق ورزی و محبتش همه اعضای خانواده را می تواند کنار هم قرار دهد. متاسفانه؛ در نسل جدید، بعضی از خانم ها نسبت به وظیفه مهمی که در خانه دارند بی اعتنا هستند و فکر می کنند، زن مدرن به معنای حذف وظایف مدیریت خانه اش است. در حالی که در دنیا، مادر و یک همسر باکنترل اوضاعی امور خانه، اعضای خانواده را کنار هم قرار می دهد. شاید همین دیدگاه باعث شده که همیشه سعی کنم، امورات خانه را با دقت و جدیت خاصی پیگیری کنم. هرچند که در این میان، همسرم هم به من کمک می کند. گاهی وقت ها وقتی به برخی از دوستانم می گویم، من دیشب فلان غذا را پختم تعجب می کنند، انگار انتظار ندارند، من آشپزی کنم و به امور خانه ام رسیدگی…
فکر می کنند من باید دور این مسائل را خط بکشم. در حالی که داشتن چنین دیدگاهی، برای آینده خانواده اصلا خوب نیست.

کار با مدیری مثل بازگشت به خانه است
همیشه از همکاری با مهران مدیری لذت برده ام و کارکردن با او مثل بازگشت به حریم خانه است. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر است، که او در انتخاب عواملش بسیار هوشمند است و از افراد حرفه ای و کم حاشیه بهره می گیرد. به همین خاطر هروقت که در کارهایش حضور دارم، حس می کنم به خانه ام بازگشتم. در سریال جدید مهران مدیری به عنوان «اتاق عمل» هم حضور دارم. در این سریال از قسمت پانزدهم با یک نقش متفاوت به مجموعه اضافه شدم. امیدوارم ساخت این سریال با حل مشکلاتی که برایش رخ داده به زودی از سر گرفته شود.

 

مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی

مصاحبه با  الیکا عبدالرزاقی

 

وقتی خبر ازدواج من و امین زندگانی رسانه ای شد، خیلی ها از این که خبر ازدواج ما را شنیدند، تعجب کردند، شاید بخشی از موضوع به این خاطر بود که آنها فکر می کردند، من و امین به لحاظ فضای کاری از هم دور هستیم. نکته جالب اینجاست که خبر ازدواج ما درحالی رسانه ای شد که ما تازه نامزده کرده بودیم و قصد نداشتیم، این موضوع را به این زودی ها علنی کنیم و ترجیح می دادیم بدون حاشیه، این دوران را طی کنیم. مدت ها بعد از رسانه ای شدن ماجرا، در اسفند ۹۲ ما با هم ازدواج کردیم.

حکایت آشنایی من و امین

داستان آشنایی من و امین به یک تله فیلم، بر می گردد، در آن فیلم ما نقش زن و شوهر را بازی می کردیم. بعد از بازی در آن اثر، ارتباط خانوادگی بین ما به وجود آمد و این مراودات خانوادگی بیشتر شد، تا این که بعد از گذشت مدتی، متوجه شدیم لحظه به لحظه بیشتراز لحاظ حسی به هم نزدیک تریم و مسائلی بین ما وجود دارد که باعث نزدیک شدن و کنار هم قرار گرفتن ما می شود، به همین خاطر وقتی بحث نامزدی ما مطرح شد، اطرافیان ما چندان تعجب نکردند و انگار منتظر چنین اتفاقی بودند. خوشبختانه خانواده های ما از این تصمیم مان استقبال کردند.

الیکا عبدالرزاقی: همه از ازدواجم شوکه شدند!

فاصله من و امین از شمال تا جنوب است!!

من وامین در عین تفاهم زیادی که با یکدیگرداریم، بسیار هم متفاوت هستیم و فکر می کنم این تفاوت ها بوده که ما را به هم نزدیک کرده است! بخشی از این تفاوت هایی که من و امین داریم، از سبک زندگی متفاوت مان نشأت گرفته، من در یک خانواده شمالی بزرگ شدم و او در یک خانواده جنوبی، اما عشق و علاقه و تفاهمی که بین ما وجود دارد، باعث شده به یکدیگر فارغ از این فاصله ها نزدیک شویم.

 

بیوگرافی الیکا عبدالرزاقی

بیوگرافی الیکا عبدالرزاقی

 

اهل تبلیغات نیستیم

به گفته خودتان؛ من و همسرم با این که هر دو بازیگریم و از ابزار دیده شدن برخوردار هستیم و می توانیم به واسطه ازدواج مان جنجال های بیشتری را در رسانه ها بر پا کنیم،از این اتفاق حذر می کنیم، شاید بخشی از این موضوع به این خاطر بوده که من و امین به واسطه شغل و حرفه مشترکمان، کنار هم قرار نگرفتیم و این شناخت و علاقه مان بوده، که باعث کنار هم قرار گرفتن مان شده است. به همین خاطر، سعی نکردیم از ازدواج مان به  عنوان یک عنصر تبلیغاتی استفاده کنیم. البته با سایر همکارانی که این کار را انجام می دهند هم، هیچ مخالفتی ندارم، اما ما ترجیح می دهیم که زندگی مشترک مان را از هیاهو دور کنیم. در این مدت هم اگر عکس مشترکی از ما در نشریات چاپ شده، لطف خود دوستان بوده و ما گامی برای این موضوع برنداشتیم.

الیکا کدبانو می شود

به نظرم زن در خانه به نوعی، منبع انرژی به شمار می رود و او به نوعی مدیر خانه است، که با عشق ورزی و محبتش همه اعضای خانواده را می تواند کنار هم قرار دهد. متاسفانه؛ در نسل جدید، بعضی از خانم ها نسبت به وظیفه مهمی که در خانه دارند بی اعتنا هستند و فکر می کنند، زن مدرن به معنای حذف وظایف مدیریت خانه اش است. در حالی که در دنیا، مادر و یک همسر باکنترل اوضاعی امور خانه، اعضای خانواده را کنار هم قرار می دهد. شاید همین دیدگاه باعث شده که همیشه سعی کنم، امورات خانه را با دقت و جدیت خاصی پیگیری کنم. هرچند که در این میان، همسرم هم به من کمک می کند. گاهی وقت ها وقتی به برخی از دوستانم می گویم، من دیشب فلان غذا را پختم تعجب می کنند، انگار انتظار ندارند، من آشپزی کنم و به امور خانه ام رسیدگی…

فکر می کنند من باید دور این مسائل را خط بکشم. در حالی که داشتن چنین دیدگاهی، برای آینده خانواده اصلا خوب نیست.

 الیکا عبدالرزاقی و همسرش

 الیکا عبدالرزاقی و همسرش

الیکا عبدالرزاقی: همه از ازدواجم شوکه شدند!

کار با مدیری مثل بازگشت به خانه است

همیشه از همکاری با مهران مدیری لذت برده ام و کارکردن با او مثل بازگشت به حریم خانه است. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر است، که او در انتخاب عواملش بسیار هوشمند است و از افراد حرفه ای و کم حاشیه بهره می گیرد. به همین خاطر هروقت که در کارهایش حضور دارم، حس می کنم به خانه ام بازگشتم. در سریال جدید مهران مدیری به عنوان «اتاق عمل» هم حضور دارم. در این سریال از قسمت پانزدهم با یک نقش متفاوت به مجموعه اضافه شدم. امیدوارم ساخت این سریال با حل مشکلاتی که برایش رخ داده به زودی از سر گرفته شود.

عکس های امین زندگانی و خانواده اش + بیوگرافی

امین زندگانی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های امین زندگانی Amin Zendegani و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

کودکی امین زندگانی

کودکی امین زندگانی

بیوگرافی امین زندگانی

امین زندگانی (زاده ۱۳۵۱ تهران) بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران است. وی فرزند سیاوش زندگانی از استادان موسیقی بنام ایران و برادر امید زندگانی می‌باشد.

زندگی حرفه‌ای

امین زندگانی در سال ۱۳۵۱ در خانواده‌ای هنرمند و آشنا با موسیقی در تهران متولد شد. پدرش، سیاوش زندگانی، از استادان موسیقی بود که در سال ۱۳۸۲ درگذشت. برادرش، امید زندگانی، مدتهاست که درعرصه موسیقی فعالیت می‌کند. زندگانی به فراگیری نواختن فلوت پرداخت و اکنون نیز به عنوان یکی از خوانندگان گروه «هفت» فعالیت می‌کند.

زندگانی در سال ۱۳۷۰ با ورود به دانشگاه هنر و تحصیل در رشته تئاتر وارد عرصهٔ هنر شد و به ترتیب در نمایش‌های «همسرایی مختار» (محمود عزیزی)، «خروسک پریشان» (داوود کیانیان)، «بازی تابلوی آخر» (نصرالله قادری)، «به من دروغ بگو» (امین زندگانی)، «دو مرد و یک نیمکت» (بهاء صدر)، «سرخ سوزان» (چیستا یثربی)، «مرغ دریایی» (اکبر زنجانپور) به فعالیت پرداخت. از سال ۱۳۷۴ با بازی در سریال «وکلای جوان» (بهرام کاظمی)، کار در مقابل دوربین را آغاز کرد و در سریال‌های «به سوی پیروزی» (سیروس مقدم)، «راه سوم» (قاسم جعفری)، «روزگار جوانی» (اصغر توسلی)، «همسفر» (قاسم جعفری)، «چند دقیقه زندگی» (حسینی خواه)، «معصومیت از دست رفته» (داوود میرباقری)، «نوعروس» (بیژن میرباقری)، «طلسم شدگان» (داریوش فرهنگ) به ایفای نقش پرداخت. او همچنین در فیلم‌های سینمایی «زن شرقی»، «آدمکها» و «بازیگر» حضور یافت.

زندگانی در سال ۱۳۷۴ جایزهٔ بهترین بازیگر مرد از جشنوارهٔ تئاتر فجر را دریافت کرد و در سال ۱۳۸۰ دومین بازیگر منتخب مردم از بین سریال‌های پخش شده (در طول ۴ سال) از شبکه سوم سیما شد.
فیلم‌شناسی
تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ تالار وحدت ۱۳۹۳
یک زن، یک مرد (کارگردان: آزیتا حاجیان)
جاده طولانی مارپیچ (کارگردان: رضا گوران)
پایین گذر سقاخانه (کارگردان هادی مرزبان)
به من دروغ بگو (کارگردان: امین زندگانی)

سینمایی

نیمکت(۱۳۹۵)

فصل فراموشی فریبا (۱۳۹۲)
شهابی از جنس نور (۱۳۹۲)
پیشونی سفید (۱۳۹۰)
راه بهشت (۱۳۹۰)
گلوگاه شیطان (۱۳۸۹)
خانواده ارنست (۱۳۸۸)
درخشش پنهان (۱۳۸۷)
ملک سلیمان (۱۳۸۷)
ژرفا (۱۳۸۷)
کابوس (۱۳۸۷)
شهرآشوب (۱۳۸۴)
من و دبورا (۱۳۸۴)
آدمک‌ها (۱۳۸۲)
بازیگر
زن شرقی (۱۳۷۶)

شبکه نمایش خانگی

شاهگوش (۱۳۹۳–۱۳۹۲)

سریال

چرخ و فلک ایپزود هستی (۱۳۹۵)
ساعت صفر (۱۳۹۴)
همه چیز آنجاست (۱۳۹۳)
خاطرات مرد ناتمام (۱۳۹۱)
مختارنامه(۱۳۸۹)
قفسی برای پرواز (۱۳۸۹)
طلسم شدگان (۱۳۸۳)
معصومیت از دست رفته
به سوی پیروزی
راه سوم
روزگار جوانی
همسفر
چند دقیقه زندگی
نوعروس
وکلای جوان

همسر امین زندگانی

همسر امین زندگانی

 

 

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی یکی از زوج های جوان و بازیگر عرصه سینما و تلویزیون هستند. الیکا عبدالرزاقی در گفتگویی درباره ازدواجش و اینکه خیلی ها از ازدواج شان تعجب کردند صحبت کرده. در ادامه این گفتگو را میخوانید.امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی
از ازدواج من و امین تعجب کردند
وقتی خبر ازدواج من و امین زندگانی رسانه ای شد، خیلی ها از این که خبر ازدواج ما را شنیدند، تعجب کردند، شاید بخشی از موضوع به این خاطر بود که آنها فکر می کردند، من و امین به لحاظ فضای کاری از هم دور هستیم. نکته جالب اینجاست که خبر ازدواج ما درحالی رسانه ای شد که ما تازه نامزده کرده بودیم و قصد نداشتیم، این موضوع را به این زودی ها علنی کنیم و ترجیح می دادیم بدون حاشیه، این دوران را طی کنیم. مدت ها بعد از رسانه ای شدن ماجرا، در اسفند ۹۲ ما با هم ازدواج کردیم.

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی

حکایت آشنایی من و امین
داستان آشنایی من و امین به یک تله فیلم، بر می گردد، در آن فیلم ما نقش زن و شوهر را بازی می کردیم. بعد از بازی در آن اثر، ارتباط خانوادگی بین ما به وجود آمد و این مراودات خانوادگی بیشتر شد، تا این که بعد از گذشت مدتی، متوجه شدیم لحظه به لحظه بیشتراز لحاظ حسی به هم نزدیک تریم و مسائلی بین ما وجود دارد که باعث نزدیک شدن و کنار هم قرار گرفتن ما می شود، به همین خاطر وقتی بحث نامزدی ما مطرح شد، اطرافیان ما چندان تعجب نکردند و انگار منتظر چنین اتفاقی بودند. خوشبختانه خانواده های ما از این تصمیم مان استقبال کردند.

فاصله من و امین از شمال تا جنوب است!!
من وامین در عین تفاهم زیادی که با یکدیگرداریم، بسیار هم متفاوت هستیم و فکر می کنم این تفاوت ها بوده که ما را به هم نزدیک کرده است! بخشی از این تفاوت هایی که من و امین داریم، از سبک زندگی متفاوت مان نشأت گرفته، من در یک خانواده شمالی بزرگ شدم و او در یک خانواده جنوبی، اما عشق و علاقه و تفاهمی که بین ما وجود دارد، باعث شده به یکدیگر فارغ از این فاصله ها نزدیک شویم.

 

عکس های شخصی امین زندگانی

عکس های شخصی امین زندگانی

 

الیکا عبدالرزاقی
الیکا کدبانو می شود
به نظرم زن در خانه به نوعی، منبع انرژی به شمار می رود و او به نوعی مدیر خانه است، که با عشق ورزی و محبتش همه اعضای خانواده را می تواند کنار هم قرار دهد. متاسفانه؛ در نسل جدید، بعضی از خانم ها نسبت به وظیفه مهمی که در خانه دارند بی اعتنا هستند و فکر می کنند، زن مدرن به معنای حذف وظایف مدیریت خانه اش است. در حالی که در دنیا، مادر و یک همسر باکنترل اوضاعی امور خانه، اعضای خانواده را کنار هم قرار می دهد. شاید همین دیدگاه باعث شده که همیشه سعی کنم، امورات خانه را با دقت و جدیت خاصی پیگیری کنم. هرچند که در این میان، همسرم هم به من کمک می کند. گاهی وقت ها وقتی به برخی از دوستانم می گویم، من دیشب فلان غذا را پختم تعجب می کنند، انگار انتظار ندارند، من آشپزی کنم و به امور خانه ام رسیدگی…
فکر می کنند من باید دور این مسائل را خط بکشم. در حالی که داشتن چنین دیدگاهی، برای آینده خانواده اصلا خوب نیست.

کار با مدیری مثل بازگشت به خانه است
همیشه از همکاری با مهران مدیری لذت برده ام و کارکردن با او مثل بازگشت به حریم خانه است. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر است، که او در انتخاب عواملش بسیار هوشمند است و از افراد حرفه ای و کم حاشیه بهره می گیرد. به همین خاطر هروقت که در کارهایش حضور دارم، حس می کنم به خانه ام بازگشتم. در سریال جدید مهران مدیری به عنوان «اتاق عمل» هم حضور دارم. در این سریال از قسمت پانزدهم با یک نقش متفاوت به مجموعه اضافه شدم. امیدوارم ساخت این سریال با حل مشکلاتی که برایش رخ داده به زودی از سر گرفته شود.

یک مصاحبه بسیار متفاوت با امین زندگانی

امین زندگانی در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد.

با این بازیگر سینما و تلویزیون به گفت و گو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد.

آقای زندگانی خودتان را معرفی کنید.
زندگانی: امین زندگانی هستم متولد سال ۱۳۵۱ در محله تهرا‌نپارس بزرگ شده‌ام و الان در نیاوران زندگی می‌کنم.

اگر بازیگر نبودید دوست داشتید چه کاره می‌شدید؟
زندگانی: دوست داشتم یک رستوران داشته باشم.

دوست دارید با چه کارگردانی کار کنید که تا به حال کار نکرده‌اید؟
زندگانی: کارگردانی که دوست دارد با من کار کند و تا حالا با من کار نکرده است.

دوست داشتید چه نقشی را بازی کنید که بازی نکرده‌اید؟
زندگانی: همان نقشی که تا حالا بازی نکردم.

آیا بوده بعد از سال‌ها از نحوه بازی در فیلمی خجالت بکشید؟
زندگانی: نه!

در بازیگری الگوی خاصی داشتید؟
زندگانی: در رفتار بله اما در بازی خیر، خسروشکیبایی و جمشید مشایخی و بزرگوارانی که اخلاقیاتشان حرف اول را می‌زند الگوهای رفتاری من بوده‌اند.

 

بیوگرافی امین زندگانی وهمسرش

بیوگرافی  امین زندگانی وهمسرش

 

به نظر شما رابطه مردم با سینما بهتر است یا تلویزیون؟
زندگانی: با تلویزیون و البته ماهواره

چرا؟
زندگانی: به دلیل اینکه ظرفیت محدودیت‌های زیادتر از توقعات مردم شده و فکر می‌کنم که این خطر فرهنگ ما را تهدید می‌کند که یک سری سریال‌ها که ارزش فرهنگی ندارد جایگزین سریال‌های خوب ما مثل «امام علی(ع)»، «هزاردستان»، «ابوعلی سینا» و «سربداران» شده است. جای سریال‌های فاخری که در طول این سال‌ها ساخته شده بسیار کم است و متاسفانه سرعت ساخت سریال باعث شده که هویت اصلی سریال‌ها و داستان‌های ایرانی تحت الشعاع سریال‌های ماهواره‌ای قرار بگیرد.

به نظر شما دستمزد بازیگران منصفانه است؟
زندگانی: نه، خیلی کم است.

برخی‌ها درباره دستمزد بازیگران جدید اعتراض دارند، این اعتراض‌ها چقدر بجاست؟
زندگانی: به هر حال در همه جا اعتراض وجود دارد. اما در خصوص بازیگران باید تمیز قائل شد، بازیگر دستمزدی که دریافت می‌کند، دستمزد بازی کردن نیست، دستمزد زندگی نکردن است.

آیا پول بازیگران از پارو بالا می‌رود؟
زندگانی: شاید الان اندازه پاروها کوچک شده است!

بازیگران ما چقدر به مبانی نظری بازیگری تسلط دارند؟
زندگانی:‌ من فکر می‌کنم تفاوت بازیگری که تحصیلات آکادمیک دارد با بازیگری که از در پشتی آمده شاید ۱۲ جلد کتاب باشد! چون متاسفانه سیستم آموزشی بسیار ضعیف است و در نهایت محدودیت‌ها باعث می‌شود که ضعف آموزشی خودش را بروز دهد تا ما شاهد تکرار نقش‌ها و بازی‌ها باشیم.

 

برخی عنوان می‌کنند که مانکن‌های خوش چهره جای بازیگران واقعی را گرفته‌اند نظر شما چیست؟
زندگانی: این هم یک بخش از نیاز سینما است.به هر حال سینما به تصویر خوب هم نیاز دارد همچنان که به بازی خوب نیاز دارد، ورود چهره‌های خوب و زیبا به قول بعضی ها اجتناب ناپذیر است اما می شود محدودیت‌های آموزشی قائل شد که برای تداوم چهره‌ها و اینکه نسل‌های بعدی فکر نکنند که سینما فقط چهره است، چهره نامتعارف آن‌ها باعث شده تا به عنوان بازیگر جلب توجه کنند.

رابطه چهره با سینما چیست؟
زندگانی: چهره به چهره‌اش خیلی رابطه قوی است!

آیا بازیگران با رسیدن به دوره پیری تمام می‌شوند؟
زندگانی: اگر به همین سمتی که حرکت می‌کنیم اصرار بورزیم متاسفانه باید بگویم بله، ولی در تمام دنیا بازیگر وقتی از سن ۵۰ سالگی می‌گذرد میزان نقش‌های پیشنهادی به او بیشتر است و نقش‌های اصلی برایش نوشته می‌شود، اما در ایران با بالا رفتن سن بازیگر نقش‌های یک برای او خیلی کم می‌شود.

 

اینستاگرام امین زندگانی

اینستاگرام امین زندگانی

 

چقدر به سالمندان هم صنف خود سر می‌زنید؟
زندگانی: الحمدلله سالمندان بیشتر از جوان‌ها مشغول کار هستند و انرژی مضاعفی دارند. باید ببینیم آن‌ها چقد وقت دارند یا اصلا ما را می‌پذیرند؟!

چرا خانه همه بازیگران  در شمال شهر است در صورتی که عمده علاقمندان  به سینما در جنوب شهر هستند؟
زندگانی: الان الحمدلله قیمت ملک در سراسر تهران یکدست شده و جنوب و شمال فقط از نظر جغرافیای معنا دارد.

چرا زندگی شخصی تعداد قابل توجهی از بازیگران دچار مشکل می‌شود؟
زندگانی: مشکل را برایشان درست می‌کنند.

دوست داشتید در هالیوود بازی میکردید؟
زندگانی: مطمئنا.

چرا در بین مردم این اعتقاد وجود دارد که بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی ندارند؟
زندگانی: چون کسانی که تقید اخلاقی ندارند اصولا در فرهنگ ایرانی جایی ندارند، چون بازیگران جلوی چشم هستند این دسته از بزرگورارانی که اینطور فکر می‌کنند باید این را هم لحاظ کنند که انسان جایزالخطاست. اگر بخواهم منصفانه به این موضوع نگاه کنم، خطای اخلاقی و اجتماعی بازیگران خیلی کمتر از افراد معمولی است اما نمودشان برای خبرسازی و قلم به مزد بودن برخی نشریات زرد باعث بیشتر شدن این موضوع می‌شود.

اگر روزی علیه ایران جنگ شود، شما برای دفاع شرکت می‌کنید؟
زندگانی: صد در صد.

چرا فیلم‌ها با ژانر دفاع مقدس موردتوجه مردم قرار می‌گیرد؟
زندگانی: من تا الان فکر می‌کردم قرار نمی‌گیرد! چون من در یک سریال و یک فیلم دفاع مقدس بازی کردم که مورد توجه قرار نگرفت.

برخی می‌گویند الفاظ رکیک و خنداندن به هر قیمتی در سینما و البته تلویزیون زیاد شده است، نظر شما چیست؟
زندگانی: وقتی بازار تقاضا زیاد باشد عرضه هم زیاد میشود.

چرا هنرپیشه‌های هالیوود همه جا مثل سومالی در سیاست‌های خارجی شرکت دارند ولی هنرپیشه‌های ما نیستند؟
زندگانی: چون در ساده‌ترین شکل وقتی تصمیم گرفتند در شورای شهر حضور پیدا کنند برخی رسانه‌ها شمشیر را از رو بستند.

چقدر از اجناسی که مصرف می‌کنید ایرانی است؟
زندگانی: بیشتر اجناسی که استفاده می‌کنیم چینی است.

آرزوی شما چیست؟
زندگانی: صلح برای جهان و عاقبت به خیری هنرمندان.

 

مصاحبه امین زندگانی

مصاحبه امین زندگانی

آقای زندگانی چند کلمه می‌گویم شما در مورد آن یک جمله بگویید.
عزت الله انتظامی
زندگانی: آقای بازیگر

علی نصیریان
زندگانی:‌ بازیگر استاد

محمد علی کشاورز
زندگانی: پدر بازیگری

نیوشا ضیغمی
زندگانی:‌ بازیگر خوب

شهرت
زندگانی:‌ محدودیت

سینمای ایرانی
زندگانی: مدتی است ضعیف شده.

انرژی هسته‌ای
زندگانی: خوب

شریفی نیا
زندگانی:‌ یک همسفر خوب

هالیوود
زندگانی:‌ دستمزدش خوب است

گلشیفته فراهانی
زندگانی: فرار فرهنگی

دفاع مقدس
زندگانی: متاسفانه ارزش‌هایش در حال فراموشی است.

امین زندگانی

امین زندگانی

 

بهترین فیلمی که دیده‌اید
* زندگانی: از کرخه تا راین

بدترین فیلمی که دیده‌اید
زندگانی:‌ آرگو

آنجلینا جولی
زندگانی: یک بازیگر خوب

بدترین حادثه‌ای که برایتان اتفاق افتاده
زندگانی: فوت عزیزانم

جایی که به شعورتان توهین شد…
زندگانی: همه جای ایران سرای من است!

در کدام فیلم دوست داشتید بازی کنید
زندگانی: از کرخه تا راین

تا به حال حسودی کردید؟
زندگانی: بله!

مهم‌ترین اتفاق جهان
زندگانی: کشف برق

مهم‌ترین اتفاق ایران طی سال‌های اخیر
زندگانی:‌ تحریم

تهاجم فرهنگی
زندگانی:‌ وحشتناک در حال قوت گرفتن است.

صلح
زندگانی: آنچه یافت نشود آنم آرزوست!

هیروشیما و ناکازاکی
زندگانی:‌ نتیجه استفاده بد از فناوری روز

گفتگو با امین زندگانی

گفتگو با امین زندگانی

 

الیکا کدبانو می شود
به نظرم زن در خانه به نوعی، منبع انرژی به شمار می رود و او به نوعی مدیر خانه است، که با عشق ورزی و محبتش همه اعضای خانواده را می تواند کنار هم قرار دهد. متاسفانه؛ در نسل جدید، بعضی از خانم ها نسبت به وظیفه مهمی که در خانه دارند بی اعتنا هستند و فکر می کنند، زن مدرن به معنای حذف وظایف مدیریت خانه اش است. در حالی که در دنیا، مادر و یک همسر باکنترل اوضاعی امور خانه، اعضای خانواده را کنار هم قرار می دهد. شاید همین دیدگاه باعث شده که همیشه سعی کنم، امورات خانه را با دقت و جدیت خاصی پیگیری کنم. هرچند که در این میان، همسرم هم به من کمک می کند. گاهی وقت ها وقتی به برخی از دوستانم می گویم، من دیشب فلان غذا را پختم تعجب می کنند، انگار انتظار ندارند، من آشپزی کنم و به امور خانه ام رسیدگی…
فکر می کنند من باید دور این مسائل را خط بکشم. در حالی که داشتن چنین دیدگاهی، برای آینده خانواده اصلا خوب نیست.
کار با مدیری مثل بازگشت به خانه است
همیشه از همکاری با مهران مدیری لذت برده ام و کارکردن با او مثل بازگشت به حریم خانه است. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر است، که او در انتخاب عواملش بسیار هوشمند است و از افراد حرفه ای و کم حاشیه بهره می گیرد. به همین خاطر هروقت که در کارهایش حضور دارم، حس می کنم به خانه ام بازگشتم. در سریال جدید مهران مدیری به عنوان «اتاق عمل» هم حضور دارم. در این سریال از قسمت پانزدهم با یک نقش متفاوت به مجموعه اضافه شدم. امیدوارم ساخت این سریال با حل مشکلاتی که برایش رخ داده به زودی از سر گرفته شود.

 

عکس های سروش جمشیدی و خانواده اش + بیوگرافی

سروش جمشیدی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های سروش جمشیدی soroush jamshidy و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

فرزند سروش جمشیدی

فرزند سروش جمشیدی

بیوگرافی سروش جمشیدی

سروش جمشیدی می گوید:پارتی بازی نشده است

سروش جمشیدی که این روزها در مجموعه «دورهمی» به کارگردانی مهران مدیری حضور دارد با اشاره به فعالیت هنری خود از سال ۷۷ گفت:من پیش از سال ۷۷ تئاتر کار می کردم و آن سال ها به دانشگاه یزد رفتم و به واسطه تئاتر وارد تلویزیون یزد شدم. در یزد در چند فیلم، مجموعه تلویزیونی و حتی در رادیو بازی کردم و همیشه ترجیحم کمدی بوده است.سروش جمشیدی

وی ادامه داد:بازی من در یزد موفق بود و حتی هنوز هم بعضی از مردم یزد مرا با نقشی که در یک سریال داشتم، می شناسند. با این حال با وجود اینکه حدود ۱۸ سال کار هنری کردم اکثر مردم مرا با «درحاشیه ۱ و ۲» شناختند و من در مجموعه های مهران مدیری دیده شدم و خیلی مدیون و ممنون او هستم.
عده ای فکر کنند من یک باره پیدایم شده است

جمشیدی با اشاره به حضور خود در تهران و فعالیت در عرصه تئاتر و تلویزیون بیان کرد:من از سال های ۸۴ و ۸۵ به تهران آمدم و در فیلم ها و سریال های تلویزیونی حضور داشتم. حتی در مجموعه «خروس» به کارگردانی سعید آقاخانی بازی کردم و البته چون در این سال ها اتفاقی که می خواستم برایم رخ نداده بود به عنوان دستیار کارگردان و منشی صحنه نیز فعالیت می کردم. با این حال در همین دو سالی که در سریال های آقای مدیری بازی داشتم دیده شدم و این باعث شد که عده ای فکر کنند من یک باره سبز شده ام اما واقعا اینگونه نیست و من پیشینه ای ۱۸ ساله دارم.

وی با اشاره به مردمی که نسبت به بازی های او در ۲ سال اخیر واکنش نشان داده اند، بیان کرد:گاهی بعضی در واکنش به بازی من در مجموعه های «درحاشیه» و حتی «دورهمی» سوال می پرسند که تا حالا کجا بوده ام اما واقعیت این است که من یک باره با پارتی و یا باندبازی وارد تلویزیون نشدم. اقای مدیری چنین اخلاقی ندارد که بخواهد کسی را به سریالی معرفی کند درحالیکه فرد توانمندی اش را نداشته باشد. توانایی او این است که می داند از استعدادها در کجا و به چه شکلی بهره بگیرد. مدیری به دلیل تجربه ای که داشت به من اعتماد کرد و من دو سال است که با کارهای مدیری بیشتر روی خطِ بازی افتادم.
قرار بود فقط یک قسمت برای مدیری بازی کنم

جمشیدی که اولین حضورش در آثار مدیری در اولین قسمت از مجموعه «درحاشیه» بود در این باره توضیح داد:روز اول که برای بازی در مجموعه «درحاشیه» به لوکیشن رفتم قرار بود به عنوان دوست مهران غفوریان که از خارج از ایران بازمی گردد تنها یک قسمت در آن مجموعه حضور داشته باشم اما بعد از آن حضور من ادامه دار شد. یکی از دلایلی که باعث شد در این دو سال دیده شوم خود مهران مدیری بود که کارهایش پرمخاطب است و مردم همه آثار او را می بینند.

 

بدر سروش جمشیدی

بدر سروش جمشیدی

وی همچنین درباره نقش خود و نمایش هایی که در مجموعه «دورهمی» اجرا می شود و گاه با بازی هایی غلوآمیز همراه است، بیان کرد:شخصیت های «دورهمی» تیپ هستند و اصلا یکی از شیوه های کاری مدیری تیپ سازی است. اکثر کارهای او تیپیکال است و به همین دلیل شخصیت هایش شاید کمی از فضای رئال و واقعی دور باشد. از طرف دیگر این شخصیت ها کاریکاتوری هستند و این فضای کاریکاتوری به عمد در نمایش ها به کار گرفته شده است.

گفتگو باسروش جمشیدی
هنوز چالش داریم که برای مخاطب استودیو بازی کنیم یا بینندگان منزل

بازیگر مجموعه «دورهمی» با اشاره به فضایی که برای ایفای نقش دارد، اظهار کرد:فضای کار در «دورهمی» خاص است و به گونه ای است که تلویزیون هم در حال تجربه آن است. خود من سال ها در عرصه تئاتر و تصویر بازی کرده ام اما فکر نمی کردم بازی در چنین مجموعه ای اینقدر سخت باشد. ما در فضایی کار می کنیم که شبیه تئاتر است و از طرفی برای تلویزیون پخش می شود و هنوز از لحاظ بازی چالش داریم که برای مخاطب منزل بازی می کنیم یا تماشاگرانی که در خود لوکیشن کار حضور دارند. گاهی محبوریم برای تماشاگر داخل استودیو اغراق هایی در بازی داشته باشیم اما زمانیکه که نمایش ها پخش می شوند، می فهمیم که برای مخاطب منزل اغراق آمیز است.

وی در پایان گفت:به هر حال این فرم از کار ساختار جدیدی است و به آزمون و خطا نیاز دارد. خود من هنوز در حال اتود زدن هستم و سعی می کنم جنس بازی خود را پیدا کنم تا به جایگاه متعادلی هم برای مخاطب استودیو و هم مخاطب داخل منزل برسیم.

 

سروش جمشیدی (زادهٔ ۲۰ اسفند ۱۳۵۸ در تهران) بازیگر اهل ایران است. وی که اصالتی یزدی دارد فعالیت حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۷۷ از تئاتر و رادیو آغاز کرد.

سروش جمشیدی
زمینه فعالیت: بازیگر
تولد: ۲۰ اسفند ۱۳۵۸ –  تهران
محل زندگی : تهران
ملیت : ایرانی
پیشه : بازیگر
سال‌های فعالیت : ۱۳۷۷ – تاکنون

عکس جدید سروش جمشیدی, تصاویر جدید سروش جمشیدی

سروش جمشیدی اصالتی یزدی دارد

سروش جمشیدی (زادهٔ ۲۰ اسفند ۱۳۵۸ در تهران) بازیگر اهل ایران است. وی که اصالتی یزدی دارد فعالیت حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۷۷ از تئاتر و رادیو آغاز کرد.

 

عکس کودکی سروش جمشیدی

عکس کودکی سروش جمشیدی

 

از سال ۱۳۷۷ کارش رو با تئاتر و رادیو شروع کرد، در تمام این مدت این کمدین فرصتی برای نشان دادن توانایی هایش نداشت، سریال درحاشیه مهران مدیری فرصتی بود تا توانایی هایش رو به رخ بکشد او در مورد مدیری میگوید : مردی که همیشه ممنون ومدیونشون خواهم بود که بی هیچ منتی بهم اعتماد کردن و اجازه دادن خودمو ثابت کنم, همیشه بهترینها رو براشون آرزو میکنم.

عکس جدید سروش جمشیدی, تصاویر جدید سروش جمشیدی

سروش جمشیدی، از سال ۱۳۷۷ کارش رو با تئاتر و رادیو شروع کرد

کمدین با حرکات و دیالوگ
او بدون استفاده از هیچگونه لهجه ای تنها با نشان دادن و ریختن احساس در صدای خودش دیالوگهای ماندگاری را بوجود آورد ( کوچولوتم  , اومدن – اومدن , یه فرصت دیگه به من بدین و …) از جمله تیکه کلمام های منحصر بفرد وی میباشد.

سروش جمشیدی اگر مورد تبعیض و کوردلی رقابتی و استثمار هنری قرار نگیرد ظرفیت بالا و توانائی های بسیاری برای برگرداندن لبخند و خنده و شادی به قلب و لب و خانه مردم دارد.

عکس جدید سروش جمشیدی, تصاویر جدید سروش جمشیدی

سروش جمشیدی ازدواج کرده و متاهل است

از درحاشیه تا عطسه
سریال عطسه سکوی پرتاب وی بود، او در این سریال هم شناخته شد و هم به محبوبیت رسید، فعالیت خود با مهران مدیری را در سریال خانگی عطسه نیز ادامه داد و در سریال دورهمی نیز به ایفای نقش پرداخت.

 

زندگینامه سروش جمشیدی

زندگینامه سروش جمشیدی

ازدواج
سروش جمشیدی ازدواج کرده و متاهل است و صاحب یک پسر بنام سیاوش است.

گفتگو با سروش جمشیدی
سروش جمشیدی درباره بازی خود در آثار مهران مدیری که باعث شد او دیده شود بیان کرد که عده ای فکر می کنند او یک باره پیدایش شده است.

سروش جمشیدی در سریال دورهمی به کارگردانی مهران مدیری حضور داشت با اشاره به فعالیت هنری خود از سال ۷۷ گفت: من پیش از سال ۷۷ تئاتر کار می کردم و آن سال ها به دانشگاه یزد رفتم و به واسطه تئاتر وارد تلویزیون یزد شدم. در یزد در چند فیلم، مجموعه تلویزیونی و حتی در رادیو بازی کردم و همیشه ترجیحم کمدی بوده است.

سروش جمشیدی ادامه داد: بازی من در یزد موفق بود و حتی هنوز هم بعضی از مردم یزد مرا با نقشی که در یک سریال داشتم، می شناسند. با این حال با وجود اینکه حدود ۱۸ سال کار هنری کردم اکثر مردم مرا با سریال درحاشیه ۱ و ۲ شناختند و من در مجموعه های مهران مدیری دیده شدم و خیلی مدیون و ممنون او هستم.

بیوگرافی سروش جمشیدی

بیوگرافی سروش جمشیدی

عده ای فکر کنند من یک باره پیدایم شده است
سروش جمشیدی با اشاره به حضور خود در تهران و فعالیت در عرصه تئاتر و تلویزیون بیان کرد: من از سال های ۸۴ و ۸۵ به تهران آمدم و در فیلم ها و سریال های تلویزیونی حضور داشتم. حتی در مجموعه خروس به کارگردانی سعید آقاخانی بازی کردم و البته چون در این سال ها اتفاقی که می خواستم برایم رخ نداده بود به عنوان دستیار کارگردان و منشی صحنه نیز فعالیت می کردم. با این حال در همین دو سالی که در سریال های آقای مدیری بازی داشتم دیده شدم و این باعث شد که عده ای فکر کنند من یک باره سبز شده ام اما واقعا اینگونه نیست و من پیشینه ای ۱۸ ساله دارم.

سروش جمشیدی با اشاره به مردمی که نسبت به بازی های او در ۲ سال اخیر واکنش نشان داده اند، بیان کرد: گاهی بعضی در واکنش به بازی من در سریال های درحاشیه و حتی دورهمی سوال می پرسند که تا حالا کجا بوده ام اما واقعیت این است که من یک باره با پارتی و یا باندبازی وارد تلویزیون نشدم. اقای مدیری چنین اخلاقی ندارد که بخواهد کسی را به سریالی معرفی کند درحالیکه فرد توانمندی اش را نداشته باشد. توانایی او این است که می داند از استعدادها در کجا و به چه شکلی بهره بگیرد. مدیری به دلیل تجربه ای که داشت به من اعتماد کرد و من دو سال است که با کارهای مدیری بیشتر روی خطِ بازی افتادم.

جمشیدی که اولین حضورش در آثار مدیری در اولین قسمت از سریال درحاشیه بود در این باره توضیح داد: روز اول که برای بازی در مجموعه درحاشیه به لوکیشن رفتم قرار بود به عنوان دوست مهران غفوریان که از خارج از ایران بازمی گردد تنها یک قسمت در آن مجموعه حضور داشته باشم اما بعد از آن حضور من ادامه دار شد. یکی از دلایلی که باعث شد در این دو سال دیده شوم خود مهران مدیری بود که کارهایش پرمخاطب است و مردم همه آثار او را می بینند.

به هر حال این فرم از کار ساختار جدیدی است و به آزمون و خطا نیاز دارد. خود من هنوز در حال اتود زدن هستم و سعی می کنم جنس بازی خود را پیدا کنم تا به جایگاه متعادلی هم برای مخاطب استودیو و هم مخاطب داخل منزل برسیم.

مصاحبه باسروش جمشیدی

مصاحبه باسروش جمشیدی

سروش جمشیدی

فیلم شناسی سروش جمشیدی
نام اثر    گونه    کارگردان
تعطیلات دوست داشتنی
مجموعه تلویزیونی     سید وحید حسینی
عاروس
سید محمد حسینی‌خواه
خروس     سعید آقاخانی
زیر نیم‌کاسه     فیلم تلویزیونی     سید وحید حسینی
عطسه     مجموعه نمایش خانگی     مهران مدیری
در حاشیه ۲      مجموعه تلویزیونی
دورهمی
سه شو     محسن غضنفری

تصاویر  سروش جمشیدی

 

عکس های لیلا بلوکات و خانواده اش + بیوگرافی

لیلا بلوکات

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های لیلا بلوکات Leila Boloukat و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی لیلا بلوکات

بیوگرافی لیلا بلوکات

بیوگرافی لیلا بلوکات

لیلا بلوکات بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. از کارهای لیلا بلوکات می‌توان به نقش نفرتیتی در سریال یوسف پیامبر اشاره کرد.[۲]

 

فیلم شناسی
سینما

آس و پاس (فیلم ۱۳۹۴)
دراکولا(۱۳۹۴)
پنج ستاره (۱۳۹۲)
آینه شمعدون (۱۳۹۱)
عملیات مهد کودک (۱۳۹۱)
جیب بر خیابان جنوبی (۱۳۹۰)
آقا یوسف (۱۳۸۹)
اخراجیها ۲ (۱۳۸۷)
اخراجیها (۱۳۸۵)
ابراهیم خلیل‌الله (۱۳۸۴)

تلویزیون

زمانی برای عاشقی (۱۳۹۲)
شوخی با ستارگان (۱۳۹۲)
و خدا زن را آفرید (۱۳۹۲)
راز پنهان (۱۳۹۱)
سایه روشن ۱۳۹۰ آرش معیریان
یوسف پیامبر (۱۳۸۷)
عملیات پایتخت (۱۳۸۷)
روز رفتن (۱۳۸۵)
روزهای زندگی (۱۳۷۸–۱۳۷۷)
آسمان همیشه ابری نیست

زندگی نامه لیلا بلوکات

زندگی نامه لیلا بلوکات

 

تئاتر

نمایش شکار مرغابی (حمیدرضا قطبی) تهران، تماشاخانه ایرانشهر – سالن استاد ناظرزاده کرمانی؛ خرداد ۱۳۹۵ (بازیگر)
نمایش رام کردن مرد سرکش (بهرام تشکر) تهران، پردیس سینمایی کوروش – سالن البرز؛ تیر و مرداد ۱۳۹۴ (بازیگر)
نمایش روز سیاووش (شکرخدا گودرزی) تهران، تماشاخانه سنگلج؛ اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۲ (بازیگر)

بیوگرافی لیلا بلوکات بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد ۴ اذر ماه ۱۳۵۹ در تهران می باشد. ( سن : ۳۶ سال )وی در سال ۷۷ وارد حرفه بازیگری شد و با سریال یوسف پیامبر و بعد از آن نیز با سریال آسمان همیشه ابری توانست به خوبی شناخته شود .

آشنایی بیشتر با لیلا بلوکات :

تکنیک ساده

لیلا بلوکات در گروه کسانی قرار می‌گیرد که صورت مستطیلی کشیده دارد. این افراد باید با تکنیک‌های مختلف صورت‌شان را به فرم بیضی که شکل کامل صورت به شمار می‌آید، نزدیک کنند. روش لیلا برای این کار استفاده از کلاه و سربند‌های مختلف است. با این تکنیک ساده اما کاربردی بخشی از ارتفاع پیشانی پوشانده و از کشیدگی صورت کم می‌شود. اگر شما هم صورت کشیده استخوانی با بینی قلمی دارید، توصیه این بازیگر جوان را جدی بگیرید و بیشتر از انواع کلاه‌ها و سربندها استفاده کنید؛ البته این هماهنگی باید با سبک لباس انتخابی شما باشد. در ترکیب شال با کلاه، هیچ وقت شال را محکم دور گردن خود نبندید و مانند شیوه لیلا در عکس از مدل آزاد استفاده کنید چون چهره بیش از اندازه گرفته می‌شود.

ورزشکار هنرمند

لیلا علاوه بر توانایی‌های هنری‌اش، یک ورزشکار حرفه‌ای است. او عضو تیم والیبال هنرمندان است و ورزش‌هایی مثل سوارکاری و اسکی را دنبال می‌کند؛ به همین دلیل بازیگر فعال کشورمان، اندامی متناسب دارد که دست او را  در انتخاب لباس باز می‌گذارد.

لیلا بلوکات لازم نیست به لباس‌هایی فکر کند که او را بلندتر و لاغرتر نشان دهد یا چاقی موضعی او را بپوشاند؛ البته تجربه نشان می‌دهد لیلا به لباس‌های کمر باریک و برش‌دار علاقه بیشتری دارد و در انتخاب‌هایش سراغ مانتوهای گشاد با برش آزاد نمی‌رود. این انتخاب‌ها برای کسی که اندام متناسبی دارد، هوشمندانه است؛ به دلیل همین انتخاب‌ها، لیلا در میان همکارانش به عنوان شخصیتی با وقار و با اصول شناخته می‌شود.

 

لیلا بلوکات

لیلا بلوکات

 

لیلا بلوکات ، بازیگر زن سینما، تلویزیون و تئاتر، چهارم آذر ماه شصت (۱۳۶۰/۹/۴) در تهران دیده به جهان گشود. وی مجرد و دو خواهر و یک برادر دارد؛ او فارع التحصل کارشناسی فرش بوده و فعالیت هنری را از سال ۱۳۷۷ آغاز کرد. بازی در نقش نفرتیتی در سریال یوسف پیامبر از جمله نقش هایی بود که باعث شهرت وی گردید؛ جالب است بدانید که ابتدا قرار بود نقش زلیخا را ایشان بازی کنند که به دلیل تصادف این نقش به کتایون ریاحی سپرده شد. او به ورزش بسیار علاقه مند بوده و در رشته های چون والیبال و اسکی سر رشته دارد. در ادامه ضمن نگاهی به کارنامه هنری این بازیگر ایرانی، جدیدترین عکس های او را نیز ملاحظه فرمایید.

حتما شنیده اید که می گویند برای قضاوت کردن در مورد راه رفتن فردی، حتما باید کفش های او را به پا کنی، بسیاری از ما این جمله را می دانیم؛ اما کمتر به آن عمل می کنیم و از سویی، یکی از راحت ترین کارها برای ما قضاوت کردن است.

لیلا بلوکات که این روزها با موسسه خیریه «مهر لیلا» حسابی بر سر زبان ها افتاده است می گوید در زندگی اش چوب این قضاوت ها را خورده است، اما به خار نیتی که داشته مورد لطف و عنایت خدا قرار گرفته است، می گوید با موسسه ای که به راه انداخته صرفا جهت کمک به افراد نیازمند را دارد و اگر به غیر از این بود صرفا جنبه تبلیغاتی و نمایشی داشت و نمی توانست این همه سال با عشق و علاقه آن را اداره کند و سایر افراد هم به موسسه او اعتماد نمی کردند.

وقتی مهر لیلا پررنگ می شود

برخی فکر می کنند فعالیت خیرخواهانه من به دو، سه سال اخیر باز می گردد. در حالی که این طور نیست و این موضوع ریشه در سال های قبل دارد، منتهی از زمانی که به دلیل شرایط موجود تصمیم گرفتم موضوع خیریه را علنی کنم تا از این طریق، از سایر دوستان هم درخواست کمک کنم، عده ای تصور کردند فعالیت من در این حوزه به سال های اخیر باز می گردد.

در حالی که من سال هاست در این حوزه فعالیت می کنم، اما از یک جایی به بعد، حس کردم که یک دست صدا ندارد و من اگر بخواهم صرفا روی خودم و اطرافیانم برای کمک به سایرین حساب کنم، گامی طولانی و بلندی را در این راه بر نمی دارم، به همین خاطر از سایر دوستان هنرمند و ورزشکار دعوت کردم تا آنها هم در این مراسم ها حضور داشته باشند و حضور آنها باعث تشویق آنهایی می شود که می خواهند کمک کنند.

 

عکس های شخصی لیلا بلوکات

عکس های شخصی لیلا بلوکات

 

کمک هایی که با قلب است

خوشبختانه، در طول سال های اخیر، موسسه مهر لیلا هر روز بر اعتبارش، اضافه می شود و دوستان عزیز، من را شرمنده مهر و محبت شان قرار می دهند و با عشق و علاقه خاصی به افراد نیازمند کمک می کنند. در طول این سال ها، افراد خیر را به شکل مستقیم با نیازمندها مورد ارتباط قرار دادم، تا نقش واسطه در این زمینه کمرنگ شود و هر شخصی، هرنوع کمکی که می خواهد را بدون نفر سوم انجام دهد. شاید همین موضوع هم باعث شده که به لطف خدا ما توانستیم تا این حد اعتماد اهالی هنر و سایر دوستان را جلب کنیم و آنها با عشق و علاقه به افرادی که عضو مهر لیلا هستند کمک کنند و دوستان هم با قلب های شان کمک می کنند.

جرقه اولین کمک

از دوران کودکی ام عاشق کمک کردن به دیگران بودم. یادم است در دوران دبیرستانم متوجه شدم فردی برای تهیه جهیزیه اش دچار مشکل است. در آن مقطع از همکلاسی ها و سایر دوستان و آشنایان پول جمع کردم و برای آن فرد جهیزیه خریدیم. لذت این کمک، به قدری برایم شیریم بود که بعد از آن، تصمیم گرفتم به شکل جدی تری وارد این حوزه شوم.

دلم برای بازیگری تنگ شده است

این روزها دلم بیشتر از هرچیزی برای بازیگری تنگ شده است. نزدیک به دو سال است که هیچ کدام از پیشنهادهایی که داشتم من را برای بازی در کارهای تصویری ترغیب نکرده و همین موضوع باعث شده طی دو سال اخیر بیشتر به تئاتر رو بیاورم. هرچند حضور روی صحنه تئاتر هم برایم لذت بخش است اما دوست دارم که هرچه زودتر، بستر برای حضورم در یک کار تصویری خوب فراهم شود.

کسی نمی تواند من را قضاوت کند

متاسفانه این روزها ما عادت کردیم که به راحتی همدیگر را مورد نقد و قضاوت قرار دهیم و گاهی اوقات در این مورد هم نسبت به هم بی رحم می شویم و فراموش می کنیم، این قضاوت ها ممکن است دلشکستگی را هم به همراه بیاورد، بعد از این که موضوع کمک های خیریه من رسانه ای شد عده ای گفتند که لیلا بلوکات قصد برگزاری شو دارد و از این طریق می خواهد خودش را مطرح کند، در حالی که بیان این حرف ها، از نظر من خنده دار است، اگر من به دنبال رفتارهایی از این دست بودم، این ماجرا را این همه سال ادامه نمی دادم، به همان یک جشن خیریه ای که برگزار کرده بودم و در آن بسیاری از اهالی هنر و ورزش دعوت بودند، اکتفا می کردم.

چرا که به اندازه کافی از آن فیدبک تبلیغاتی گرفته بودم. در حالی که بعد از برگزاری آن مراسم، ما تلاش مان را برای کمک به افراد نیازمند چند برابر کردیم.

اولویت من، خانواده ام است

من فکر می کنم خانواده هر فردی نشان دهنده اصالت و ریشه های آن فرد است. شاید به همین خاطر هم هست که هیچ وقت، اهل پنهان کردم خانواده ام نبودم و همیشه با عشق و افتخار، آنها را همه جا با خودم بردم و به همه نشان شان داده ام.

کسانی که در بستر سالم خانوادگی رشد پیدا کردند، تربیت درست تری دارند و به همان نسبت می توانند در جامعه تاثیر درست و عمیق تری را داشته باشند. خدا را هر روز به خاطر لطف بزرگی که به من داشته و یکی از بهترین خانواده ها را به من ارزانی کرده سپاسگزارم… من دو خواهر و یک برادر دارم که هرکدام از آنها در کنار پدر و مادرم بهترین و باارزش ترین هدیه های زندگی ام هستند.

مصاحبه با لیلا بلوکات

مصاحبه با لیلا بلوکات

 

به ازدواج فکر می کنم، ولی…

طبیعی است با این همه علاقه ام به خانواده، خودم هم به داشتن خانواده و تشکیل زندگی فکر می کنم اما موضوع ازدواج اولویت امروز زندگی من نیست هرچند که به این موضوع هم معتقدم که ازدواج جز آن دسته از موضوعاتی نیست که بتوان روی آن برنامه ریزی خاصی داشت و گاهی وقت ها شرایطش که پیش آید، ناخودآگاه افراد را درگیر خودش می کند.

بیوگرافی لیلا بلوکات :

لیلا بلوکات متولد ۱۳۶۰ یکی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. وی مجرد و دو خواهر و یک برادر دارد.

او از سال ۱۳۷۸ با بازی در مجموعه «روزهای زندگی» به کارگردانی سیروس مقدم رسما وارد حرفه ی بازیگری شد.

پس از حضور موفق در سریال یوسف پیامبر و بازی در نقش همسر اخلاتون بیشتر دیده شد و دارای شهرت خاصی گردید.