عکس های افسانه چهره آزاد و خانوادش + بیوگرافی

عکس های افسانه چهره آزاد

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های افسانه چهره آزاد Afsaneh Chehreh Azad و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی افسانه چهره آزاد

بیوگرافی افسانه چهره‌آزاد

افسانه چهره‌آزاد با نام اصلی افسانه نعمت ناصر یکی از بازیگران سینمای ایران و نوه رقیه چهره آزاد بازیگر و همسر شاهرخ فروتنیان بازیگر و طراح صحنه و لباس سینما است

افسانه چهره آزاد متولد سال ۱۳۴۱ در تهران است. او دوره دو ساله بازیگری را در اداره تئاتر زیر نظر حمید سمندریان گذرانده و فعالیتش را از سال ۱۳۶۶ با مجموعه تلویزیونی «سال‌های بدون خانه» شروع کرد.

افسانه چهره آزاد و شوهرش

افسانه چهره آزاد و همسرش

در دهه هفتاد، بازی در سینما را در نقش‌های مکمل آغاز کرد. اما بازی اش در مجموعه تلویزیونی «جمعه تعطیل نیست» به همراهی علیرضا خمسه نقطه عطفی در کارنامه بازیگری اوست.

بازی متفاوت او در نقش کوتاهی در فیلم «بوتیک» او را نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن از هشتمین جشن خانه سینما کرد. او در سال ۱۳۸۴ در نمایش پنجره‌ها به کارگردانی فرهاد آئیش بازی کرد و مورد توجه واقع شد

افسانه چهره آزاد در ۱۵ سالگی عاشق شاهرخ فروتنیان شد و در نهایت بعد از ۵ سال مخالفت پدر در سن ۲۰ سالگی با وی ازدواج کرد، ولی علاقه ای به فرزند نداشتند و صاحب فرزند نشدند

 

افسانه چهره آزاد و همسرش در مشهد

افسانه چهره آزاد در خصوص اهمیت عدد ۲۲ در زندگی‌ اش گفت : عدد ۲۲ برایم جالب است، زیرا بهترین اتفاقات زندگی‌ ام در روز ۲۲ بهمن ماه اتفاق افتاده است روز تولد همسرم در ۲۲ تیر، روز ازدواج با شاهرخ فروتنیان در ۲۲ مهر و روز ورودم به عرصه کار هنری در ۲۲ مهر است؛ به همین دلیل عدد ۲۲ را دوست دارم

بیوگرافی رقیه چـهره‌آزاد

رُقیه چـِهره‌آزاد (۱۲۸۶ خورشیدی در تهران – ۱۳۷۳ خورشیدی) هنرپیشه سینمای ایران بود.

بیوگرافی رقیه چهره آزاد

او کار هنری خود را از سال ۱۳۱۰ با بازی در تئاتر آغاز کرد. سال ۱۳۴۴ در نخستین نمایش پهلوان اکبر می‌میرد در تالار بیست‌وپنج شهریور نقش مادر را بازی کرد. سپس‌تر در دو فیلم از علی حاتمی بازی کرد (مادر (۱۳۶۸) و سوته‌دلان).

رقیه چهره آزاد در فیلم مادر

رقیه چهره آزاد در فیلم مادر

رقیه چهره‌آزاد در سال ۱۳۴۱ از انجمن دوستداران تئاتر، به مناسبت روز جهانی تئاتر، دیپلم افتخار گرفت. همچنین برای بازی در فیلم مادر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در ۸۱ سالگی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به وی اعطا شد. او سالدارترین بازیگری است که برندهٔ این جایزه شده‌است.

رقیه چهره آزاد در فیلم مادر

 

افسانه چهره آزاد و دوست صمیمی اش

سینمایی

  • قندون جهیزیه (۱۳۹۳ علی ملاقلی پور)
  • شیفتگی (۱۳۹۲)
  • دهلیز (۱۳۹۱ بهروز شعیبی) (حضور افتخاری)
  • جابه‌جا (۱۳۹۱ علی توکل‌نیا)
  • هیچ کجا هیچ‌کس (۱۳۹۱ ابراهیم شیبانی)
  • سیزده ۵۹ (۱۳۸۹ سامان سالور)
  • شکلات داغ (۱۳۸۸ حامد کلاهداری)
  • حوالی اتوبان (۱۳۸۷ سیاوش اسعدی)
  • ساعت ۲۵ (۱۳۸۵ مسعود آب‌پرور)
  • گناه من (۱۳۸۵ مهرشاد کارخانی)
  • ۱ نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵ علی قوی تن)
  • اسپاگتی در هشت دقیقه (۱۳۸۳ رامبد جوان)
  • بوتیک (۱۳۸۲ حمید نعمت الله)
  • چند تار مو (۱۳۸۲)
  • ساغر (۱۳۷۶ سیروس الوند)
  • عاشق فقیر (۱۳۷۴ حسینعلی لیالستانی)
  • دندان طلا (۱۳۷۰ منوچهر احترامی)
  • دو همسفر (۱۳۷۰ اصغر هاشمی)
  • یکبار برای همیشه (۱۳۷۱ سیروس الوند)

افسانه چهره آزاد و همسرش شاهرخ فروتنیان

افسانه چهره آزاد و همسرش شاهرخ فروتنیان

مجموعه تلویزیونی

  1. سر به راه (۱۳۹۳)
  2. وضعیت سفید (۱۳۸۹)
  3. آشپزباشی (۱۳۸۶)
  4. فاصله (۱۳۸۰)
  5. داستان‌های نوروز (۱۳۷۹)
  6. تهران ۱۱–۵۹۵ ج ۴۸ (۱۳۷۶–۱۳۷۵)
  7. فروشگاه (۱۳۷۵–۱۳۷۴)
  8. آپارتمان (۱۳۷۲–۱۳۷۱)
  9. سال‌های بدون خانه (۱۳۶۶)

پخش شبکه خانگی

  1. طنز ویلای من (۱۳۹۱)

عکس های خارج رفتن افسانه چهره آزاد

افسانه چهره آزاد  مهمان خندوانه

افسانه چهره آزاد بازيگر سينما و تلويزيون امشب به خندوانه مى‌آيد.

چهره‌آزاد در سريال‌هايى چون «وضعيت سفيد» و «آشپزباشى» ایفای نقش كرده است

افسانه چهره آزاد در خندوانه

عکس های بهاره افشاری و خانوادش+بیوگرافی

عکس های بهاره افشاری

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های بهاره افشاری Bahareh Afshari و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی بهاره افشاری

بیوگرافی بهاره افشاری

بهاره افشاری (زاده ۴ تیر ۱۳۶۳ در شاهرود) طراح لباس و بازیگر ایرانی است. او دارای دیپلم بازیگری است و فارغ‌التحصیل رشته نقاشی می‌باشد.

پیش از هنرپیشه شدن کار مونتاژ و نقاشی انجام می‌داد. بهاره افشاری پیش از آن که یک هنرپیشه و بازیگر باشد یک طراح لباس حرفه‌ای است طراحی که مزون داشته و با برگزاری شوهای لباس بسیاری از بازیگران را مشتری خود کرده بود به نحوی که در سال ۸۳ مجله چلچراغ در مصاحبه‌ای او را جوان‌ترین طراح لباس ایران معرفی می‌کند.

۴ ماه بعد او به دنیای بازیگری پا می‌گذارد ولی سعی می‌کند محتاطانه عمل کند و از پذیرش هر نقشی خود داری می‌کند زیرا فعالیت هنری اش را سال‌ها پیش با یک سریال آغاز کرده که به دلیل تجربهٔ بد در آن سریال دوست ندارد ازآن در کارنامه هنری خود نام ببرد و حتی تصمیم گرفته بود تا برای همیشه از دنیای بازیگری کنار برود ولی پس از چند سال با تلاش کیانوش عیاری به جمع بازیگران سریال روزگار قریب که سرگذشت دکتر محمد قریب است پیوست.

بهاره افشاری کنار الناز حبیبی

بهاره افشاری کنار الناز حبیبی

افشاری در سریال روزگار غریب در دو نقش بازی می‌کند و پس از آن عیاری او را برای بازی در سریال او یک فرشته بود معرفی می‌کند. افشاری در حال حاضر به همراه تنها برادرش یک شرکت طراحی دارند که مدیر بخش طراحی لباس را خودش بر عهده دارد

در انتهای شهریور ۱۳۹۴ شایعه شد که او با بنیامین بهادری ازدواج کرده است؛ که چندی پیش توسط ایشان تکذیب شد.بهاره افشاری که از سال بعد از اکران فیلم پایان‌نامه به مدت سه سال در سینما ممنوع‌الکار شده بود، در برنامه دید در شب در این مورد گفت: «چطور من می‌توانم روبروی مردمی بایستم که مرا بهاره افشاری کرده‌اند.

عکس زیبای بهاره افشاری

ابتدا به عنوان یک فیلم پلیسی اکشن ساده با او قرارداد بسته شده و بعد برای خروج از فیلم مجبور بوده هشتاد میلیون خسارت بدهد در حالی که چنین پولی را نداشته است.» او گفت پلان‌هایی بوده که بیست بار اشتباه بازی کرده و در نهایت مجبور به تن دادن به بازی شده است. او همچنین اشاره کرد که موافق سیاستهای دولت حسن روحانی است و در دوره محمود احمدی‌نژاد چند مرتبه به مراسم افطاری دعوت شده، اما در آن شرکت نکرده است

 

سینما

  • معراجی‌ها (۱۳۹۲)
  • سه درجه تب (۱۳۸۹)
  • دردسر بزرگ (۱۳۸۹)
  • پایان‌نامه (فیلم) (۱۳۸۹)
  • ازدواج در وقت اضافه (۱۳۸۸)
  • خیابان بیست و چهارم (۱۳۸۷)
  • زندگی شیرین (۱۳۸۷)
  • کلبه (فیلم) (۱۳۸۷)
  • تسویه حساب (۱۳۸۶)
  • صد سال به این سال‌ها (۱۳۸۶)
  • ناف (فیلم) (۱۳۸۱)

بهاره افشاری و پدرش

بهاره افشاری و پدرش

سریال

  • نیاز (۱۳۹۴)
  • آخرین بازی (۱۳۹۳)
  • معراجی‌ها (۱۳۹۳)
  • دست بالای دست (۱۳۹۰)
  • مرد نقره‌ای (۱۳۹۰)
  • فاصله‌ها (۱۳۸۹)
  • روزگار قریب (۱۳۸۶)
  • او یک فرشته بود (۱۳۸۴)

 

بهاره افشاری: خانم‌ها از من خوششان نمی‌آید!

در بخش اول این برنامه مهران مدیری استندآپ کمدی خود را با موضوع خانواده اجرا کرد و بعد در بخش‌های مختلف آیتم نمایشی پخش می‌شد.

در بخش پایانی مهران مدیری، بهاره افشاری مهمان برنامه را با عناوین بازیگر، طراح لباس و نقاش به استودیو دعوت کرد.

همچنین پرانرژی و ریسک پذیر از دیگر صفاتی بودند که مدیری درباره بهاره افشاری گفت.

اولین سوال مدیری از این بازیگر جوان، پیرامون سن و سال او بود. افشاری در پاسخ به این سوال گفت: من ۳۲ سال دارم و به نظرم تا قبل از ۳۰ سالگی به پختگی برای بازیگری نرسیدم.

بهاره افشاری در دورهمی
افشاری درباره اینکه علاقه خانم‌ها به او کم است، اظهار داشت: به دلیل نقش‌هایی که بازی کردم، فکر می‌کنم خانم‌ها از من خوششان نمی‌آید و همه تصور می‌کنند من آدم مهربانی نیستم.

وی با اشاره به بخشی از خصوصیات اخلاقی خود گفت: من بسیار رک هستم و تا کنون پشت سر کسی صحبت نکردم. تا جایی که بتوانم دروغ نمی گویم، همچنین برای مردم خوش اخلاقم اما در خانواده معتقدند که من بداخلاق هستم. مادرم می‌گوید کسی که با تو ازدواج کند، به او چک سفید امضا می‌دهم.

بهاره افشاری در پاسخ به این سوال که چه کسانی او را تحت تاثیر قرار می‌دهند، بیان کرد: در زندگی و کار کیانوش عیاری و برادرم بسیار من را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در واقع من بسیار پیرو تفکر آنها هستم.

بازیگر «او یک فرشته بود» در پایان صحبت‌های خود، اظهار خوشبختی و بیان کرد: زمانی اتفاقی برای من رخ داد که از آن به بعد سعی کردم، به خوبی زندگی کنم و حالا هم بسیار احساس خوشبختی می‌کنم.

در پایان بهاره افشاری کتاب «حافظ» خود را به موزه «دورهمی» اهدا کرد.

 

عکس بهاره افشاری در کنار مادرش

بهاره افشاری بازیگر کشورمان با انتشار عکسی صفحه شخصی اش را بروز کرد.در این عکس این بازیگر ۳۲ ساله در کنار مادرش دیده می شود.

عكس منتخب من از مراسم افتتاحيه با مادر قشنگم

ممنون از تمام عكاسان و اهالى رسانه كه به من و “دچار” لطف داشتند

تا ٦ اسفند در گالرى آريانا از ٤ تا ٨ شب منتظرتان هستيم تا با ما دچار شويد

عکس بهاره افشاری در کنار مادرش

عکس بهاره افشاری و مادرش

فیلم: شکایت بهاره افشاری از پسر عاشق

بهاره افشاری با حضور در پلیس فتا از پسری که در دنیای مجازی برایش ایجاد مزاحمت کرده بود شکایت کرد

عکس بهاره افشاری و برادرش بابک و همسرش

بهاره افشاری و برادرش

بهاره افشاری و برادرش و همسرش صبا سهیلی

بهاره افشاری همیشه شاه نقش های تلویزیون نصبیش می شود او روزگاری شیطان بود و حالا هم در نقش دختری مشکل دار! او ستاره بی چون و چرا تابستان امسال بود و بازی خویش در نقش بیتا سریال فاصله ها حسابی گل کرد .همه می دانند که خانم افشاری اهل گفت و گو و عکس انداختن نیست وچند سالی هم هست که با کسی گفت و گو و به اتلیه نرفته است . ولی اینبار به واسطه ی پسرخاله اش صدرا کوچولوی نازنین که حسابی نزد خانم افشاری عزیز است و خودش می گوید عاشقش است حاضر شد با ما گفت و گو کند . برای همه زحمتهایی که خانم افشاری کشیدند و همچنین لطفی که به ما و مجله خانه و خانواده داشتند صمیمانه متشکریم.

عکس اتلیه ای بهاره افشاری

گفتگو با بهاره افشاری در برنامه زنده رود

حضور بازیگر مقابل، تاثیری بر بازی شما دارد؟
بهاره افشاری: حضور بازیگر مقابل تاثیر دارد، اما در بازی من بی تاثیر است و من اصولاً تاثیر نمی گیرم. چون تاثیر گرفتنن، یک اتفاق بدی است، به این دلیل اگر بازیگر مقابل بازیگر خوبی نباشد، بازی تو نیز خراب می شود. من سعی کردم که در همان کارهای اولم، این اتفاق برایم نیافتد. من به خودم اجازه نمی دهم در کاری که حضور می یابم، این سوال را بپرسم که مقابل من چه کسی حضور دارد.

اما خیلی از بازیگران به این موضوع وابسته اند و می پرسند چه کسی قرار است نقش مقابل من را بازی کند و برایشان اهمیت دارد؟
نه من این شکلی نیستم، به من چه ربطی دارد که مقابلم چه کسی بازی می کند؟!‍

این خیلی خوب است؛ شما دیپلم تئاتر دارید؛ آیا هیچ وقت کار تئاتر انجام ندادید؟
من اصلاً در این سال ها تئاتر کار نکردم و فکر می کنم حد و اندازه من کار تئاتر نیست! کار تئاتر به پختگی نیز دارد که من آن را ندارم

بهاره افشاری با ساپورت
و دوست داری به این پختگی برسی؟ وسوسه می شوی در تئاتر بازی کنی؟

ببین، بازی تئاتر مال خودش است، یعنی خیلی تخصصی است و وابسته به همان پختگی است که گفتم. من وسوسه نشدم و نمی شوم اما فکر می کنم اندازه من تئاتر نیست.

در فیلم هایی سینمایی زیادی که داشتی ژانرهای مختلفی را بازی کردی، آن ها را توضیح بده؟
من تقریباً تمام ژانر ها را در سینما تجربه کردم. حتی کلبه ژانر وحشت و زندگی شیرین کمدی نیز بازی کردم که البته خیلی هایشان زیاد موفق نبوده است. در خیابان بیست و چهارم هم ژانر پلیسی اکشن را داشتم که هنوز اکران نشده است.

وقتی یاد سریال «او یک فرشته بود» می افتم، به نظرم در ژانر وحشت خوب بودی و خوب همه را می ترساندی؟ (با خنده)

من دوست دارم همه ژانری را تجربه کنم، اما به نظر خودم در ژانر وحشت به این نتیجه رسیده ام که خیلی آدم موفقی نیستم.

شاید به این دلیل باشد که ما فیلم موفق در ژانر وحشت نداریم؟ مثل فیلم های ترسناکی که بیشتر در سینما می خندیدیم تا بترسیم!
دقیقاً همین طور است، بضاعت سینمای ما در این ژانر بضاعت عجیب و غریبی ندارد و خبری در سینمای ما، از این نوع نیست. در مورد ژانر وحشت کاملاً با نظرت موافقم و فیلم های خوب ترسناکی ساخته نمی شود. من آخرین کار خوبی که در این ژانر به یاد دارم فیلم «شب بیست و نهم» بوده است.

بهاره افشاری در کنسرت محمد علیزاده

بهاره افشاری در کنسرت محمد علیزاده

به سراغ خودت برویم، هم بازیگری و هم نقاش؛ کار خاص دیگری هم انجام می دهی؟
من سال هاست که طراحی لباس می کنم. اما تمرکز کلی من مخصوصاً در این دوسال بازیگری است. طراحی لباس هم برای بیرون انجام می دهم.

هیچ وقت فکر کردی که بتوانی کار کودک هم انجام بدهی؟ فکر می کنم امسال هم جشنواره فیلم کودک در همدان باشد!
خیلی این کار را دوست دارم؛ اما هیچ وفت به من پیشنهاد نشده است. خیلی دوست دارم در فیلمی مثل «پاتال و آروزهای کوچک» بازی کنم. به هر حال من استقبال می کنم.

دلم می خواهد بدانم، کلاً چه فیلم های خوبی در این سال ها به یاد داری که بخواهی از آن ها هم نام ببری؟
درباره الی را به شدت دوست داشتم. به مجموعه آثار آقای مهرجویی خیلی علاقه مندم. من «پری» را در کودکی دیدم و خیلی دوست داشتم. از فیلم های کودکان هم گلنار، پاتال و آروزهای کوچک و مدرسه موش ها را از یاد نمی برم که متاسفانه الان چنین فیلم هایی را نداریم. الان که می بینم در کودکی آدم فرهیخته ای بودم.

تیپ جنجالی بهاره افشاری

عکس های سپیده مرادپور و خانوادش + بیوگرافی

عکس های سپیده مرادپور

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های سپیده مرادپور Sepideh Moradpoor و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی سپیده مرادپور

بیوگرافی سپیده مرادپور

سپیده مرادپور متولد ۲۶ تیر ماه ۱۳۶۶ در تهران ،فارق التحصیل رشته تربیت بدنى هستم و همچنین در حال حاضر مشغول ادامه تحصیل درمقطع فوق لیسانس رشته ى روانشناسى هستم. شروع کارم آموزش دیدن در آموزشگاه سینمائى هنر و همچنین اندیشه نزد استاد مهدى فخیم زاده ، دکتر محمد صادقى سعید داخ ، و همچنین جناب بهرام ابراهیمى که در سال شمسی ١٣٩٠ دوره هاى آموزش بازیگرى را نزد آن اساتید گذراندم ، در اوایل آن دوره ها بود که اولین کار تئاترِ “عشق اتفاقى نیست که بیفتد” به کارگردانى جناب آقاى وحید جلیلوند را تجربه کردم که اجراى آن هم در تالار وحدت بود بعد از آن هم در خرداد ١٣٩١ با بازى در سریال” قهر و همچنین آشتى” به کار گردانى آقاى على ژکان در یکى از نقش هاى اصلى جلوى دوربین رفتم .

سپیده مرادپور در کنسرت زند وکیل

عکس جدید سپیده مرادپور در کنسرت

 

در تله فیلم دیدنی و جذاب ” زندگى شرافتمندانه ” آبان ماه ١٣٩٣ به کارگردانى جناب محمود معظمى بازى کردم که آقاى عبدالرضا اکبرى نیز ایفاى نقش کردند که براى من افتخارى بود در کنار یکى دیگر از هنرمندان خوبمون ، در تله فیلم دیدنی و جذاب دیگرى به نام” ندارها “در کنار جناب حسن شکوهى و همچنین خانوم فلور نظرى در یکى از کاراکتر هاى اصلى ایفاى نقش کردم که آن فیلم دیدنی و جذاب در اردیبهشت ١٣٩۴ فیلمبردارى شد ٢هفته بعد از پایان کار پخش شد.و همچنین در حال حاضر مشغول بازى در فیلم دیدنی و جذاب سینمائى “عرفان” به کارگردانى علیرضا شاه حسینى در کنار استاد مجید مظفرى و همچنین مهدى سلوکى عزیز هستم که آن کار توسط فرشاد گل سفیدى یکى از تصویر برداران بى نظیر سینما تصویر بردارى مى می شود.

عکس ژورنالی سپیده مرادپور

سپیده مرادپور در نقش مهندس ساختمان

سپیده مرادپور با لباس شب

سپیده مرادپور و دکترش

سپیده مرادپور در سریال جدیدش

عکس جذاب سپیده مرادپور

سپیده مرادپور در خارج

عکس های سپیده علایی و خانوادش+بیوگرافی

عکس های سپیده علایی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های سپیده علایی Sepideh Aalaee و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی سپیده علایی

بیوگرافی سپیده علایی

سپیده علایی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر تاکنون در فیلم‌های سینمایی “هوو” ساخته علیرضا داودنژاد، “شبانه روز” به کارگردانی امید بنکدار و کیوان علیمحمدی و “حوالی اتوبان” ساخته سیاوش اسعدی بازی کرده و تجربه بازی در تئاتر را نیز دارد. همچنین او با بازی در مجموعه تلویزیونی “بچه‌ها نگاه می‌کنند” سال ۱۳۹۰ تجربه‌ای تازه را در کارنامه‌اش ثبت کرد

سپیده علایی یکی از بهترین بازیگران رن ایرانی است. تاریخ تولد سپیده علایی و اکنون در سن ۴۵ ساگی به سر می برد. سپیده علایی در فیلم های زیادی تاکنون ایفای نقش کرده است و طرفداران بسیار زیادی دارد

سپیده علایی کنار رضا یزدانی

فیلم شناسی سپیده علایی

سریال یه تیکه زمین ۱۳۹۱
سریال پرده نشین ۱۳۹۳
سریال سال های ابری ۱۳۹۳

عکس های جذاب سپیده علایی

سپیده علایی با تیپ جدیدش

سپیده علایی بی حجاب

سپیده علایی و دوست صمیمی اش

عکس آتلیه ای سپیده علایی

سپیده علایی و همسرش

عکس های سارا صوفیانی – سارا نازپرور صوفیانی و خانوادش+بیوگرافی

عکس های سارا صوفیانی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های سارا صوفیانی Sara Sofiani و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی سارا صوفیانی

سارا صوفیانی هم اکنون در سریال روزهای بی قراری به کارگردانی کاظم معصومی ایفای نقش کرده است

بیوگرافی سارا صوفیانی

سارا صوفیانی بازیگر جوان کشورمان در تنها دختر خانواده ای که سه برادر بزرگتر از خود دارد او که متولد شهر مشهد مشهد است پدرش معلم ومادرش خانه دار است از دوران دبستان به بازیگری علاقه داشته تا اینکه در سال ۱۳۷۷ برای بازی در نمایش نگین انتخاب و وارد هنر می شودو با گذشت ۸ ماه از قعالیت هنری به هفدهمین جشنواره تئاتر فجر راه پیدا می کند.
سارا نازپرور علاوه بر فعالیت هنری تحصیلات خود را در رشته مورد علاقه اش تاریخ تمدن ادامه می دهد و پس از اخذ لیسانس در سال ۸۷ از دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در آذر ماه سال ۱۳۸۸ با دفتر آفاق فیلم با مدیریت امیرحسین شریفی آشنا و با بازیگری در سریال خانه بی پرنده پا به عرصه سینما و تلویزیون می گذارد او در سال ۸۹ با امیر حسین شریفی تهیه کننده نام آشنا ازدواج کرده و از آن جایی که معتقد است با کسب تجربیات می توان پیشرفت کرد و در این رشته ماندگار شد در کنار فعالیت های هنری اش برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۹۰ اقدام کرد و بعد از آن نیز در مقطع دکتری پذیرفته شد او به سبب رشته تحصیلی اش به تئاتر های تاریخی علاقه بیشتری نشان می دهد.

سارا صوفیانی و همسرش

سارا صوفیانی و همسرش

بیوگرافی کامل سارا نازپرور صوفیانی

نام و نام خانوادگی : سارا ناز پرور صوفیانی
تاریخ تولد: ۲۶ فروردین ماه ۱۳۶۴ ( ۲۶/۰۱/۱۳۶۴)
محل تولد: مشهد
تحصیلات: دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن
وضعیت تاهل: متاهل همسر امیر شریفی تهیه کننده سینما و تلویزیون

سریال های سارا نازپرور صوفیانی

سریال روزهای بی قراری ( کاظم معصومی ، ۱۳۹۵ )
سریال زاویه هفتم (محمد علی سجادی ، ۱۳۹۳ )
سریال مردنقره ای ( کاظم معصومی ، ۱۳۸۸ )
سریال خانه بی پرنده (کاظم معصومی ، ۱۳۸۹)

 

عکس های جدید سارا صوفیانی

فیلم های سارا نازپرور صوفیانی

فیلم سینمایی کبریت سوخته (کاظم معصومی ، ۱۳۹۱ )
فیلم جاودانگی (محسن توکلی ، ۱۳۹۰ )

تله فیلم های سارا نازپرور صوفیانی

تله فیلم «چتری برای آفتاب» به کارگردانی مجید مظفری ، ۱۳۸۸
فیلم تلویزیونی «تب برفکی» به کارگردانی کاظم معصومی

سارا نازپرور صوفیانی در سریال روزهای بی قراری

بیوگرافی امیرحسین شریفی

امیرحسین شریفی (زاده ۵ اردیبهشت ۱۳۳۶ – خاتون‌آباد، اصفهان) بازیگر و تهیه‌کننده سینما اهل ایران است.

بازیگر

  • آشوبگران (۱۳۷۷)
  • ضیافت (۱۳۷۴)
  • پری (۱۳۷۳)
  • قربانی (۱۳۷۰)
  • الماس بنفش (۱۳۶۸)
  • شب دهم (۱۳۶۸)

تهیه‌کننده

  • آوازهای سرزمین من (۱۳۹۳)
  • اشک سرما (۱۳۸۲)
  • آشوبگران (۱۳۷۷)
  • سیب سرخ حوا (۱۳۷۷)
  • قاصدک (۱۳۷۵)
  • ضیافت (۱۳۷۴)
  • مستاجر (۱۳۷۱
  • شب دهم (۱۳۶۸)

سارا نازپرور صوفیانی با آرایش غلیظ

 

سارا نازپرور صوفیانی و همسرش امیر حسین شریفی

سارا نازپرور صوفیانی و همسرش امیر حسین شریفی

سارا نازپرور صوفیانی و همسرش امیر حسین شریفی

سارا نازپرور صوفیانی و دوستانش

عکس های سیاوش طهمورث و خانوادش+بیوگرافی

عکس های سیاوش طهمورث

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های سیاوش طهمورث Siavash Tahmores و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی سیاوش طهمورث

بیوگرافی سیاوش طهمورث

سیاوش طهمورث (متولد ۱۳۲۵) بازیگر تئاتر، سینما، تلویزیون ایرانی است.

سینما

کیمیا و خاک (۱۳۸۷)
تسویه‌حساب (۱۳۸۶)
این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
راه طی شده (۱۳۸۴)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳)
خانه‌ای در شن (۱۳۸۲)
فراری (۱۳۸۱)
مسافر ری (۱۳۷۹)
اجاره‌نشین‌ها (۱۳۶۵)
تشکیلات (۱۳۶۵)
کنار برکه‌ها (۱۳۶۵)
آن سفر کرده (۱۳۶۳)

تلویزیون

سال   نام   سمت   کارگردان   توضیحات
۱۳۹۳ خط   بازیگر   عباس رنجبر   شبکه ۳
۱۳۹۲ شب‌های روشن   بازیگر   مجید مظفری   شبکه ۱
۱۳۹۲ تله‌فیلم «آخرین زمزمه»   بازیگر   سجاد شهریاری
۱۳۹۱ تله‌فیلم «مهره سوخته»   بازیگر   احمد معظمی
۱۳۹۰ تله‌فیلم «عروسی‌خانه»   بازیگر   محسن توکلی   صدا و سیمای مرکز اراک
۱۳۹۰ نابرده رنج                      بازیگر   علی‌رضا بذرافشان شبکه ۳
۱۳۹۰ شهر دقیانوس                بازیگر    مهرداد خوشبخت
۱۳۸۸ بانو                              بازیگر    فرید سجادی حسینی شبکه ۳
۱۳۸۸ تله‌فیلم «جویندگان صندوقچه طلا»   بازیگر  حسین تبریزی   در عید فطر ۱۳۸۸ از شبکه ۲ پخش شد.
۱۳۸۷ تله‌فیلم «راه نیرنگ»        بازیگر     مهرداد خوشبخت
۱۳۸۷ آخرین دعوت                  بازیگر     حسین سهیلی‌زاده
۱۳۸۵ خون‌بها                         بازیگر     جواد مزدآبادی این سریال در سال ۱۳۸۹ از شبکه ۱ پخش شد.
۱۳۸۵ زیر تیغ                         بازیگر     محمدرضا هنرمند شبکه ۱
۱۳۸۳ باجناق‌ها                      بازیگر     فرهاد آئیش شبکه تهران
۱۳۸۲ سایه سکوت                 بازیگر     جواد افشار
۱۳۸۲ وارث                           بازیگر     کاظم بلوچی
۱۳۸۱ معصومیت از دست رفته  بازیگر    داود میرباقری بهار سال ۱۳۸۲ از شبکه ۳ پخش شد.
۱۳۸۱ نسیم رویا                    بازیگر     کاظم بلوچی
محسن عظیمی‌نیا در ماه رمضان ۱۳۸۱ پخش می‌شد.
۱۳۸۱ آبی مثل دریا              بازیگر        ابوالقاسم معارفی شبکه تهران
۱۳۸۱ فرمان                       بازیگر       مسعود رشیدی
۱۳۸۰-۱۳۸۱ حجر بن عدی    بازیگر      تاجبخش فدائیان
۱۳۷۹ مسافر ری                بازیگر      داود میرباقری
۱۳۷۷ فکر پلید                    بازیگر      محسن شاه‌محمدی شبکه ۱
۱۳۷۷ به سوی افتخار           بازیگر      سیروس مقدم
۱۳۷۷ برادر خواب                 بازیگر      محسن شاه‌محمدی شبکه ۱
۱۳۷۵-۱۳۷۶ بازگشت پرستوها بازیگر    ابوالقاسم طالبی شبکه ۲
۱۳۷۴-۱۳۷۵ وکلای جوان     بازیگر      مهمان بهرام کاظمی
۱۳۷۴ مجسمه‌های گچی    بازیگر      رسول نجفیان بخشی از مجموعه «قصه شب سیما»، که شبها از
شبکه ۱ پخش می‌شد.
۱۳۷۴ شبحی در تاریکی     بازیگر     محسن شاه‌محمدی شبکه ۱
۱۳۷۳-۱۳۷۴ شلیک نهایی   بازیگر    محسن شاه‌محمدی شبکه ۱
۱۳۷۳-۱۳۷۴ در پناه تو       بازیگر     حمید لبخنده شبکه ۲
۱۳۶۷ تله‌تئاتر «گزارش محرمانه اکتاویو والدز»   بازیگر   صادق هاتفی
۱۳۶۵-۱۳۶۶ گرگ‌ها        بازیگر      داود میرباقری
۱۳۶۴ حکایت مسافر گمنام بازیگر   داود میرباقری
۱۳۶۴ آئینه                  بازیگر       غلامحسین لطفی
۱۳۶۳ افسانه سلطان و شبان  بازیگر   داریوش فرهنگ در نقش «مقام کشوری»
۱۳۶۳ تله‌تئاتر «دستهای آلوده»  بازیگر   صادق هاتفی کارگردان تلویزیونی: «بیژن صمصامی»
نویسنده: «ژان-پل سارتر»
۱۳۶۱-۱۳۶۲ شاه‌شکار        بازیگر   سعید نیک‌پور
۱۳۶۱ همشهری                بازیگر و کارگردان هنری مسعود فروتن
حسین فردرو کارگردانان هنری: جهانگیر الماسی، سیاوش طهمورث

سیاوش طهمورث درخندوانه

سیاوش طهمورث درخندوانه

 

سیاوش طهمورث و مرضیه برومند به جدیدترین اثر داود میرباقری پیوستند

مرضیه برومند و سیاوش طهمورث در سریال «ماه تی تی» به کارگردانی داود میرباقری به ایفای نقش می‌پردازند.
این دو پیش از این در سریال «حکایت مسافر گمنام» میرباقری با یکدیگر همبازی شده بودند.

سریال جدید سیاوش طهمورث

پیش از این حضور لیلا حاتمی، مریلا زارعی، جمشید مشایخی، شهرام حقیقت دوست، مهران غفوریان و مرجانه گلچین در این سریال پر ستاره قطعی شده بود و طی روزهای آینده دیگر بازیگران مطرح پروژه معرفى مى شوند.
«ماه تی تی» که تهیه‌کنندگی آن بر عهده مهران برومند است، برای شبکه نمایش خانگی تولید می‌شود و سومین سریالی است که داود میرباقری برای این رسانه کارگردانی می‌کند.
این سریال هفته گذشته، مقارن با عید قربان در شهرک سینمایی غزالی کلید خورد.
«ماه تی تی» فضای متفاوتی نسبت به کارهای قبلی میرباقری دارد و تجربه تازه‌ای برای او محسوب می شود. میرباقری در این سریال قصد دارد برای اولین بار به سراغ تاریخ چند هزار ساله ایران برود که البته این قصه تلفیقی با فضای معاصر دارد. این سومین همکاری میرباقری با مهران برومند پس از سریالهای «شاهگوش» و «دندون طلا» است.

گفتگو با سیاوش طهمورث

 

در گفت و گويي مفصل با بازيگر سريال هاي «معصوميت از دست رفته»، «بانو»، «شهر دقيانوس» و… که اخيراً سريال «برابر اصل» را در نقش ياوري روي آنتن داشت، به چند و چون در آمدن نقش هاي منفي و ضد قهرمانان داستان هاي نمايشي پرداختيم که خواندن آن خالي از لطف نخواهد بود.

براي گفت و گوي با سياوش طهمورث يک فنجان چاي نوشيديم. بازيگري که به اندازه لازم در قالب نقش هاي خاکستري و گاه حتي نزديک به سياه جلوي دوربين کارگردانان مختلف سينما و تلويزيون رفته است و انصافا در اين مسير داراي امضاء است.

بازيگر نقش مقتدر و با جذبه داروغه سريال «گرگها» که در کارنامه اش بسياري نقش ها از جمله بازي در مجموعه هاي تلويزيوني «آينه»، «در پناه تو»، «شليک نهايي»، «وکلاي جوان»، «به سوي افتخار»، «آبي مثل دريا»، «فکر پليد» و… ديده مي شود، يکي از سردمداران ايفاي نقش هاي ضد قهرمان است. او به واسطه سالها سابقه بازيگري روي صحنه تئاتر و شناخت کامل از ابزار بازيگري به خوبي از صداي خاص و ميميک چهره اش در ايفاي نقش هاي خاکستري سود برده، طوريکه به قول خودش گاهي با ايفاي برخي نقش ها با اعصاب و روان مخاطبش بازي کرده است.

حتماً حضور او در نقش عمو، در سريال «زير تيغ» (محمدرضا هنرمند) را به خاطر داريد او همه ويژگي هاي يک ضد قهرمان را در بازي اش داشت. در گفت و گويي مفصل با بازيگر سريال هاي «معصوميت از دست رفته»، «بانو»، «شهر دقيانوس» و… که اخيراً سريال «برابر اصل» را در نقش ياوري روي آنتن داشت، به چند و چون در آمدن نقش هاي منفي و ضد قهرمانان داستان هاي نمايشي پرداختيم که خواندن آن خالي از لطف نخواهد بود.

جشن تولد سیاوش طهمورث
آقاي طهمورث چه خبر؟ اين روزها چه مي کنيد؟
ـ من اصلاً اين روزها کار بدي نمي کنم! (مي خندد) در جريان روخواني يکي از متن هاي استاد بيضايي پنج شنبه شب که هستيد؛ اين برنامه هفته گذشته در تالار رودکي برگزار شد. من به اتفاق خانم سارا حسيني اين کار را انجام داديم که به نظرم اتفاق خوبي بود.

در سريال «معماي شاه»  هم که اين روزها مشغول هستيد؟
ـ بله فکر کنم يکي دو جلسه ديگر کارم تمام بشود.

از نقش تان هم کوتاه بگوييد؟
ـ من شخصيت عليشاه را در اين سريال بازي مي کنم.

گويا چند تله فيلم براي تلويزيون و رسانه هاي خانگي هم کار کرديد؟
ـ بله يک کار نيمه تمام دارم و يک کار هم که کردم آخرش را عوض کردند و پولم را خوردند. از هر دو کار طلبکار هستم. به نظرم وزارت ارشاد بايد فکري بکند که هر کسي نيايد به عنوان تهيه کننده و کارگردان مجوز بگيرد و پول بازيگر را بخورد. جالب اينکه مي روند آخر فيلم را تغيير مي دهند و شما را کنار مي گذارند. به نظرم مسوولان بايد در اين مورد تصميمي بگيرند و يا خانه سينما بايد جواب گو باشد. اين وضع نمي‌ شود که ما با نگراني قرارداد مي بنديم، با نگراني کار مي کنيم، با نگراني زندگي مي کنيم چرا؟ چون  عده اي همين طوري ريخته اند داخل اين کار و همين جوري هم مجوز کارگرداني گرفتند.

و شما چه کسي را مسوول مي دانيد؟
ـ مسوولان محترم وزارت ارشاد…

براي تلويزيون کاري با اين شرايط نداشتيد؟
ـ نه اين دو کار براي  شبكه نمايش خانگي است. من الان چک هاي برگشتي اين دو فيلم را دارم. البته شکايت کردم و جلوي کارشان را گرفتند. در واقع به اين آقايان مجوز پخش نمي دهند…

ولي اين براي شما پول نمي شود!!
ـ دقيقاً…

آقاي طهمورث باني فيلم قصد دارد طي پرونده اي به ضد قهرمانان آثار تلويزيوني پرداخته است. با شما به عنوان کسي که در ايفاي اين دست نقش ها کارنامه مفصلي داريد و از داروغه سريال «گرگها» تا ياوري سريال «برابر اصل» نقش هاي متفاوتي را در مقابل قهرمان بازي کرده ايد مي خواهم وارد اين بحث شوم که شکل گيري يک ضد قهرمان درست و بي نقص چگونه رخ مي‌ دهد. اگر موافق باشيد با قدم اول که همان فيلمنامه است آغاز مي کنيم. چقدر در اين ساخت و پرداخت فيلمنامه را موثر مي دانيد؟
ـ چقدر؟! شما اصلاً به من بگو فيلمنامه اي به شکل اصولي در مملکت ما نوشته مي شود که ما بعد برويم سر وقت بحث کاراکترهاي ضد قهرمان؟!

 

سیاوش طهمورث و دخترش
پس اين خانه از پاي بست ويران است؟
ـ بله، الان هر کسي دوست دارد، فيلمنامه مي نويسد! هر نويسنده اي که دلش مي خواهد بدون هيچ مسئوليتي مي نويسد و بدون هيچ برو برگردي همين کارهاي ضعيف ساخته هم مي شود. جالب اينکه مزخرف ترين کارها هم از همين شبكه ويدئويي توزيع مي شود. خيلي راحت مي گويم تا مسوولان هم خبردار شوند. من نمي دانم اين مؤسسه هاي ويدئويي از کجا سبز شده است؟! کجاي دنيا رسانه هاي تصويري به اين معنا دارد که ما داريم! کنار لواشک و آدامس و نخود و لوبيا و پنير CD فيلم هم فروخته مي شود… واقعاً فيلم هاي ما هم در همان حد است. شما صحبت از فيلمنامه مي کنيد، فيلمنامه اي وجود دارد؟! از بد حادثه ما الان مجبوريم و کار مي کنيم. چون زندگي ما اين است، کار ما همين است. مجبوريم وگرنه بايد در همه اين کارها را بست. مگر ما نيروي متخصص و کاربلد کم داريم؟ چرا جمع نمي شوند دور هم يک تصميم درست و حسابي بگيرند!؟

کدام اتفاق عجيب و غريب در اين يکي –دو- سه دهه براي سينماي ما رخ داده است؟! بله بازيگران فوق العاده اي داريم، ولي با کدام فيلمنامه!؟ با کدام کارگردان؟! ما الان چند کارگردان به نام و کاربلد داريم که مشغول کار هم باشند؟! ولي همه الان دارند کارگرداني مي کنند، هر کس خط فرضي را ياد مي گيرد در سينماي ما مي شود کارگردان…

سریال جدید سیاوش طهمورث
خيلي ها اعتقاد دارند کساني که يک روز نويسندگان  با سابقه و کاربلد ما بودند و شخصيت هاي آثارشان با حساب و کتاب خلق و پرداخت مي شد هم، امروز قلم آن روزها را ندارند؟
ـ من معتقدم ما نبايد گناه را فقط گردن يک قشر بيندازيم. نويسنده يا کارگردان يا بازيگر يا… فکر مي کنم همه مقصر هستيم. چرا؟ چون حد مشخصي نداريم. ما اول بايد مشخص کنيم در کجاي هنر تئاتر، سينما و تلويزيون هستيم و کجا مي خواهيم برويم؟! متاسفانه آنچنان بي راهه هاي فراواني وجود دارد و آنقدر در اين بي راهه ها گير کرده ايم که نمي‌ توانيم تصميم بگيريم. نمي دانيم کجا بايد برويم. نويسنده اي که قرار است فيلمنامه بنويسد هم سرگردان است. چون تکليفش معلوم نيست. نويسنده ما نمي داند چقدر مي تواند حرف بزند؟ از کجا مي تواند حرف بزند و از چي مي تواند حرف بزند؟ در نتيجه مي افتد به تکرار، آن هم تکرار مسائل روزمره، نه چيز ديگر. اين آمد او رفت، اين عاشق او شد، او يکي ديگر را کشت، اين با اون قهر کرد، فلان شخصيت قاچاق کرد با پليس درگير شد و… مسائل ما در اجتماع فقط اينها نيست. اجتماع ما پر است از سوژه هاي ناب، ولي ما قبل از اينکه بخواهيم مسائل اجتماعي روزمره را مورد بررسي قرار دهيم، بهتر است به موضوعات اجتماعي انسان ها بپردازيم.

در واقع ضد قهرمان و اصولاً شخصيت هاي مختلف با ويژگي‌ هاي متفاوت در همين راستا شکل مي گيرند و معرفي مي‌ شوند. زمانيکه ما بتوانيم شخصيت هاي مختلف را در جامعه مورد تحليل قرار بدهيم.
ـ دقيقاً، اصلاً شخصيت ها در همين شرايط معرفي مي شوند. آنجا مي‌ توانيم تعريف کنيم ضد قهرمان کيست و قهرمان کيست! البته بگذريم که در هر جامعه بشري، هر دوي اينها وجود دارند و بايد هم وجود داشته باشند. شدت و ضعف آنها است که فرق مي كند. اگر ضد قهرمان در جامعه اي بر قهرمان قدرت بگيرد، آن وقت فاجعه رخ داده است. ما بايد در حدي باشيم که حتي اگر سقوط کرديم، قهرمان و ضدقهرمان در برابر هم مساوي باشند. مثالي مي زنم براي شما، در تمام دنيا و در گونه هاي مختلف نمايش، فيلم، تلويزيون و تئاتر، آثار ضعيف و حتي در حد فاجعه مي بينيد، امّا در کنار اين کارها آثار قوي و ماندگار هم توليد مي شود. اگر ما فقط به سمت ابتذال برويم يعني توليد آثار ضعيف در نهايت ببخشيد مي شويم اين چيزي که هستيم.

گاهي نگاه انساني از شخصيت منفي يا همان بد من قصه گرفته مي شود و عملاً طوري طراحي مي شود که تماشاگر را تنها به وجوه سياه کاراکتر ارجاع مي دهد…
ـ اين درست نيست…

سیاوش طهمورث و پسرشسیاوش طهمورث و پسرش

از فاکتورهاي موثر در موفقيت و ماندگاري يک ضد قهرمان دراماتيک صحبت کنيد.
ـ اگر ما شخصيت ها و انسان ها را سياه و سفيد نبينيم، ماجرا به واقعيت وجودي انسان نزديک تر مي شود. همه انسان ها حتماً در وجودشان رنگ آميزي هاي متفاوتي دارند که در برخورد با جامعه معني پيدا مي کند. مثال مي زنم، اگر شما يک شخصيت را در اطرافتان سياه و منفي مي بينيد، دليل دارد. شايد او تحت تاثير مسائل خود خواهانه و مسائل پرت اجتماعي قرار گرفته و آنچه را که نبايد حالا به خودش حق مي دهد. پس شروع مي کند به انجام يک عمل اشتباه، يک نوع رفتار نامناسب انساني و…

پس با همين تعريف او هرگز متوجه ايرادات رفتاري خودش نيست و در واقع خودش را با سياهي هاي رفتارش عجين نمي داند چرا که معتقد است کاري که انجام مي دهد صحيح است؟
ـ بله دقيقاً، يک ضد قهرمان هرگز خودش را ضد قهرمان نمي داند. بلکه به خودش حق مي دهد بايد اين کار را انجام بدهد. هيچ جنايت کاري نمي گويد من جاني هستم. مثالي مي زنند و مي گويند اولين نفري که کشتيد جنايت کرديد امّا دومي و سومي ديگر عادت است. پس هيچ ضد قهرماني به قول شما و هيچ آدم منفي به قول بعضي ها خودش را سياه نمي داند. مطلب مهم ديگر اينکه آن کسي که مثبت است هم به اين دليل مثبت است که فقط خودش را نمي بيند. ديگران را هم مي بيند.

نمايش تعاريف مختلف شخصيتي در يک ضد قهرمان بر اساس زمان، موقعيت، مکان و فاکتورهاي فراوان ديگر متغير است. چه کنيم تا در خلق يک شخصيت ضد قهرمان متفاوت عمل کنيم؟
ـ چه کنيم که اين ضد قهرمانان با هم متفاوت باشند. من سعي کردم تا به حال به اين شکل عمل کنم. خب ما در جامعه مان فقط يک عمل بد يا يک رفتار نادرست و غير انساني نداريم که فقط در شرايط مختلف همان را انجام دهيم، بدي هاي مختلف از آدم هاي مختلف تراوش مي کند.

در شرايط مختلف…
ـ بله در شرايط مختلف، اگر ما براي اين برخوردها، کنش ها و واکنش ها تفاوت قائل شويم و ميان آنها فاصله بگذاريم ضد قهرمان هاي متفاوتي از سياوش طهمورث خواهيد ديدكه هيچکدام شبيه به هم نيست.

از ضد قهرمانان آثار کلاسيک (سريال گرگ ها) تا سريال هاي روز تلويزيون (زير تيغ)؟
ـ بله هيچ تفاوتي نبايد وجود داشته باشد. بازيگر بايد بتواند کارهاي کلاسيک و روزمره را بازي کند. بازيگري که تنها بتواند يک ژانر و در يک گونه بازي کند ديگر بازيگر نيست هنرپيشه است…

و شما چه تفاوتي ميان بازيگر و هنرپيشه قائل هستيد؟
ـ حرفه هنرپيشه اين است که فقط بيايد جلوي دوربين يا روي صحنه، امّا بازيگر تعهد و نسبت به کارش عشق دارد. به عرصه هنر عشق مي ورزد و هنر را حرفه و شغل نمي بيند. ممکن است زندگي اش از اين راه بگذرد امّا نگاه او شغل و حرفه نيست. او در عرصه هنر زندگي مي کند، انسانيت را مي بيند چون عشق به عالم هستي را مي بيند. عشق به انسانيت دارد عشق به جامعه، عشق به مردم کشورش، عشق به اطرافيانش، دلسوز است. به همين دليل خودش را متعهد مي داند ولي يک هنرپيشه متعهد نيست. متعهد نيست چون عاشق نيست و اين کار فقط شغل اوست. او فقط اين کار را انجام مي دهد.

عکس های جدید سیاوش طهمورث
نمونه اي از نقش ضد قهرمان هاي اخيري که شما ايفاگر آن بوديد شخصيت ياوري سريال «برابر اصل» بود. به عنوان شخصيتي که در ذهن مخاطب است (به خاطر پخش اخير) راجع به آن هم صحبت کنيد؟
ـ من اين سريال را نتوانستم ببينم. پس نمي توانم راجع به کليت کار نظر دهم. او آن آدم لطمه خورده جامعه بود. اتفاقاتي در جامعه بر او مترتب شده بود که باعث شد به کاراکتر لطماتي بخورد. خيلي از رفتارهاي آدمي مثل ياوري بر مي گردد به موقعيت هايي که در جامعه براي او ايجاد مي شود. در واقع شرايط اجتماعي، او را به اين سمت و سو سوق مي دهد. ما در جامعه انساني مي بينيم شخصيت هايي را که به دليل فشار دوران کودکي، عقده هاي دوران نوجواني و… دست به هر کاري مي زنند تا کمبودهاي آن دوره را در اين روزگار جبران کنند.

حالا اين کمبود مي تواند مادي باشد، معنوي باشد، جايگاه اجتماعي باشد و مقامي باشد. حالا چون زود مي خواهند به آنچه نداشته اند و آرزويشان بوده برسند و قرار نيست بابت آن تلاش بشود و يا رنجي کشيده شود در نتيجه مجبورند حرکتي غير عرف يا شايد غير انساني انجام دهند که نتيجه اش مي شود در مقابل يک قهرمان ايستادن و ضد قهرمان بودن. ياوري هم همين بود. او فقط مي خواست به دست بياورد. او قافيه را در برابر برادرش باخته پس دست به هر کاري مي زند. امّا من آن برادر را که آنقدر خوب ديده مي شد باز خيلي خوب نمي ديدم. او هم يکسري بدي ها داشت. حالا نمي دانم در ساختار سريال که پخش شد اين ماجرا نمايش داده شد يا نه؟! آيا بدي ها و خوبي هاي شخصيت به اندازه کافي به تصوير کشيده شد يا خير! چون خودم نديدم اجازه بده راجع به آن خيلي صحبت نکنم.

در هنگام خواندن يک فيلمنامه چه برخوردي با شخصيت داريد به خصوص يک کاراکتر ضد قهرمان، چگونه با خودتان در موردش کنار مي آييد؟
ـ من ماجراي خودم را با شخصيت هايي که قرار است بازي کنم دارم. من دنبال شخصيت مي روم، سعي مي کنم از کاراکتر وجودي طهمورث فاصله بگيرم و  دنبال کسي بروم که قرار است آن را بازي کنم. سعي مي کنم شخصيت را زندگي کنم. حالا اگر کارگردان از اين زندگي نهايت استفاده را برد به نظر من زندگي خودم را کرده ام، من نباخته ام چون کار خودم را کرده ام.

باور تماشاگر در نزديک شدن به يک شخصيت منفي بر مي گردد به موضعي که در مقابل او مي گيرد. اينکه ما بتوانيم کاري کنيم که تماشاگر از برخورد، رفتار و حتي توطئه هاي اين شخصيت به ستوه آمده، شاکي است به قول خيلي ها، حرص مخاطب از او در آمده و خودش را ديگر در مقابل او مي بيند. نمونه اش شخصيت عمو در سريال «زير تيغ» که مخاطب کاملاً در مقابل او و کينه توزي هايش موضع داشت. البته مي دانم که ايفاي چنين نقش هايي سختي هاي خاص خودش را دارد؟
ـ سخت است. واقعاً سخت است. من بازيگري را که مي خواهد خوشگل جلوي دوربين بيايد اصلاً نمي پسندم و نمي فهمم. من او را در همان تعاريف هنرپيشه ها مي بينم و حس مي کنم نه چيز ديگر…

 

عکس های مجتبی رجبی و همسرش+بیوگرافی

عکس های مجتبی رجبی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های مجتبی رجبی Mojtaba Rajabi و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی مجتبی رجبی معمار

بیوگرافی مجتبی رجبی

مجتبی رجبی معمار متولد ۱۳ تیر ماه ۱۳۶۲ در تهران است.تئاتر خوانده, پدرش مجید رجبی معمار مدیر سابق شبکه تهران و مدیر فعلی شبکه جام جم است,یک خواهر کوچکتر از خودش دارد.او ابتدا در سریال فرزند صبح به عنوان دستیار کارگردان حضور داشت و از آن به بعد پایش به دنیای بازیگری باز شده است.

مراسم عروسی حدیث میر امینی و همسرش مجتبی رجبی

مجتبی رجبی و همسرش حدیث میرامینی

حدیث میر امینی و همسرش مجتبی رجبی

حدیث میر امینی و همسرش مجتبی رجبی

مجتبی رجبی و همسرش حدیث میرامینی

ازدواج مجتبی رجبی با حدیث میرامینی

حدیث میرامینی بازیگر زن جوان ایرانی که در فیلم های بسیاری نقش آفرینی کرده و در تلویزیون بسیار دیده شده است با مجتبی رجبی بازیگر جوان و طناز ایرانی که کمتر دیده شده ازدواج کرد .

حدیث میرامینی متولد ۱۹ بهمن ۱۳۶۷ در تهران بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. وی دارای مدرک کارشناسی نمایش است و به‌عنوان بازیگر به فعالیت‌های تلویزیونی و هنری می‌پردازد.

بیوگرافی حدیث میرامینی

حدیث میرامینی (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۳۶۷ در تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. وی دارای مدرک کارشناسی نمایش است و به‌عنوان بازیگر به فعالیت‌های تلویزیونی و هنری می‌پردازد.مجتبی رجبی بازیگر سینما و تلویزیون و مدیر فعلی شبکه جام جم همسر اوست

عکس های الهام حمیدی و خانوادش+بیوگرافی

عکس های الهام حمیدی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های الهام حمیدی Elham Hamidi و خانوادش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی الهام حمیدی

بیوگرافی الهام حمیدی

الهام حمیدی متولد ۸/۹/۵۶ در شهر تهران است و دو برادر دارد که از خودش کوچکتر هستند.

پدر الهام حمیدی در جوانی تئاتر کار میکرده، عموی پدرش گوینده رادیو بوده و در واقع این استعداد در خانواده آنها وجود داشته است.

از هفت سالگی در تمام تئاترهای مدرسه شرکت کرده که این مسئله گاه با اعتراض مادرش همراه بوده است.

 ازدواج کرده است اما همسرش در زمینه هنری فعالیت نمیکند.

الهام حمیدی تحصیلاتش را در رشته حسابداری در دانشگاه رودهن به پایان رسانده و از همین دانشگاه لیسانس گرفته است.

الهام حمیدی یک ترم به کلاسهای بازیگری رفته است و همان کلاسها بود که برای بازی در «آوایی در گلستان» آقای رامین لباسچی انتخاب شد.

مردم الهام حمیدی را با «مسافری از هند» میشناسند. او در این سریال نقش پروانه را بازی میکرد.

الهام حمیدی بسیار کدبانو و خانه دار است. آشپزی اش بسیار خوب است و سعی میکند هر کاری که انجام میدهد به نحو احسن باشد.

الهام حمیدی و خانوادش

الهام حمیدی و خانوادش

گریم الهام حمیدی برای خیلی دور خیلی نزدیک آنقدر خوب انجام شده بود که یکی از همکارانش در نگاه اول او را نشناخته بود و فکر میکرد او از بازیگران بومی است.

الهام حمیدی تا به حال در معجزه ازدواج، کوی دامون، نقش سنگ، جوان امروز، مسافری از هند، باران عشق، خیلی دور خیلی نزدیک، زیر تیغ و شوق پرواز بازی کرده است.

بازی در مسافری از هند، در عین حالی که تجربیات فراوانی به همراه داشت از لحاظ روحی تاثیر عمیقی روی او گذاشت به طوری که تا مدتها حس افراد شکست خورده را داشت.

الهام حمیدی از بین بازیگران ایرانی علاقه فراوانی به عزت ا… انتظامی و اکبر عبدی دارد و از بین خانمها فاطمه معتمدآریا و گوهر خیراندیش را دوست دارد.

عاشق صدای اصفهانی، عبداللهی و رضا صادقی است. او به هر دو موسیقی سنتی و پاپ علاقه مند است.

در فیلم سرگیجه الهام حمیدی با کوروش تهامی همبازی بود. علاوه بر تهامی بازیگرانی چون مهدی سلوکی و کامبیز دیرباز هم بازی میکردند.

الهام حمیدیاصلا به فوتبال علاقه ای ندارد، طرفدار هیچ کدام از تیمهای کشور نیست اما بازیهای تیم ملی را دنبال میکند.

از بین کارگردانان، کارهای مجید مجیدی را خیلی دوست دارد. تماشای بچه های آسمان او را به شدت تحت تاثیر قرار داد.

تماشای فیلم بچه های آسمان آنقدر روی او تاثیرگذار بود که هنگام خروج از سینما دلش میخواسته کفشهایش را در آورد و به افراد نیازمند ببخشد.

به نظر الهام حمیدی خداوند از طریق نشانه ها با انسان حرف میزند اما روزمرگی و غرق شدن در خواسته های مادی زنگاری است که مانع ازدیدن خداوند میشود.

الهام حمیدی در جشن خانه سینما جایزه بهترین نقش مکمل را از آن خود کرد تا همگان بیشتر تواناییهای او را تایید کنند.

– الهام حمیدی در سال ۱۳۸۴ برای بازی در فیلم سینمایی «خیلی دور خیلی نزدیک»، موفق به کسب تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن، از جشن خانه سینما گردید. از مجموعه‌های تلوزیونی که حمیدی در آنها به ایفای نقش پرداخته است؛ می‌توان از «مسافری از هند»، «زیر تیغ»، «آخرین دعوت» و «شوق پرواز» نام برد. او همچنین بازی در فیلم‌هایی نظیر «بچه‌های ابدی»، «ملک سلیمان» و «گهواره‌ای برای مادر» را در کارنامه هنری خویش دارد و «یوسف پیامبر».

الهام حمیدی و همسرسابقش

جوایز و افتخارات

  • نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در بیست و سومین جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۳) بخاطر فیلم خیلی دور خیلی نزدیک
  • نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر بخاطر فیلم گهواره‌ای برای مادر
  • جایزهٔ بهترین بازیگر نقش مکمل زن در نهمین جشن خانهٔ سینما (۱۳۸۴) بخاطر فیلم خیلی دور خیلی نزدیک
  • برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن بخش بین‌الملل سی و یکمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم گهواره ای برای مادر

سینمایی

  1. ثبت با سند برابر است(۱۳۹۴)
  1. دو دوست (۱۳۹۳)
  2. گهواره‌ای برای مادر (۱۳۹۱)
  3. راه بهشت (۱۳۹۰)
  4. اخلاقتو خوب کن (۱۳۸۹)
  5. ما همه گناهکاریم(۱۳۸۹)
  6. سه درجه تب (۱۳۸۸)
  7. دلداده(قدرت‌الله صلح‌میرزایی، ۱۳۸۷)
  8. ملک سلیمان (شهریار بحرانی، ۱۳۸۷)
  9. محیا (اکبر خواجویی، ۱۳۸۶)
  10. بچه‌های ابدی (پوران درخشنده، ۱۳۸۵)
  11. سرگیجه (علیرضا زرین‌دست، ۱۳۸۵)
  12. شهر آشوب (۱۳۸۴)
  13. خیلی دور، خیلی نزدیک (رضا میرکریمی، ۱۳۸۳)
  14. وعده دیدار (۱۳۸۲)
  15. تیک (۱۳۸۰)
  16. دنیا (منوچهر مصیری، ۱۳۸۰)

الهام حمیدی و برادرش

الهام حمیدی و برادرش

مجموعه‌های تلویزیونی

  1. همه چیز آنجاست (۱۳۹۳)
  2. سرزمین کهن (۱۳۹۲)
  3. راز پنهان (۱۳۹۱)
  4. شوق پرواز (۱۳۸۹–۱۳۹۰)
  5. موج و صخره (مجیدصالحی۱۳۸۹)
  6. مختار نامه (داودمیرباقری۱۳۸۱–۱۳۸۹)
  7. تبریز در مه (۱۳۸۹)
  8. آخرین دعوت (۱۳۸۷)
  9. یوسف پیامبر( فرج الله سلحشور۱۳۸۷)
  10. شهریار (۱۳۸۵)
  11. زیر تیغ (۱۳۸۵)
  12. مسافری از هند(قاسم جعفری۱۳۸۲)
  13. سقوط آزاد

تله فیلم

  1. ای دوست مرا به خاطرآور
  2. لذت حقیقت

عکس های جذاب الهام حمیدی

ورشکستگی

دوره‌ای تصمیم گرفتم برای ایجاد یک حاشیه امن اقتصادی کار مزون لباس را شروع کنم اما از آنجا که ‌آدم بدشانسی هستم به محض ورودم، دلار به سه‌ برابر قیمت خود رسید و یک دفعه من که با دلار ارزان شروع کرده بودم، متحمل ضرر مالی زیادی شدم این اتفاق چنان در روحیه‌ام اثر گذاشت که کاملا از ریسک‌های مالی ترسیدم

 

ازدواج به گفته کاربران شبکه های اجتماعی

الهام حمیدی زیاد مایل به ورود رسانه ها به زندگی شخصی خود نیست؛ در بیست سالگی ازدواج کرده و همسرش فعالیت هنری ندارد

( الهام حمیدی در برنامه دورهمی ازدواج خود را تکذیب کرد !!)

عکس های جذاب الهام حمیدی

الهام حمیدی در واکنش به این اتفاق، این متن را منتشر کرده است: “خواهشا منه، عجول و لجباز و از ادامه فعالیت در اینستا و شبکه مجازی منصرف نکنید، خواهش میکنم وکیل پایه یک دادگستری نشید و من و ادمها و زندگی شخصی مارو قضاوت نکنید من سعی کردم گفتگویی روان و بی ریا و خالص داشته باشم اما واقعا از دست بعضی ها نمی توان آب خورد و براحتی اسم و فامیلت و گفت چه برسه به مسائل شخصی و زندگی خصوصی، من پنهان کاری نکردم و گفتم قسمت نشده ازدواج کنم چون در حال حاضر و مدتهاست مجردم و ازدواج نکردم و حاضر نیستم برای بیماری عده قلیلی دارو و سوژه باشم انهم در حوزه زندگی خصوصی، همدیگرو زود قضاوت نکنیم.ای کاش میشد جای من بودید و بعضی از این کامنت ها رو میخوندید و هضم میکردید، مننون از دوستان و دوستداران واقعی و پاک خواهر همه شما الهام”

توجه به زیبایی

آراستگی و مراقبت از خود را جزء بایدهای زندگی‌ ام می‌ دانم برایم مهم نیست لباسم حتی گرانقیمت نباشد اما مهم است که لباس خاص و مناسبی بپوشم چهره سرمایه یک بازیگر است و مرد و زن هم ندارد و برای حفظ این سرمایه باید تلاش کرد

البته من مخالف عمل‌ های زیبایی هستم چون چهره طبیعی را دوست دارم اما کارهای مراقبتی را انجام می‌ دهم و از کرم‌ ها و لوسیون‌ ها برای حفظ شادابی و رطوبت پوست استفاده می‌ کنم

عکس های جذاب الهام حمیدی

دستی در سایر هنرها

بسیاری از کارهای هنری را انجام داده‌ام؛ از نقاشی و کارهای دستی گرفته تا مزون و طراحی لباس که همه و همه را جسته و گریخته و گاهی تفننی و گاهی حرفه‌ای دنبال کرده‌ام اصولا دوست دارم سایر کارهای هنری را هم تجربه کنم

 

علایق

 بسیار کدبانو و خانه دار است. از بین بازیگران ایرانی علاقه فراوانی به عزت الله انتظامی و اکبر عبدی دارد و از بین خانمها فاطمه معتمدآریا و گوهر خیراندیش را دوست دارد عاشق صدای اصفهانی، عبداللهی و رضا صادقی است و به هر دو موسیقی سنتی و پاپ علاقه دارد
عکس های جذاب الهام حمیدی
عکس های جذاب الهام حمیدی
عکس های جذاب الهام حمیدی

عکس های کامران تفتی و خانوادش+بیوگرافی

عکس های کامران تفتی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های کامران تفتی Kamran Tafti و خانوادش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی کامران تفتی

بیوگرافی کامران تفتی

کامران تفتی در روز ۱۹ فروردین ماه سال ۵۸ هجری شمسی در شهر تهران متولد شد و بنا به علاقعه اش به بازیگری او از سال ۷۶ فعالیت های هنری اش را شروع کرد . کامران تفتی فیلم و سریال های زیادی را تا کنون بازی کرده است از جمله خواب و بیدار , زیر هشت , سریال خط , ششمین نفر , بی صدا فریاد کن , راز پنهان , و … از نکات جالب زندگی کارمران تفتی پدر اوست . اردشیر تفتی نیز در سینما و تلویزیون در عرصه بازیگری فعالیت می کند

از کودکی  تئاتر را در کنار پدرش آغاز کرد و تا زمان ورود به دانشگاه در کنار تحصیل مشغول به تجربه اندوزی در صحنه ها بود.

کامران تفتی فرزند اردشیر تفتی بازیگر تلویزیون است. او یک برادر به نام کیوان دارد که متولد ۱۳۶۳ است و در عرصه موسیقی فعالیت میکند.

او در زمان دانشجویی با کارهای دانشجویی  وارد فضای حرفه ای تئاتر کشور شد و با استادانی چون حمید امجد ، محمد رضایی راد ، محمد چرمشیر ، بهزاد فراهانی  ، قطب الدین صادقی و منیژه محمدی و …. تئاترهایی را به روی صحنه برد. و تاکنون اجراهایش  در فضای حرفه ای تئاتر کشور ادامه دارد.
او در سریال هایی همچون ولایت عشق ، خواب و بیدار ، دیوار و بزم آخر به ایفای نقش پرداخته و آخرین بازی او در تلویزیون تا کنون سریال میکاییل ساخته سیروس مقدم بوده است

اردشیر تفتی پدر کامران تفتی

اردشیر تفتی پدر کامران تفتی

تلوزیون:

۱۳۷۶ ولایت عشق

۱۳۸۰ خواب و بیدار

۱۳۸۴ حس سوم

۱۳۸۴ پای پیاده

۱۳۸۶ بی صدا فریاد کن

۱۳۸۶ کارآگاهان

۱۳۸۶ زمانی برای پشیمانی

۱۳۸۷ خسته دلان

۱۳۸۸ شمس العماره

۱۳۸۸ شهر دقیانوس

۱۳۸۹ زیر هشت

۱۳۸۹ تاوان

۱۳۸۹ تبریز در مه

۱۳۹۰ ششمین نفر

۱۳۹۰ پنجره

۱۳۹۱ راز پنهان

۱۳۹۱ راز و نیاز

۱۳۹۱ دیوار

۱۳۹۲ ستاره حیات

۱۳۹۲ بی قرار

۱۳۹۳ خط

۱۳۹۴ بزم آخر

۱۳۹۴ میکائیل

 کامران تفتی و برادرش

 کامران تفتی و برادرش

تله‌فیلم

  • محله من
  • پاتوق
  • خط باریک
  • آن مرد
  • عصیان
  • ماه می‌تابد
  • کور گره

فیلم سینمایی

  • به هدف شلیک کن (محمد کتیرایی)
  • سلام بر عشق (اصغر نعیمی، ۱۳۸۸)
  • پایان نامه (حامد کلاهداری ۱۳۸۹ )
  • مرگ کسب و کار من است (۱۳۸۹)
  • گلوگاه (فیلم)
  • رسوایی (مسعود ده نمکی۱۳۹۱)
  • سوته دل (نادر طریقت۱۳۹۳)[۲]
  • این زن حقش را می خواهد (۱۳۹۴)

کامران تفتی و همسرش

تئاتر

  1. بی شیر و شکر
  2. زائر
  3. دایره بسته
  4. فالگوش
  5. نجواهای شبانه
  6. رقصی چنین
  7. نظمیه زنان
  8. یادداشتی برای سهراب
  9. خشت خام خانه
  10. خون و گل سرخ
  11. شیر در زنجیر

آلبوم های موسیقی

عکس زمستونی تهران

جوایز

نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم مرگ کسب و کار من است

نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد سال تئاتر برای نمایش نظمیه زنان

آهنگ جدید کامران تفتی

گفتگو با کامران تفتی

کامران تفتی در گپ‌وگفت با فارس گفت: علی نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر سلطان بی‌چون و چرای هنر نمایش کشور است.

*خودتان را معرفی کنید

کامران تفتی هستم متولد ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ در تهران به دنیا آمده‌ام.

* اگر بازیگر نبودید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

هیچ.چون از کودکی وارد بازیگری شده بودم .آن هم نه به معنای شوخی.۷ ساله بودم که اولین تئاترم را بازی کردم البته درسم هم خیلی خوب بود ولی چون بازیگری را دوست داشتم رشته هنر را انتخاب کردم و کنکور هنر دادم .به همین خاطر فکر کنم اگر قرار بود بازیگر نشوم اصلا نبودم!

* دوست دارید با چه کارگردانی کار کنید که تا به حال کار نکرده اید؟

با همه کارگردان‌ها! من بازیگر هستم و برایم بازیگری مهم است، ماهیت بازیگری برایم از اسم آدم‌ها مهم‌تر است به همین خاطر هر فیلمسازی که اندیشه ای دارد و می‌توانم به عنوان ویترین فوق‌ ‌العاده و ابزار اندیشه او و شیوه گفت‌وگو او با مردم جامعه می‌توانم کمکش کنم.

دانلود آهنگ حواست بهم نیست

* دوست داشتید چه نقشی را بازی کنید که بازی نکرده اید؟

من نقش زیاد بازی کردم! همه نقش‌های را دوست دارم .البته خیلی از نقش‌ها را بازی نکردم.

*آیا بوده بعد از سال‌ها از نحوه بازی در فیلمی خجالت بکشید؟

نه هیچوقت. من تمام تلاشم را کردم که حرفه‌ام را تخصصی جلو ببرم، طبیعتا دچار ضعف است ولی اینکه خجالت بکشم خیر، چون همیشه با عشق و قلب و خونم بازی کردم.

جشن تولد کامران تفتی

جشن تولد کامران تفتی

* در بازیگری الگوی خاصی داشتید؟

بله. زندگینامه و نحوه بازی آل پاچینو همیشه برای من مثال زدنی است، در ایران هم بهروز وثوقی و خسرو شکیبایی الگوهای من بودند.

*فکر می‌کنید رابطه مردم با سینما بهتر است یا تلویزیون؟

رابطه مردم با چیزی که شایسته آن‌ها باشد بهتر است، حالا اگر می‌بینید رابطه مردم با سینما کم شده است حتما سینما شایسته مردم نبوده است، اگر در تلویزیون کمی بین مردم و تلویزیون فاصله افتاده باشد حتما چیزی که ساخته می‌شود شایسته و بایسته مردم نیست. به نظر من مردم خیلی هوشمندانه انتخاب می‌کنند، دلیل استقبال و طرد کردن فقط این است که آنها تشخیص می‌دهندخوراک فرهنگی شان شایستگی لازم را ندارد یا خیر.

* به نظر شما دستمزد بازیگران منصفانه است؟

نه خیلی کم است!

* برخی‌ها درباره دستمزد بازیگران جدید اعتراض دارند، این اعتراض‌ها چقدر بجاست؟

خیلی از این حرف‌ها، حرف‌های پشت پرده است. بیشتر فضای فکری اینطور است که نمی‌دانند این طرف چه خبر است، در محیط بیزنس و اقتصادی سینما نیستند و از بیرون حرف می‌زنند. بازیگر جدید و قدیم ندارد، باید اول این حرفه و هنر را تخصصی کنیم .بعد که تخصصی شدیم آنوقت تخصصی برخورد میکنیم و در آن‌صورت هیچ بازیگری نه پول اضافه میگیرد و نه از ارزشش کم می‌شود. به نظر من اگر هر کسی در یک محیط تخصصی جای خودش باشد دیگر این مسائل اتفاق نمی‌افتد.

* آیا پول بازیگران از پارو بالا می‌رود؟

نه! از جیبشان هم بیرون نمی‌آید، چه برسد به پارو!

* بازیگران ما چقدر به مبانی نظری بازیگری تسلط دارند؟

متاسفانه درصد خیلی کمی .به نظر من تحصیلات آکادمیک باید در کنار تجربه‌های عملی و بودن در اتمسفر و فضای سینمایی باشد. این تجربه برای تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک مکملی درستی است .هر دو این موارد باید در یک بازیگر باشد.یعنی شما اگر بازیگر باسوادی هم باشید بالاخره یک جا کم می‌آورید.

کامران تفتی در فیلم آرام میگیریم

* برخی عنوان می‌کنند که مانکن‌های خوشچهره جای بازیگران واقعی را گرفته‌اند نظر شما چیست؟

هر چیزی به جای خودش! چون ما سینمای چندگانه نداریم متاسفانه این اتفاق در حال رخ دادن است. اما به هر حال سینما به قدری بزرگ است که کسی جای فرد دیگری را نگیرد. هرچند با این موضوع هم باید تخصصی برخورد شود.

* رابطه چهره با سینما چیست؟

سینما به چهره احتیاج دارد، چهره باسواد، چهره ماندگار، ولی چهره‌ای که با قلب مردم سر و کار دارد خیلی کم پیدا می‌شود. کاش چهره‌های ما چهره هایی باشند که برای ساخت آن تلاش کنیم، نه چهره‌های ساخته شده‌ای که برای تخریب آن تلاش کنیم.

* آیا بازیگران با رسیدن به دوره پیری تمام می‌شوند؟

بستگی دارد! عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی و خیلی از مو سپیدهای دیگر تمام نشده‌اند. اگر عمری را با عزت سپری کرده باشید پیری فضای بازیگری را پاک نمی‌کند.

* فیلمفارسی چیست؟

من اصولا آدم قضاوت کردن و ارزش گذاری نیستم ولی بخشی از تاریخ معاصر سینمای من است و من تمام فیلم‌هایش را دیدم حتی لحظات درخشانی در آن سراغ دارم طبیعتا ضعف‌ها و اشکالاتی هم در آن وجود دارد. امیدوارم اگر قرار است در این دوره و زمانه در سینما به پسرفت ادامه بدهیم حداقل شبیه سینمایی بشویم به نام سینمای فارسی که شاید بتوانیم در آن لحظات شادی به اسم خودمان خلق کنیم. این که قرار باشد بین کلیشه و مدرنیسم و سنت دست و پا بزنیم و به یک جایگاه درست در سینما نرسیم به نظرم خیلی بدتر از سینمای فارسی است.

* چقدر به سالمندان هم صنف خود سر می‌زنید؟

خیلی زیاد. هر کس یک روز زودتر از من در این حرفه باشد احترامش به ‌روی چشم‌های من است و تا آنجایی که بتوانم سعی میکنم در محیط خانواده سینما یک بچه ته تغاری باشم که خیلی کلاس نمی‌گذارد!

* چرا خانه همه بازیگران در شمال شهر است، در صورتی که عمده علاقمندان به سینما در جنوب شهر هستند؟

اغلب اینطور نیستند، من خودم سال‌ها در شرق تهران، جنوب تهران بودم، الان هم در غرب تهران هستم و به نظرم این‌ها بیشتر حاشیه است.

* چرا زندگی شخصی تعداد قابل توجهی از بازیگران دچار مشکل می‌شود؟

بخاطر اینکه فرهنگ درست عمل کردن نیست غلط هم زیاد اتفاق می‌افتد.

عکس آتلیه ای کامران تفتی

*دوست داشتید در هالیوود بازی میکردید؟

حتما بازی می‌کنم!

* چرا در بین مردم این اعتقاد وجود دارد که بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی ندارند؟

کاملا مخالفم. اغلب بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی و پایبند بودن به سنت بسیار بسیار برایشان مهم است و شیوه آنها متفاوت است، اعتقادشان تظاهر نیست و خیلی از آن نمی‌گویند. آدم‌ها را نمی‌شود قضاوت کرد، بهتر است این کار نکنیم.

* اگر روزی علیه ایران جنگ شود، شما برای دفاع شرکت می‌کنید؟

بله.

* چرا فیلم‌های ژانر دفاع مقدس موردتوجه مردم قرار می‌گیرد؟

چون مفهوم کلی ایثار در آن وجود دارد و ما کمی بیشتر هزینه می‌کنیم و این هزینه کردن مردم را به دیدن وادار می‌کند، و وقتی با لایه های پنهان فیلم، حس و حال‌ها و عشق فیلم که اینگونه روایت می‌شود و به هر حال بخشی از تاریخ معاصر مردمی است که سعی می‌کنند با آن ارتباط برقرار کنند، به همین خاطر بیشتر استقبال می‌کنند و من آرزو میکنم فردی مثل ابراهیم حاتمی کیا از این سینما فاصله نگیرد مثل زنده یاد رسول ملاقلی پور که رفت و ما قدرش را ندانستیم و رفت…

تیپ جذاب کامران تفتی

* برخی می‌گویند الفاظ رکیک و خنداندن به هر قیمتی در سینما و البته تلویزیون زیاد شده است، نظر شما چیست؟

هر چیزی در تعادلش اتفاق می‌افتد، اگر قرار باشد تعادل وجود نداشته باشد چه در سینما چه در تلویزیون اگر از هر طرف بام بیفتیم.

* چرا هنرپیشه‌های هالیوود همه جا مثل سومالی در سیاست‌های خارجی شرکت دارند ولی هنرپیشه های ما نیستند؟

چون ما کشور سیاست زده‌ای هستیم و متاسفانه همه چیز را با هم اشتباه می‌گیریم.

* چقدر از اجناسی که مصرف می‌کنید ایرانی است؟

سئوال سختی است! تا جایی که راه داشته باشد سعی میکنم اجناس ایرانی مصرف کنم.

* بحث فساد در سینما موضوعی است که بازیگران زیادی درباره آن صحبت کرده‌اند مثل امین تارخ که گفتند برخی دختران برای ورود به سینما خودشان را عرضه می‌کنند این موضوع چقدر صحت دارد؟

به نظر من سینمایی که قرار شد با عرضه و خود فروشی بدست بیاید، نامش سینما نیست، آدم‌های دیگر هم این اتفاق مورد پسندشان نیست. از این دست موارد سینمای ما را کوچک می‌کند.

* اگر یک میلیارد پول داشتید با آن چه می‌کردید؟

چون الان خانه ندارم سعی می‌کردم خانه بخرم!

* آخرین کتابی که خواندید؟

قهرمان

عکس های جدید کامران تفتی

* آرزوی شما چیست؟

سلامتی و سربلندی و آرامش را برای مردم کشورم آرزو می‌کنم.

* عزت الله انتظامی

آقای همیشه بازیگر

* علی نصیریان

سلطان بی چون و چرای تئاتر

* محمد علی کشاورز

اسطوره نقش های بی تکرار

* نیوشا ضیغمی

همکار خوبم

*شهرت

شیرین‌ترین آفت حرفه‌ام

* سینمای ایرانی

با آرزوی جهانی شدن

* شریفی‌نیا

همکار پرکار من

* هالیوود

خیلی دست نیافتنی نیست

* دفاع مقدس

امیدوارم یک فیلم سینمایی در این ژانر کار کنم

* بهترین فیلمی که دیده‌اید

خیلی نامردید! فیلم خوب زیاد دیدم

* بدترین فیلمی که دیده‌اید
سیصد

* آنجلینا جولی

بازیگر بسیار خوبی است

کامران تفتی و دوستانش

* بدترین حادثه‌ای که برایتان اتفاق افتاده است

تصادف در سال ۷۸

* جایی که به شعورتان توهین شده است

خداروشکر توهین نشده است.

* بدتربن صحنه‌ای از فیلمی که دیدید

در یک فیلم کره‌ای آقایی یک هشت پای زنده را خورد!

* در کدام فیلم دوست داشتید بازی کنید

پدرخوانده ۲، نقش آلپاچینو!

* تا بحال حسودی کردید؟

بله!

* مهم‌ترین اتفاق جهان

نابودی زمین

کامران تفتی و خانوادش

کامران تفتی و خانوادش

* مهم‌ترین اتفاق ایران طی سال‌های اخیر

گرفتن اسکار اصغر فرهادی

* تهاجم فرهنگی

به من خیلی تهاجم نمی‌شود.

* صلح

آخ! عجب چیز کم یاب و نایابی است.

* هیروشیما و ناکازاکی

هروقت اسم هیروشیما را می‌شنوم یاد بمب می‌افتم، دوست دارم ناکازاکی را به داداش کایکو و دستمال قدرت ربط بدهم!

زندگینامه کامران تفتی

آهنگ های کامران تفتی

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی بنام پرواز روی بام تهران

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی بنام جگر گوشه

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی بنام حرف مردم

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی و شهرام نیکار بنام دلتنگی

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی نام حواست بهم نیست

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی و کیارش حسن زاده بنام آهن ربا

عکس های رضا رویگری و همسرش+بیوگرافی

عکس های رضا رویگری

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های رضا رویگری Reza Rooigari و خانوادش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی رضا رویگری

بیوگرافی رضا رویگری

رضا رویگری (زادۀ ۶ دی ۱۳۲۵ تهران)، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و خواننده ایرانی است. او همچنین در حرفهٔ نقاشی نیز فعال بوده و در سالهای اخیر در نمایشگاه‌هایی در ایران و آمریکا، آثارش را به نمایش گذاشته است. وی خوانندهٔ سرود معروف «ایران ایران» (الله الله) دراول انقلاب می‌باشد.[۱] او همچنین به عنوان خواننده، آلبوم کازابلانکا را در سال ۱۳۹۱ منتشر نمود.

 

صدا باعث بازیگری اش شد

بازیگری رو با یک تئاتر شروع کردم، در این نماشش بازیگری را احتیاج داشتند که هم توانایی خواندن آواز داشته باشد و هم بتواند بازی کند از همین طریق وارد عرصه بازیگری شدم

عکس های جذاب رضا رویگری

بازیگری قبل از انقلاب

بعد از چند تئاتر با همکاری ساموئل خاچیکیان کارگردان در سال ۱۳۵۲ در سریال چنگک بازی کرد، سپس بعد از انقلاب هم در سال ۶۴ با سریال محله بهداشت دوباره به تلویزیون ملی بازگشت

 

آهنگ انقلابی  ایران ایران

هنوز انقلاب نشده بود و شاه سرجایش بود ساواک داشت فعالیت می کرد او در این شرایط به درخواست عده ای آیه های قرانی رو بصورت شعر خواند و یواش یواش کاست ها را داخل مساجد و منازل مردم پخش کردند

 

از گلدسته های مسجد دانشگاه تهران پخش شد و دیگر تا قبل از اینکه انقلاب شود من این آهنگ را در ماشین های مردم می شنیدم بعد از پیروزی انقلاب از روز دوم دادیم تلویزیون پخش کرد

 

ازدواج اول با فرشته میرهاشمی + طلاق

ازدواج اول رضا رویگری با فرشته میرهاشمی بود

رضا رویگری و همسر اولش فرشته میرهاشمی

رضا رویگری و همسر اولش فرشته میرهاشمی

خانوم میرهاشمی فوق لیسانس شهرسازی و دکترای روان شناسی از کالیفرنیا بود، اما این دو به دلیل مخالفت رویگری با کار همسرش از وی جدا شد، این زوج صاخب یک فرزند پسر بنام کیارش بودند

 

ازدواج دوم با تارا کریمی

رضا رویگری بعد از جدایی از همسر اول خود با تارا کریمی در سال ۹۲ ازدواج کرد

تارا کریمی اختلاف سنی ۴۳ اله با رضا رویگری داشت، او متولد ۱۳۶۸ در شیراز است و مدتی رو برای انجام کارهای مدلینگ در خارج از کشور سپری میکرد

ازدواج رضا رویگری با تارا کریمی جنجالی شد اختلاف سن آنها ۴۳ سال بود، تارا کریمی متولد ۱۳۶۸ در شیراز هتس که مدتی را در خارج از کشور به کار مدلینگ مشغول بود این دو در نهایت در سال ۹۲ با یکدیگر ازدواج کردند

رضا رویگری و همسر دومش تارا کریمی

رضا رویگری و همسر دومش تارا کریمی

نحوی آشنایی

من اصلا ایشان را به عنوان بازیگر نمی‌ شناختم و هیچ کاری از ایشان ندیده بودم

راستش در افتتاحیه برنامه‌ ای در شیراز از آقای رویگری به عنوان ‌مهمان برنامه دعوت شده بود، دوست من هم مسوولیت میزبانی ایشان را عهده‌ دار بود وقتی به اتفاق دوستم برای استقبال از ایشان به فرودگاه رفتیم اولین بار ایشان را دیدم و طی چند روزی که آنجا بودند با هم آشنا شدیم

حتی فکرش را هم نمی‌ کردم روزی با او ازدواج می‌ کنم

 

سکته مغزی

شش دی ماه سال ۹۲ یک روز بعد از تولدم بود که سر و صورت خود را می‌ شستم تا با همسرم بیرون برویم اما ناگهان سرم گیج رفت و به زمین افتادم در بیمارستان توجه شدند سکته مغزی کرده‌ ام

 

انتشار آلبوم

رویگری آلبوم کازابلانکا را در سال ۱۳۹۱ منتشر کرده است

بیماری خاص رضا رویگری

رضا رویگری به چه بیماری مبتلاست؟

یکی از چهره‌های هنری که بسیار درگیر شایعات بوده، رضا رویگری است که تا به امروز اخبار ضد و نقیضی از بیماری وی منتشر شده است.
رضا رویگری بازیگر سینما،‌ تلویزیون و خواننده قطعه «ایران ایران» از این دایره مستثنی نیست و با شروع بیماری و عارضه سکته مغزی،‌ به کرات خبر فوت و یا بستری شدن خودش را شنیده و یا خوانده است.
خواننده آلبوم «کازابلانکا» بعد از عارضه سکته مغزی، روزهای نقاهت را پشت سر می گذارد و پس از آن بارها برای ادامه روند بیماری به بیمارستان مراجعه کرد.
بر این اساس رضا رویگری در گفتگو با خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در این خصوص روند بیماری خود گفت: با توجه به روند بیماری خدا را شکر این روزها حال و روز بهتری دارم.
رویگری درباره شروع دوباره خودش در سینما، تلویزیون و خوانندگی خود، اظهار داشت: پیشنهادهای بسیاری دارم اما صبر میکنم. تا زمانی که بهبودی کاملم را بدست نیارم جلوی دوربین نمی روم.
وی پیرامون شروع بیماری خود عنوان کرد: بعد از کنسرتی که با گروه «آریژ» در کشور لبنان داشتم ، به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان ایران بستری شدم و بعد از جراحی به دلیل لخته شدن خون،‌ سکته مغزی کردم و دوباره برای مشکلات ریوی به بیمارستان مراجعه کردم

یک گفتگوی خانوادگی با رضا رویگری، به همراه عروس، همسر و نوه‌اش

دون اغراق بايد گفت يكي از پرانرژي‌ترين بازيگران سينما و تلويزيون ايران است، در تمامي نقش‌هايي كه به او محول مي‌شود، با درايت بازي مي‌كند و نقش‌هايش بسيار پررنگ است.

رضا رویگری و همسرش و عروسش

مدت‌ها بود كه دوست داشتيم با اين هنرمند محبوب كه در همين يك سال اخير، كارهايي از جمله دارا و ندارا، به كجا چنين شتابان، ملكوت، اخراجي‌هاي ۳ و مختارنامه (نقش كيان ايراني) را از او ديده‌ايم، يك گفتگوي خانوادگي انجام دهيم. سرانجام اين شد كه رضا رويگري به همراه عروس، همسر و نوه‌اش «آوا» مقابل دوربين «محسن بيگلري» قرار گرفتند كه اين امر براي اولين بار اتفاق افتاد، با تشكر از رضا رويگري كه به اين درخواست ما احترام گذاشت…

لحظات شيرين با نوه بودن

خانواده برايم «كانون» و «سرپناه» است. دور هم بودن را دوست دارم. تك فرزند بودم، سن پدر و مادرم بالا بود و من بعد از ۱۴ سال ازدواج با نذر امام رضا(ع) به دنيا آمدم.

تفاوت سني داشتيم، خانواده‌ام مذهبي بودند و من روحيه هنرمندي داشتم كه با عقايد آنها متفاوت بود و از هم دورمان مي‌كرد.

چون جمع بودن را دوست داشتم هميشه سراغ همسايه بغلي‌مان كه خانواده پرجمعيتي بود، مي‌رفتم و حتي اگر كنارم مي‌گذاشتند باز هم به سراغشان مي‌رفتم! كه تو جمع آنها باشم. هميشه دلم مي‌خواست خانواده زيادي داشته باشم داراي خواهر، برادر و بچه‌هاي زياد باشم، كه متاسفانه نشد!

در سن كم ازدواج كردم در همان سال اول صاحب پسري شدم و با اين‌كه تصميم داشتم چند بچه داشته باشم، متاسفانه همين يك پسر ماند و باز همان اتفاق خودم براي بچه‌ام هم افتاد.

پسرم در سن كم ازدواج كرد و به خارج رفت و صاحب يك دختر به نام آوا شد در نتيجه من پدربزرگ شدم. پسرم در حال حاضر در خارج از كشور به سر مي‌‌برد و عروس و نوه شيرين و دوست‌داشتني‌ام هم در ايران هستند. با اين‌كه كارم خيلي زياد است به شوق ديدار نوه‌ام در هر فرصتي به سراغ او مي‌روم. لحظاتي كه با نوه‌ام مي‌گذرانم برايم فوق‌العاده لذت‌بخش است. شوق و ذوق كودكي او مرا هم به وجد مي‌‌آورد سادگي و خلوص او مرا به ياد كودكي خودم مي‌‌اندازد.

در كنار عروس، نوه و همسرم كانون گرم خانواده را احساس مي‌كنم و خانواده‌هاي عروسم و خانواده همسرم همه با همديگر جمع هستيم كه فضايي پر از عشق را براي نوه‌ام به وجود بياوريم.

تحصيل و كار از زبان فرشته‌خانم

فرشته ميرهاشمي همسر رضا رويگري مي‌گويد: از بچگي درس خواندن را خيلي دوست داشتم اولين آموزگار زندگي‌ام مادرم بود كه درس عشق و ايثار را از او گرفتم. از پنج سالگي به مدرسه رفتم. از ۱۴ سالگي تدريس را آغاز كردم و بدين‌گونه كمك مادرم هم بودم.

تحصيلات دانشگاهي‌ام براساس «سازندگي» بود. از «ساختمان‌سازي» به «شهرسازي» و بعد به «انسان‌سازي» رسيدم.

فوق‌ليسانس معماري از دانشگاه تهران، فوق‌ليسانس شهرسازي و دكتراي روان‌شناسي را از كاليفرنيا گرفتم. در تمام سال‌هاي تحصيلم كار كردم و درس خواندم و براي «سازندگي» خودم قدم برداشتم.

رضا رویگری و پسرش کیارش

رضا رویگری و پسرش کیارش

مقصدم در زندگي «تاثيرگذاري» و «سازندگي» در زندگي انسان‌ها بوده است به همين خاطر با علاقه‌اي كه به مردم داشتم و با ايمان به انسان‌ها و گوهر وجود و توانايي‌هايشان در سال ۱۳۶۸ برنامه‌هاي آموزشي تجربي «بنيان» را پايه‌گذاري كرده و به تدريج «متد بنيان» را جهت «موفق و موثر بودن در زندگي» و تنظيم رابطه با خود و ديگران طرح كردم و در برنامه‌ها، دوره‌ها و سمينارهاي بنيان ارائه دادم.

«متد بنيان» تكنيك ساده‌اي را در اختيار شخص قرار مي‌دهد كه در مراجعه با هر پديده‌اي نسبت به برداشت‌ها و رفتارهاي خود آگاه بوده و به آنها احاطه داشته باشد و با تميز و تشخيص، با حال و احوال روحيه سازنده، اقدام سازنده‌اي را انتخاب كرده تا نتيجه مطلوب را ايجاد كند.

بنيان، اولين برنامه آموزشي تجربي جهت رشد و موفقيت در خارج از كشور در ايران مي‌باشد.

در مدت ۲۲ سال گذشته عده بسيار زيادي در برنامه‌ها و در كشورهاي مختلف شركت كرده‌اند. در حال حاضر كارم در ايران متوقف شده است كه اميدوارم با نيت خيري كه مسئولان در اين مورد دارند برنامه‌هايم در ايران تدوين شده ارائه گردد. ايمان دارم كه خيري در پيش است و به اين پديده هم خوشامد مي‌گويم.

به پدرشوهرم افتخار مي‌كنم

هيلدا حاج ميرزا ۳۱ ساله، اهل تهران و عروس رضا رويگري است، دخترش آوا(نوه رضا رويگري) در ۳ شهريور سال ۱۳۸۶ در شهر «گوا»ي كشور هندوستان به دنيا آمد و ۱۰ ماهي است كه در ايران زندگي مي‌كنند.

«آوا» نوه رضا رويگري، در خانواده‌اي هنرمند به دنيا آمد، مادرش، خاله‌اش و مادربزرگ مادري‌اش در نقاشي تخصص دارند، پدرش در موسيقي فعاليت مي‌كند و پدربزرگش هم كه همه مي‌شناسند، «رضا رويگري» يك هنرمند به تمام معناست

هيلدا عروس رويگري مي‌گويد: از ۲۳ سال قبل و پيش از ازدواج با «كيارش» (پسر رضا رويگري)، اين خانواده را مي‌شناختم، هيچ وقت فكر نمي‌كردم، روزي ايشان پدر شوهرم شود، به داشتن پدرشوهري مثل او افتخار مي‌كنم، چرا كه بسيار دوست‌داشتني و خانواده‌دوست است. وي به عنوان پدربزرگ دخترم، دلسوز و مهربان، در قالب پدرشوهر صميمي و پرمحبت و در قالب يك هنرمند تحسين‌برانگيز و… من با تمام وجود، هنرش را دوست دارم و به او فتخار مي‌کنم.

از او بيشتـر بــدانيد

پدرم در تجريش باغبان بود و من تنها پسر او، وقتي كه بچه بودم، نقاشي مي‌كردم، در كوچه پس كوچه‌هاي خلوت تجريش به همراه دوستانم.

از زماني كه در دوران كودكي به سينما بهار تجريش مي‌رفتم به سينما و هنرپيشگي علاقه‌مند شدم.

پدرم مخالف هنرپيشه شدن من بود، حتي مي‌گفت نقاشي هم نبايد انجام بدهي.

وقتي رضايت پدر را به دست آوردم، سر از تئاتر در آوردم آن زمان او تازه به دبيرستان راه يافته بودم.

نمايشي داشتيم در رابطه با تعزيه امام حسين(ع)، وقتي پدرم آمد نمايش مرا ديد (البته از دور كه من نبينمش… نمي‌دانم چه كسي به او خبر داده بود كه من دارم نمايش بازي مي‌كنم.) ناراحت نشد و گفت اينها مطرب نيستند،؛ ديگر هم كاري به كارم نداشت.

وقتي در اوايل انقلاب ترانه معروف «ايران ايران ايران، رگبار مسلسل‌ها» را خواندم، سربلند شد و گفت كار ما هنر است نه مطربي.

۲۶ دي‌ماه سال ۵۷، روزي كه شاه رفت به استوديوي صبا در خيابان كاخ آن زمان و فلسطين كنوني در حالي كه حكومت نظامي بود، رفتم و آن ترانه با شعر «حسين سرفراز» را خواندم.

بعد از انقلاب با يكي از دوستانم كارگاه كوچكي درست كرده و ترشي توليد مي‌‌كرديم، اسمش را نيز گذاشته بوديم «محصولات خانگي كدبانو»… كارمان رونق گرفت تا اين‌كه «رضا ژيان» خدا بيامرز مرا دوباره به سوي هنر سوق داد.

گل كارمان «اجاره‌نشين‌ها» بود، يك فيلم جذاب براي همه خانواده‌ها…

از سال ۷۳ دور بازيگري را خط كشيدم و دوباره به نقاشي روي آوردم.

مدتي به آمريكا رفتم، در آنجا با همسرم آشنا شدم و ازدواج كردم…

پس از بازگشت و دوري چندين ساله از سينما، در سال ۸۰ با فيلم «بوتيك» به سينما بازگشت.

در سال‌هاي اخير در بيشتر مجموعه‌هاي تلويزيوني بازي كرد اما تك و توك در سينما، مثل اخراجي‌هاي ۳… اوج هنرنمايي‌اش، بازي در سريال مختارنامه و نقش كيان بود.

به خاطر بازي در اين مجموعه سيگار را ترك كرد و چند سالي است كه ديگر سيگار نمي‌كشد.

به ورزش علاقه فراواني دارد و بيشتر عصرها اگر سرصحنه نباشد، بايد او را در باشگاه بدنسازي ببينيد.

سعي مي‌كند غذاهاي دريايي ميل كند و به پوست صورتش برسد، او يكي از محبوب‌ترين بازيگران ميانسال است.

صداي بسيار گيرايي دارد و تاكنون ۲ آلبوم موسيقي سنتي روانه بازار كرده است.

آدم حساس و دل نازكي است، مي‌گويد: كودك درونم حضور پررنگي در زندگي‌ام دارد.

در سال‌هاي اخير، هر سال، در بيش از چند پروژه بازي كرده است كه در نوع خود ركورد محسوب مي‌شود.

منبع:خانواده سبز

 

رضا رویگری و همسر دومش تارا کریمی

علت جدایی رضا رویگری از همسر اول و ازدواج با زن دوم از زبان خودش

رضا رویگری: زن اولم به فکر زندگی نبود!
«از کودکی اطلاعات هفتگی در خانه ما بود، همیشه شنبه ها دم کیوسک منتظر بودم تا مجله بیاد و با ولع مطالبش را بخوانم. سالهای دور، یادش به خیر. این روزها دیگر وقت مطالعه ندارم.»

حرف های رضا رویگری با ما از این دیالوگ آغاز شد. هرچند که از سال ۹۰ تا به امروز چندین و چندبار با وی تماس گرفتیم و هربار به نوعی گفتگوی ما به تاخیر می افتاد. سرانجام  توانستیم برنامه گفتگو را با رضا رویگری هماهنگ کرده و یک روز گرم مرداد ماه در خانه اش، مصاحبه ای مفصل با وی انجام دهیم.
گفتگویی که پر از حاشیه بود و رضا رویگری بدون طفره رفتن به تمام شایعات این چندسال گذشته پاسخ داد، تا دیگر پشت سر وی حرفی زده نشود!

چرا اینقدر شایعه درباره فوت شما زیاد شده است؟!
مگه زیاد شایعه شده؟!

پس از گفتگوی شما و همسر دومتان با یک نشریه که حدود یک ماه پیش بود ، این شایعات سرزبان ها افتاد. نظرات فراوانی هم درباره شما در دنیای مجازی منتشر شد.
از آنجا که خودم از دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی دور هستم، دوست دارم این نظرات را از زبان شما بشنوم…

فیلم های جدید رضا رویگری

مثلا اینکه چرا همسرتان را رها کردید و یک زن جوان گرفتید؟! یا از این دست حرف های خاله زنکی…
(باخنده) فکر کنم حسودی می کنند!

بین این شایعات مرگ و ازدواجتان، ارتباطی می بینید؟!
نه، فکر نکنم اینگونه باشد. این دو قضیه ارتباطی به هم ندارند. شاید عده ای مرا خیلی دوست دارند و با این کار می خواهند اسم من در خبرگزاری ها باشد! پس از این شایعات تماس های فراوانی از داخل و خارج ایران داشتم که خیلی از دوستان من نگران شدند. ده نمکی تماس گرفته بود و می گفت با خودت حرف می زنم یا روحت؟! اینکه پخش شایعه مرگ چه نفعی برای برخی دارد را متوجه نمی شوم! چند روز پیش شبکه خبر برای تهیه گزارشی به خانه آمد و درباره این موضوع مفصل صحبت کردیم اما نمی دانم چرا پخش نمی کنند؟! جدیدا حرف های من را از تلویزیون پخش نمی کنند!

حرف خاصی زدید که حساسیت زا باشد؟!
اصولا من حرف زیاد می زنم!(می خندد) مثلا محرم از تلویزیون با من تماس گرفتند که چرا نهضت امام حسین(ع) هنوز بعد از هزاروچهارصدسال زنده است؟! گفتم به دلیل اینکه دنبال پورش و برج و مازراتی نبود. حرف بدی زدم؟! واقعیت را گفتم اما این حرف من را هم پخش نکردند!

چند سال تنها زندگی کردید؟!
به سال نرسید. چندماه بین ازدواج اول و دوم من فاصله بود. این شایعه بود که من بلافاصله از همسر قبلی ام جدا شده و با تارا ازدواج کردم. به اینگونه نبود. من از دو سال قبل از جدایی رسمی، به نوعی تنها زندگی می کردم و می خواستیم که جدا شویم. یک سال و هشت ماه بعد از جدایی هم که با تارا ازدواج کردم.

خیلی از مردم می پرسند چرا از همسر قبلی خود جدا شدید؟!
من حس می کنم مردم کمی بیکار هستند و دنبال حواشی مختلف می گردند. این مسائل هم جز مسائل شخصی و خصوصی زندگی هست اما مردم به شدت درباره مسائل شخصی کنجکاو هستند. همسر قبلی من عاشق کارش بود و از صبح تا شب سرکار بود و خیلی به فکر زندگی نبود. وی دفتر روانشناسی داشت و همه وقت و زندگی اش کارش بود.

تارا(همسر رویگری): البته خیلی خانم خوب و دوست داشتنی بودند.

این روزها کم کار هستید یا پیشنهادهای خوبی به شما می شود؟!
بیشتر نقش های الکی پیشنهاد می شود و به اجبار قبول می کنم. ماهی سه میلیون تومان اجاره خانه ام هست و خرج زندگی را باید از راه بازیگری دربیاورم. مجبورم خیلی از پیشنهادها را قبول کنم. یک اتفاق جالب چند روز پیش برایم افتاد.برای بستن قرارداد به یک دفتر سینمایی رفتم. به من گفتند یک سکانس بازی کن تا ببینم. کارگردان جوانی بود که می گفت باید اول تست دهی تا بعد قرارداد ببندیم! تارا هم گفت شما اول یک دکوپاژ بچین تا بفهمیم که کارگردانی، بعد از بازیگران تست بگیر!

چه شد که با تارا ازدواج کردید؟
چندسال پیش برای برنامه ای به شیراز رفته بودم. تارا یک دوست به نام ستاره داشت که دوست مشترکمان محسوب می شد. ستاره به تارا گفت که یک دوست هنرپیشه ام برای چند روز به شیراز می آید و اسم من را برد، تارا هم گفت که تا به حال اسمش را نشنیده و نمی شناسمش! به هرحال ستاره و تارا برای استقبال من به فرودگاه آمدند و همانجا برای اولین بار همدیگر را دیدیم. تا من را دید، گفت آقای رویگری چقدر شما خوش تیپ هستید! همانجا بود که عشق شوری در میان ما نهاد! معمولا هم همه عاشق من می شوند. من در اوایل آشنایی مان گفتم تارا من آینده تو نیستم و باید به زندگی ات برسی اما واقعا بدون تارا هم نمی توانستم زندگی کنم. (باخنده) حرفی زدم که جذب من شود!

همسر دومتان از این هم گفته که نمی دانسته شما بازیگرید. مگر می شود رضارویگری را فردی نشناسد؟!
حتما نمی شناخته! اهل دروغ گفتن نیست!

تارا: خیلی وقت ها پیش می آید که شما بازیگری را تنها به چهره می شناسید و حتی اسمش به ذهن شما نمی آید. این اتفاق برای خیلی از مردم افتاده. از سوی دیگر من شانزده سالگی برای ادامه تحصیل به مالزی رفتم و از دنیای فیلم و تلویزیون ایران دور بودم. به همین دلیل اصلا شناختی از رضا نداشتم. تنها هدیه تهرانی و امین حیایی و گلزار را می شناختم.

یا مثلا می گفتند که خانواده اش به شدت مخالف ازدواج با شما هستند.
اینگونه نیست! پدر و مادرش به شدت من را قبول دارند و دوستم دارند. شاید شیطنت برخی از همکاران شما باعث شده تا حرف های ما به نحو مناسبی انعکاس پیدا نکند.

تارا: پدر من همیشه با من راحت بود و خیلی صمیمی بودیم.پس از آشنایی با رضا، عده ای پشت سرش حرف زده بودند و گفته بودند که شخصیت خوبی ندارد. یک روز پدرم از من خواست که درباره رابطه ام با رضا توضیح دهم. می خواست مطمئن شود رضا دنبال سوءاستفاده از من نیست. گفتم که رضا هیچ قولی برای بازیگری و این مسائل نداده و حرفش فقط ازدواج است. بالاخره پدر هست و روی دخترش حساس! یک روز رضا به منزل آمد و با پدر و مادر ملاقات داشت و تمام شائبه ها از بین رفت. به هرحال این اختلاف سنی چهل و چهار ساله، کمی ذهنشان را درگیر کرده بود. یکی از شرایط آنها این بود که رضا اجازه بدهد درسم را تمام کنم.

 رضا رویگری با کت و شلوار

تمام شد درستان؟
تارا: مشغول تحصیل بودم که رضا سکته کرد و به خاطر مراقبت از وی درس را رها کردم.

داستان سکته شما چه بود؟!
یک زمانی شایعات فراوانی برای من به وجود آمد و فشارهای پشت سرهم باعث شد که سکته کنم.

تارا: رضا قبلا هم سابقه بیماری داشت و چون ورزش می کردیم، فکر می کرد همین ورزش برای سلامتی کافی است و قرص هایش را مصرف نمی کرد. زمانی که سکته کرد، فشارش بیست و چهار بود.

شایعه کرده بودند که آقای رویگری به خاطر خوردن مشروب فراوان سکته کرده.
(می خندد) به من می گویند معتاد هستم اما من حتی سیگار هم نمی کشم. از این حرف ها زیاد شنیده ام.

تارا: اوایل آشناییم با رضا، دوستانم خیلی پشت سر رضا حرف می زدند. همین مشروب، اعتیاد و … یک روز به رضا گفتم واقعا معتاد هستی؟! رضا به من گفت که چند ماه هست من را می شناسی، اگر قرار بود معتاد باشم که می فهمیدی! برخی از مردم تنها با حرف زدن پشت سر دیگران، زنده هستند!

پسر شما هم مثل خودتان زود ازدواج کرد.
خدارحمت کند پدرم را، در سن پانزده سالگی می خواست من ازدواج کنم. و البته روحانی شوم. شاید باور نکنید اما من جامع المقدمات را هم خواندم اما بعد مسیر زندگی ام عوض شد و سمت هنرپیشگی رفتم. پسر من متولد ۵۳ هست و زود ازدواج کرد.

شما نوه هم دارید؟
یک دختر هشت ساله به اسم آوا. یک فیلم هم به اسم دهه شصتی ها با خودم بازی کرده است.

رابطه شما به پسرتان چطور است؟!
خدا را شکر!

خدا را شکر خوب است یا خدا را شکر، بد؟!
(می خندد) رابطه بدی با کیارش ندارم. وی به عنوان یک دی جی حرفه ای مشغول به فعالیت هست. نه دی جی عروسی! دی جی های مطرح که در اروپا و آمریکا مشغول به فعالیت است.

چرا رابطه شما با پسرتان شکرآب است؟!
این شایعاتی است که می سازند. پسرم در سن جوانی برای فراگیری موسیقی به هند رفت و همانجا با همسرش که ایرانی هست، آشنا شد و نوه من هم هند به دنیا آمد. خیلی ارتباط نزدیکی با هم نداشتیم. مدتی است به ایران بازگشته و دورادور در ارتباطیم. اینکه شکرآب باشد و این حرف ها نیست!

اما رابطه تان خیلی هم خوب نیست. از ازدواج و طلاقتان دلخور نیست که در ارتباط نیستید؟!
نه، اصلا این حرف ها نیست. کیارش حرف من را گوش نمی کرد و ناراحت شدم. وی گریمور خوبی بود و گفتم کار را ول نکن اما حرفم را گوش نداد و الان هم پشیمان است. در سریال “ولایت عشق” جز گروه گریم آقای معیریان بود و سمت بازیگری هم رفت. هرچه گفتم حرفم را گوش نداد و شاید به خاطر همین کمی بین مان دلخوری باشد.

پدر به شدت مخالف کار شما بود؟!
خیلی مذهبی بود و می گفت نباید مطرب شوی! بعد از آنکه “ایران ایران” را خواندم، رابطه اش با من خوب شد و به من افتخار می کرد.

چه شد که شما “ایران ایران” را خواندید؟!
دو سه نفر خواننده مطرح از ترس قبول نکردند که این ترانه را اجرا کنند. آهنگساز صدای من را در جایی شنیده بود و از من خواست این کار را اجرا کنم. ما هم شبانه به استودیو رفتیم و آن کار ماندگار را ضبط کردیم.

چرا همان زمان خوانندگی را ادامه ندادید؟!
شرایط موسیقی در دهه شصت خوب نبود و محیط موسیقی پاپ بسته بود. دهه هفتاد دوباره سراغ خوانندگی رفتم و چند تیتراژ خوانده و سپس آلبوم جمع کردم. تا امروز هم سه آلبوم من روانه بازار شده است.

شنیده ام دهه شصت به کل فعالیت هنری خود را تعطیل کرده بودید…
درست است. سه سال با یکی از دوستان ترشی درست می کردم و می فروختم. یک تئاتر درباره زندگی حلاج کار کرده بودیم و رییس تئاتر شهر جلوی کار ما را گرفت. دلیلش هم این بود که صدای رویگری تحریک کننده است! من هم خودم را ممنوع الکار کرده و به ساخت و فروش ترشی روی آوردم.

چه شد به دنیای هنر بازگشتید؟
مرحوم رضا ژیان یک روز سراغم آمد و گفت رضا بسه دیگه، این چه کاریه داری می کنی؟! خسته نشدی؟! گفتم چطور مگه؟! گفت یه کار تلویزیونی گرفتم، بیا یه نقش داره مخصوص خودت. نقش شیر محله بهداشت. با آن نقش به شهرت رسیدم و دوباره به دنیای هنر بازگشتم. بعد “محله بهداشت”، “کانی مانگا” و “اجاره نشینها” و… (باخنده) دنیای ترشی را فراموش کردم.

چه شد به آمریکا رفتید؟
تئاتر “معرکه در معرکه” که نوشته آقای میرباقری بود را برای اجرا به آمریکا بردیم. یک سالی در آمریکا سکونت داشتم. آنجا نمایشگاه نقاشی برگزار کرده و تابلوهایم را فروختم. کنسرت هم در لس آنجلس برگزار کردم که آلبوم اول از همان کنسرت بیرون آمد.

پس باید شما را هم خواننده لس آنجلسی بنامیم. چرا در آنجا نماندید و به ایران برگشتید؟
آنجا از بیرون نمای خوبی دارد و بهشت است وگرنه جهنمی بیش نیست. از یک سو دلتنگی بسیار برای خانواده و وطن و از سوی دیگر اینکه یک دلار باید از زیرپای فیل دربیاوری! آنجا به سختی می توانید پول دربیاورد. البته وضع من بد نبود. مثلا دکترهای ایرانی مقیم آمریکا مسجدی در جنوب لس آنجلس ساخته بودند و برای مراسم افتتاحش از من دعوت کردند. من هم رفتم و چند کار زنده خواندم و سه هزار دلار گرفتم یا برای مراسم شب احیا مرا دعوت کردند تا برایشان مداحی کنم. اینگونه درآمدزایی داشتم. در کل زندگی در آنجا بسیار سخت بود.

پس از بازگشت هم ممنوع الکار شدید. درست است؟!
بله، یکی از دوستان{آقای سین.} لطف کرده و پشت سرم خیلی حرف زده بود. اینکه در آمریکا پناهنده شدم، یا کوکائین مصرف می کنم و زن اسرائیلی گرفته ام! تصمیم داشت از ریشه من را بزند. دوست قدیمی من هم بود. به هرحال به لطف آن دوست قدیمی، چند سالی را در دهه هفتاد ممنوع الفعالیت بودم. البته هیچ وقت دلیل ممنوع الکاری ام را نگفتند و رسما هم اعلام نکردند که ممنوع الفعالیت هستم.

پس چگونه به این نتیجه رسیدید؟!
به یک باره پیشنهادهایی که به من می شد کاهش پیدا کرد و آنهایی هم که پیشنهاد کار می دادند، پشیمان می شدند. بعدتر یکی از دوستان گفت که وقتی اسم شما را به ارشاد اعلام می کنیم، آنها می گویند بهتر است از رضا رویگری استفاده نکنید. این بهتر است یعنی اگر استفاده کنید، فیلم توقیف می شود!

تارا: دهه هفتاد رضا ممنوع الکار بوده، پس حق داشتم که وی را نشناسم!

توجیه نکنید که رضا رویگری را نمی شناسید! مگر می شود فردی در ایران وی را نشناسد؟!
الان هیچ فردی مثل تارا من را نمی شناسد!

تارا: برای من اصلا اهمیتی ندارد که حرفم را باور می کنید یا خیر اما واقعا حقیقت را گفتم.

چه شد از ممنوع الکاری خارج شدید؟!
خودم هم نمی دانم! خودشان ممنوع الکار می کنند و بعدتر خودشان اجازه فعالیت می دهند.

در دوران ممنوع الکاری چه کار می کردید؟ ترشی نساختید؟!
نه، دیگر سراغ ترشی نرفتم. قبلا هم این حرف را زده ام، اگر در سینما نگذارند کار کنم، سراغ تلویزیون می روم. تلویزیون نشد، نقاشی. نقاشی را از من بگیرند، خوانندگی و آهنگسازی. به هرحال آنقدر هنر دارم که بتوانم گلیم خود را از آب دربیاورم. در دوران ممنوع الکاری، نقاشی هایم را می فروختم. مثلا یک کلکسیونر از من درخواست می کرد نقاشی با امضای من داشته باشد و من هم پول زیادی می گرفتم و برایش نقاشی می کردم. آموزشگاهی هم داشتم و نقاشی تدریس می کردم.

بعد از “مختارنامه” هم مدتی نبودید. دلیل آن چه بود؟!
آن زمان هم نمی دانم به چه دلیل من را ممنوع الکار کرده بودند! دلیلش را هم هیچوقت متوجه نشدم. به ویژه آنکه در مختار نقش بسیار کلیدی و مهمی داشتم. من تا به حال در ایران یک ده آفرین هم به خاطر فعالیت های هنری ام نگرفته ام اما در عراق برای ایفای نقش کیان ایرانی، به من جایزه دادند. چهارسال زندگی من را به هم ریختند و در تلویزیون اجازه فعالیت نداشتم.

”مختار” تلفات جانی زیاد داشت یا شایعه است؟!
نه، اینگونه نبوده. شاید منظورشان مار و مارمولک بوده(می خندد). مصدومیت زیاد بود که اکثرش هم سراغ من می آمد. در صحنه ای که کیان به شهادت می رسد، امین صلاحلو تبر را محکم زد و سرش کنده شد و زیر چشم من زخم شد. در شاهرود شمشیر به پایم رفت و از آن ور خارج شد. رفتم دکتر و گفت آقای رویگری چه شده؟! گفتم شمشیر خوردم. فردایش که تبر به چشمم خورد، دوباره پیش همان دکتر رفتم و گفت چه شده؟ گفتم تبر به چشمم خورده!نگاهی با تعجب کرد و گفت آقای رویگری، شما مطمئن هستید که در قرن بیستم زندگی می کنید؟!

با اکثر بازیگران که صحبت می کنم، همه از طلب هایشان می گویند. شما هم جز طلبکاران هستید؟!
زیاد. نزدیک به ده پروژه هست که حضور داشتم اما پولی نداده اند. از گرفتن آن پولها هم ناامید شده ام. شکایت هم کرده ام اما فیلم ها پخش شده و اصلا نتوانسته ام کاری انجام دهم. برای اولین بار از طریق شما می خواهم اسامی چند نفر از این بدهکاران را اعلام کنم، شاید خجالت کشیده و طلب من را بدهند. یکی آقای بیژن شین. هست که چند ده میلیون از وی طلب دارم. دیگری آقایی به نام فارسیجانی بود که او هم چند میلیون تومان من را بلوکه کرده است. هرکاری هم انجام می دهم، نمی توانم پولم را از آنها بگیرم. امروز کمی پیش قسط می دهند. مثلا قرارداد شما بیست میلیون تومان است، یک میلیون را می دهند و باید برای باقی پول به دنبالشان بدوی!

برای آخرین آلبوم هم خودتان از جیبتان هزینه کردید؟!
بله، صد و ده میلیون تومان هزینه تهیه آلبوم شد که از جیب دادم و تنها بیست میلیون تومانش برگشت. قرار بود اسپانسر به ما پول بدهد که نداد! موسیقی هم برای ما درآمدزایی نداشت. دلم می خواهد صدایم که آماده تر شد یک کنسرت بزرگ در تهران برگزار کنم که امیدوارم روزی این اتفاق بیفتد!