عکس های شهرام عبدلی و خانواده اش + بیوگرافی

شهرام عبدلی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های شهرام عبدلی Shahram Abdoli و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

شهرام عبدلی و محمد كاسبي

شهرام عبدلی و  محمد كاسبي

بیوگرافی شهرام عبدلی

نام و نام خانوادگی : شهرام عبدلی

متولد : اردیبهشت ماه ۱۳۵۵

زمینه فعالیت : سینما

سمت : بازیگر سینما و تلویزیون

زندگی

شهرام عبدلی متولد اردیبهشت ماه ۱۳۵۵ است و متاهل است. او فارغ التحصیل رشته ادبیات است و از نوجوانی کار تئاتر را آغاز کرده است. وی کمتر فعالیت سینمایی انجام داده و بیشتر به فعالیتهای تلویزیونی و تئاتر پرداخته است. او بیشتر در نقش‌های منفی ظاهر شده‌است.

 

فیلم شناسی
سینمایی

يكي براي همه (محمد آهنگرانی، ۱۳۹۰)
قصه دل‌ها (هوشنگ درویش‌پور، ۱۳۸۵)
دختری در قفس (قدرت‌الله صلح‌میرزایی، ۱۳۸۱)

مجموعه تلویزیونی

معمای شاه (محمدرضا ورزی، ۱۳۹۴)
پروانه (جلیل سامان، ۱۳۹۲)
تکیه بر باد (محمود معظمی، ۱۳۹۱)
نابرده رنج (علیرضا بذرافشان، ۱۳۹۰)
تبریز در مه (محمدرضا ورزی، ۱۳۸۹)
سالهای مشروطه (محمدرضا ورزی، ۱۳۸۹)
رستگاران (سیروس مقدم، ۱۳۸۸)
آخرین دعوت (حسین سهیلی‌زاده، ۱۳۸۷)
فاصله‌ها (حسین سهیلی‌زاده، ۱۳۸۹)
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد {چهار بخش} (محمود معظمی، رمضان ۱۳۸۹، ۱۳۹۰، ۱۳۹۱، ۱۳۹۲)
آدمخوار (جواد مزد آبادی، ۱۳۸۵)
کمکم کن (قاسم جعفری، ۱۳۸۴)
مختارنامه (داوود میرباقری، ۱۳۸۳)
از نفس افتاده (قاسم جعفری، ۱۳۸۳)
شب آفتابی (قاسم جعفری، ۱۳۸۰)
خط قرمز (قاسم جعفری، ۱۳۷۹)
همسفر (قاسم جعفری، ۱۳۷۸)

عکس دسته جمعی شهرام عبدلی

عکس دسته جمعی شهرام عبدلی

گفتگوی خواندنی با شهرام عبدلی

 

شهرام عبدلی فارغ التحصیل رشته ادبیات است که از نوجوانی کار تئاتر را آغاز کرده و به فعالیت های هنری خود در تئاتر و تلویزیون پرداخته است. شهرام عبدلی بازیگر بی حاشیه ای که حضور او را در سریال «خط قرمز» در نقش «بابک» با اینکه سال هاست از این سریال گذشته مردم به یاد دارند.

شروع فعالیت هنری شما؟

جیم:در سال اول ابتدایی در گروه تئاتر مدرسه بودم، به کمک مربی پرورشی برای دهه فجر تئاتر اجرا می کردیم. معلم ورزشم جرقه حضور در گروه تئاتر مدرسه را برایم رقم زد، چرا که آقای رضایی که خیلی دوست دارم او را ببینم، از دو ساعت کلاس ورزش یک ساعت و نیم ورزش می کردیم و بعد نیم ساعت آخر یک قصه تعریف می کرد و به ما می گفت آن را به صورت نمایش اجرا کنید.

خود شما هم به هنر علاقه داشتید؟

جیم:من از بچگی در اکثر مهمانی ها تقلید اطرافیان را می کردم و به همین خاطر رفته رفته به بازیگری علاقه مند شدم.

شروع کار شما از چه زمانی بود؟

جیم:جزو اولین نفراتی بودم که در ۱۵ سالگی در فرهنگسرای بهمن کلاس تئاتر ثبت نام کردم.

نظر خانواده درباره حضور شما در عرصه هنر؟

جیم:پدرم به شدت به سینما علاقه مند بود و جزو کسانی بود که به سینما می رفت و مخالف حضور من در عرصه هنر نبود.

زندگی در محله جوادیه (قلعه مرغی) چگونه بود؟

جیم:دوران کودکی من به ورزش کشتی و فوتبال خلاصه می شود. چرا که بچه های آن موقع دو دسته بودند یا سمت ورزش یا شلوغ کاری می رفتند و من جزو کسانی بودم که از مدرسه به باشگاه می رفتم و زندگی من در ورزش گذشته است.

 

اولین حضور جدی در عرصه تئاتر؟

جیم:تله تئاتر «رستم و سهراب» رسول نجفیان را بازی کردم. بعد در مجموعه «صدایم کن» و «جوان امروز» بازی داشتم.

نقطه عطف بازی شما سریال «خط قرمز» بود؟

جیم:بله، صد در صد نقطه عطفی در بازیگری من بود.

از پیشنهاد بازی در این سریال برایمان بگویید؟

جیم:بعد از یک هفته که مریض شده بودم، برای پیاده روی از خانه خارج شدم. آن موقع محمود معظمی دستیار قاسم جعفری بود. با من تماس گرفت که در دفتر پروژه حضور پیدا کنم. برای نقش بابک خیلی ها کاندیدا شده بودند. با حال مریضی که داشتم آقای جعفری گفت دورخوانی داشته باشیم. با توجه به اینکه تئاتر های من را دیده بودند، برای حضور در سریال پذیرفته شدم.

 

فرزندان و همسر شهرام عبدلی

شهرام عبدلی و همسرش

 

دلیل ماندگاری سریال «خط قرمز»؟

جیم:قصه متفاوت، لوکیشن متفاوت و نسل جدید بازیگری که در این سریال حضور داشتند.

خاطره ای از سریال «خط قرمز»؟

جیم:خاطره زیادی در این سریال دارم. چرا که همه تازه کار بودیم. صمیمیت فراوانی داشتیم و همه در یک ویلا زندگی می کردیم. البته من و شهرام حقیقت دوست و رضا امامی از تئاتر همدیگر را می شناختیم.

شما با نقش آفرینی منفی شناخته شدید؟

جیم:زمانی که از عهده یک نقش بر می آیی، کارگردانان هم دوباره همان نقش را به شما پیشنهاد می دهند. بالای ۳۰ نقش مثبت بازی کردم اما دیده نشده است.

ماندگاری نقش منفی در ذهن مخاطب دلیلش چیست؟

جیم:ذات نقش منفی در دیده شدن آن است. چرا که خلاف جهت آب حرکت می کند، به همین دلیل جذاب تر است. شاید در لحظه تماشاگر از آن خوشش نیاید اما آن را فراموش نمی کند.

مردم هنوز هم پیگیر «خط قرمز» هستند؟

جیم:بله، پیگیر آن هستند. همیشه نقش اولی را که بازی می کنید در ذهن مردم می ماند.

 

شهرام عبدلی

تئاتر بازی می کنید؟

جیم:حداقل سالی یک بار تئاتر بازی می کنم. تئاتر را نمی توان فراموش کرد؛ چرا که خانه اول و آخر ما است.

از حضور در سریال های تاریخی برایمان بگویید؟

جیم:در فیلم های تاریخی «سال های مشروطه» را دوست دارم که نقش محمدعلی شاه را بازی کردم. نقشی که خودم خیلی دوست داشتم اما مردم حضورم در سریال «طفلان مسلم» را دوست دارند. اصولاً کار های تاریخی را دوست دارم و برایم جالبه. با توجه به جنس صدا و نوع چهره ام باید بیشتر در کار های تاریخی حضور پیدا کنم اما اینطور نیست.

اجرا در برنامه مستند چگونه بود؟

جیم:حدود ۱۵ برنامه در این مستند (چمدون) حضور داشتم. به دلیل پشتوانه تحصیلات ادبی دوستان لطف داشتند گفتند می توانم اجرا کنم که خداروشکر ناموفق هم نبود.

اجرا سخت است یا بازیگری؟

جیم:بازیگری سخت تر است؛ زیرا انسان جدید با فکر جدید را می توانی بازی کنی.

 

بیوگرافی شهرام عبدلی

 

حضور در «معمای شاه» با آقای ورزی چگونه بود؟

جیم:نقش «استالین» رهبر بزرگ شوروی و نقش «منوچهر» که وارد سیاست می شود، را بازی می کنم. با آقای ورزی سه همکاری داشتم. احترام خاصی برای او قائل هستم، آدم باشخصیتی است.

تلویزیون یا سینما؟

جیم:فیلمنامه و کیفیت کار مهم است. حضور در سینما و تلویزیون برایم فرقی ندارد، مهم نقش خوب است.

به موسیقی علاقه دارید؟

جیم:شنونده حرفه ای موسیقی هستم صدای گلپایگانی، شجریان، فرهاد مهراد دوست دارم.

مطالعه چطور؟

جیم:آدم ها برای من به دو بخش تقسیم می شوند. آنهایی که کتاب می خوانند و آنهایی که نمی خوانند. مطالعه ارزشمندترین کار برای من است، روزی ۴ و ۵ روزنامه و مجله ادبی همچنین کتاب فلسفه، ادبیات، سینما می خوانم.

مصاحیه با شهرام عبدلی

مصاحیه با شهرام عبدلی

 

همان‌طور که گفتید عموما از فعالیت‌های خود مطالبی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنید؛ در صورتی که بسیاری از بازیگران در کنار این موضوعات، بخش‌هایی از زندگی خصوصی‌شان را نیز به نمایش می‌گذارند. دلیل شما برای جدا کردن این دو فضا چیست؟

زندگی خصوصی برایم مهم است. حریم خانواده‌ام، مربوط به خود آنهاست؛ می‌خواهند راحت زندگی کنند. به نظرم گرفتن عکس در آتلیه و انتشار آن درست نیست. فردی در شهرستانی دورافتاده من را فقط به‌عنوان شهرام عبدلی بازیگر می‌بیند و می‌خواهد بداند در حال حاضر مشغول چه کاری هستم. کسانی که وارد این حاشیه می‌شوند، دنبال‌کننده‌های زیادی دارند اما برای من این‌گونه نیست.

از این ۴۰ هزار مخاطب شاید کلا دو بار توهین شنیده باشم، زیرا دنبال‌کننده‌هایم مرا می‌شناسند و به نظرم خودشان نیز اهل حاشیه نیستند. افراد زیادی به صفحه من می‌آیند و بعد از مدتی می‌روند زیرا آنهایی که دنبال حاشیه هستند، می‌دانند از طرف من چیزی دستگیرشان نمی‌شود.

با افراد توهین کننده چه برخوردی دارید؟

در طول مدت فعالیتم یک یا دو نفر توهین کردند که با آنها قطع ارتباط کردم. در هر حال ما برای مردم ساخته شده‌ایم و هویت کاریمان، فعالیت برای مخاطب است. برخی، بازیگران را الگو قرار می‌دهند؛ باید در رفتارهایمان به این نکات توجه کنیم، به همین دلیل گاهی در صفحه اجتماعی‌ام کتابی را معرفی می‌کنم. در تلگرام نیز از کتاب‌های صوتی استفاده می‌کنم و اهل چت و گروه بازی نیستم.

اشاره کردید که مخاطب برای شما مهم است و مخاطب‌های‌‌تان واقعی هستند؛ چقدر تعامل دو طرفه دارید؟

خیلی‌ها در مورد برنامه‌ها، اجراهای تئاتر و پخش فیلم‌ها سوال می‌کنند. سعی می‌کنم جوابشان را بدهم و تا جایی که بتوانم این کار را انجام می‌دهم، زیرا برایم خیلی مهم است. همچنین صفحه آنها را می‌بینم و مطالب جالب مانند تصویر فرزند یا والدین مخاطبان را لایک می‌کنم که جنبه تشویقی داشته باشد.

 

شهرام عبدلی در با دوستانش

شهرام عبدلی با دوستانش

 

پیش آمده مخاطبان، شما را در شبکه‌های اجتماعی نقد کنند؟

بله؛ مثلا از معمای شاه عکس گذاشته بودم، نقد کرده بودند. من هم پاسخی منطقی دادم. بالاخره هر سریالی یک‌سری موافق و یک‌سری مخالف دارد و این امری منطقی است. سلیقه‌ها مختلف است. مردم با توجه به سن، میزان مطالعه، تجربه و محیطی که در آن بزرگ شده‌اند، سلیقه‌های مختلفی پیدا می‌کنند.

بعضی از بازیگران دنبال کردن مخاطب‌ها را به نوعی کسر شأن می‌دانند، نظر شما چست؟

نکته جالب‌تر این است که بسیاری از بازیگران حتی همکاران خود را دنبال نمی‌کنند. دوستی از من خواهش کرد در اینستاگرام دنبالش کنم؛ زمانی که این‌کار را کردم، او مرا کنسل کرد و نپذیرفت.

برخی می‌گویند ما هیچ‌کس را دنبال نمی‌کنیم و این تعداد برایشان خیلی مهم است.

حضور در این شبکه‌ها چقدر باعث افزایش مخاطبـــان کارهایتان شده است؟

تاثیرش حدود ۱۰ درصد است. شما فکر کنید مثلا از کسی با دو میلیون دنبال‌کننده، انتظار می‌رود تئاترش در یک سالن ۲۰۰ نفری هر شب پر شود اما این‌طور نیست و شاید در این سالن ۱۰۰ نفر هم حضور نداشته باشند.

روند به این شکل نیست که اگر الان تعداد دنبال‌کننده فردی زیاد باشد و او اثری را اجرا کند، سالن مملو از تماشاچی شود. مخاطب باهوش است و اثری را می‌بیند که از آن لذت ببرد.

در مورد تئاتر به طور ویژه، تبلیغات همچنان دهان به دهان است و تماشاچیان نمایش‌های خوب را به یکدیگر معرفی می‌کنند.

همسر و فرزند شهرام عبدلی

همسر و فرزند شهرام عبدلی

 

به نظرتان فعالیت‌هایی مانند معرفی کتاب یا نمایش در فضای مجازی چقدر بر فرهنگ ما اثرگذار است؟

فرض می‌کنم یک روزنامه با تیراژ ۱۰ هزار چاپ می‌شود. من اگر ۵۰ هزار دنبال‌کننده داشته باشم، یک خبر از آن روزنامه را در صفحه‌ام می‌گذارم و ۵۰ هزار نفر این خبر را می‌بینند حتی اگر آن را نپسندند. زمانی که کتابی را در اینستاگرام به اشتراک می‌گذارم نیز شاید ۵۰ هزار نفر فقط آن را ببینند، برای من در این حد کافی است زیرا حداقل با آن آشنا می‌شوند. این‌که چشم مخاطب به موضوع خوبی برخورد می‌کند، امری مثبت است.

در حال حاضر تیراژ کتاب برای جمعیت ۸۰ میلیونی ۵۰۰ نسخه است. اگر ۵۰۰ نفر از این ۵۰ هزار نفر آن را بخرند، برای کتاب و نویسنده‌اش مفید است.

عکس های میترا حجار و خانواده اش + بیوگرافی

میترا حجار

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های میترا حجار Mitra Hajjar و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی میترا حجار

میترا حجار (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۵۵، مشهد) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است.

میترا حجار

 

زندگی‌نامه

میترا حجار در ۱۵ بهمن ۱۳۵۵ در شهر مشهد بدنیا آمد.[نیازمند منبع] بازیگری را از سال ۱۳۷۶ با حضور در «غریبانه» ساخته احمد امینی آغاز کرد. حجار تجربه حضور در تلویزیون را نیز دارد که قابل اشاره‌ترین آن بازی در مجموعه «پلیس جوان» است. از دیگر کارهای او حضور در نمایش‌هایی چون «هملت» و «دایی وانیا» است که دومی در فرانسه روی صحنه رفت. همچنین در زمینه موسیقی نیز در حال فعالیت است. حجار در سال ۸۴ ایران را به قصد فرانسه ترک کرد و برای تحصیل در رشته کارگردانی به آمریکا سفر نمود، او پس از حضور ۳ ساله در محافل فرهنگی خارج از کشور توانست در یک قسمت از سریال تلویزیونی آمریکایی به نام «اسمیت» بازی کند.[۲] میترا حجار در حال حاضر در ایران است و به نظر می‌رسد با توجه به تجربه فضای خارج از کشور خواهان ادامه فعالیت هنری خود در ایران باشد. وی گفته‌است:

وقتی پرس جو کردم دیدم کالجهای آمریکا بهترین جا برای تحصیل است؛ بنابراین رفتم وبرای پر کردن همان کمبودهای زندگی شخصی، چند سال ماندم. هیچ وقت به کسی نگفتم به ایران بازنمی‌گردم. کما اینکه الان هم که اینجا هستم از آینده‌ام خبر ندارم. ممکن است هوس یادگیری زبان اسپانیایی به سرم بزند و این بار راه بیافتم و بروم آمریکای لاتین. فرق ما با درختها همین است دیگرو… ریشه‌ای نداریم که ثابت وساکن نگه‌مان دارد.

او پیش از ترک ایران در فیلم‌های این ترانه عاشقانه نیست، زمستان است، بازنده، رازها، جنایت، ملاقات با طوطی، صورتی، فراری، رخساره، قارچ سمی، مزاحم، سگ کشی، شب‌های تهران، اعتراض، متولد ماه مهر، فریاد، غریبانه حضور داشت.

وی در مصاحبه خود با ماهنامه فیلم گفت:

چیزی که من دراین مدت متوجه‌اش شده‌ام این است که سطح فیلمها نسبت به زمانی که من از این جا رفتم خیلی نزول پیدا کرده. شش هفت سال پیش نقشهای خیلی بهتری به من پیشنهاد می‌شد. اما دراین یکی دوسال اخیر یک خروار فیلمنامه بد و نقشهای الکی خوانده‌ام

وی در سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر دوفیلم داشت فیلم اعترافات ذهن خطرناک من به کارگردانی هومن سیدی و خداحافظی طولانی به کارگردانی فرزاد موتمن که برای فیلم خداحافظی طولانی نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.

میترا حجار و همسرش

میترا حجار و همسرش

فیلمشناسی
سینمایی

سال تولید     نام فیلم     در نقش     کارگردان
۱۳۹۵     دعوتنامه         مهرداد فرید
۱۳۹۵     یادم تو را فراموش         علی عطشانی
۱۳۹۵     نرگس مست         جلال الدین دری
۱۳۹۴     این زن حقش را می‌خواهد         محسن توکلی
۱۳۹۳     ۳۶۰ درجه         سام قریبیان
۱۳۹۳     خداحافظی طولانی         فرزاد موتمن
۱۳۹۳     اعترافات ذهن خطرناک من         هومن سیدی
۱۳۹۲     آتش‌بس ۲     ترانه     تهمینه میلانی
۱۳۹۲     خط ویژه     شهرزاد     مصطفی کیایی
۱۳۹۲     لاله     صنم     اسدالله نیک‌نژاد
۱۳۹۱     دلتنگی‌های عاشقانه     فرشته     رضا اعظمیان
۱۳۹۱     خاکستر و برف         روح‌الله سهرابی
۱۳۹۰     نارنجی پوش         داریوش مهرجویی
۱۳۹۰     من همسرش هستم     مرجان     مصطفی شایسته
۱۳۸۹     خاک و آتش         مهدی صباغ‌زاده
۱۳۸۷     آناهیتا     آناهیتا     عزیزالله حمیدنژاد
۲۰۱۰     شکارچی     سارا علوی     رفیع پیتز
۲۰۰۹     استلینای آبی     میترا     گابریل اسکات
۱۳۸۴     این ترانه عاشقانه نیست         رحمان رضایی
۱۳۸۴     زمستان است     خاتون     رفیع پیتز
۱۳۸۳     بازنده     تبسم     قاسم جعفری
۱۳۸۳     رازها         محمدرضا اعلامی
۱۳۸۱     جنایت     مهتاج     محمدعلی سجادی
۱۳۸۱     صورتی     سحر ماهان     فریدون جیرانی
۱۳۸۱     فراری     مریم     رضا جعفری
۱۳۸۱     ملاقات با طوطی     رویا (شراره)     علیرضا داودنژاد
۱۳۸۰     قارچ سمی     بیتا سفیری     رسول ملاقلی پور
۱۳۸۰     مزاحم     غزال صابری     سیروس الوند
۱۳۷۹     رخساره     تینا و رخساره جوان     امیر قویدل
۱۳۷۹     سگ کشی     فرشته اقتداری (منشی)     بهرام بیضایی
۱۳۷۹     شب‌های تهران     شیرین     داریوش فرهنگ
۱۳۷۸     اعتراض     لادن     مسعود کیمیایی
۱۳۷۸     متولد ماه مهر     مهتاب     احمدرضا درویش
۱۳۷۷     فریاد     فاطمه / گردآفرید     مسعود کیمیایی
۱۳۷۶     غریبانه     پروین     احمد امینی

مجموعه تلویزیونی

سرزمین کهن_کمال تبریزی(۱۳۹۲)
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (یک اپیزود)
پلیس جوان – سیروس مقدم(۱۳۸۰)
گمشده – راما قویدل(۱۳۸۸)

جوایز

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم متولد ماه مهر از هجدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم متولد ماه مهر از چهارمین دوره جشن خانه سینما (۱۳۷۹)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم سگ‌کشی از نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۷۹)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم صورتی از بیست و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۱)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم نارنجی پوش از سی امین جشنواره فیلم فجر (۱۳۹۰)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم خداحافظی طولانی از سی و سومین جشنواره فیلم فجر (۱۳۹۳)

 

بیوگرافی میترا حجار

بیوگرافی میترا حجار

میترا حجار در ۱۵ بهمن ۱۳۵۵ در مشهد متولد شد.مادر او مهری جاهد و پدرش محمد حجار می باشد. وی دارای یک خواهر به نام مریم حجار و یک برادر به نام مجتبی حجار می باشد.

حجار در سال ۸۴ ایران را به قصد فرانسه ترک کرد و برای تحصیل در رشته کارگردانی به آمریکا سفر نمود، او پس از حضور ۳ ساله در محافل فرهنگی خارج از کشور توانست در یک قسمت از سریال تلویزیونی آمریکایی به نام اسمیت بازی کند. همچنین در زمینه موسیقی نیز در حال فعالیت است. میترا حجار با مدرک ریاضی فیزیک از سال ۷۶ و با فیلم غریبانه وارد سینما شد و دوره دوساله کارگردانی را در کلاس های بزرگمهر رفیعا گذراند.

میترا حجار در سریال پلیس جوان نقش همسر گمشده شهاب حسینی (یونس هدایتی) را بازی می کرد. پلیس جوان اولین تجربه بازی میترا حجار در تلویزیون بود.پلیس جوان چهارمین تجربه کارگردانی سیروس مقدم در تلویزیون است. این سریال سال ۱۳۸۱ از شبکه سه سیما، پخش شد و به دلیل شیوه متفاوت ساخت و روایت پیچیده، مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. «پلیس جوان» بعد از ۱۱ سال، این روز ها از شبکه آی فیلم پخش می شود.

 

 میترا حجار و همسرش

 

او در سال ۱۳۷۷ در فیلم فریاد درخشید و بازی قابل توجهی از خود ارائه داد. پس از آن با بازی در متولد ماه مهر ساخته احمد رضا درویش در سال ۷۸ چنان بازی قدرتمندی را به نمایش گذاشت که هیئت داوران هجدهمین جشنواره فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول را به او دادند.شبهای تهران یک تریلر جنایی از داریوش فرهنگ بود که در آن با شقایق فراهانی و فرهاد آئیش بازی کرد.

سال ۸۱ در همکاری مجدد با کیمیایی نقشش در اعتراض را به خوبی ایفا کرد. پس از آن در سگ کشی به کارگردانی بیضایی نقشی کاملا متفاوت را ایفا کرد و علی رغم حضور اندکش توانست از خود بازیگری توانا به نمایش بگذارد.

میترا حجار در سال ۱۳۸۰ در فیلم رخساره به کارگردانی امیر قویدل ایفای نقش کرد این فیلم زندگی تینا مسرور را روایت میکند که دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی سالمندان است، برای تحقیقات خود به خانه سالمندان می رود. در آنجا به خانم سالمندی برخورد می کند که در حال خواندن داستانی است به نام رخساره و… .

 

عکس اینستاگرام میترا حجار

عکس اینستاگرام میترا حجار

 

مزاحم یک کار جوان پسند دیگر سیروس الوند بود که در آن با امین حیایی و خسرو شکیبایی همبازی بود. فیلم مزاحم به کارگردانی سیروس الوند، نویسندگی خشایار الوند و تهیه کنندگی سیروس الوند وداریوش بابائیان ساخته سال ۱۳۸۱ است. این فیلم در فروردین ۱۳۸۱ بر روی پرده سینما رفت.

او در ساخته جنگی متفاوت رسول ملاقلی پور در سال ۱۳۸۰ به عنوان قارچ سمی، در کنار جمشید هاشم پور قرار گرفت.بعد از آن در سال ۸۱ در فیلم صورتی ساخته اجتماعی با مایه طنز فریدون جیرانی بازی متفاوتی را ارائه داد که نامزدی بهترین بازیگر زن از بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر را برای او به ارمغان آورد.

آخرین کار میترا حجار بازی در فیلم سینمایی آتش بس ۲ به کارگردانی تهمینه میلانی است که به زودی به روی پرده سینماها خواهد رفت. این فیلم ادامه آتش بس با بازی محمدرضا گلزار و مهناز افشار میباشد. میترا حجار و بهرام رادان بازیگران نقش اصلی این فیلم هستند.

 میترا حجار

سفر به آمریکا برای تحصیل

میترا حجار در ابتدای این مصاحبه به این نکته اشاره کرده که از سال‌های قبل به این نتیجه رسیده که اگر قرار است بازیگری را ادامه دهد، در ادامه تجربه اندوزی‌هایش، این‌بار باید در فضای آکادمیک چیزهای تازه‌ای یاد بگیرد.

وی در ادامه گفته است: «وقتی پرس‌وجو کردم دیدم کالج‌های آمریکا بهترین جا برای تحصیل است، بنابراین رفتم و برای پر کردن همان کمبودهای زندگی شخصی، چند سال ماندم. هیچ‌وقت به کسی نگفتم به ایران باز نمی‌گردم. کما این‌که الان هم که این‌جا هستم از آینده‌ام خبر ندارم. ممکن است هوس یادگیری زبان اسپانیایی به سرم بزند و این بار راه بیافتم و بروم آمریکای لاتین. فرق ما با درخت‌ها همین است دیگر و…ریشه‌ای نداریم که ثابت و ساکن نگه‌مان دارد.»

مصاحبه میترا حجار

مصاحبه میترا حجار

 

تصمیم نداشتم بروم درهالیوود

میترا حجار در بخش‌های دیگری از این مصاحبه گفته است: «من ۳ سال در فرانسه زندگی می‌کردم، اما دائما به ایران رفت و آمد داشتم و ارتباطم با سینما قطع نبود. همان سال‌ها در فیلم‌های قاسم جعفری، رفیع پیتز، رحمان رضایی و…. بازی کردم، اما در مدت ۳ سال و نیمی که در آمریکا بودم هیچ ارتباطی با سینمای ایران نداشتم. اصلا هم تصمیمی نداشتم بروم هالیوود بازی کنم. جالب است آن‌جا اتفاقی امیر نادری را دیدم، اولین‌بار که همدیگر را دیدیم به من گفت امیدوارم نیامده باشی آمریکا که شهره آغداشلو بشوی! و من کلی خندیدم و گفتم واقعا برای بازیگری نیامده‌ام.»

 

میترا حجار و همسرش

میترا حجار و همسرش

 

میترا حجار در ادامه گفته است: «به هر حال گاهی فکر می‌کنم دغدغه من با دغدغه خیلی از بازیگران خوب و بزرگ جهان فرق دارد (درباره همکاران در ایران حرف نمی‌زنم چون نمی‌خواهم سوءتفاهمی ایجاد شود). در هالیوود بازیگران برای تصاحب یک نقش حاضرند همدیگر را ترور کنند و نسبت به همدیگر خیلی بی‌رحمند. من هیچ‌وقت این‌جور آدمی نبوده‌ام. وقتی می‌بینم یکی از همکارانم از نقشی که قرار است من بازی کنم خوشش آمده با اشتیاق حاضرم از پروژه کناره‌گیری و میدان را برای او خالی کنم. من به قضا و قدر اعتقاد دارم و با این اعتقاد بزرگ شده‌ام.»

سطح فیلم‌ها خیلی نزول پیدا کرده است

میترا حجار در بخش دیگری از مصاحبه خود با ماهنامه فیلم گفته است: «چیزی که من در این مدت متوجهش شده‌ام این است که سطح فیلم‌ها نسبت به زمانی که من از این جا رفتم خیلی نزول پیدا کرده است. ۶ ،۷  سال پیش نقش‌های خیلی بهتری به من پیشنهاد می‌شد، اما در این یکی دوسال اخیر یک خروار فیلمنامه بد و نقشه‌ای الکی خوانده‌ام.»

آشنایی با ایموتو در مترو سان فرانسیسکو

میترا حجار درباره بازی در فیلم «آناهیتا» گفته است: «من قبلا با افکار پرفسور ایموتو که فیلم «آناهیتا» براساس نظریات او ساخته شده آشنا بودم. یک روز در متروی سان فرانسیسکو چشمم به یک نمایشگاه عکس افتاد و کنجکاو شدم. عکس‌ها مربوط به تحقیقات پرفسور ایموتو دانشمند ژاپنی بود. دانشمندی که ۱۷ سال است مشغول عکس‌برداری از مولکول‌های آب است و به این نتیجه رسیده که فکر و احساسات انسانی می‌تواند شکل مولکول‌ها را تغییر دهد.

 

بیوگرافی میترا حجار

بیوگرافی  میترا حجار

 

وقتی آقای حمیدنژاد سوژه «آناهیتا» را پیشنهاد کرد، خیلی خوشحال شدم چون هم با این سوژه آشنا بودم و هم فیلم قبلی او «اشک سرما» را دوست داشتم. دوست داشتم با فیلم «آناهیتا» ایده پرفسور ایموتو به جامعه ایران معرفی شود. رویای این دانشمند و هدفش از این تحقیقات برقراری صلح در کره زمین است. استدلالش این است که شباهت کره زمین به بدن انسان در این است که چهار پنجم حجم هر دو را آب (یا همان مایعات)تشکیل می‌دهد و وقتی افکار انسان می‌تواند با مولکول آب چنین کاری بکند با بدن خود انسان چه می‌کند؟ دلم می‌خواست تماشاگری که آناهیتا را می‌بیند برود کنجکاو شود و در این باره کتاب بخواند و پیگیر باشد.»

حمیدنژاد بدون مصلحت‌اندیشی از من حمایت کرد

میترا حجار در پایان مصاحبه گفته است: «در پایان لازم است از آقای حمیدنژاد واقعا تشکر کنم که از زمان بازگشت من به ایران و درگیری‌ام در پروژه «آناهیتا» همواره مرا یاری کرد که نمونه اخیرش در برنامه «هفت» اتفاق افتاد که به دور از مصلحت‌اندیشی حرف‌هایی را زد که کمتر کارگردانی ممکن است در حمایت از بازیگرش به زبان بیاورد.»

عکس های یکتا ناصر و خانواده اش + بیوگرافی

یکتا ناصر

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های یکتا ناصر Yekta Naser و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

کودکی یکتا ناصر

کودکی یکتا ناصر

بیوگرافی یکتا ناصر

یکتا ناصر (متولد ۱۲ آبان ۱۳۵۷ در تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر است. وی فعالیت در سینما را با بازی در فیلم ساقی شروع کرده‌است.

زندگی شخصی

یکتا ناصر در ۱۲ آبان ۱۳۵۷ در تهران متولد شد. پدرش افسر بازنشسته نیروی زمینی و مادر خانه‌دار است. به واسطه علاقه به بازیگری به چند دفتر سینمایی مراجعه کرد و در تست انتخاب بازیگر شرکت کرد که در نهایت برای بازی در سریال گلهای کاغذی انتخاب شد. پس از بازی در چند سریال دیگر، وارد دانشگاه شد و و در رشته محیط زیست مشغول به تحصیل شد. یکتا ناصر با منوچهر هادی بازیگر و کارگردان سینما ازدواج کرده است.

جوایز و افتخارات

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سی و مین جشنواره فیلم فجر، برای فیلم «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه»

عکس مراسم ازدواج یکتا ناصر

خواهر یکتا ناصر 

فیلم شناسی
سینما

آشوب (۱۳۹۴)
فصل نرگس (۱۳۹۴)
کارگر ساده نیازمندیم (۱۳۹۴)
من سالوادور نیستم (۱۳۹۳)
زندگی جای دیگری است (۱۳۹۲)
گنجشکک اشی مشی (فیلم) (۱۳۹۲)
یکی می‌خواد باهات حرف بزنه (۱۳۹۰)
قند تلخ (۱۳۸۷)
روز برمی‌آید (۱۳۸۵)
نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)
قتل آنلاین (۱۳۸۴)
سرود تولد (۱۳۸۳)
باران رویاها را نمی‌شوید (۱۳۸۲)
خانه‌ای در شن (۱۳۸۲)
عاشق مترسک (۱۳۸۲)
فراری (فیلم ۱۳۸۱) (۱۳۸۱)
ساقی (۱۳۸۰)

یکتا ناصر و خواهرش

یکتا ناصر و خواهرش

تلویزیون

جاده قدیم (۱۳۹۴)
دختران حوا (۱۳۹۱)
قند ترش (۱۳۸۵)
اولین شب آرامش (۱۳۸۴)
لبه تاریکی (۱۳۸۳)
پیش پرده (۱۳۸۱)
ضربه سوم (۱۳۸۰)
با من بمان (۱۳۷۹)
عید آن سال‌ها (۱۳۷۸–۱۳۷۷)
گل‌های کاغذی (۱۳۷۶)

شبکه خانگی

سال     نام     سمت     کارگردان     توضیحات
۱۳۹۵     عاشقانه     بازیگر افتخاری     منوچهر هادی
۱۳۹۳     ابله     بازیگر     کمال تبریزی     در نقش فرانک
نمایش‌ها

دختر یانکی (۱۳۹۲)
ترور (۱۳۹۴
مردگان بی کفن و دفن

 

عکس یکتا ناصر و همسرش

عکس یکتا ناصر  و همسرش

منوچهر هادی در سال ۱۳۵۱ در تهران به دنیا آمد.وی درسال ۱۳۶۳ درجنگ ایران وعراق پدرش را ازدست دادو پس از دریافت دیپلم در رشته الکتروتکنیک پا به عرصه هنر گذاشت. و تجربه هایی چون بازیگری، دستیاری کارگردان و تدارک را از سر گذراند.

یکتا ناصر (متولد ۱۲ آبان ۱۳۵۷ در تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است. وی فعالیت در سینما را با بازی در فیلم ساقی شروع کرده است. برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سی و مین جشنواره فیلم فجر، برای فیلم «یکی می خواد باهات حرف بزنه»

 

مراسم ازدواج یکتا ناصر

مراسم عقد یکتا ناصر

 

در سال ۷۶ که مسیر و سلیقه ی سینمای ایران تغییر کرد و به سمت جوانگرایی و جوان پسندی رفت یکتا ناصر که از قبل زمینه ی حضور در سینما را داشت ترجیح داد به درسهای دانشگاه بپردارد! در این سالها موجی از جوانان به صورت فراگیر وارد سینما شدند و آنهایی که استعداد داشتند خود را نشان دادند و آنهایی هم که استعداد نداشتند این فرصت را بدست آوردند تا در چند پروژه خوب خود را مطرح کنند اما در این میان تنها کارهایی برای یکتا پیش آمد که خیلی باعث مطرح کردن این هنرمند نشد ( از جمله :پدر خوانده – شب چراغ ) این روند کار تا سال ۷۹ ادامه داشت. تا اینکه در سال ۷۹ تغییر سرنوشت یکتا به دست حمید لبخنده با کار تلویزیونی ( با من بمان) رقم خورد.

ماجراي بازيگر شدنت چطور بود. مثل خيلي‌ها از بچگي رؤياي بازيگر شدن داشتي يا اتفاقي به اين عرصه وارد شدي؟

از سن خيلي پايين به بازيگري علاقه داشتم البته بايد اتفاقاتي پيش بيايد تا تو بتواني به آنچه مي‌خواهي برسي. يادم مي‌آيد ۱۶ساله بودم و تازه پيش‌دانشگاهي را تمام كرده بودم. در واقع در مرحله‌اي از زندگي‌ام بودم  كه هنوز تصميمي براي آينده‌ام نداشتم. يك روز يكي از دوستانم به من گفت بايد خواهر ۵ ساله‌اش را به يكي از دفاتر فيلمسازي ببرد و از من خواست كه همراه او بروم. من هم به قصد همراهي با او به آن دفتر رفتم. آنجا به من گفتند حالا كه تا اينجا آمده‌اي شما هم يك فرم پر كن، يك عكس پرسنلي در كيفم بود که آن عكسم را روي فرم گذاشتم.چند وقت بعد براي بازي در يك سريال با من تماس گرفتند و من براي بازي در سريال ۶ قسمتي گل‌هاي كاغذي جلوي دوربين رفتم. بعد از بازي در آن كار براي بازي در سريال «عيد آن سال‌ها»ي آقاي سعيد ابراهيم‌فر انتخاب شدم. بعد از آن هم در رشته مهندسي دانشگاه قبول شدم.

مراسم ازدواج یکتا ناصر

مراسم ازدواج یکتا ناصر

يادت مي‌آيد اولين‌بار كه روبه‌روي دوربين قرار گرفتي چه حسي داشتي؟

واقعيت اين است كه اصلا فكر نمي‌كردم كه يك روز به طور حرفه‌اي بازيگري را دنبال كنم. خب، دنياي بازيگري برايم ناشناس بود. اصلا نمي‌دانستم بايد چه كاري انجام دهم يا اين حرفه آينده خوبي دارد يا نه. شايد به همين دليل رشته دانشگاهي هنر را انتخاب نكردم. هميشه فكر مي‌كردم كارهاي هنري نمي‌تواند به عنوان يك شغل ثابت برايم باشد. اصلا به ذهنم خطور نمي‌كرد روزي به بازيگري بخواهم به عنوان يك شغل نگاه كنم. صادقانه بگويم الان بعد از گذشت اين همه سال روبه‌روي دوربين قرار گرفتن استرس و نگراني‌ام بيشتر از روزهاي اول بازيگري‌ام شده است. آن موقع بازيگري برايم جدي نبود به همين دليل اضطرابي حس نمي‌كردم. خب، هم سنم پايين بود و هم اينكه دانش بازيگري را نداشتم بنابراين وقتي براي اولين‌بار بازي كردم هيچ حس خاصي نداشتم.

واكنش افراد گروه در مقابل اولين بازي تو چه بود؟

قبل از شروع فيلمبرداري از من تست بازی گرفته شد و بعد شروع به كار كردم. اما چيزي كه در ذهنم مانده است انرژي‌هاي مثبت اطرافيانم بود. من هميشه عاشق مطالعه بودم اما بعد از اينكه كار بازيگري را شروع كردم سراغ كتاب‌هاي تخصصي، كارگرداني، فيلمنامه‌نويسي، بازيگري و دوربين رفتم. از آن به بعد شروع كردم به طور حرفه‌اي فيلم ديدن و از تجربيات اطرافيانم استفاده كردم.

بیوگرافی یکتا ناصر

بیوگرافی  یکتا ناصر

از چه زماني احساس كردي حرفه بازيگري برايت جدي‌تر شده؟

بعد از نقشی که در سريال «با من بمان» بازي كردم. فكر مي‌‌كنم نقطه عطف زندگي من كار كردن با آقاي لبخنده بود. من هم بازيگري و هم خيلي چيزهاي ديگر را از او ياد گرفتم. تصويربرداري «با من بمان» يك‌سال طول كشيد و يك‌سال زماني است كه مي‌توان در آن خيلي چيزها آموخت به‌خصوص كه نقش من در آن سريال نقش اصلي بود، آنجا بود كه احساس كردم دوست دارم بازيگري را جدي‌تر دنبال كنم. بعد از «با من بمان» تقريبا براي تمام سريال‌ها به من پيشنهاد بازي دادند اما فكر مي‌كردم بايد كار بهتري را انتخاب كنم. نكته عجيب  اين بود كه خيلي‌ها فكر مي‌كردند «با من بمان» اولين بازي من بوده است.

خواهر یکتا ناصر

خواهر یکتا ناصر

واكنش خانواده‌ات وقتي به تو پيشنهاد بازي داده شد، چطور بود؟

خانواده‌ام مرا تشويق مي‌كردند ولي نگراني‌هاي خودشان را داشتند. مادرم طفلك خيلي اذيت مي‌شد. آن زمان كه شروع به بازيگري كردم موبايل خيلي رايج نبود و هر كسي موبايل نداشت. خيلي وقت‌ها هم پيش مي‌آمد كه شب‌كار باشم. آن وقت بود كه مادرم تا ۵ صبح بيدار مي‌ماند تا به خانه بازگردم حتي بيشتر اوقات با من به لوكيشن مي‌آمد و منتظر مي‌ماند تا كارم تمام شود. هنوز هم كساني كه آن زمان با آنها كار كرده‌ام حال مادرم را مي‌پرسند(مي‌خندد).

بارداری یکتا ناصر

بارداری  یکتا ناصر

 

هيچ‌وقت سعي نكردي به طور آكادميك رشته بازيگري را دنبال كني؟

زماني كه كلاس‌هاي بازيگري رايج شد موقعي بود كه من شناخته شده بودم، شايد اگر در كار آقاي لبخنده «با من بمان» بازي نمي‌كردم، حتما بايد در اين دوره‌ها شركت مي‌كردم. در «با من بمان» آقاي لبخنده آنقدر به من راهنمايي دادند و آنقدر با صبر و حوصله يك سكانس را تكرار می‌کردند تا خوب از آب دربيايد كه ديگر بعد از آن هيچ وقت فكر نكردم بايد در كلاس بازيگري ثبت‌نام كنم ضمن اينكه چون در دانشگاه مهندسي خواندم هميشه فكر مي‌كردم از بقيه كساني كه تحصيلات‌شان بازيگري است عقب هستم، بنابراين سعي كردم با مطالعه اين خلاء را پر كنم. به نظرم فقط بازي بازيگر نيست كه او را موفق مي‌كند، خيلي فاكتورهاي ديگر براي رسيدن به موفقيت وجود دارد مثل اينكه تو بداني چطور با خبرنگارها صحبت كني، روابط  عمومي‌ات بايد به چه شكل باشد، با هر آدمي چطور مراوده داشته باشي، با يك كارگردان چطور صحبت كني، با دستيار كارگردان چطور حرف بزني و… .

 

كسي كه در محيط سينما و تلويزيون نبوده و مي‌خواهد از نقطه صفر شروع كند بايد خيلي به اين نكات توجه داشته باشد. خيلي وقت‌ها برايم پيش آمد كه حرف‌هايم را به دستيار كارگردان مي‌زدم اما بعدها كم‌كم متوجه شدم اين اطمينان من درست نيست چون ممكن است آدم‌ها آنطور كه خودشان را نشان مي‌دهند، نباشند. همه اين نكات براي ادامه كار مهم هستند و تا تو بخواهي كشف كني در موقعيت‌هاي مختلف چطور بايد رفتار كني، زمان زيادي را از دست داده‌اي.

 یکتا ناصر در کنار همسر و فرزندش

 یکتا ناصر در کنار همسر و فرزندش

اولين كار جدي‌ات كدام فيلم بود؟

زماني كه براي فيلم «ساقي» انتخاب شدم وقتي بود كه كم‌كم داشت يك موجي شروع مي‌شد كه از بازيگرهاي جوان‌تر براي نقش‌ها استفاده كنند. تا آن موقع براي بيشتر كارها انتخاب نمي‌شدم چون فكر مي‌كردند سنم كم است. سال ۷۹ كه ساقي را بازي كردم ۲۱ ساله بودم. خب، آن زمان حداقل سن بايد ۲۵ تا ۳۰ سال بود تا به تو نقش جدي داده مي‌شد و تا آن سن بايد در كارهاي نوجوان و كودك بازي مي‌كردي تا قبل از «من ترانه ۱۵ سال دارم» رسما هيچ بازيگر جواني نمي‌توانست نقش اول فيلم را داشته باشد. فكر مي‌كنم اولين كار جدي سينمايي كه بازي كردم همان ساقي بود كه نقش مقابلم را بهرام رادان داشت. او آن موقع فقط «شور عشق» و «آبي» را بازي كرده بود. بعد از بازي در ساقي سطح توقعم بالا رفت. فكر مي‌كردم ديگر در هر كاري نبايد بازي كنم و بايد منتظر باشم تا يك كار خوب به من پيشنهاد شود.

 

البته بعدها كم‌كم متوجه شدم در سينما هيچ ملاك و معياري وجود ندارد كه تو بتواني تصميم بگيري كار بعدي تو چه كاري و چه زماني خواهد بود. فكر مي‌كنم بيشتر شرايط غيراخلاقي است تا اينكه تو بخواهي يك چيز ياد بگيري و آموزش ببيني. من از ابتدا فكر مي‌كردم نبايد پايم را در هر راهي بگذارم. منظورم از غيراخلاقي يك بعد نيست منظورم اين است كه نبايد وارد هر بازي و سياستي شوي كه فقط بخواهي به يك جايگاه برسي. به نظرم اگر مي‌خواهي اسم هنرمند روي تو گذاشته شود بايد تقدس واژه هنر را حفظ كني، اگر فيلم خوبي نتوانستي بازي كني حداقل مي‌تواني انسان خوبي باشي. نمي‌خواهم  فكر كنيد خودم را قبول دارم و از خودم تعريف مي‌‌كنم اما حقيقتا دوست دارم آدم خوبي باشم. خلاصه بعد از ساقي يك‌سالي بيكار ماندم. آن موقع توليد فيلم خيلي بيشتر از الان بود، انواع و اقسام فيلم ساخته مي‌شد پس يك‌سال بيكاري زمان كمي نبود.

 یکتا ناصر

 یکتا ناصر

 

بعد از معروف شدنت و اينكه مردم در خيابان تو را ‌شناختند روند زندگي‌ات چه تغييري كرد؟

اينكه مردم در خيابان تو را مي‌بينند و به تو  محبت مي‌كنند، حس لذتبخشي است. البته من يك مشكل بزرگ دارم و آن خجالتي بودنم است. آن روزهاي اول نمي‌دانستم وقتي مردم مرا مي‌‌شناسند و به من نگاه مي‌كنند بايد چه كار كنم، بايد من به آنها سلام كنم يا آنها به من (مي‌خندد).گاهي برايم پيش مي‌آيد كه حال و روز خوبي ندارم و دوست ندارم شناخته شده باشم اما مجبورم با لبخند به مردم جواب دهم. بعضي وقت‌‌ها شهرت باعث دردسر هم مي‌شود.

 

هنوز هم بازيگري مثل روزهاي اول برايت رؤيايي است يا با واقعيت‌هاي ديگري مواجه شده‌اي؟

شايد خيلي بيشتر از قبل به بازيگري علاقه دارم اما واقعا به دليل شرايط بد سينما و تلويزيون خيلي وقت‌ها احساس پشيماني مي‌كنم و احساس مي‌كنم اين حرفه در خيلي مواقع به من صدمه زده است. بعضي وقت‌ها دچار يك دوگانگي مي‌شوم شايد چون بيشتر روزهاي زندگي را بازيگر بوده‌ام تا خود واقعي‌ام. خيلي از فرصت‌هايي كه مي‌توانستم داشته باشم را از دست داده‌ام و با اتفاقاتي در زندگي مواجه شده‌ام كه خيلي خوشايند نيست و متاسفانه هرچه بيشتر پيش مي‌روم احساس بهتري نسبت به شغلم به من دست نمي‌دهد.

 یکتا ناصر و همسرش

 یکتا ناصر و همسرش

شيرين‌ترين اتفاقي كه از دوران بازيگري‌ات در ذهنت باقي مانده چيست؟

ديدن مردمي كه دائم به من حس خوب و مثبت مي‌دهند خيلي حس شيريني است، ضمن اينكه بازيگري مي‌تواند به آدم انعطاف‌ بيشتري بدهد و تو مي‌تواني خودت را با شرايط مختلف وفق دهي. فكر مي‌كنم حرفه آدم به خصوص بازيگري مي‌تواند روي نحوه زندگي و شخصيت او تاثير بگذارد. اين شغل خواه ناخواه آدم را حساس‌تر و نكته‌سنج‌تر مي‌كند. فكر مي‌كنم اين زودرنجي را هم از شغلم وام گرفته‌ام.

 

عکس های فریبا نادری و خانوادش+بیوگرافی

عکس های فریبا نادری

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های فریبا نادری fariba naderi و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی فریبا نادری

بیوگرافی فریبا نادری

فریبا نادری (١٣۶٣- در تهران) بازیگر زن ایرانی و همسر سابق مسعود رسام است.

فریبا نادری و همسرش

عکس های فریبا نادری و همسرش مسعود رسام

فریبا نادری در تهران به دنیا آمد و یک برادر دارد. او خودش می‌گوید در کودکی خیلی شیطان و بازیگوش بوده است. نادری که در اوج جوانی با مسعود رسام که خیلی از او بزرگ‌تر بود ازدواج کرد، گفت که این ازدواج به تشخیص خودش انجام شده است. او پس از مرگ همسرش در سال ۱۳۸۸ دیگر ازدواج نکرده و در مصاحبه‌ای با ایسنا اعلام کرد هرگز با بازیگران تلویزیون یا سینما ازدواج نخواهد کرد.او در مورد همسرش می‌گوید در کنار مسعود رسام زندگی عاشقانه‌ای داشتم و با وجود بیست و یک سال تفاوت سنی هیچ وقت در زندگی با او خللی حس نکردم. حتی کوچکترین سخنان او برای من آموزنده بود و این بهترین خاطره‌ام از اوست که هنوز هم حرف‌های پرمحتوایش در خاطرم هست

کار حرفه‌ای

او که در سریال‌هایی چون ستایش ۱و ۲ بازی کرده است، در شهریور ۱۳۹۴ اعلام کرد که به زودی در سریال ستایش ۳ هم بازی خواهد کرد.

سینمایی

  1. دریا کنار (آرش معیریان ۱۳۹۴)
  2. من و شارمین (بیژن شیر مرز ۱۳۹۴)
  3. سپید و سیاه
  4. مشکل گیتی (بهرام کاظمی۱۳۹۴)

 

فریبا نادری در حال ورزش

عکس های فریبا نادری در حال ورزش یوگا

فیلم تلویزیونی

  1. مروارید سرخ
  2. گل بارون زده
  3. فاخته
  4. یلدا
  5. چک برگشتی
  6. پرستاران (۱۳۹۵ علیرضا افخمی)
  7. ستایش ۲
  8. ستایش ۱
  9. میلیاردر
  10. فاکتورهشت
  11. غیرمحرمانه
  12. آسمان همیشه ابری نیست
  13. من وپوتی
  14. بزرگمرد کوچک
  15. مثل شیشه
  16. پنجره

عکس های فریبا نادری در آتلیه

فیلم ویدئویی

۱شرط ازدواج

۲. یک بام ودوهوا

۳. دل سپرده

۴. شبهای شیراز

۵. دوشارلاتان نادان

۶. شترمرغ

 

آخرین پست اینستاگرام فریبا نادری

خانواده. زیباترین نعمتی ک خدا بهمون هدیه میکنه. الهی همه مامان ها سلامت باشن. پ. ن : تولد بازی مامان و خواهر جان در کنارِ داداش جانم. جای فافا خالی

فریبا نادری و خانوادرش در رستوران

ماجرای ازدواج فریبا نادری با مسعود رسام

فریبا نادریبازیگر جوان و توانا از خاطراتش در زندگی مشترک با مرحوم مسعود رسام و ازدواج های امروزی می گوید . در کنار مرحوم مسعود رسام زندگی عاشقانه ای داشتم و با وجود بیست و هفت سال تفاوت سنی هیچ وقت در زندگی با او خلائی حس نکردم… حتی کوچکترین سخنان او برای من آموزنده بود و این بهترین خاطره ام از اوست که هنوز هم حرف های پرمحتوایش در خاطرم هست.فریبا نادری

ازدواج همواره به عنوان یکی از مهمترین موضوعات مورد نظر جامعه ما مطرح بوده است. با ازدواج موفق می توان آرامش واقعی را تجربه کرد و به رضایت حقیقی از زندگی دست یافت.

فریبا نادری شیک و سانتی مانتال

عکس های فریبا نادری با مانتو جدید

 زندگی عاشقانه فریبا نادری

خلاف همیشه که در آتلیه یا دفتر مجله با آدم معروف ها برای مصاحبه قرار می گذاشتیم این بار به پیشنهاد فریبا نادری در کافه قرار گذاشتیم تا گفت وگوی گرم تری داشته باشیم. همراه دمنوشگل گاوزبان و مخلفات که آن را هم مهمان فریبا نادری بودیم.

آشنایی فریبا نادری با مسعود رسام

هیجده، نوزده سالم بود که همراه دوست گریمورم به دفتر مسعود رسام رفتم تا تست بازیگری بدهد. مسعود بازیگران فیلم «مروارید سرخ» را انتخاب می کرد و از افراد مختلف تست می گرفت. من هم اصلا در این فکرها نبودم که از اتاق بیرون آمد و گفت:نوبت شماست. گفتم:من برای تست نیامدم؛ دوستم آمده است. مسعود هم گفت حالا که تا اینجا آمده ای بیا تست بده. آن روز خیلی خوشحال شدم اما می دانستم خانواده ام مخالفت می کنند.

در تست که قبول شدم برای مدتی به کلاس های آموزشی بهروز بقایی رفتم تا توانایی های بازیگری ام را تقویت کنم. در قراردادی که برای بازی در آن فیلم بستم قید شده بود که خانواده ام بتوانند سر صحنه حاضر شوند. «مروارید سرخ» فیلمی بود که باعث شد با مسعود رسام آشنا شوم.

فریبا نادری مدلینگ

دوران عاشقی فریبا نادری و همسرش

بعد از آشنایی با مسعود رسام و گذشت زمان حس می کردم که او احساس خاصی نسبت به من دارد. مسعود عاشقم شده بود و یک روز آن را بر زبان آورد. من هم در مقابل عاشق شدم؛ یعنی او من را هم عاشق کرد. بعد از دوران عاشقی تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم. شاید خیلی ها فکر کنند من از بیماری او خبر نداشتم که تن به این ازدواج دادم اما این جور نبود؛ من از سال ۸۳ می دانستم که مسعود سرطان دارد. سال ۸۵ که با من ازدواج کرد دکترها می گفتند کمتر از شش ماه دیگر سرطان کار خودش را خواهد کرد اما معجزه عشق، امید و همنشینی با هم باعث شد که تا سال ۸۸ با سرطان بجنگد.

فریبا نادری در مراسم تشییع مسعود رسام

فریبا نادری در مراسم تشییع همسرش مسعود رسام

این جور وقت ها خیلی ها آدم را قضاوت می کنند. ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت مسعود رسام بوده که من حاضر شدم با مردی که ۲۷ سال با من اختلاف سنی دارد ازدواج کنم. کسانی که مسعود رسام را از نزدیک می شناسند از وضعیت زندگی او خبر دارند و می دانند که او ثروتمند نبود. ازدواج با مسعود آنقدر عاشقانه و مهم بود که با وجود مخالفت های خانواده این کار را کردم.

فریبا نادری و همسرش مسعود رسام

حتی پدرم حاضر نبود من را ببیند و این اتفاق نیفتاد تا زمانی که مسعود تسلیم سرطان شد و از دنیا رفت. همه چیز در آن زمان کوتاه با مسعود برایم خاطره انگیز بود و تا همین چند ماه پیش با دختر او در یک خانه زندگی می کردیم. من همیشه در زندگی ام آدم محافظه کاری بودم و دنبال این بودم که بی دلیل خودم را در معرض قضاوت دیگران یا مشکل قرار ندهم اما دوست داشتن و عشق آنقدر قوی است که محافظه کاری نمی شناسد. مسعود رسام از کودکی برایم بت بود و وقتی نام او و برادرش در تیتراژ می آمد لذت می بردم. چهارشنبه شب ها این اجازه را داشتم که بیدار بمانم و «خانه سبز» را ببینم. او خاطرات نسلی را رقم زده و برای همیشه در خاطرم می ماند.

مدل لباس های فریبا نادری

عکس های فریبا نادری به عنوان مدل تبلیغاتی

فریبا نادری یک مسلمان دو آتشه

من یک مسلمان معتقدم. شاید ظاهرم مثل عرفی باشد که در جامعه وجود دارد اما به احکام دینم پایبندم. نماز می خوانم و مرجع تقلیدم آیت الله مکارم شیرازی هستند که بارها با دفترشان تماس گرفته ام تا در موارد مختلف سوال کنم و جوابم را بگیرم. خمس و زکات هم جزو چیزهایی است که همیشه سر وقت آنها را پرداخت می کنم و از واجبات زندگی من است. بی اندازه عاشقان امامان (ع) هستم و دوستشان دارم.

اینها عزیزدل هستند. به حرف مردم هم کاری ندارم که ممکن است چه فکری کنند. وقتی برای زیارت به نجف و کربلا رفته بودم و عکس های آن را در اینستاگرام گذاشتم بعضی ها حرف هایی زدند که نشان می داد هنوز فرهنگ و جنبه استفاده از یک فضای مجازی جا نیفتاده. می گفتند چطور آنجا رفته ای چادر به سر کرده ای و وقتی برگردی دوباره کشف حجاب خواهی کرد. پیش خودشان فکر نکرده بودند که شما در همین امامزاده صالح (ع) که می روی چادر می دهند تا سر کنی و حرمت فضا را نگه داری. آن وقت از من توقع داشتند با پوشش همیشگی ام که عرف شهر تهران است در آنجا حضور پیدا کنم. امام رضا (ع)، امام حسین (ع) و حضرت علی (ع) بیشترین احترام را برای ایشان قائل هستم و من وظیفه داشتم که آن طور رفتار کنم.

دردسرهای اینستاگرام

اول از همه باید بگویم که هیچ وقت برای صفحه‌ام در اینستاگرام مخاطب غیرواقعی جذب نکردم. پیشنهاد‌های زیادی می‌شود که پول بده تا برایت فالوئور بیاوریم اما این موضوع برایم اهمیتی ندارد. آن کسی که فریبا نادری را دوست داشته باشد خودش صفحه‌ام را دنبال خواهد کرد. بعضی از واکنش‌های مردم در اینستاگرام واقعا آزار دهنده است. هر رفتار عادی تو ممکن است برای این عده غیرعادی باشد و بابت آن فحش بارانت  کنند.

همین کار را اگر خواهر، مادر یا یکی از خانواده‌شان انجام بدهد عیبی ندارد چون کسی نمی‌بیند.  اما من در اینستاگرام سعی می‌کنم حس و حال خودم را در آن لحظه با مردم به اشتراک بگذارم؛ مثلا به خاطر علاقه شدیدی که به حیوانات دارم به سگ کشی که اتفاق افتاده بود واکنش نشان دادم. اینها مخلوقات خدا هستند و برای من ارزش دارند. یک بار سگی در میان اتوبان گیر افتاده بود و این ور و آن ور می‌رفت و ترسیده بود. وقتی از او رد شدم آنقدر دچار دلهره شده بودم که دور زدم و برگشتم تا ببینم برایش اتفاقی نیفتاده باشد.

فریبا نادری کنار دوستانش

ماجرای پیشنهاد بی شرمانه در سینما

به نظرم این اتفاق بیشتر از همه به رفتار خود آدم بر می گردد. در هر شغل و حرفه‌ای کسانی هستند که بی‌اخلاقی می‌کنند و حد خود را نمی‌شناسند اما ربطی به این ندارد که این موضوع را به هم نسبت بدهیم. اگر یک نفر در مواجهه با آدم‌های دیگر درست رفتار کند کسی این اجازه را به خودش نمی‌دهد تا به او پیشنهاد بی‌شرمانه بدهد. این خانمی که به خارج از ایران رفته و این حرف‌ها را راجع به سینمای ایران زده اصلا بازیگر نیست که بخواهیم به حرف‌هایش بها بدهیم.

دو تا جمله نصفه و نیمه در فیلم‌ها گفته و حالا نظریه‌پردازی هم می کند. اما در مورد یکی از دوستان دیگر که رفته باید بگویم دلیل رفتن او بیکاری بود. وضع اقتصادی سینما و تلویزیون این روزها خیلی بد شده و کار کمی وجود دارد. حتی فصل سوم ستایش با اینکه مخاطبان زیادی دارد هنوز به خاطر کمبود بودجه به جریان نیفتاده. آن بازیگر هم خرج یک خانواده و یک بچه معلول را می‌داد و نیاز به درآمد داشت. همین شبکه‌ای که او را جذب کرده به خود من برای بازی در یک سریال رقم خیلی خوبی هم پیشنهاد کردند. راستش من نیازی نداشتم و نرفتم.

فریبا نادری بی حجاب

مدلینگ فریبا نادری

هنوز از مدل شدن خانم سحر قریشی چند هفته بیشتر نگذشته که عکس هایی با همان ژست و مکان از خانم فریبا نادری در شبکه های اجتماعی پخش شد.او مانند خانم سحر قریشی لباس پوشیده اما با کمی تفاوت و ژست عکس هایش و همچنین اصلی ترین بعد مسئله یعنی آرایشش مانند خانم سحر قریشی می باشد.

مدل آرایشی فریبا نادری

مصاحبه فریبا نادری در برنامه کندو

بخش اول


بخش دوم


بخش سوم


بخش چهارم

عکس های امیر جدیدی و خانواده اش + بیوگرافی

امیر جدیدی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های امیر جدیدی Amir Jadidi و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی امیر جدیدی

امیر جدیدی متولد ۳۱ خرداد ۱۳۶۳، بازیگر سینما و تئاتر اهل ایران است. وی فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۸۹ با فیلم آفریقا آغاز کرد.جدیدی برنده دیپلم افتخار بازیگری برای بازی در فیلم های سیزده و پایان خدمت در سی و دومین جشنواره فیلم فجر شد . همچنین برای بازی در فیلم من، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. او همچنین در کنار فعالیت های هنری رشته ورزشی تنیس را دنبال می کند.

عکس کودکی امیر جدیدی

عکس کودکی امیر جدیدی

فیلمشناسی
سینمایی

پدیده (۱۳۹۵)
قاتل اهلی (۱۳۹۵)
اژدها وارد می‌شود! (۱۳۹۴)
من (۱۳۹۴)
خنده‌های آتوسا (۱۳۹۳)
رخ دیوانه (۱۳۹۳)
پایان خدمت (۱۳۹۲)
سیزده (۱۳۹۲)
آفریقا (۱۳۸۹)

شروع فعالیت امیر جدیدی و دریافت سیمرغ بلورین

او فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۸۹ با فیلم آفریقا آغاز کرد جدیدی برنده دیپلم افتخار بازیگری برای بازی در فیلم های سیزده و پایان خدمت در سی و دومین جشنواره فیلم فجر شد . همچنین برای بازی در فیلم من، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.

وی در کنار فعالیت های هنری رشته ورزشی تنیس را دنبال می کند.ازدواج امیر جدیدی و دخترش ( خبر تایید نشده )امیر جدیدی ازدواج کرده و متاهل است در حال حاضر یک دختربچه بنام حنا دارد.برخی سایت ها این عکس را بعنوان همسر امیر جدیدی معرفی میکنند که صحت ندارد و شایعه است.پ.ن : عکس امیر جدیدی و خانم کیانا تجمل در همایش فیلم اژها وارد میشود.

بازیگری که موقع حرف زدن احساس نمی کنید همین ها راهم دارد برای جلب نظر می گوید. برای متفاوت به نظر رسیدن. بازیگری که فکر نمی کنید دارد ادا در می آورد.خیلی ها می گویند آینده سینما مال اوست. او نوید محمدزاده و دو سه تای دیگر که وسط کلی بازیگر اسمی، دارند فیلم به فیلم جلو می آیند و در هر تجربه بیشتر خود را ثابت می کنند.

عکس فرزند امیر جدیدی

عکس فرزند امیر جدیدی

مصاحبه خواندنی با امیر جدیدی پدیده جدید سینمای ایران

امیر جدیدی با همین چند فیلمی که بازی کرده، آرزوی خیلی از کارگردان هاست. با چهره و قد و بالایی که جان می دهد برای سوپراستار شدن. برای محبوب شدن. برای حضور دائمی روی جلد روزنامه ها و روی دیوار اتاق ها اما خودش؟

اصلا برای این حرف ها تره خرد نمی کند. وقتی ازش تعریف می کنیم اپسیلونی خوشحال نمی شود. یعنی اینقدر می تواند خودش را کنترل کند؟ یعنی اینقدر به عضلات چهره اش مسلط است؟

او آنقدر در جواب دادن به سوالات راحت است و در عین حال چنان کوتاه جواب می دهد و از همه چیز طفره می رود که سخت بپذیریم، سر کارمان نگذاشته. که همه این رفتار، می تواند هوشمندانه و خاص یک چهره با استعداد نباشد. نمی تواند نباشد.

امیر جدیدی می گوید همه زندگی اش جدا از سینما، زمین های تنیس و ورزش است. برای مصاحبه هم با او قرار می گذاریم تا از تنیس به دفتر ما بیاید.

 

عکس اینستاگرام امیر جدیدی

عکس اینستاگرام امیر جدیدی

 

عکاس نشریه در ورزشگاه انقلاب همراه او می شود و از همانجا یکراست به دفتر تماشاگران می آیند. با همان لباس اسپرتی که میگوید محض شناخته شدن پوشیده، اگر نه، باز هم راحت تر از این می چرخد.

مصاحبه هم قرار است بیشتر درباره فیلم تازه اکران شده اش «اژدها وارد می شود» باشد. اما فراری بودن جدیدی از رسانه ها چاره ای باقی نمی گذارد جز اینکه از او کلی سوال پیش پا افتاده بپرسیم. اینکه متولد ۱۳۶۳ است و بچه اکباتان است و مهندس صنایع است و فلان و فلان. در حالی که هی می گوید به عقب برنگردیم.

به امیر جدیدی می گوییم او روی تخته پرش است. همان جایی که یک روز، مشابه امروز، حامد بهداد روی آن بوده و برای مدت ها تبدیل شد به سوژه شماره یک رسانه ها. روزهایی که حامد بهداد خودش را به در و دیوار می زد تا دیده شود.

حامد بهداد به همان جایی رسید که رسید و جایی است که امروز هست. امیر جدیدی اول راه است. نه خودش را به در و دیوار می زند و نه شهوتی برای دیده شدن دارد. همه حرفش این است که می خواهم بازی کنم. بهترین بازی ام را بکنم.

عجیب است. اغلب کسانی که بازی امیر جدیدی را دیده اند، از «آفریقا» تا امروز در «اژدها» می گویند او خیلی خوب است. خودش می گوید، نمی دانم، شاید!

چه خوب که می گویید خوبم. چند وقت دیگر باید دید او کجای سینما ایستاده، که توانسته این مسیر صعودی را تا بلوغ طی کند یا نه. تا آن موقع… بیایید فیلم هایش را تماشا کنیم. بیایید صحبت هایش را در این مصاحبه بخوانیم. بفرمایید. این شما و این امیر جدیدی!

کلا کم مصاحبه کرده ای؟
– بله.

چرا؟
– دلیل خاصی ندارد.

برایت سخت است؟

– یک مقدار سخت است. حتی عکاسی هم برایم سخت است.

اگر خودم می آمدم اینجا احتمالا عکس نمی گرفتم و می گفتم خودم عکس دارم. برای همین هم قرار شد عکاس شما بیاید و در زمین تنیس عکاسی کند، چون آنجا حواسم نیست و دارم تنیس را بازی می کنم. اینکه بروم در آتلیه عکس بگیرم برایم سخت است.

رخ گرفتن که هنر آرتیست است. این یکی از هنرهای بازیگرهاست که…

– می گویی بازیگرها!

تو بازیگر نیستی؟

– چرا. ولی خب به هر حال یک بازیگر هم یکسری چیزها را ندارد. من این را ندارم.

 

امیر جدیدی

عکس کودکی امیر جدیدی

 

یکی از ویژگی های بازیگر، راحت بودن جلوی دوربین است.

– جلوی دوربین فیلمبرداری خیلی راحت هستم. جلوی دوربین عکاسی چون باید رخ بگیرم، برایم سخت است.

البته مثلا یکی می گوید می شود عکس بگیرم، می گویم خواهش می کنم، بعد می گوید می شود بچرخی از این طرف من را نگاه کنی، این کار سختم است. عکاس ها هم این مدلی هستند، ولی عکاس شما خیلی خوب بود.

در زمین تنیس که بودی، خودت رخ می دادی یا داشتی تنیس بازی می کردی؟

– در تنیس اصلا حواست نیست و این هنر عکاس است که عکس بگیرد.

کارگردان هم بالاخره از تو یک اکتی می خواهد.

– این اکت است ولی برای عکاسی باید خشک شوی. آنجا اصلا حواست نیست و داری بازی می کنی. همان سر صحنه هم بعد از یک سکانس به من بگویند فلان کار را کردی، یادم نیست.

یعنی چی. ما را گرفته ای؟

– نه، این طوری نیست.

بیوگرافی امیر جدیدی

بیوگرافی  امیر جدیدی

در همه فیلم هایی که از تو دیده ایم جلوی دوربین خیلی راحت بوده ای و خوب بازی می کنی.

– ممنونم، لطف دارید.

اینکه می گویی جلوی دوربین راحتم ولی به آن فکر هم نمی کنم جالب است. از روز اولی که جلوی دوربین رفتی همین طور بود و استرس نداشتی؟

– از اول همین طور بودم.

استرس نداشتی؟

– نه، هیچ وقت!

اولین بار که جلوی دوربین رفتی یادت است؟

– یادم است که اولین سکانس یک سکانس پلان طولانی بود.

فیلم آفریقا؟

– بله.

شاید چون با هومن سیدی رفاقت داشتی استرس نداشتی.

– شاید.

با هومن سیدی در زمین تنیس آشنا شدی؟

– تقریبا. قبلش دوست بودیم و من مربی تنیس او بودم.

چی شد که به تو پیشنهاد بازی در فیلم را داد؟

– نمی دانم. این را باید از خودش بپرسید.

نگفت مثلا این ویژگی ات برای فیلم مناسب است.

– چرا. ولی یادم نیست آن ویژگی چه بود.

وقتی پیشنهاد داد چه فکری کردی؟

– اولش نظرم نبود که بروم بازی کنم ولی به عنوان یک تجربه دوست داشتم امتحانش کنم.

خودت فیلم ببین بودی؟

– نه.

مصاحبه با امیر جدیدی

مصاحبه با امیر جدیدی

یک مقدار هم سیستم فیلم، دورهمی بوده و چون فیلم اول هومن بوده، سعی کرده دوستانش را که با آنها راحت است بیاورد.

– بله.

خود فضای فیلم هم دوستانه است.

– بله. ولی مثلا من تا قبل از این فیلم آقای (جواد) عزتی و آقای (شهاب) حسینی را از نزدیک نمی شناختم.

هیچ واکنشی به حضور تو به عنوان کسی که اولین کارش است نداشتند؟

– نه، خیلی هم کمک کردند.

مثلا در چه موردی؟

– نکاتی را می گفتند و به من روحیه می دادند.

سابقه تئاتری هم داری.

– بله.

قبل از سینما؟

– نه، اولین حضور من در عرصه هنر، همان فیلم آفریقا بوده.

کارهای تئاتری ات جدی بودند؟

– خیلی جدی بودند. اصلا کار غیر جدی نداشته ام.

کدام کارها بودند؟

– یکی «روایت ناتمام یک فصل معلق» بود که هومن سیدی و حبیب رضایی، با هم کارگردانی می کردند. بازیگرهایش هم خانم صمدی، هوتن شکیبا، نوید محمدزاده، باران کوثری و خود هومن (سیدی) هم بودند.

خیلی هم کار خوبی بود. بعدی هم «کالیگولا» بود که خیلی تجربه خوبی برای من بود. به نظرم اگ رکسی در «کالیگولا» کار کند انگار صدمین تئاترش را دارد کار می کند.

یعنی از لحاظ تجربه اینقدر کمک می کند. نقش من هم یک نقش سوررئال بود. البته کلا سوررئال است و نقش من هم از بقیه سوررئال تر بود.

 

فرزند امیر جدیدی

فرزند امیر جدیدی

 

برای تئاتر هم استرس نداشتی؟

بالاخره تئاتر فرق می کند، جلوی جمعیت اجرا می کنی و زنده است و هر بار ممکن است اتفاق متفاوتی بیفتد.

– نه. شاید اگر قبل از اینکه جلوی دوربین بروم، می رفتم تئاتر کار می کردم، استرس داشتم.

تحصیلاتت در چه رشته ای است؟

– لیسانس مهندسی صنایع دارم و فوقم، ام بی ای است.

لیسانس از کجا؟

– از دانشگاه آزاد.

مصاحبه خواندنی با امیر جدیدی پدیده جدید سینمای ایران

در دوران تحصیل پیگیر مسائل هنری و سینما بودی؟

– نه به آن شکلی که فکر کنید.

کتاب چطور؟

– کتاب می خواندم. رمان، داستان، اطلاعات عمومی و …

مجلات سینمایی چطور؟

– نمی خواندم. البته الان از زمانی که اینترنت آمده دیگر این طور نیست که بگویی مجله نمی خوانی، همین که اینترنت را باز می کنی به همه اطلاعات دسترسی داری؛ ولی اگر یک نفر مجله خوان بیاید کنارم بنشیند شاید من یک سوم او اطلاعات داشته باشم.

وقتی می گوییم مجله خوان یعنی کسی که علاقه دارد و جدی تر دنبال می کند، بالاخره مقاله طولانی و مطلب حرفه ای سینمایی را که نمی شود در تلگرام خواند.

 

 امیر جدیدی

 

– نه اینکه به خواندن علاقه نداشته باشم ولی به اندازه علاقه ورزشی ام نبوده.

ورزش را هم که فقط انجام می دهی و اینطور نیست که اخبارش را دنبال کنی.

– اخبار مربوط به تنیس را خیلی دنبال می کنم.

عشق فدرر هستی؟

– تنیسورها، همه عشق فدرر هستند. مثل فوتبال نیست.

فدرر در تنیس مثل مارادوناست؟

– نه. از مارادونا بالاتر است. همان زمان هم یکی مارادونا را دوست داشت، یکی پله را دوست داشت و … در تنیس این طوری نیست. در تنیس ۹۰ درصد فدرر را دوست دارند.

یعنی اگر کسی تنیس دوست داشته باشد به احتمال خیلی زیاد باید عشق فدرر باشد. یک چیزی است مثل مایکل جردن برای بسکتبالی ها.

فقط تنیس بازی کرده ای؟

– هر ورزشی که بگویید انجام داده ام.

حتی پارکور؟

– نه. پارکور انجام نداده ام ولی بچه بودم از درخت خیلی بالا رفتم. پارکور سنتی می کردم!

بچگی کجا زندگی می کردی؟

– اکباتان.

 

عکسهای شخصی امیر جدیدی

عکسهای شخصی امیر جدیدی

 

پس بازی در آفریقا که بخشی از داستان در اکباتان می گذرد، برای راحت بوده.

– آنجا سرزمینم است.

غیر از سینما فعالیت اقتصادی نداری؟

– دارم. مدلی که من در سینما کار می کنم آن طور نیست که زندگی ام را بچرخاند. اگر بخواهم خرجم را از سینما دربیاورم باید در هر فیلمی که پیشنهاد می شود بازی کنم.

الان خیلی گزیده بازی می کنم. برای همین آن طور که باید خرجم را تامین نمی کند. پس کار خودم را هم دارم.

برای انتخاب فیلم هایت مشورت می گیری؟

– بله. از خیلی ها مشورت می گیرم. هر فیلم لااقل از چهارتا آدم عاقل و بالغ!

عکس های مه لقا باقری و خانواده اش + بیوگرافی

مه لقا باقری

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های مه لقا باقری Mahlagha Bagheri و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی مه لقا باقری

بیوگرافی مه لقا باقری

بیوگرافی مه لقا باقری

 

مه لقا باقری، بازیگر و کارگردان زن ایرانی ، متولد ۱۳۶۰ در تهران می باشد. وی فارغ التحصیل لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه سوره تهران و فوق لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه تربیت مدرس می باشد. جواد عزتی ، بازیگر محبوب و سرشناس ایرانی همسر او می باشد. تخصص و فعالیت حرفه ای وی در حوزه تئاتر می باشد. او تاکنون به واسطه کارگردانی و بازیگری نمایش های مختلف در جشنوار های مختلف داخلی و بین المللی حضور داشته است.

وی تاکنون تجربه بازیگری در چند مجموعه تلویزیونی از جمله راه در رو به کارگردانی سعید آقاخانی، باغ مظفر و قهوه تلخ به کارگردانی مهران مدیری را دارد. او در سریال دردسرهای عظیم ۲ نیز نقش آفرینی داشته که این سریال به زودی از شبکه سه سیما در ماه رمضان ۹۴ پخش خواهد شد. در ادامه جدیدترین عکس های وی و همسرش جواد عزتی را مشاهده فرمایید.

 

مدل مانتپ مه لقا باقری

مدل مانتپ مه لقا باقری

 

باقری که این روزها در سریال دردسرهای عظیم ۲ به عنوان یکی از کاراکترهای جدید حضور دارد درباره تازه ترین فعالیت هایش گفت:این روزها در حال تمرین نمایش هزار دستان به کارگردانی خیرالله تقیانی پور هستم. ضمن اینکه با همین گروه نمایش دیگری با نام بوقلمون را تمرین خواهیم کرد که برای آن توانستم جایزه بازیگری زن سی و سومین جشنواره تئاتر فجر کشور را بدست آورم. این نمایش به احتمال زیاد در تئاتر شهر روی صحنه خواهد رفت.

 

مه لقا باقری و شوهرش

 

وی افزود:بازی در سینما، تئاتر و تلویزیون هر کدام جنبه های متفاوتی دارد و تکنیک های خاص خود را می طلبد که برای هر بازیگری حتی سختی هایش هم جذاب است. بنابراین هیچ اشکالی ندارد چهره های سینمایی هم بخواهند نمایش را تجربه کنند. به نظرم اتفاق زیبایی است که سوپراستارهای سینما از جایی به بعد احساس می کنند باید بخشی از تجربه بازیگری را روی صحنه تئاتر بدست آورند و خودشان را در این عرصه محک بزنند.

عکس های شخصی مه لقا باقری

عکس های شخصی مه لقا باقری

 

باقری در رابطه با جذب چهره های شناخته شده برای فروش بیشتر نمایش گفت:ما یک نوع تئاتر آزاد داریم که کاملا تجاری است. دوستان این گروه برای تفریح و سرگرمی مردم زحمت می کشند و وظیفه خود را به درستی انجام می دهد و مسیرشان با ژانرهای دیگر تفاوت دارد. انواع دیگر تئاتر که بر فضای مسایل جدی تمرکز دارند به خاطر شرایط نامناسب اقتصادی نمی توانند وظایفشان را به درستی انجام بدهند. اگر قرار باشد برای فروش نمایش ها دست به هر کاری بزنیم جریان تئاتر را به مسیر غلطی وارد کرده ایم.

 

تولد مه لقا باقری

تولد مه لقا باقری

این بازیگر که بیشتر در مجموعه های مناسبتی حضور داشته است گفت:من بازی می کنم برای اینکه دیده بشوم، اما نمی خواهم این دیده شدن به هر قیمت اتفاق بیفتد. در این ۱۵ سال که از تئاتر شروع کردم تلاشم این بوده تا هرچه لازم است را یاد بگیرم و بتوانم در کار تصویر هم درست و پله پله جلو بروم. فیلمنامه، گروه و نقش هر چند کوتاه برایم بیشتر از زمان پخش یک کار مهم است و اگرچه این مساله هم اهمیت دارد اما در اولویت های اولم نیست.

مه لقا باقری بازیگر تئاتر و تلوزیون این روزها در مجموعه دردسرهای عظیم ۲ به کارگردانی برزو نیک نژاد حضور دارد. او توانست جایزه اول بازیگری زن در روسیه برای نمایش خواستگاری چخوف و جایزه دوم بازیگری جشنواره دانشگاهی فجر را از آن خود کند.

 مه لقا باقری و همسرش

مه لقا باقری و همسرش

نمایش های مه لقا باقری

کارگردانی نمایش”مرثیه‌ای برای یک خانم” نوشته”آرتور میلر”؛ تهران، فرهنگسرای ارسباران؛ ۱۳۸۱
کارگردانی نمایش”میمون میمون است” نوشته”داریوش رعیت”؛ تهران، پلاتوی مرکزی دانشگاه سینما تئاتر؛ ۱۳۸۱
بازی در نمایش”آرش” به کارگردانی”روح‌الله صدیقی”؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۱
بازی در نمایش”ربات‌های مین یاب” به کارگردانی”محسن حسینی”؛ تهران، دانشگاه امیرکبیر؛ ۱۳۸۱
بازی در نمایش”اتاق ۲۱۲″ به کارگردانی”شکوفه ماسوری”؛ تهران، فرهنگسرای ارسباران؛ ۱۳۸۱
بازی در نمایش”زارون” به کارگردانی”بهنام حقیقی”؛ تهران، فرهنگسرای ارسباران؛ ۱۳۸۱
بازی در نمایش”بانو آئویی” به کارگردانی”لادن عباس علی‌زاده”؛ (پایان‌نامه دانشجویی)؛ ۱۳۸۲
بازی در نمایش نقالی”سهراب و گردآفرید” به کارگردانی(؟)؛ تهران، تئاترشهر، تالار شماره ۲؛ ۱۳۸۲
کارگردانی و طراحی صحنه در نمایش”ساحره سوزان” نوشته”آرتور میلر”؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۲
بازی در نمایش”ژیزل” به کارگردانی”شبنم خوشدل”؛ تهران، تالار مولوی(جشنواره نمایش‌های کوتاه)؛ ۱۳۸۲
بازی درنمایش”مارون” به کارگردانی”شهرام ابوالقاسمی”؛ تهران، تالار مولوی(جشنواره دانشجویی فجر)؛ ۱۳۸۲
بازی در نمایش”اورفه” به کارگردانی”محسن حسینی”؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۲
دستیار کارگردان در نمایش”لاشخورها” به کارگردانی”شکوفه ماسوری”؛ تهران، فرهنگسرای شفق؛ ۱۳۸۲
بازی در مجموعه نمایش‌های تلویزیونی”سایه روشن” به کارگردانی”حسین فرخی”؛ ۱۳۸۲
دستیار کارگردان در نمایش”شهر فرنگ” به کارگردانی”نصرالله قادری”؛ تهران،‌ تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۳
بازی در فیلم کوتاه”مانیشکا” به کارگردانی”شهرام ابوالقاسمی”؛ ۱۳۸۳
دستیار کارگردان در نمایش”هنگامه‌ای که آسمان شکافت” به کارگردانی”نصرالله قادری”؛ تهران، حوزه هنری، تالار کوچک؛ ۱۳۸۳
کارگردانی و طراحی صحنه در نمایش”آئین فاطیما” نوشته”نصرالله قادری”؛ تهران، حوزه هنری، تماشاخانه مهر؛ ۱۳۸۴
کارگردانی و طراحی صحنه در نمایش”آصف زهر خورده… ” نوشته”نصرالله قادری”؛ تهران، حوزه هنری، تالار کوچک؛ ۱۳۸۴
بازی در نمایش”ویتسک” به کارگردانی”مسعود دلخواه”؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۴
بازی در نمایش”بسیار دور هر اندازه نزدیک” به کارگردانی”نصرالله قادری”؛ تهران، جشنواره فجر؛ ۱۳۸۴
بازی در نمایش”اکسست” به کارگردانی”آزاده برومند‌کیا”؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۴
دستیار کارگردان در نمایش”بسیار دور هر اندازه نزدیک” به کارگردانی”نصرالله قادری”؛ تهران، جشنواره فجر؛ ۱۳۸۴
بازی در نمایش”جولیوس سزار” به کارگردانی”مسعود دلخواه”؛ تهران، تالار مولوی؛‌۱۳۸۵
بازی در نمایش”صحرا” به کارگردانی”حسن سرچاهی”؛ تهران، تئاترشهر، تالار سایه(جشنواره رضوی)؛ ۱۳۸۵
دستیار کارگردان و طراحی حرکات نمایش”جولیوس سزار” به کارگردانی”مسعود دلخواه”؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۵
دستیار کارگردان و بازی در نمایش”آئین فاطیما” به کارگردانی”نصرالله قادری”؛ هندوستان؛ سال(؟)

عکس دسته حمعی مه لقا باقری

مه لقا باقری و جواد عزتی

مه لقا باقری بازیگر سریال دردسرهای عظیم ۲ معتقد است برای دیده شدن به بازی در هر نقشی رضایت نمی دهد. در ادامه گفتگوی این بازیگر توانمند تئاتر و تلویزیون را میخوانید.باقری که این روزها در سریال دردسرهای عظیم ۲ به عنوان یکی از کاراکترهای جدید حضور دارد درباره تازه ترین فعالیت هایش گفت: این روزها در حال تمرین نمایش هزار دستان به کارگردانی خیرالله تقیانی پور هستم. ضمن اینکه با همین گروه نمایش دیگری با نام بوقلمون را تمرین خواهیم کرد که برای آن توانستم جایزه بازیگری زن سی و سومین جشنواره تئاتر فجر کشور را بدست آورم. این نمایش به احتمال زیاد در تئاتر شهر روی صحنه خواهد رفت.

مه لقا باقری بازی در سینما، تئاتر و تلویزیون هر کدام جنبه های متفاوتی دارد و تکنیک های خاص خود را می طلبد که برای هر بازیگری حتی سختی هایش هم جذاب است. بنابراین هیچ اشکالی ندارد چهره های سینمایی هم بخواهند نمایش را تجربه کنند. به نظرم اتفاق زیبایی است که سوپراستارهای سینما از جایی به بعد احساس می کنند باید بخشی از تجربه بازیگری را روی صحنه تئاتر بدست آورند و خودشان را در این عرصه محک بزنند

مه لقا باقری

 

 

مه لقا باقری در رابطه با جذب چهره های شناخته شده برای فروش بیشتر نمایش گفت: ما یک نوع تئاتر آزاد داریم که کاملا تجاری است. دوستان این گروه برای تفریح و سرگرمی مردم زحمت می کشند و وظیفه خود را به درستی انجام می دهد و مسیرشان با ژانرهای دیگر تفاوت دارد. انواع دیگر تئاتر که بر فضای مسایل جدی تمرکز دارند به خاطر شرایط نامناسب اقتصادی نمی توانند وظایفشان را به درستی انجام بدهند. اگر قرار باشد برای فروش نمایش ها دست به هر کاری بزنیم جریان تئاتر را به مسیر غلطی وارد کرده ایم.

مه لقا باقری که بیشتر در مجموعه های مناسبتی حضور داشته است گفت: من بازی می کنم برای اینکه دیده بشوم، اما نمی خواهم این دیده شدن به هر قیمت اتفاق بیفتد. در این ۱۵ سال که از تئاتر شروع کردم تلاشم این بوده تا هرچه لازم است را یاد بگیرم و بتوانم در کار تصویر هم درست و پله پله جلو بروم. فیلمنامه، گروه و نقش هر چند کوتاه برایم بیشتر از زمان پخش یک کار مهم است و اگرچه این مساله هم اهمیت دارد اما در اولویت های اولم نیست.
مه لقا باقری بازیگر تئاتر و تلوزیون این روزها در مجموعه دردسرهای عظیم ۲ به کارگردانی برزو نیک نژاد حضور دارد. او توانست جایزه اول بازیگری زن در روسیه برای نمایش خواستگاری چخوف و جایزه دوم بازیگری جشنواره دانشگاهی فجر را از آن خود کند

تولد همسر مه لقا باقری

تولد همسر مه لقا باقری

سریال های مه لقا باقری

سریال “حوض فیروزه” ( لاله صبوری- شبکه اول؛ ۱۳۸۴)
سریال “باغ مظفر” (مهران مدیری- شبکه ۳؛ ۱۳۸۵)
سریال ” راه در رو”  ( سعید آقاخانی – ۱۳۹۰)
سریال “سیر و سرکه” ( غلامرضا رمضانی – ۱۳۹۱)
سریال “قهوه تلخ ” ( مهران مدیری – ۱۳۸۸)
سریال” دردسرهای عظیم ۲″ ( برزو نیک نژاد – ۱۳۹۴)

جوایز و افتخارات مه لقا باقری

کسب جایزه سوم کارگردانی از جشنواره تئاتر دانشجویی فجر برای نمایش”ساحره سوزان”؛ ۱۳۸۱
کسب جایزه دوم بازیگری از جشنواره تئاتر دانشجویی فجر برای نمایش”مارون”؛ ۱۳۸۲
کسب جایزه کارگردانی از جشنواره تئاتر دانشجویی فجر برای نمایش”ساحره سوزان”؛ ۱۳۸۲
دبیر کمیته هنر شورای اسلامی شهر تهران، دفتر کمیسیون فرهنگی شورا، دفتر رسول خادم؛ ۱۳۸۴
جایزه بازیگری زن در کشور مسکو برای نمایش “خواستگاری” نوشته «آنتوان چخوف» به کارگردانی «اسماعیل شفیعی»

کسب جایزه بهترین بازیگر زن در جشنواره تئاتر فجر  برای بازی در نمایش «بوقلمون» – ۱۳۹۳

مه لقاى عزیز دریافت جایزه اول بازیگرى زن از جشنواره تاتر فجر رو بهت تبریک میگم.” جواد

محمد جواد عزتی عزتی از ۱۵ سالگی بازی در تئاتر را شروع و بدون هیچ معطلی‌ کار کرده است.او کارش را با اجرای تئاتر‌های خیابانی شروع کرده است. خودش می‌گوید تقریبا هیچ بوستانی در تهران نیست که در آن تئاتر خیابانی اجرا نکرده باشم. تمایلات طنز‌گونه این بازیگر در سال‌های اخیر از او چهره‌ای برای کارگردان‌های سریال‌های طنز و اجتماعی ساخته است

عکس اینستاگرام مه لقا باقری

عکس اینستاگرام مه لقا باقری

از نقش‌های معروف مه لقا باقری می‌توان به نقش پیرمرد در مجموعه‌های باغ مظفر و مرد دو هزار چهره‌‌ اشاره کرد. او این روزها در سریال لطفا دور نزنیم در نقش مدیر یک شرکت پیک‌موتوری بازی کرده است که باز هم طنز‌گونه است. جواد عزتی  وی در مجموعه‌های مثل هیچ‌کس، کمربندها را ببندیم، باغ مظفر، سه دونگ، سه دونگ، مرد هزارچهره، چاردیواری، لطفا دور نزنیم…، دست بالای دست، دردسرهای عظیم و قهوه تلخ ایفای نقش کرده است. همچنین وی در فیلم طلا و مس ایفای نقش کرده است. او با بازی در سریال برزو نیک نژاد در مقابل مهدی هاشمی بسیار بیشتر شناخته شد

عکس های محسن تنابنده و خانواده اش + بیوگرافی

محسن تنابنده

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های محسن تنابنده mohsen tanabandeh و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی محسن تنابنده

محسن تنابنده (زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۵۴ در تهران) بازیگر، کارگردان ، نویسنده و بازیگردان سینما و تلویزیون ایرانی است. وی همچنین فارغ‌التحصیل رشته بازیگری از دانشگاه هنر می باشد.

عکس محسن تنابنده به همراه همسرش

عکس محسن تنابنده به همراه همسرش

جوایز از جشنواره فیلم فجر:

سال     جایزه     فیلم (سریال)     نتیجه
۱۳۸۶    سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر     استشهادی برای خدا     برنده
۱۳۸۸     سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر     سنگ اول و هفت دقیقه تا پائیز     برنده
۱۳۸۹     سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر     ندارها     نامزدشده
۱۳۸۹     دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر     ندارها     برنده
۱۳۹۳     سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر     ایران برگر     نامزدشده
۱۳۹۵     سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر     فراری     برنده

جوایز از جشن دنیای تصویر:

برنده تندیس بهترین فیلمنامه برای فیلمنامه مجموعه تلوزیونی پایتخت ۳ از پانزدهمین جشن جشن دنیای تصویر (جشن حافظ) در سال ۱۳۹۴

برنده تندیس بهترین بازیگر تلویزیونی برای بازی در مجموعه شاهگوش از چهاردهمین جشن جشن دنیای تصویر (جشن حافظ) در سال

 

محسن تنابنده در پايتخت

محسن تنابنده در پايتخت

آثار
سینما

عنوان فیلم     سال تولید     بازیگر     نویسنده     بازیگردان     کارگردان     تهیه‌کننده
فراری     ۱۳۹۴     Yes     Yes     Yes     علیرضا داودنژاد     جهانگیر کوثری
گینس     ۱۳۹۳     Yes     Yes     Yes     Yes     سعید ملکان
ایران برگر     ۱۳۹۳     Yes     –     –     مسعود جعفری جوزانی     محمد مسعود
لامپ ۱۰۰     ۱۳۹۲     Yes     –     –     سعید آقاخانی     محسن محسنی‌نسب
محمد رسول‌الله     ۹۴ -۱۳۸۸     Yes     –     –     مجید مجیدی     محمد مهدی حیدریان
ندارها     ۱۳۸۸     Yes     –     –     محمدرضا عرب     محمدرضا عرب
سنگ اول     ۱۳۸۸     Yes     –     –     ابراهیم فروزش     علیرضا سبط احمدی
سن پترزبورگ     ۱۳۸۸     Yes     –     –     بهروز افخمی     حمید اعتباریان
هفت دقیقه تا پاییز     ۱۳۸۸     Yes     Yes     –     علی‌رضا امینی     سید جمال ساداتیان
استشهادی برای خدا     ۱۳۸۶     Yes     –     –     علی‌رضا امینی     سعید حاجی میری
زمانی برای دوست داشتن     ۱۳۸۶     Yes     –     –     ابراهیم فروزش     –
هندوانه شب یلدا (تله فیلم)     ۱۳۸۶     Yes     –     –     سعید آقاخانی     –
اگه می‌تونی منو بگیر     ۱۳۸۵     –     Yes     –     شاهد احمدلو     –
آفساید     ۱۳۸۴     Yes     –     –     جعفر پناهی     داوود سماواتی
چند کیلو خرما برای مراسم تدفین     ۱۳۸۴     Yes     –     –     سامان سالور     محمود فلاح
چند می‌گیری گریه کنی     ۱۳۸۴     –     Yes     –     شاهد احمدلو     –
دانه‌های ریز برف     ۱۳۸۲     Yes     –     –     علی‌رضا امینی     –
کنار رودخانه     ۱۳۸۲     –     –     Yes     علی‌رضا امینی     –

عکس کودکی محسن تنابنده

عکس کودکی محسن تنابنده

تلویزیون

عنوان سریال     سال تولید     بازیگر     نویسنده     بازیگردان     کارگردان     تهیه‌کننده
علی البدل     ۱۳۹۵     Yes     Yes     Yes     سیروس مقدم     الهام غفوری
پایتخت ۴     ۱۳۹۴     Yes     Yes     Yes     سیروس مقدم     الهام غفوری
سرزمین کهن     ۱۳۹۲     Yes     –     –     کمال تبریزی     محمد مسعود
پایتخت ۳     ۱۳۹۲–۱۳۹۳     Yes     Yes     Yes     سیروس مقدم     الهام غفوری
پایتخت ۲     ۱۳۹۱–۱۳۹۲     Yes     Yes     Yes     سیروس مقدم     الهام غفوری
پایتخت     ۱۳۸۹–۱۳۹۰     Yes     Yes     Yes     سیروس مقدم     الهام غفوری
چاردیواری     ۱۳۸۸–۱۳۸۹     –     Yes     –     سیروس مقدم     الهام غفوری
مأمور بدرقه     ۱۳۸۷     Yes     –     –     سعید سلطانی     اسماعیل عفیفه
پیامک از دیار باقی     ۱۳۸۶–۱۳۸۷     –     Yes     –     سیروس مقدم     سید امیر سیدزاده
نمایش خانگی
عنوان سریال     سال تولید     بازیگر     کارگردان     تهیه‌کننده
ابله     ۱۳۹۳     Yes     کمال تبریزی     محمد مسعود
شاهگوش     ۱۳۹۲     Yes     سید داود میرباقری     محمد امامی و مهران برومند

محسن تنابنده و همسرش

محسن تنابنده و همسرش

تئاتر

از بازیگری او در عرصه تئاتر می توان به بازی وی در نمایشهای همسرچینی، خرس و چشمه، حسنک کجایی، بارعام، جریان عصبی نوشته و کار حسن وارسته؛ شوایک کار کوروش نریمانی و ۳۱ شهریور ۷۷ نوشته و کار علیرضا نادری می‌توان اشاره کرد.

 

انصراف از فیلم

تنابنده همچنین در روز ششم آبانماه نود و سه انصراف خود را از بازی در فیلم «تله/روباه» به کارگردانی بهروز افخمی و با موضوعیت انرژی هسته‌ای را اعلام کرد.

 

عکس مراسم ازدواج محسن تنابنده

عکس مراسم ازدواج محسن تنابنده

 

او می گوید:من قبل از اینکه دانشجوی رشته بازیگری بشوم، بهترین بازیگر جشنواره دانشجویی شدم. از کودکی که در آمفی تئاتر پیکان شهر نقش کرم دندان را بازی می کردم تا امروز که کمی در دنیای بازیگری مطرح شده ام، حال و هوایم عوض نشده است. همیشه به فکر تحقیق و پژوهش و بازی کردن و کودکی کردن هستم.

خیلی منطق و فلسفه و مسائل اینچنینی برایم جدی نبوده است. همیشه دوست داشته ام بازی بازی کنم و خوش بگذرانم. اما در طول این سال ها یکی دو نفر تاثیرات زیادی بر من داشته اند؛ مهمترین آنها حامد محمد طاهری است. به اعتقاد من او در مقایسه با تمام کسانی که من می شناسم تصورات عمیق تری نسبت به بازیگری دارد. بخشی از تجربه های ما در یک گروه تئاتری به سرپرستی او، تجربه های موفقی نبود اما ما باهم در مورد شکل و شیوه های مختلف بازیگری بسیار زیاد با هم کار کردیم و او تاثیرات عمیقی در من گذاشت.

بعد از او علیرضا نادری در مورد نگاه به قصه و طراحی یک قصه خوب، پرداخت یک شخصیت و حتی معنی هرکدام از این موارد، تاثیر زیادی بر من گذاشت، هر چند که هنوز هم خودم را فرزند خلفی برای علیرضا نادری نمی دانم. چون من به متن به عنوان یک بازیگر نگاه می کنم و هنوز نگاه مستقلی به فیلمنامه و شکل دادن به آن ندارم.

او در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۸۶ برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم استشهادی برای خدا شد.تنابنده در بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نفش اول مرد را برای بازی در فیلم های سنگ اول و هفت دقیقه تا پائیز به دست آورد.

محسن تنابنده از سال ۱۳۹۰ نویسندگی و بازیگری سریال پایتخت را شروع کرد و تا سری چهارم پایتخت به کارگردانی سیروس مقدم به همکاری اش ادامه داده است. این سریال در سه سری ایام نوروز از شبکه اول پخش شد و سری چهارم آن در ایام رمضان ۹۴ از شبکه اول سیما روی آنتن میرود.

بیوگرافی محسن تنابنده

بیوگرافی محسن تنابنده

اگر شعر نمی گفتم دچار گره‌های بدخیمی می‌شدم
من در خانواده ای متولد شدم که شعر و ادبیات در آن ریشه داشت؛ پدر من شاعر است و پدربزرگم هم اهل ادبیات بود و دیگر اعضای خانواده هم همه به این حوزه علاقه مند هستند. من از سن خیلی کم شعر می گفتم. فکر می کنم اولین شعر موزونی که به شکل کلاسیک گفتم وقتی بود که یک دانش آموز سوم دبستانی بودم. از آنجا نوشتن شعر به شکل روزانه در زندگی من آغاز شد. پدرم مشخصا موئثرترین آدمی بود که غرابت با ادبیات را در من پرورش داد. من در سالهای پیش از دبستان بیشتر اوقات خودم را با پدرم می گذراندم و ایشان آثار ادبیات کلاسیک را برای من می خواندن و کمکم می کردند تا این آثار را حفظ بکنم؛ آثاری مثل شعرهای آقای فردوسی، آقای سعدی و از این دست شاعرها. من اصلا فکر می کنم چاره ی دیگری نداشتم جز اینکه شاعر شوم، نداشتم فکر می کنم اگر که شعر نمی گفتم دچار گره های بد خیمی می شدم. شعر به نوعی ناجی من بود. من متعلق به نسلی هستم که خیلی روزگار پیچیده، پر تب و تاب و گداخته ای را در دوران رشدمان پشت سر گذاشتیم. ما در دوره جنگ متولد شدیم و کودکی مان در همان دوره شکل گرفت. شعر در تمام این سال ها به داد من رسید.

محسن تنابنده و همسرش

 

عزت الله خان می گویند که آلن دلون آمده!
احمدرضا احمدی بزرگ، شاعر خوب و نازنین، می دانید که خیلی هنرپیشه هوشمند و خوش تیپی بوده. من یک فیلم مستندی درباره ایشان می دیدم که آقای عزت الله خان انتظامی تعریف می کردند که اولین باری که آقای احمدی سر فیلمبرداری می روند آقای عزت الله خان می گویند که آلن دلون آمده. ایشان آکتوری توانا و البته شاعری بزرگ بودند. گاهی فکر می کنم که شاید همین تفاوت این دو عرصه بود که باعث شد احمدرضا احمدی خود خواسته از سینما دور بشود چون به هر حال سینما مزاحمت هایی برای خلوت آدم ایجاد می کند به خصوص برای آکتور که بیشتر جلوی چشم است.

محسن تنابنده

آزردگی‌هایی که از کار رسول صدرعاملی ماند
من چیزی که همیشه درباره این فیلم(«زندگی با چشم های بسته» رسول صدرعاملی) می گویم این است که یادم نمی آید اصلا یک چنین فیلمی بازی کرده باشم. صراحتا این را عرض می کنم من در این فیلم بازی نکرده ام. دلیلش هم آزردگی هایی است که از این فیلم در من ماند و تا به ابد هم با من خواهد بود. اشتباه کردم که تحت تاثیر عواطف، واقعا فقط عواطف، خیلی دوستانه به آن فیلم پیوستم آن هم در زمانیکه واقعا قبول بازی در این فیلم برایم سخت بود. چون من هم زمان با آن فیلم در فیلم «سن پترزبورگ» آقای بهروز افخمی کار می کردم و مجبور بودم سر صحنه هر دو فیلم هم زمان حاضر باشم کاری که در کارنامه من بی سابقه است و هیچ وقت نمی بینید که ۲ کار را هم زمان قبول کرده و کار کرده باشم. واقعا به خاطر دوستی و علاقه به سازندگان آن فیلم بود که به آن فیلم پیوستم ولی متاسفانه آزردگی های بسیاری در من ماند از جمله اینکه اصلا رلی که من بازی کردم این چیزی نبود که در فیلم وجود دارد و بخش بسیاری از آن از این فیلم حذف شده است.
سانحه ای که یادگار آن هنوز در صورتم است
من در نوجوانی خیلی متمرکز ورزش کاراته را کار می کردم که متاسفانه به علت سانحه ای وحشتناک که برایم پیش آمد آن را کنار گذاشتم. سانحه ای که یادگار آن هنوز در صورتم است ، شکستگی وحشتناک بینی. من ۲ بار در ورزش دچار شکستگی بینی شدم که همین مسئله باعث شد این ورزش را در اواخر نوجوانی برای همیشه کنار گذاشتم.

عکس نوروزی محسن تنابنده

عکس نوروزی محسن تنابنده

فرزندی را قبول کنم
درباره مادر شدن هم من نه هم اکنون بلکه از نوجوانی مطمئن بودم علاقه ای ندارم فرد دیگری را به این دشت مشوش اضافه بکنم. اما اگر روزی و روزگاری این کمبود را در مسئولیت پذیری احساس بکنم ترجیح می دهم که از بین این همه بچه هایی که متعلق به دیگران بودند اما امروز در شرایط سخت و بدی دارند رشد می کنند فرزندی را قبول کنم و بعید هم می دانم فرقی با فرزندی که خود به دنیا آورده باشم، بکند. من در واقع هیچ وقت تصمیم نداشته ام خودم را ادامه بدهم.

عکس حلقه ازدواج محسن تنابنده

عکس حلقه ازدواج  محسن تنابنده

 

اولین ایرانی که نوبل ادبیات را می گیرد
خیلی دغدغه ها دارم. اما مهم ترین آنها پرفورمنس صوتی است که آماده کرده ام. من طرح این آلبوم را از سال ۱۳۸۳ که سن کمتری داشتم ، نوشتم. یعنی نزدیک به ۸ سال است که طرح آن را آماده کرده ام، چیزی نزدیک به عمر جنگ ایران و عراق. این آلبوم که عنوان آن «شلیک کن رفیق» است، البته عنوان کتاب دوم من هم همین است، الان آماده شده. تهیه کننده آن آقای علی اوجی هستند. جناب آقای کارن همایونفر آهنگ های آن را ساخته اند. اجرا هم خودم به عهده داشتم. شرکت «سوته دلان» هم مسئولیت پخش آن را پذیرفته است. این آلبوم درباره جنگ است. جنگ جزو جدایی ناپذیر اشعار و جهان فردی من است. سال های کودکی ام در جنگ گذشت و نوجوانی ام تحت تاثیر مسائل بعد از جنگ شکل گرفت. بزرگترین آرزو و دغدغه من در این لحظه انتشار این آلبوم است. این کار در مراحل نهایی خود است و از همه شما خواهش می کنم دعا کنید این آلبوم از چند مرحله باقی مانده هم به سلامت عبور کند. گذشته از آن یک آرزو و دغدغه محرمانه ای هم دارم که به شما می گویم: آرزو دارم من اولین ایرانی باشم که نوبل ادبیات را می گیرد ، البته اگر کس دیگری هم بگیرد قطعا خیلی خوشحال می شوم اما شما دعا کنید من بگیرم.

 

 

عکس های پیمان معادی و همسرش+بیوگرافی

عکس های پیمان معادی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های پیمان معادی Peyman Moaadi

و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

پیمان معادی در خندوانه

پیمان معادی در خندوانه

پیمان معادی، بازیگر سرشناس ایرانی، امشب ( ۳ فروردین ۹۶) مهمان برنامه خندوانه خواهد بود.

بیوگرافی پیمان معادی

پیمان معادی (زاده ۱۳۴۹ در نیویورک) کارگردان، فیلمنامه‌نویس و بازیگر است. او برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های «جدایی نادر از سیمین» و «دربارهٔ الی» به عنوان بازیگر صاحب سبک، شناخته شد. او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد

عکس های پیمان معادی جدید

پیمان معادی فرزند یک زوج ایرانی است که در سال ۱۹۷۰ در نیویورک، آمریکا به دنیا آمد. او فعالیت خود را در سینما به عنوان فیلمنامه‌نویس با نگارش فیلمنامه آواز قو آغاز کرد و تا چند سال به نوشتن فیلم‌نامه مشغول بود. معادی به عنوان بازیگر در سال ۱۳۸۷ برای اولین‌بار در فیلم درباره الی به کارگردانی اصغر فرهادی ظاهر شد و بازی قابل توجه ای از خود به جای گذاشت. معادی در سال ۲۰۱۴ در سریالی به نام آن شب محصول شبکه اچ‌بی‌او به کارگردانی استیون زایلیان بازی کرد که در سال ۲۰۱۶ پخش آن آغاز شد، معادی در این سریال در کنار جان تورتورو و مایکل کی ویلیامز نقش شخصیتی به نام سلیم خان را ایفا می‌کند. زایلیان یکی از نویسندگان فیلمنامه فهرست شیندلر اثر استیون اسپیلبرگ بوده است.

برف روی کاج‌ها اولین فعالیت معادی در عرصه کارگردانی است. این فیلم در سی امین جشنواره فیلم فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد. معادی در سال ۲۰۱۴ به عنوان بازیگر نقش اول در کمپ ایکس ری در نقش علی به ایفای نقش پرداخت. کریستن استوارت به عنوان نقش مکمل وی در این فیلم ظاهر شد. کمپ ایکس ری در جشنواره فیلم ساندنس رونمایی شد و بازی معادی مورد توجه منتقدان و عموم قرار گرفت. معادی در سال ۲۰۱۵ به پروژه آخرین شوالیه‌ها پیوست و همبازی مورگان فریمن و کلایو اوون شد. معادی در سال ۱۳۹۵ در فیلم ابد و یک روز به ایفای نقش پرداخت و بازی وی مورد توجه منتقدین قرار گرفت و نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر شد و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد جشن خانه سینما را به دست آورد

پیمان معادی متاهل می باشد و ازدواج کرده است. فرانک قوانلو نام همسر وی می باشد . این زوج دو فرزند به اسم های باران و رایان نیز داردند.

پیمان معادی و همسرش

عکس های پیمان معادی و همسرش فرانک قوانلو

کارگردانی

  1. برف روی کاج‌ها (۱۳۸۹)
  2. ماتیک (۱۳۸۵) (فیلم کوتاه)

بازیگری

  1. دربارهٔ اِلی (۱۳۸۷) (اصغر فرهادی)
  2. جدایی نادر از سیمین (۱۳۸۹) (اصغر فرهادی)
  3. خشکسالی و دروغ (۱۳۹۰) (محمد یعقوبی)
  4. قصه‌ها(۱۳۹۰) (رخشان بنی‌اعتماد)
  5. ملبورن (۱۳۹۲) (نیما جاویدی)
  6. عدالت کیفری (مجموعهٔ تلویزیونی) (۲۰۱۴) (استیون زایلیان)
  7. کمپ ایکس ری (۲۰۱۴ پیتر ستلر)[۵] (۲۰۱۴)
  8. آخرین شوالیه‌ها (۲۰۱۵ کازئواکی کیریا)
  9. ابد و یک روز (۱۳۹۴)
  10. ۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی (۲۰۱۶ مایکل بی)

فیلمنامه‌نویسی

  1. آواز قو (۱۳۷۹)
  2. عطش (۱۳۸۲)
  3. کما (۱۳۸۲)
  4. کافه ستاره (۱۳۸۴)
  5. شام عروسی (۱۳۸۵)
  6. برف روی کاج‌ها (۱۳۹۰)

عکس های پیمان معادی در فیلم هالیوودی

طراح لباس

  1. عطش (۱۳۸۲)

بازیگری تئاتر

  1. خشکسالی و دروغ (۱۳۹۰) – (محمد یعقوبی)
  2. در انتظار گودو (۱۳۹۲) – (همایون غنی‌زاده)

مشاور فیلمنامه

معادی مشاور فیلمنامه‌های بسیاری از فیلم‌های سینمای ایران مثل تهران ۱۵۰۰ بوده‌ است.

عکس های پیمان معادی کنار زن هالیوودی

جوایز و افتخارات

برنده خرس نقره بهترین بازیگر مرد از جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای نقش آفرینی در فیلم « جدایی نادر از سیمین »

نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک برای بازی در فیلم « جدایی نادر از سیمین »

نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای نقش آفرینی در فیلم « ابد و یک روز »

تندیس شایستگی و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هجدهمین جشن سینما برای نقش آفرینی در فیلم « ابد و یک روز »

لوح سپاس و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد دهمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران برای نقش آفرینی در « ابد و یک روز »

این چهارمین جایزه پیمان مَعادی از جشن منتقدین سینما میباشد.

 

پیمان معادی در کنار مادرش

عکس های پیمان معادی و مادرش

 

مصاحبه با پیمان معادی

اصلا اصراری ندارم «باران» بازیگر شود

معادی تجربه همکاری با دختر هشت ساله‌اش را بسیار خوب را ارزیابی می‌کند و توضیح می‌دهد: « البته باران در فیلم «برف روی کاج‌ها» و حتی فیلم کوتاهی که قبلا ساخته‌ام‌، حضور کوتاهی داشت. احساس خوبی دارم که در تئاتر همبازی من است اما اصلا اصرار ندارم بازیگر شود. کاملا به خودش بستگی دارد. اصلا این طور نیست که من یا مادرش او را به سمت پروژه‌های هنری هل بدهیم، کما اینکه تا به امروز از حضورش در پروژه‌هایی که چیزی برایش به همراه ندارد، پرهیز کرده‌ایم.»

او ادامه می‌دهد:« اما به هر حال باران روحیه هنری دارد‌، نقاشی و طراحی می‌کند،‌ شعر و کتاب می‌خواند. در او یک قوه تمیز دیدن می‌بینم که فردا خودش بتواند انتخاب کند. بدم نمی‌آمد به تئاتر هم سری بزند و خودش ببیند می‌تواند بازی کند یا نه. با این حال، این گزیده کاری را که بر او تحمیل شده، دوست دارم و فکر می‌کنم برای خودش خوب است.»

پیمان معادی هم مانند هر پدر دیگری اضطراب‌های زیادی برای دخترش دارد و شبهایی که با «باران» همبازی است، بیش از شب‌های دیگر دچار استرس می‌شود و خود درباره این استرس‌ها می‌گوید:«شب‌هایی که باران روی صحنه است، هم بیشتر اضطراب دارم و هم لذت بیشتری می‌برم چون به غیر از خودم باید به کس دیگری هم فکر کنم ولی به محض اینکه وارد صحنه می‌شود و شروع به اجرا می‌کند،‌استرسم از بین می‌رود چون حس می‌کنم خیلی خوب اجرا می‌کند و همین، استرس مرا کم می‌کند.»

 

پیمان معادی و خواهرش

عکس های پیمان معادی و خواهرش

ظاهرا شباهت باران به پدرش فقط در ظاهر او نیست چراکه پیمان معادی می‌گوید: «روحیه‌ باران شبیه روحیه من است. معمولا اصراری به انجام هیچ کاری ندارد مگر اینکه حس کند در آن کار، خوب است. همانطور که من خود همیشه معتقدم برای انجام هر کاری باید بهترینش را انجام بدهی چون برای تمرین و تحقیق وقت زیاد است. خود من هم دیر شروع کردم ولی حس می‌کنم اگر در پروژه‌ای هستم، باید آن را دوست داشته باشم و چیزی به آن اضافه کنم. دلم می‌خواهد باران هم این گونه باشد.»

 

عکس های پیمان معادی و دخترش

عکس های پیمان معادی و دخترش

همبازی شدن پیمان معادی با مورگان فریمن بازیگر هالیوود

از گذر فروردین که بگذری – به «اردیبهشت» می‌رسی و من در اردیبهشتم که دری گشوده می‌شود و سیمای «پیمان» هویدا می‌شود. «بهار» بهانه است برای همین دیدارها؛ و پیمان مرا به خانه «رویا»ی خود می‌برد تا در آنجا حرف‌هایش را فاش بگوید. امروز، روزی از روزهای اردیبهشت است و من در یک سوی میز روبه‌روی او نشسته‌ام تا از داستان این یک سال و چند ماه سکوتش بشنوم. او که با فیلم «جدایی نادر از سیمین» درچشم‌ها و یادها ماند؛ اینک در صبحی بهاری از «برف روی کاج‌ها»یی می‌گوید که دیگر در تنفس این ایام آب شده‌اند و به نگاه تماشاگر ریخته‌اند. برف هر‌چه هست نشانه‌ای از «زمستان» است و او از «زمستان» غم‌انگیز دلهره‌آور یک‌ساله‌اش برایم خواهد گفت، زمستانی که او را لرزاند و نگاه‌هایی را نگران ساخت- اما بهار، زمستان طولانی را به پایان برد و با اردیبهشت، سال او هم بهاری شد. «برف روی‌کاج‌ها» اینک بر پرده سینماها نشسته است و ما – من و پیمان معادی- در خلوت یک «رویا» خانه در کنار هم نشسته‌ایم تا خاطره یک زمستان را مرور کنیم.

«برف روی کاج‌ها» نخستین فیلم «پیمان معادی» نخستین تجربه سخت او در اکران هم هست. از آن شب به‌یادماندنی که او از مراسم اسکار به ایران بازگشت تا به امروز، مسیر پرپیچ و خمی را پشت سرگذاشته است تا به اکران برسد. دهلیز توبه‌توی نظارت، او را در چنبره خود گرفت و روزها و شب‌هایی کابوس‌وار برای او رقم زد. «پیمان معادی» بازیگر، اینک کارگردان هم هست. آنچنان که پیش‌تر از اینها فیلمنامه‌نویس هم بوده است. هم او بود که در جست‌وجوهای جوانی، «آواز قو» را نوشت. سپس «کما»، «شام عروسی»، «عطش» و «کافه‌ستاره»، همه اینها بهانه بودند برای ورود به دنیای حرفه‌ای سینما. او چند فیلم کوتاه تجربی ساخت و در همان روزها بود که با «اصغر فرهادی» آشنا شد و سر از فیلم «درباره الی» درآورد. جرقه‌ای که زود گرفت و زبانه کشید.

عکس های پیمان معادی در فستیوال کن

«نادر» در «جدایی» با او شناخته شد و «جدایی» نخستین اسکار را برای ایران به ارمغان آورد.پیمان «بی‌قرار» از قرار نایستاد. او که پیش از این دستی در قلم داشت، فیلمنامه خود را جلو دوربین برد و «برف روی کاج‌ها» را ساخت، تجربه‌ای که او را در نخستین گامش پخته نشان داد. تصاویر سیاه و سفید فیلم، فضای سرد زمستان را به جان تماشاگر می‌ریخت. «رویا»ی پیمان حالا روی پرده جان گرفته بود. «کاج‌ها» نماد تنهایی «رویا»یند و «رویا» نماد زن امروز. پیمان معادی در درامی ساده قصه‌ای تکان‌دهنده و ژرف را بازگو می‌کند. زنی که می‌خواهد در تلاطم این روزگار دامن از هیاهو بچیند و از آشوب بگذرد.
در خانه «رویا» نشسته‌ایم، روبه‌روی هم. هنوز سخن آغاز نکرده‌ایم که صدای بچه‌گربه‌ای گرفتار در آشپزخانه ما را به خود می‌آورد. عجب حکایتی است این گرفتاری. مادر آن گربه‌طفل بیرون پرسه می‌زند و به درون سرک می‌کشد. او چرا در این «خانه» گرفتار آمده است؟ رویا را با او چکار؟!

گفت‌وگو با یک لیوان چای داغ آغاز می‌شود.  نسیم اردیبهشت از درز پنجره مدام تو می‌ریزد. صدای ترنم پیانو در گوشم است که می‌پرسم: ‌

چرا پس از این همه مدت -یک‌سال و نیم- تصمیم گرفته‌ای سکوتت را بشکنی؟
مهم‌ترین دلیلی که نمی‌خواستم‌ حرف بزنم، از دست ندادن تمرکزم بود. در فاصله مراسم گلدن‌گلوب و اسکار تا امروز، کارهای بسیاری داشته‌ام که باید انجام می‌دادم: بازی در چند پروژه مهم خارجی، رسیدگی به وضع اکران فیلم «برف روی کاج‌ها»و آغاز سلسله گفت‌وگوهایی برای خارج کردن فیلم از بحران.

در تمام طول‌مدتی که در ایران بوده‌ام سعی کرده‌ام در نهایت صبوری و متانت این امور را پیش ببرم. فیلم «برف‌ روی کاج‌ها»را به دفعات با گروه‌های مختلف اهل فرهنگ و سیاست، در حوزه‌های تصمیم‌گیری و نظارت دیده‌ام و با آنها به بحث و گفت‌وگو نشسته‌ام. بی‌اغراق باید بگویم بدون استثنا در همه موارد توانسته‌ام نظر منفی آنها را پس از مدتی گفت‌وگو برگردانم. می‌توانم از بسیاری افراد نام ببرم که ساعت‌ها وقت گذاشته‌اند و فیلم را به اتفاق من تماشا کرده‌اند و با من وارد بحث و گفت‌وگو شده‌اند. از آن میان تعدادی حرف زدند و تعدادی دیگر شنیدند. آقایان عباس سلیمی‌نمین، امیررضا خادم، رضا پور حسین، احمد میرعلایی و بسیاری دیگر از این دست افرادی بوده‌اند که با من وارد گفت‌وگو شده‌اند. و این جای ‌تشکر دارد که نگاهشان به سمت حذف فیلم نرفت، بلکه آنها قایل به گفت‌وگو بوده‌اند، چون معتقدم کسانی که قایل به گفت‌وگو هستند می‌خواهند از مسیر مسالمت‌آمیز، یک مشکل را حل کنند، هرچند از نگاه من هیچ مشکلی وجود نداشت. اما بالاخره آنها مشکلی در فیلم مشاهده کرده بودند که خواهان اصلاح آن بودند. اغلب آقایانی که به دیدن فیلم می‌نشستند به اتفاق همسرانشان آمده‌ بودند. حتی گروهی از روحانیان هم بودند. آنها هم نسبت به فیلم واکنش نشان داده ‌بودند.

در طول گفت‌وگوها رفته‌رفته مواضع از حالت تند به ملایم و در بسیاری موارد به نرم تغییر می‌کرد. در بدترین حالت به من گفته می‌شد که ما متوجه شده‌ایم که فیلم هیچ مشکلی ندارد اما ممکن است تماشاگر عادی در پاره‌ای موارد دچار سوءتفاهم شود و توصیه‌هایی می‌کردند تا اصلاحاتی صورت گیرد، من هم می‌پذیرفتم. صریحا بگویم من برای نجات فیلم تن به سانسور دادم. تمام مواردی را که آقایان می‌گفتند در فیلم اعمال کردم تا دیگر بهانه‌ای برای اشکال‌گیری وجود نداشته باشد. قصد من از پذیرش آن اصلاحات این بود که نشان دهم از سوی من حسن‌نیت وجود دارد. من اهل مدارا و گفت‌وگو هستم، به تساهل و تسامح اعتقاد دارم و در هیچ موردی حاضر به مجادله و درگیری نیستم. همواره معتقد به گفت‌وگو و رایزنی بوده‌ام. می‌دانم بسیاری از قهرها و درگیری‌ها صرفا بر اثر یک سوءتفاهم ساده و پیش‌پاافتاده پیش می‌آید و در صورت مواجهه با واقعیت، حقیقت رخ نشان خواهد داد. با اندکی صبوری و تحمل می‌توان امور را داهیانه پیش برد، بی‌آنکه دچار آسیب شویم. با این مشی، امور مرتبط با فیلم «برف روی کاج‌ها» را پیش برده‌ام. اما گویا در مواردی هرچه صبوری به خرج دهید به حساب ضعف تو گذاشته می‌شود و این تصور پیش می‌آید که لابد اشکالی فراتر از اینها وجود دارد که حالا تو به همین مقدار کم سانسور رضایت داده‌ای، پس باز هم می‌گردند دنبال سرنخ‌های دیگر تا در فیلم ایرادهای تازه‌تری پیدا کنند. اینچنین می‌شود که کار گره می‌خورد و مشکل از پس مشکل پیش می‌آید و این پیچ‌خوردگی باعث می‌شود که پس از یک‌سال‌ونیم دوندگی و رایزنی و گفت‌وگو، فیلم بلاتکلیف بماند. تا همین اواخر که بالاخره سرنوشت به ما روی خوش نشان داد و فیلم از برزخ بلاتکلیفی درآمد و اکران شد. البته این را هم بگویم که در طول این یک‌سال‌ونیم رایزنی و گفت‌وگو تجارب گرانبهایی کسب کردم که می‌تواند در گام‌های بعدی به کارم بیاید.

چه شد که مشکل فیلم برطرف شد؟
دیوار بلندی از سوءتفاهم بین من و برخی از آقایان بود که باید برداشته می‌شد. گمان می‌کنم آن گفت‌وگوها و صبوری‌ها کار خودش را کرد و این دیوار فروریخت. هرچه باشد فیلم «برف روی کاج‌ها»از همان دستگاهی که بر سازوکار اکران و نمایش فیلم‌ها نظارت می‌کند، پروانه ساخت گرفته بود. غیرمنطقی به نظر می‌رسد فیلمی را با همان سیستم نظارتی بسازی بعد نتوانی از همانجا پروانه اکرانش را بگیری. این مشکل مربوط به آنجا نمی‌شد، مربوط به بخش‌هایی خارج از دستگاه امور سینمایی کشور می‌شد. بخش‌هایی بیرون از حوزه نظارتی سینما که مستقیما مربوط به سازمان امور سینمایی هم نیستند اما در امور سینما تاثیرگذارند. به همین علت است که در پاره‌ای موارد فیلمسازان با مشکلاتی از این دست روبه‌رو می‌شوند. نظرها و سلیقه‌هایی خارج از آن سازمان به آنها تحمیل می‌شود که پیش‌تر از آن در زمان تولید و ساخت به آنها منتقل نشده بود و این می‌شود که باید با ده‌ها نفر حرف بزنی و آنها را متقاعد کنی. متقاعدشان کنی که فیلم ایرادی ندارد. ایراد در طرز تفکر برخی از ماست که در مواجهه با پاره‌ای مسایل دچار سوءتفاهم می‌شویم. این نشست‌ها و گفت‌وگوها هم زمان می‌برد هماهنگی‌اش و اینکه آنها از چه طیف آدم‌هایی هستند و حالا قرار است در آن جلسات چه گفته شود، خودش پرونده‌ای است. در طول مدت یک سال گذشته من با گروهی از نمایندگان مجلس، مقاماتی از برخی وزارتخانه‌ها، شورای شهر، وزارت ارشاد و تنی چند از روحانیان جلسه داشته‌ام و با یکایک آنها گفت‌وگو کرده‌ام.

در تمامی این جلسات در نهایت سلوک به گفت‌وگو می‌نشستیم. با اینکه در گام اول مشکل بر سر جایش بود اما نگاه‌های مهربان بسیاری، با من همراهی می‌کرد و این برایم دلگرم‌کننده بود.

حتی یک‌بار هم از مجله چلچراغ با من تماس گرفتند و پیشنهاد کردند که با آقای «علی مطهری» در یک مناظره مطبوعاتی شرکت کنم. من استقبال کردم، اما اتفاق نیفتاد. حتی به تهیه‌کننده فیلم – آقای ساداتیان – پیشنهاد کردم اگر ممکن است در یک برنامه زنده تلویزیونی با برخی از همین آقایان، نظیر آقای «علی مطهری» یا «دکتر کوشکی» وارد بحث و مناظره شوم. چون مطمئن بودم حرفم از موضع درستی است و هر مخاطب اهل‌استدلالی را متقاعد خواهد کرد. البته این هم برگزار نشد. اینها را می‌گویم تا شما را در جریان یک پروسه یک سال و چند ماهه قرار دهم. حالا هم که بالاخره دوندگی‌ها جواب داد و فیلم اکران شده است.

عکس های پیمان معادی در جوانی

البته نه در سینماهای حوزه هنری؟
بله در سینماهای حوزه هنری همان‌طور که خودشان از قبل اعلام کرده ‌بودند، اکران نشد. در جلسه مطبوعاتی که آن «شش فیلم تحریمی» در دفتر آقای «ساداتیان» برگزار کردند، من گفتم که حوزه هنری خیلی هم دلش بخواهد که فیلم‌های ما را اکران کند. حالا هم همین را می‌گویم. همان‌طور که فیلم ما به سالن آزادی احتیاج دارد، سالن سینما آزادی هم به فیلم‌های ما نیاز دارد؛ چرا نباید از طریق یک مفاهمه این گفت‌وگو را پیش برد؟

من با شعارهایی که پس از اکران نگرفتن فیلم‌ها در سالن آزادی پای پوستر فیلم‌ها باب شد، مخالفم. اینکه می‌نویسند «فیلمی که توسط حوزه هنری تحریم شد»، این را نوعی دهن‌کجی می‌دانم. همان‌طور که دوستان مسوول در حوزه هم نباید به خود این حق را بدهند که به جای گفت‌وگو و مفاهمه از سر لجاج با فیلمسازان وارد شوند. اگر دغدغه‌ای باعث اکران نشدن این فیلم‌ها شده است باید منطقی در گفت‌وگویی صمیمی مطرح شود، نه با متلک‌انداختن و طعنه زدن و خبرسازی مطبوعاتی از طرف ما فیلمسازان که قطعا کاری ازپیش نخواهد رفت.

اصلا مشکل فیلم «برف روی کاج‌ها» از کجا شروع شد؟ فیلم در جشنواره فیلم فجر سال ۹۰ نمایش داده شد و در همان جشنواره هم جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را گرفت. پس چرا اکرانش این همه مدت به تعویق و شایعه توقیفش بر زبان‌ها افتاد؟
مشکل فیلم از زمانی آغاز شد که تهیه‌کننده یکی از فیلم‌ها همان دوره از جشنواره در ویژه‌ برنامه تلویزیونی «هفت» که به بررسی فیلم‌های جشنواره اختصاص داشت، با حرف‌هایی برای فیلم مساله‌سازی کرد و ماجرا از همین‌جا شروع شد. فیلمی که قرار بود در نوروز همان سال (نوروز ۹۱) اکران شود، اکرانش به تعویق افتاد. از فروردین به اردیبهشت از اردیبهشت به خرداد و همین‌طور ماه‌ها است دست‌به‌دست شد و فیلم اکران نشد. ما هم مانده بودیم حیران که موضوع از چه قرار است؟ پیش‌تر گفتم تا زمانی که فیلم در دست تولید است، با یک نهاد سروکار داری اما وقتی فیلم را آماده اکران می‌کنی با نهادهای موازی سروکار پیدا می‌کنی که باید به همه آنها هم پاسخگو باشی؛ کاری که من در این یک سال و چند ماه انجام داده‌ام.

آن تهیه‌کننده محترم با جوسازی درباره فیلم «برف روی کاج‌ها» عملا رقیب فیلم خودش را از سر راه برداشت و شرایط را برای اکران آن مهیا کرد، اما آیا آن فیلم فروخت؟ ایشان چندی پیش مصاحبه‌ای کردند و گفتند منظورشان را به اشتباه برداشت کرده‌اند. اما اینکه چرا حالا پس از یک سال و چند ماه تازه یادشان افتاد که درباره سوءبرداشت از حرف‌هایشان توضیح دهند، خودش محل پرسش است؛ بالاخره هر چه باشد ایشان موجی علیه فیلم راه انداختند که تا به امروز دامن آن را گرفته است. هر چند که اکران هم شده است اما آن موج هنوز فروکش نکرده و من هنوز بیمناکم.

مشکل فیلم از نظر آنها چه بود؟ روی چه نکته‌ای انگشت گذاشته بودند که اینقدر حل آن طول کشید؟
ببین مهردادجان، فیلم درباره زنی است که مردش به او خیانت می‌کند. مرد شش‌ماه ناپدید می‌شود. در این فاصله زن پس از پی‌بردن به خیانت مرد از او طلاق می‌گیرد. در همان روزهای تنهایی، روزی آن زن با همسایه روبه‌رویی که پسر جوانی است، به یک کنسرت می‌رود، مرد خیانت‌کرده، در گفت‌وگویی شرم‌گین، به زن می‌گوید، می‌خواهد به زندگی مشترکشان بازگردد، زن ترجیح می‌دهد چیزی را پنهان نگاه ندارد. به مرد می‌گوید که با آن جوان به یک کنسرت رفته است. در فیلمنامه جمله‌ای را از زبان زن نوشته بودم که در زمان فیلمبرداری آن را حذف کردم. خیلی «گل‌درشت» به‌نظر می‌رسید. به همین دلیل حذفش‌ کردم. زن می‌گفت: «وقتی آن جوان می‌خواست بیاید دنبالم حس عجیبی داشتم. تو این را فراموش کن. من آن شش‌ماه تو را فراموش می‌کنم. آیا یک کنسرت ساده رفتن من با آن جوان را- که هیچ حادثه‌ای هم در آن رخ نداد- می‌توانی فراموش کنی؟ تا من هم آن شش‌ماهی را که پر از خیانت بود را فراموش کنم؟ تو با شاگرد پیانوی من مخفیانه در ارتباط بودی و با هم به سفر رفتید و شش ماه ناپدید شدی.»

یک‌بار من مسعود فراستی را در یکی از همان جلساتی که برای بازبینی فیلم می‌گذاشتند دیدم. گروهی از وزارت ارشاد و دیگر نهادها آمده بودند. او هم بود. به او گفتم تو در برنامه «هفت» علیه فیلم حرف زده‌ای می‌خواهم پاسخت را بدهم. او گفته بود از فیلم می‌توان نتیجه گرفت که اگر مرد به زن خیانت کرد زن هم می‌تواند تلافی کند. از او سوال کردم که در کجای فیلم چنین مساله‌ای نمایش داده می‌شود؟ زن که خیانت نمی‌کند. او در نهایت نجابت و پاکدامنی فقط یک کنسرت می‌رود. همین. اما این مرد است که شش‌ماه با آن دختر رفته است و حالا بازگشته است و می‌خواهد به زندگی‌اش برگردد. این دو با هم خیلی فرق دارند. ضمن اینکه زن از مرد قانونا طلاق گرفته است و دیگر در آن مدت نسبت به آن مرد هیچ تعهدی ندارد. اما زمانی که مرد از زن جدا شد و رفت هنوز همسر قانونی زن بود. خیلی این دو با هم فرق دارند. همین نکاتی را که برشمردم برای همه آن آقایان هم توضیح دادم. چون آنها هم، روی همین موضوع مساله داشتند.

آنها می‌گفتند ممکن است تماشاگر متوجه نشود که این زن طلاق گرفته است. باید خیلی واضح این نکته در فیلم گفته شود. تماشاگر باید دقیقا متوجه شود که این زن و شوهر از هم جدا شده‌اند وگرنه بیرون رفتن زن با آن جوان همسایه اشکال دارد. من هیچ مقاومتی نکردم. حتی به گمان خودم با تاکید بر طلاق زن، او معصوم‌تر و نجیب‌تر جلوه می‌کرد و این همان نکته‌ای است که من خواسته‌ام بر آن تاکید شود. این زن، «رویا»ی فیلم «برف روی کاج‌ها» نماد یک زن ایرانی است. زنی که می‌تواند سرش را بالا بگیرد و به خود ببالد. چرا باید به این زن خرده گرفت؟ مگر او بوده که خیانت کرده است؟ پس آن مرد چه؟ چرا خیانت به آن بزرگی را در کنار او نمی‌بینند؟

اوایل آن آقایان به من می‌گفتند اگر خیلی صریح و واضح گفته شود «طلاق»، مشکل حل می‌شود. من در آن ماه‌های نخست خیلی رغبت‌ نشان نمی‌دادم و استدلالم هم این بود که در فیلم کاملا واضح این موضوع طلاق مطرح شده است و نیازی به تاکید دوباره آن نمی‌دیدم. اما بعدها دیدم که گنجاندن یکی، دو بار کلمه طلاق در یکی، دو جای فیلم، به آن لطمه نمی‌زند. پذیرفتم و این کار را کردم. حالا که فیلم را می‌بینم از آن بیشتر راضی‌ام. به فیلم هیچ لطمه‌ای نخورده است. حتی به گمانم محکم‌تر هم شده است.

عکس های پیمان معادی در فیلم ابد و یک روز

گفتی اینکه یک زن مطلقه با مرد جوان همسایه به یک کنسرت برود از نظر برخی محل اشکال است؟ اما خیانت به آن بزرگی از جانب مرد، چندان به چشم آنها نمی‌آید. چرا؟
شاید حرف تندی است که می‌خواهم بزنم و آن اینکه هستند مردهایی که فیلم را آینه‌ای در برابر زندگی واقعی خودشان می‌دیدند و این واقع‌نمایی فیلم را نمی‌توانستند تحمل کنند. این از تحمل‌شان بیرون بود وقتی چهره خود را در سیمای پرسوناژ مرد فیلم می‌دیدند باعث خشم‌شان می‌شد. مهرداد، باور نمی‌کنی که بگویم تعدادی از خانم‌های محجبه‌ای که با همسرانشان برای بازبینی و قضاوت درباره فیلم، به نشست‌های نمایش فیلم آمده بودند بعد از تماشای فیلم نزد من می‌آمدند و از من به‌دلیل ساخت آن تشکر می‌کردند. این رفتار از سوی آن بانوان محترم یک نوع ارزشگذاری روی فیلم بود. آنها با این حرکت به من این اطمینان را می‌دادند که فیلم توانسته است حرف خود را به‌درستی به مخاطب منتقل کند. حال اینکه چرا برخی از آن دوستان این حرف فیلم را برنمی‌تابیدند باید در آن درنگ کرد.

یادآوری این خاطرات او را می‌آزارد. لحنش دیگر نرم نیست. حتی گاه از فرط ناراحتی داد هم می‌زند. گاه واژه‌ای و گاه جمله‌ای با صدای بلند ادا می‌شود، می‌گوید:
در تمام طول فیلم حتی یک صحنه زودگذر از خیانت نمی‌بینیم. بسیار حساب‌شده این نکات در فیلم رعایت شده است. نه نگاه شهوت‌آلودی و نه حرف بی‌ربط و زننده‌ای، هیچ تصویری که بتوان آن را نشانه‌ای از ضعف فیلم قلمداد کرد وجود ندارد. فیلم بسیار شریف، موضوع به این مهمی را با نهایت متانت برای مخاطب بازگو می‌کند با همه این احوال حتی به من -از جانب برخی آقایان- پیشنهاد دادند که زن اگر بیاید توبه کند درست می‌شود. توبه یعنی قبول گناه. پرسوناژ زن فیلم که اصلا گناهی مرتکب نشده که توبه کند. اساس فیلم بر این محور استوار است که پرسوناژ زن فیلم «رویا» خیلی معصومانه به دنیای اطراف نگاه می‌کند. هیچ رفتاری که شایبه انحراف داشته باشد از او سر نمی‌زند. اصلا افکار او دور و بر چنین چیزهایی نمی‌گردد. اگر او گناه کند که فیلم از اساس ویران می‌شود.

تمامی رفتار پرسوناژ زن فیلم -رویا- در طول فیلم، جلو دوربین رخ می‌دهد. هم تنهایی‌هایش و هم آن کنسرت رفتنش. در تمام مدتی هم که آن دو کنار هم نشسته‌اند یکی دارد به آن سو نگاه می‌کند و دیگری به این سو. در هیچ جای فیلم، دوربین به این اندازه که به رویا نزدیک می‌شود به کسی نزدیک نمی‌شود فقط به این دلیل که درک درستی از آنچه در او و پیرامون «رویا» می‌گذرد به مخاطب منتقل شود یعنی اینکه هر آنچه که رخ داده همین است و بس بی‌هیچ شایبه و شاخ و برگی، و این همه آن چیزی است که درباره این زن اتفاق می‌افتد. اما درباره آن مرد لزومی ندارد دوربین چیزی را نشان دهد. من اگر زن فیلم «رویا» را پاک و معصوم و بدون لغزش نشان می‌دهم به این دلیل نیست که نمی‌گذارند و ممنوعیت و سانسور وجود دارد. بلکه به این دلیل که اساسا باید این‌گونه باشد. من در هر جای دنیا می‌بودم فیلم را باز هم اینگونه  می‌ساختم.

دیگر خشمگین به‌نظر نمی‌رسد. حتی برعکس آرام هم هست. لبخند می‌زند و به من می‌گوید: چای بریزم؟ و به آشپزخانه می‌رود و چای می‌ریزد. یک کمرنگ برای من و یک پررنگ برای خودش. در حال بازگشت می‌گوید:
این را هم بگویم که نمی‌خواهم از فضایی که برای فیلم ایجاد شده سوءاستفاده کنم. اینکه می‌گفتند: «توقیف» شده است را می‌گویم. همین عنوان توقیف شاید برای برخی از فیلم‌ها که شانس فروش نداشتند یک تبلیغ به حساب بیاید و باعث فروش‌شان شود. اما برای فیلم «برف روی کاج‌ها» ترجیح می‌دهم این اتفاق رخ ندهد و مردم به‌دلیل شایستگی‌های خود فیلم به آن اقبال نشان دهند. نه فضایی که پیرامون آن ساخته شده. صریحا می‌گویم فیلم من «توقیف» نبوده است. دچار مشکل بوده است. آن هم مشکلی که قریب به یک‌سال‌و‌نیم اکران آن را به تعویق انداخت. با همه این احوال ترجیح می‌دهم از این واژه یعنی توقیف برای فیلم استفاده نکنم. اما این را هم می‌گویم که من دردسرهای زیادی را تحمل کرده‌ام و از دشواری‌هایی هم با سربلندی عبور کرده‌ام. شاید عده‌ای علاقه داشته باشند که فیلم‌شان توقیف شود تا از آن برای فروش‌اش بهره ببرند. این اتفاق برای چند فیلم هم افتاد. این کارها یک نوع فریب است. واقعا وضع رقت‌باری است که مدام از «توقیف» استقبال کنیم. این‌طوری می‌خواهیم ادای قهرمان‌ها را درآوریم؟

چرا باید طوری وانمود کنیم که مظلوم واقع شده‌ایم و رقت مخاطب را‌ برانگیزیم و او را با این تاثر به سالن سینما بکشانیم؟ به گمانم ‌این رفتار کاملا غیراخلاقی است. از توقیف کلاه نسازیم تا بر سر مخاطب بگذاریم.

پیمان، از لحنت پیداست که ناراحتی. چرا؟ تو باید الان خیلی خوشحال باشی که پس از مدت‌ها انتظار توانسته‌ای فیلمت را روی پرده سینماها ببینی:
هنوز روی صندلی‌اش ننشسته است. از همان موقع که چای را آورد. همان‌طور ایستاده با من حرف می‌زند. مثل اسپند بر آتش، بی‌قرار است. چرا خوشحال نیست؟!
لیوان چای را روی میز می‌گذارد و به‌سوی پنجره قدی رو به حیاط چند قدمی برمی‌دارد همان‌طور که پشت به من راه می‌رود با صدایی اندوهگین می‌گوید:
نمی‌خواستم این را بگویم. اما ناچارم بگویم. من مدت‌ها بود که قید اکران فیلم را زده بودم دیگر برایم اهمیتی نداشت اکران شود – البته اگر می‌شد خوشحال می‌شدم اما اکران نشدنش برایم مساله نبود- مساله من، سوءتفاهمی بود که در ذهن آقایان پدید آمده بود. باید آن را برطرف می‌کردم. در واقع یک نوع سوءتعبیر بود که بالاخره به هر زحمتی برطرف شد. اما حالا که فیلم اکران شده چندان شاد نیستم. باور کن مهرداد این را با همه وجودم می‌گویم. نمی‌توانم شاد باشم چون محرومم. محروم از دیدن فیلم‌ همکارانم. از فیلم کیانوش عیاری. از فیلم رخشان بنی‌اعتماد. محرومم از دیدن آثاری که می‌توانست ما را همچون سال‌های دهه ۶۰ در یک سالن گردهم جمع کند و دلگرممان کند. نسل ما به آثار این فیلمسازان نیاز دارد. به ناصر تقوایی، به کیانوش عیاری، به بهمن فرمان‌آرا، به بهرام بیضایی، به امیر نادری، به رخشان بنی‌اعتماد، به عباس کیارستمی. چرا شرایط را فراهم نمی‌کنند تا این بزرگان بتوانند با آرامش فیلم‌هایشان را بسازند؟

پیمان معادی و رایان و باران

پیمان معادی و رایان و باران

بهرام بیضایی در اوج خبرگی و پختگی چرا نباید فیلم بسازد؟ یا ناصر تقوایی که سال‌هاست از همه محافل کناره گرفته و سرش به‌کار تدریس گرم است. او مگر نمی‌تواند یک شاهکار دیگر به دیگر شاهکارهایش بیفزاید؟ پس چرا سراغش نمی‌روید و از او دعوت نمی‌کنید تا بیاید فیلم بسازد؟ او دلخور است. بسیاری از کشورها هستند که آرزوی داشتن چنین نخبگانی را دارند. آرزوی داشتن فقط یکی از اینها. آن‌وقت ما قدرشان را نمی‌دانیم و می‌گذاریم فرصت‌ها یکی پس از دیگری از دست برود. سینمای ایران را در هر جای جهان با عباس کیارستمی می‌شناسند. آن‌وقت همین فیلمساز، سال‌ها از اکران فیلم‌هایش در کشور خودش محروم است. این دردآور است. دردآور است که گفته شود پرافتخارترین فیلمساز یک کشور اجازه ندارد فیلم‌هایش را برای مردم وطنش نمایش دهد. دو سال است فیلم «خانه پدری» کیانوش عیاری توقیف است. چرا؟ چرا مسوولان تلاش نمی‌کنند مشکل را حل کنند تا فیلم برای علاقه‌مندان نمایش داده شود؟ یا خانم رخشان بنی‌اعتماد. چرا چنین کارگردان توانایی باید منزوی شود و نتواند آزادانه فیلم‌هایش را بسازد؟ این حرف‌ها دردآور است. از مسوولان می‌پرسم که چرا بهمن فرمان‌آرا در سن ۷۰سالگی نتوانسته است پس از چهارسال فیلم تازه‌اش را بسازد. لابد پاسخ خواهند داد که خودش نخواسته بسازد. این پاسخ فاجعه است. پاسخی از سر رفع تکلیف است. غیرمسوولانه است. مگر او باید بگوید اجازه دهید فیلم بسازم! این دردآور است. کسی نظیر فرمان‌آرا برای جلوه‌گری و افتخارورزی یک کشور کافی است.

این بزرگان از سینمای ایران قهر کرده‌اند. چون نگذاشته‌اند کار کنند. باید پرسید که «قهر بزرگان سینما را چه کسی پاسخگوست؟» من به‌عنوان فیلمسازی که در آغاز راه هستم، به آثار این اسطوره‌ها نیاز دارم. من همواره از این بزرگان آموخته‌ام. حتی آرزو دارم در آثارشان بازی کنم. خیلی دلم می‌خواهد روزی در فیلم کیانوش عیاری یا ناصر تقوایی و یا بهرام بیضایی بازی کنم. من امیدوارم حرف‌هایم از طرف مسوولان شنیده شود و آنهایی که دلجویی از بزرگان را کسر شأن خود نمی‌دانند پا پیش بگذارند و سراغ آنها بروند و از آنها درخواست کنند تا به میدان بیایند و فیلم دلخواهشان را بسازند. به زعم من باید از آنها خواهش کرد. می‌دانم گروه اندکی از به‌انزوا راندن این بزرگان خرسندند. اما در این میان هستند افرادی دلسوز و علاقه‌مندی که می‌خواهند به کارها سامان دهند و اوضاع را مدیریت کنند. امیدوارم همین‌ها قدم پیش بگذارند و امور را در دست بگیرند. در تاریخ معاصر ما بسیارند کسانی که از پشت میز خود برخاسته‌اند و به دلجویی بزرگان رفته‌اند و البته نام نیکی هم از خود باقی گذاشته‌اند. وضع کنونی سینما بسیار خراب است. باید برای آن فکری کرد. سینما را باید نجات داد. آن هم به کمک همین خبرگان، نه افرادی که فقط از سر سودجویی و طمع گرد آن را گرفته‌اند.

حرف‌هایش به دلم می‌نشیند. چه شیفته‌وار از بیضایی و تقوایی و عیاری حرف می‌زند و من می‌دانم که آرزوی او از صمیم دل است. اینکه می‌گوید بتواند در آثار آنها ایفای نقش کند. آخر او بازیگر هم هست. بازیگری که با بازی درخشانش در «جدایی نادر از سیمین» خودش را به علاقه‌مندان  سینما شناساند. او حالا در آن سوی مرزها هم شناخته شده است.

می‌پرسم:
شنیده‌ام بسیاری از پیشنهادهای کارگردان‌های ایرانی را برای بازی در فیلم‌هایشان رد کرده‌ای؟ اما از آن سو خبرش درز کرده که در چند پروژه مهم جهانی بازی کرده‌ای. می‌شود بگویی چه خبر است؟
مهرداد جان، می‌خواهم از پرویز پرستویی جمله‌ای نقل کنم که بسیار مهم است. او می‌گوید: «من در بازیگری ادعایم نمی‌شود – که به اعتقاد من باید بشود- اما در «نه» گفتن مدعی‌ام.» این حرف بسیار مهمی است. به این حرف اعتقاد دارم و واقعا دارم تلاش می‌کنم مثل او رفتار کنم. یعنی به هر پیشنهادی «بله» نگویم. بلکه «نه» گفتن را بیشتر تمرین کنم. من سال‌هاست در کنار کار سینما، ‌خودم را مشغول به کاری کرده‌ام که از آن راه ارتزاق می‌کنم. چون نمی‌خواسته‌ام به دلیل احتیاج در سینما کار کنم. من هم دغدغه معیشت دارم اما تلاش می‌کنم که این دغدغه را از راه دیگری پاسخ دهم. سینما آنقدر برای من مهم است که نمی‌خواهم از طریق آن فقط امرارمعاش کنم.

عکس های پیمان معادی کنار اصغر فرهادی

باور نمی‌کنی اگر بگویم اگر اغلب فیلم‌های جشنواره سال گذشته را برای ایفای نقش به من پیشنهاد داده بودند. اجازه بدهید نام نبرم. حتی بعضی از دوستان از «نه» گفتن من رنجیدند. اما باید این اتفاق می‌افتاد. آدم‌های بزرگ با کارهایی که می‌توانسته‌اند انجام دهند و اما انجام نداده‌اند به بزرگی رسیده‌اند، نه برای کارهایی که انجام داده‌اند. البته همه‌اش «نه» نبوده است. در فاصله این دوسال البته در فیلم «قصه‌ها»ی خانم رخشان بنی‌اعتماد بازی کرده‌ام و در یک تئاتر – «خشکسالی و دروغ» – محمد یعقوبی هم روی صحنه رفته‌ام.فیلمنامه‌ای را این اواخر پس از نزدیک به دو سال پذیرفتم و الان در حال آماده شدن برای بازی در آن هستم. من همه‌اش منتظر بازی در پروژه‌ای نظیر «جدایی نادر از سیمین» نیستم. فیلمی که اکنون در مرحله پیش‌تولید است، نخستین تجربه‌ کارگردانی سازنده‌اش است. فیلمنامه‌اش خوب بود. خودش هم بچه خوبی است. علاقه‌مند و باسواد است.

اما راجع به آن پروژه‌های خارجی، موضوع برمی‌گردد به زمان حضورم در آمریکا، آن هنگام که برای مراسم گلدن گلوب و اسکار با اصغر فرهادی در آنجا بودم. چون فیلم اکران شده بود و خیلی‌ها آن را دیده‌ بودند.علاقه‌مند به بازیگری من شدند. به من چند مدیربرنامه پیشنهاد شد تا از میان آنها یکی را انتخاب کنم. پس از تحقیقات با یکی از آنها به توافق رسیدم و با او قرارداد بستم. در آنجا از طریق مدیر برنامه است که فیلمنامه‌ها و پیشنهادها پیگیری می‌شود. قرار شد این مدیر برنامه پیشنهادها را خودش بررسی کند و طبق شرایطی که برای او توضیح داده بودم، آنهایی را که مناسب من هستند را به من پیشنهاد دهد. طبیعی است که من نخواهم در برخی فیلم‌ها حضور داشته باشم. حالا شما اسمش را بگذارید خط قرمز فرقی نمی‌کند. یک‌به‌یک به این مدیر برنامه توضیح داده‌ام. به همین دلیل او ابتدا خودش فیلمنامه‌ها را بررسی می‌کند و در صورت تطابق با شروط من آنها را برای من ارسال می‌کند.

فیلمنامه‌هایی که مسایل اخلاقی دارند، مسایل مرتبط با ایران دارند، ضد اسلام باشند. ضد اقوام و ملت‌ها باشند را نمی‌پذیرم. دلایلش هم کاملا شخصی است. من حتی در فیلمی که ضد روسی و ضد چینی هم باشد ایفای نقش نمی‌کنم. به مدیر برنامه‌هایم گفته‌ام که نقش تروریست را بازی نمی‌کنم و نقش‌هایی از این دست.

برای مثال فیلمی است با عنوان «رقصنده در صحرا» این فیلمنامه را حتی نخوانده پس فرستادم. به همان دلایل که پیش‌تر برشمردم و چند فیلم و فیلمنامه دیگر. اما سال پیش در دو پروژه بازی کردم که یکی از آنها سریال بود. سریالی که در شبکه کابلی HBO تولید می‌شد با عنوان «عدالت کیفری» به کارگردانی «ایستیو زیلیان». این آقای زیلیان فیلمنامه‌نویس «شیندلرلیست» و دارودسته نیویورکی‌ها ست. من و جیمز گالدولفینی دو نقش اصلی این سریال را بازی کرده‌ایم. فیلمبرداری فصل اول آن تمام شده. منتظریم ببینیم ادامه پیدا خواهد کرد یا نه. اگر ادامه پیدا کرد باید برگردم و نقشم را ادامه دهم. من نقش یک راننده تاکسی پاکستانی را بازی می‌کنم که ۲۵ سال است در نیویورک زندگی می‌کند.

همبازی شدن پیمان معادی با مورگان فریمن

پروژه دوم، محصول مشترکی است که در آن با دو بازیگر بزرگ «مورگان فریمن» و «کلایو اون» همبازی هستم. در این پروژه نقش یک امپراتور را بازی می‌کنم. نام فیلم «آخرین شوالیه» است، به کارگردانی یک کارگردان ژاپنی به نام «کازوواکی کریا». البته یک پروژه دیگر هست که بسیار وسوسه شده‌ام در آن بازی کنم. در نقش یک خون‌آشام در یک فیلم دراکولایی این از آن پروژه‌های عظیم هالیوودی است که اصطلاحا به آنها «بیگ پروداکشن» می‌گویند. دارم فکر می‌کنم. پروژه دیگری که بسیار اغواکننده و دلفریب است یک سریال بزرگ است که قرار است کارگردان نام‌آوری آن را بسازد. من را برای نقش اصلی این سریال خواسته‌اند. البته تا آن مرحله نهایی، یک پروسه طولانی و نفسگیر باید طی شود که حالا‌حالاها کار دارد.

از بازیگری گفتی. آیا خودت را با این اتفاق‌هایی که برایت افتاده، تافته‌ای جدا‌بافته از بازیگران ایرانی می‌دانی؟ در میان بازیگران ایرانی کدام را  می‌پسندی؟
می‌خندد و می‌گوید: تافته جدابافته کدام است؟ بسیاری از بازیگران بهتر از من هستند. فقط می‌توانم بگویم این شانس را داشته‌ام تا در فیلمی بازی کنم که بسیار دیده شده و درخشیده است. آن اثر مهم بود. کلیت آن اثر مرا در جایگاهی نشاند که باور کنم بازیگر هستم؛ وگرنه با قاطعیت باید بگویم بسیاری از بازیگران هستند که همواره بهتر از من بوده‌اند. این را هم بگویم که اصلا آرزوی من این نیست که در پروژه‌های بزرگ جهانی دیده شوم. بلکه همواره آرزویم این بوده است که در فیلم‌های فیلمسازان کشور خودم بازی کنم. کدام بازیگر است که نخواهد نزد هموطنش محبوب باشد؟ گفتم بسیاری از بازیگران بهتر از من هستند.حمید فرخ‌نژاد، حامد بهداد، شهاب حسینی، بهرام رادان و خیلی‌های دیگر و در میان بانوان ترانه علیدوستی، نگار جواهریان، لیلا حاتمی و بسیاری دیگر. همه بهتر از من بوده‌اند.مگر من می‌توانم خودم را حتی برای یک لحظه با کسی همچون پرویز پرستویی مقایسه کنم؟ به جرات می‌گویم حتی تصورش را هم نمی‌توانم بکنم که بتوانم یک پلان در حد او بازی کنم.رضا کیانیان، فرامرز قریبیان، فاطمه معتمدآریا، مهدی هاشمی، گلاب آدینه، این بزرگان کجا و من کجا؟ حتی فکرش را هم نمی‌توانم بکنم.

پس جایگاه بزرگان نسل‌های پیشین در این میان کجاست؟
منظورتان استاد عزت‌الله انتظامی، سوسن تسلیمی، خسرو شکیبایی، پرویز فنی‌زاده و نظایر اینها ست؟ من فقط می‌توانم از آنها به عنوان اسطوره‌های بازیگری ایرانی یاد کنم. کسانی که بازی‌هایشان یک مرجع است که برای فراگیری می‌توان به آنها رجوع کرد و من باید شاکر باشم از اینکه در زمانه‌ای زندگی می‌کنم که این هنرمندان در آن بوده‌اند.

آیا در ایران می‌مانی و همچنان به فعالیتت ادامه می‌دهی یا اینکه چشم به خارج داری و ممکن است رفته‌رفته اقامتت در خارج از کشور طولانی شود و در همان‌جا بمانی؟
نه، من قصد دارم همین‌جا بمانم اگر شده بارها و بارها به سفر بروم و سریال هم بازی کنم و ماه‌ها و سال‌ها در آنجا بمانم، اما باز هم برمی‌گردم و در همین‌جا زندگی می‌کنم. فراموش نکنید که من هم بازیگرم و هم فیلمساز و فقط می‌توانم در ایران فیلم‌هایم را بسازم چون قصه‌هایم در ایران رخ می‌دهد؛ قرار است فیلم دومم را بسازم. فیلمی درباره موشکباران تهران. خاطراتی است که از دور با من مانده است و حالا تبدیل به فیلمنامه شده است. همان پناهگاه‌هایی که مردم در آن پناه می‌گرفتند و اتفاق‌هایی که تهران را تکان می‌داد. فیلمنامه‌ای است که مدت‌ها روی آن کار کرده‌ام و قصد دارم آن را خیلی زود بسازم. من خیلی در اینجا کار دارم. من می‌خواهم در هر گامی که برمی‌دارم توضیح منطقی برای دختر هشت‌ساله و پسر یک‌سال‌ونیمه‌ام داشته باشم، آنها باید بدانند پدرشان در همه کارهایی که می‌کند هدف مهمی را دنبال می‌کند.متاسفانه با مشکلاتی که برای فیلم «برف روی کاج‌ها» پیش آمد، نتوانستم فیلم را به جشنواره‌های جهانی بفرستم، تلاش می‌کنم تا با فیلم بعدی‌ام این فرصت کماکان پیش روی سینمای ایران گشوده بماند.تا چند روز دیگر فیلم «گذشته» اصغر فرهادی در جشنواره کن به نمایش درمی‌آید. من از صمیم دل دعا می‌کنم که فیلم به موفقیت برسد. امیدوارم «نخل طلا» به کلکسیون جوایز فرهادی اضافه شود تا مجموعه جوایزش کامل شود. امیدوارم مردم هم همان‌طور که برای موفقیت ورزشکاران تیم‌های ملی‌مان دست به دعا برمی‌دارند دست به دعا بردارند تا بار دیگر افتخاری به دیگر افتخارات سینمای کشورمان اضافه شود.

اما بگذار مهردادجان یک نکته مهم را در پایان حرف‌هایم به تو بگویم و آن اینکه پس از موفقیت «آرگو» اسکار به نظر می‌رسد موجی از فیلم‌های ضدایرانی هالیوودی در راه باشد. چند فیلمنامه به‌طور همزمان امسال در حال تولید است که یکی از همان‌ها را برای بازی به من پیشنهاد داده بودند. که رد کردم. فیلم‌های دیگری هم هست و این بسیار نگران‌کننده است. چرا آقایان به جای گشودن راه‌ها برای حضور سربلند فیلمسازان در مجامع و محافل بین‌المللی، آن راه‌ها را می‌بندند و از حضور فیلم‌های ایرانی در آن مجامع جلوگیری می‌کنند. سال گذشته قرار بود فیلم زیبای «یک حبه قند» به اسکار فرستاده شود اما به ناگاه وزیر محترم ارشاد بیانیه می‌دهد و اعلام می‌کند به تلافی آن فیلم زننده آمریکایی که روی اینترنت و از طریق یوتیوب منتشر شده بود، از فرستادن فیلم «یک حبه قند» رضا میرکریمی به اسکار خودداری می‌کند. این قبیل اقدام‌ها هیچ سودی ندارد. سینمای ایران از این رهگذر چیزی نصیبش نمی‌شود برعکس باید با آثار درخشان سینمای ایران در همه محافل جهانی حضور داشت و در آنها مدام توانایی فیلمسازان ایرانی مثل رضا میرکریمی را به رخ کشید. ما سینمای پرافتخاری داریم.

پیمان معادی و رابرت دنیرو

پیمان معادی و رابرت دنیرو

گمان می‌کنم اگر ساعت‌های دیگر هم آنجا بنشینم، باز این گفت‌وگو ادامه خواهد داشت. بیش از پنج ساعت این گفت‌وگو به درازا کشیده است و من هم به فکر آن بچه‌گربه‌ای هستم که از ابتدای گفت‌وگو در زیر کابینت آشپزخانه گرفتار آمده بود و مدام مادرش را که پشت در سرگردان بود صدا می‌زد.

برمی‌خیزم خانه «رویا» را باید ترک کنم. پیمان با رویاهایش در همان‌جا می‌ماند.
پیمان می‌ماند در «رویا خانه»اش تا بچه گربه گرفتار را رهایی بخشد.
از گذر اردیبهشت باید بازگردم. در آن سوی فروردین. خیابان درخشان مرا به شهر وصل می‌کند. آفتاب تمامی شهر را پوشانده است. بهار با من در جاده می‌آید.

 

رفتار مبتذل پیمان معادی در کنار بازیگر زن هالیوودی

انتشار تصاویری از پشت صحنه میهمانی بازیگران و عوامل فیلم اردوگاه اشعه ایکس با حضور پیمان معادی و رفتار نامتعارفش در کنار کریستن استوارت بازیگر زن سینمای مستهجن هالیوود، نیمه پنهان آقای بازیگر مدعی را آشکار کرد.

پیمان معادی کنار کریستن استوارت

پیمان معادی کنار کریستن استوارت

پیمان معادی کنار کریستن استوارت

پیمان معادی کنار کریستن استوارت

پیمان معادی کنار کریستن استوارت

مراسم ختم پدر پیمان معادی با حضورهنرمندان و بازیگران

مراسم ختم پدر پیمان معادی (دکتر حسن معادی) روز سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد. پیمان معادی بازیگر اصلی فیلم جدایی نادر از سیمین بود که برنده چند جشنواره از جمله اسکار شده بود. اصغر فرهادی در این مراسم حضور نداشت. اما هنرمندانی چون بهرام رادان و مهناز افشار و شهاب حسینی و پژمان بازغی و رضا یزدانی و سیروان و زانیار خسروی و علی قربانزاده و علیرضا عصار و ساره بیات (بازیگر جدایی نادر از سیمین) و … در این مراسم حضور داشتند.

پیمان معادی و پدرش حسن معادی

 

عکس های هومن حاجی عبداللهی و خانواده اش + بیوگرافی

هومن حاجی عبداللهی

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های هومن حاجی عبداللهی hooman haji abdollahi و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

غکس دسته جمعی هومن حاجی عبدالله

غکس دسته جمعی هومن حاجی عبداللهی

بیوگرافی هومن حاجی عبداللهی

 

تحصیلات وی دیپلم ریاضی و فیزیک، دیپلم گرافیک رایانه‌ای، انصرافی رشته تئاتر تهران مرکز (سال ۱۳۷۲) بوده‌است.

فعالیت های تئاتری

وی در سال ۷۱، تئاتر نصر لاله زار را اجرا کرد و سپس در تالار مولوی و تئاتر شهر، تئاتر تک پرسوناژ را به نمایش گذاشت. در سال ۱۳۷۹ در سالن شماره دو تئاتر شهر، خسیس مولیر را اجرا کرد
فعالیت های رادیویی هومن حاجی عبداللهی

وی کار خود را با رادیو از سال ۱۳۷۳ به صورت نیمه حرفه‌ای (نوازندگی ضرب برای قطعات ریتمیک برنامه صبح جمعه با شما) شروع کرد و از سال ۱۳۷۷ به طور حرفه‌ای کار با باشگاه رادیویی جوان را آغاز کرد و اکنون به کارهای نویسندگی، کارگردانی، بازیگری، گویندگی و گاهی سر دبیری نیز فعالیت می‌کند.

وی اجرای حدود پنج هزار ساعت برنامه زنده رادیویی در شبکه فرهنگ، ورزش، شبکه سراسری، رادیو تهران، رادیو سلامت، رادیو تجارت و برنامه صبح جوان در رادیو جوان را نیز در کارنامه ی خود دارد.

 

همسر هومن حاجی عبدالله

همسر  هومن حاجی عبداللهی

بازیگر

پایتخت ۲
فعالیت های تلویزیونی هومن حاجی عبداللهی

وی فعالیت خود،در تلویزیون را از سال ۱۳۷۱ با سریال سیاهی لشکر آغاز کرد. سال ۷۹: مسابقه هفته به هفته به عنوان مجری همراه با نیما کرمی

دیگر کارهای او در زمینه مجری گری و فیلم های تلویزیونی:

صبح آمد – شبک سوم سیما – همراه با حسین رفیعی

مسابقه در صد ثانیه – شبک سوم سیما

مسابقه جام طلایی (ویژه جام جهانی) – شبکه سوم سیما

صدا عروسک در برنامه بوش و بلر – شبکه دوم سیما

مسابقه پشت خط – شبکه تهران

مسابقه مار و پله – شبکه تهران

مسابقه گوی طلایی ۱ و ۲ – شبکه تهران

رنگین کمان (صدای شخصیت چپل) – شبکه تهران

رنگین کمان (صدای شخصیت پنگول) – شبکه تهران

ایران شهر – شبکه جهانی جام جم

امید های ایران – شبکه جهانی جام جم

جُنگ راه شب (تابستان سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱) – شبکه تهران

فیلم تلویزیونی رفقای خوب

فیلم تلویزیونی یاد استاد

دوبله و صدا

رئیس مزرعه ۱ (دوبله فارسی) – به جای ” مایلز “

مجموعه تلویزیونی رنگین کمان – به جای ” پنگول “

دوبله برنامه های مستند برای شبکه آموزش

دوبله یک انیمیشن سه دقیقه ای به کارگردانی مریم مهاجر (برنده جایزه اول از جشنواره کانادا) از سال ۷۸ با دنیای فوتبال، شرک و شرک ۲ به جای شرک و عصر یخبندان در نقش دیگو.

تولدی دیگر دکتر ناکاتا، پنج بچه و شنی، دنیای وحش، سفر باب اسفنجی، ملاقات با رابینسون‌ها، کوتوله شاد، باب اسفنجی ۲ (گری کجاست)، آرتور و مینی موی ها، سفر به سرزمین شوخی ها، بیونیکل، هلوی سحر آمیز، خرس های مهربون، …

بازی عصر پهلوانان، آواتار (دزد دریای، ماهی گیر، سرهنگ شایو، پدر ساکا)، هیولاها علیه بیگانگان (دکتر سوسکه)، عصر یخبندان ۳(باک)، مصاحبه با حیوانات و…

هومن حاجی عبدالله

هومن حاجی عبداللهی بازیگر نقش رحمت در سریال پایتخت که در ابتدای قرار بود فقط به عنوان میهمان در این سریال ایفای نقش کند به قدری نقشش را شیرین بازی کرد که به عنوان یکی از بازیگران اصلی مجموعه بدل شد.هومن حاجی عبداللهی
وقتی رحمت دیگر خروس باز نیست
در سری دوم پایتخت به عنوان بازیگر مهمان به مجموعه اضافه شدم اما خوشبختانه نقش رحمت خروس باز به دلیل ویژگی های متفاوتی که در متن و بازی داشت، مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و همین موضوع باعث شد تصمیم گرفته شود در سری سوم این سریال هم از این کاراکتر استفاده شود، منتها تصمیم بر این شد تا زندگی رحمت خروس باز تغییر کند؛ او دچار تحول مالی شده، وضع اقتصادی اش خوب شد؛ او به قول امروزی ها نوکیسه است. درنهایت این تغییرات مورد توجه قرار گرفت و رحمت و دنبال آن برادرهایش رحمان و رحیم هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
محسن تنابنده، سیروس مقدم و به دنبال آن الهام غفوری مثلث های طلایی سریال پایتخت به شمار می روند. آنها با خوشفکری بستر را برای موفقیت این اثر فراهم کردند به همین خاطر این نوید را به شما می دهم که با خلق شخصیت های جدید و حفظ کاراکترهای قدیمی، این سریال پتانسیل آن را دارد که قسمت دهمش هم نوشته شود و مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد چراکه در طراحی و نگارش قصه، اصول جذب مخاطب وجود دارد.
هومن حاجی عبدالهی
اینجا کسی مغرور نیست
وقتی می گویم پایتخت پتانسیل آن را دارد که سری دهم آن هم ساخته شود اصلا به این معنا نیست که برای ساخت هر سری آن گروه دچار استرس نمی شوند؛ واقعیت این است که برای ساخت هر پلان این مجموعه عوامل با جان و دل شان مایه می گذارند، از کنار آن ساده عبور نمی کنند و سعی شان بر این است که همه اتفاقات به بهترین شکل رخ دهد. اعضای این تیم مغرور نیستند و فکر نمی کنند حالا که این سریال موفق شده درنتیجه هر کاری که انجام دهند و هر قصه ای را جلوی دوربین ببرند مورد توجه مخاطبان قرار می گیرد.

 

مصاحبه هومن حاجی عبدالله

مصاحبه هومن حاجی عبداللهی

 

بازی در پایتخت و تنها گذاشتن همسر و  فرزند یک روزه ام
بازی در سریال پایتخت آن هم در شمال جذابیت های خودش را دارد چراکه باعث می شود عوامل در حال و هوای این شهر قرار بگیرند. شاید این کار را می شد در لواسان هم فیلمبرداری کرد اما بی تردید ما نمی توانستیم به اندازه زمانی که در شمال هستیم به این نقش ها نزدیک شویم. کار کردن در شمال شرایط سخت خودش را دارد که در راس آنها دلتنگی برای خانواده است. یادم است دو سال قبل که در سری سوم این مجموعه حضور داشتم سه شنبه هفدهم دی ماه باید جلوی دوربین پایتخت می رفتم و این در حالی بود که پسرم ساعت هفت صبح همان روز به دنیا آمده بود و من مجبور بودم ساعت ۱۱ صبح همسر و پسرم را تنها بگذارم؛ درحالی که به شدت نگران وضعیت آنها بودم.
در آن مقطع سعی می کردم طوری برنامه ریزی کنم که حداقل یک روز در میان بتوانم به تهران بیایم و سری به آنها بزنم. امسال هم که پسرم یک سال و پنج ماهش است و شیرین زبانی هایش بیشتر شده، باز هم مجبور شدم تنهایش بگذارم هرچند خوشبختانه به دلیل همزمانی بازی من در سریال پایتخت و آقا و خانم سنگی باز هم در بین تهران و شمال در رفت وآمدم و به این بهانه خانواده ام را بیشتر می بینم.

پسرم، همسرم را خانه نشین  کرد
بی تردید تولد پسرم جانان زندگی من و همسرم را دستخوش تغییرات زیادی کرده و سبک زندگی ما را تغییر داده است، این روزها همه حواس من و مادرش به اوست و تمام تلاش مان را می کنیم به سلامت از این دوران عبور کند؛ هرچند تولد جانان و مراقبت های ویژه از او باعث شد که همسرم خانم سلیمه قطبی که از گویندگان و بازیگران توانای رادیو است، خانه نشین شود و نتواند مانند گذشته به فعالیتش بپردازد. به هر حال امیدوارم با بزرگ شدن جانان، همسرم هم بتواند دوباره فعالیت هایش را از سر بگیرد و مانند گذشته به کارش بپردازد؛ چون می دانم دوری از شغل های هنری که به نوعی با عشق همراه است، سختی های زیادی دارد.

بیوگرافی هومن حاجی عبدالله

بیوگرافی هومن حاجی عبداللهی

من و همسرم در یک برنامه رادیویی با هم آشنا شدیم. آن برنامه فضای خوبی فراهم کرد تا ما با یکدیگر آشنا شویم و پی به خصوصیات هم ببریم؛ به همین خاطر خیلی زود تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم. در سال ۸۱ ما پای سفره عقد نشستیم و سال ۸۲ هم زندگی مان را زیر یک سقف شروع کردیم. بعضی ها می گویند ازدواج کردن با یک همکار ممکن است سخت باشد اما به نظر من چیزی که بیشتر از همکار بودن یا نبودن در روابط یک زوج تاثیر دارد، میزان تفاهم افراد است و اینکه شناخت خوبی نسبت به هم داشته باشند.

جشن عروسی ۱۵ نفره ما
شاید برای تان جالب باشد که در جشن عروسی مان تنها ۱۵ نفر که شامل پدر، مادر، خواهر، برادر، پدربزرگ و مادربزرگ های مان بودند حضور داشتند. جشن عروسی مان بسیار صمیمی بود، حسابی به همه ما خوش گذشت و برای مان خاطره فراموش نشدنی شد. برخی افراد پیش از عروسی به ما گفتند شب عروسی تان یک شب است و بهتر است آن را مفصل برگزار کنید اما ما می خواستیم عروسی مان فارغ از قیل و قال، بدون حاشیه و در کمال صمیمیت برگزار شود.

 

هومن حاجی عبدالله

 

بعد از عروسی رفتیم سینما
بعد از عروسی من و همسرم تصمیم گرفتیم با یکدیگر به سینما برویم و فیلم تماشا کنیم. آن شب برای هر دوی ما خاطره انگیز شد و بعد از گذشت سال ها نه تنها از این شیوه برگزاری عروسی پشیمان نیستیم بلکه حسابی از آن لذت می بریم.
هومن حاجی عبدالهی و پسرش

از زندگی لذت بردیم
جانان ۱۰ سال بعد از ازدواج من و همسرم به دنیا آمد؛ در طول این سال ها من و همسرم از زندگی دونفره حسابی لذت بردیم و به هر جا دوست داشتیم سفر کردیم؛ حالا هم با تولد پسرم زندگی سه نفره ما شیرین تر  شده است.

همسر هومن حاجی عبدالله

سلیمه قطبی همسر هومن حاجی عبداللهی

 

 

از پر قنداق باید صداقت را یاد داد
به نظرم از پر قنداق باید صداقت و روراستی را به بچه ها آموزش داد چراکه تربیت خانوادگی به مراتب اهمیتش بیشتر از میزان اثرگذاری جامعه است و اگر تا هفت سالگی آنها را درست تربیت کنیم  بی تردید صداقت  در جامعه بیشتر می شود.

جانان، کلاه قرمزی را به پنگول ترجیح می دهد
بعد از تولد پسرم جانان متوجه شدم تلاش هفت ساله ام در مورد پنگول بیهوده بوده، چراکه پسرم علاقه زیادی به کلاه قرمزی دارد و توجه چندانی به پنگول نشان نمی دهد؛ من هم مجبور شدم سی دی کلاه قرمزی برای او بخرم.

 

هومن حاجی عبداللهی و همسرش در کنار فرزندشان

هومن حاجی عبداللهی و همسرش در کنار فرزندشان جانان حاج عبداللهی

عکس های صابر ابر و خانواده اش + بیوگرافی

صابر ابر

در این مطلب در بخش عکس های جدید بازیگران برای شما بیوگرافی و عکس های صابر ابر Saber Abbar و همسرش را آماده کرده ایم امیدواریم مورد رضایت شما قرار بگیرد

بیوگرافی صابر ابر

صابر ابر در  ۱۸ خرداد ماه ۱۳۶۳ در تهران متولد شد. او مدیریت خوانده و مدیر بودن را دوست دارد. چندین پروژه طراحی داخلی کار کرده است؛ این کار را دوست دارد. بخشی از زندگی او است… نقاشی هم می کند. او یک کتاب تحقیقاتی را با یکی از دوستانش می نویسد که موضوعش کافه نشینی در تهران معاصر است.
صابر ابر

 

صابر ابر

 

با وجود همه این علایق متفاوت او به شدت به بازیگری علاقه دارد. ولی کار اجرا در تلویزیون را هم دوست دارد.او برای جشنواره کارنامهکه تنها جشنواره خصوصی تئاتر کشور است، یک تئاتر کار کرد که موفق هم بود و جایزه کارگردانی، نمایشنامه، بازیگری زن و طراحی صحنه گرفت.

صابر ابر

او فعالیت خود را در تلویزیون با اجرای برنامه رنگین کمان آغاز کرد و پس از آن هم مسابقاتی نظیر در ۱۱۱ ثانیه را مجری گری کرد و بخش اعظم کارش اجرای برنامه کودکان و نوجوانان در تلویزیون بود.
صابر ابر

صابر ابر جزو مجریانی است که وقتی وارد دنیای بازیگری شد به شدت موفق بود و این اتفاق برای کمتر مجری پیش می آید. صابر ابر با بازی در فیلم سینمایی شاعر زباله ها به کارگردانی محمد احمدی به سینما آمد ولی اولین بار در فیلم دایره زنگی در اکران عمومی یک فیلم سینمایی دیده شد و خیلی زود هم به جایزه رسید.
صابر ابر و باران کوثری در فیلم دایره زنگی

 

بیوگرافی صابر ابر

بیوگرافی صابر ابر

 

او با بازی در ۳ فیلم یک پذیرایی ساده مانی حقیقی، برف روی کاجها پیمان معادی، انتهای خیابان هشتم علیرضا امینی در سال ۱۳۹۰ سال پرکاری را پشت سر گذاشت. اما خودش در این رابطه گفت که اگر پیمان معادی، همایون اسعدیان و مانی حقیقی امسال دوباره سه فیلم را در فاصله یک هفته از یکدیگر بسازند او باز هم در فیلم آنها حضور پیدا خواهد کرد.

 

اینها جز کسانی هستند که ابر دوست دارد با آنها کار کند. سلیقه او به این کارگردانان نزدیک است. او میگوید:فیلمی که این کارگردانان می سازند اثری است که من دوست دارم در آن حضور پیدا کنم. وقتی این پیشنهاد از طرف آنها به من شده، قبول کردم. البته این اتفاق افتاده است که دو سال هم کار نکرده ام.

جدید ترین عکس های صابر ابر

جدید ترین عکس های صابر ابر

فیلم شناسی

سینمایی
دلم می خواد ۱۳۹۳
رخ دیوانه ۱۳۹۳
من دیگو مارادونا هستم  ۱۳۹۳
خواب زده ها  ۱۳۹۲
ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه  ۱۳۹۲
همه چیز برای فروش ۱۳۹۲
هیچ کجا هیچ کس ۱۳۹۱
گس ۱۳۹۱
آسمان زرد کم عمق ۱۳۹۱
آشغال های دوست داشتنی ۱۳۹۱
بوسیدن روی ماه  ۱۳۹۱
برف روی کاج ها  ۱۳۹۱
پذیرایی ساده ۱۳۹۱
انتهای خیابان هشتم  ۱۳۹۱
اینجا بدون من  ۱۳۸۹
سیزده ۵۹  ۱۳۸۹
آقا یوسف ۱۳۸۹
نخودی  ۱۳۸۸
فیلم کوتاه متامورفوسیس  ۱۳۸۸
هیچ  ۱۳۸۸
درباره الی  ۱۳۸۷
سه زن  ۱۳۸۶
دایره زنگی  ۱۳۸۶
مینای شهر خاموش  ۱۳۸۵
شاعر زباله ها  ۱۳۸۴

تئاتر
کرگدن ۱۳۸۷
داستان یک پلکان ۱۳۸۸
کالیگولا  ۱۳۸۹
جیره بندی پر خروس برای سوگواری  ۱۳۸۹
وُرک شاپ  ۱۳۹۱
ریچارد سوم  ۱۳۹۱
هملت (رضا گوران/ ۱۳۹۱
ننه دلاور، بیرون پشت در  ۱۳۹۱

تلویزیون
بازگشت به خانه ۱۳۷۶-۱۳۷۵

کارگردان
واوها و ویرگول ها ۱۳۸۸
۲۱ بار مردن در ۳۱ روز  ۱۳۹۱

اجرا
مجری برنامه تلویزیونی پلک ۱۳۸۳

عکس صابر ابر

جایزه سیمرغ صابر ابر

برنده جایزه بهترین بازیگر نوظهور (گروهی مرد /زن) از جشنواره فیلم رم برای فیلم گس
نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم برف روی کاج ها درششمین جشن منتقدان ۱۳۹۱
نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم بوسیدن روی ماه درششمین جشن منتقدان ۱۳۹۱
برنده تندیس بهترین بازیگر مرد برای نمایش ریچارد سوم در سی امین جشنواره تئاتر فجر
تندیس بهترین بازیگر مرد تاتر سال ۱۳۹۱
برنده تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم درباره الی در سومین جشن منتقدان
برنده تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم درباره الی در چهاردهمین جشن خانه سینما
نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم درباره الی در ۲۷ امین جشنواره فیلم فجر
نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم دایره زنگی در ۲۶امین جشنواره فیلم فجر
برنده تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم مینای شهر خاموش در یازدهمین جشن خانه سینما
نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم مینای شهر خاموش در ۲۵ امین جشنواره فیلم فجر

صابر ابر با سگش

صابر ابر با سگش

شروع فعالیت با کمک خواهر مرضیه برومند

دوره راهنمایی بود که یک اجرای مدرسه ای داشتم و خواهر خانم مرضیه برومند که رابط درس ریاضی ما بود، بعد از اجرا گفت که باید تو را به خواهرم معرفی کنم این طوری وصل شدم به دنیای حرفه ای. پیش خانم برومند رفتم و برای سریالی که سال ۷۹ ساخته شد به نام «داستان های نوروز»  آن سریال اولین تصویری است که از بازیگری تلویزیون دارم بعد تصمیمم را گرفتم که می خواهم این کار را به شکل حرفه ای دنبال کنم

 

عکس خواهر صابر ابر

عکس خواهر صابر ابر

 

شروع کردم به مشاوره و گپ زدن با آدم هایی مثل مصطفی احمدی، مرضیه برومند و خیلی های دیگر که در آن پروژه کنارم بودن بعد هم وصل شدم به موسسه کارنامه دوره سوم کارنامه بود و آقای پرویز پرستویی مدیر آموزش بودند حبیب رضایی و مهتاب نصیرپور هم بودند و از دوره های پربار موسسه بود…

 

به نظر می آید رابطه ات با مطبوعات و رسانه چندان خوب نیست؛ یا به ش مشکوکی یا اذیت شده ای. منظورم روابط عمومی به آن معناست که خیلی از بازیگران و هنرمندان با اهالی رسانه دارند. اگر درست حدس زده ام دلیلش چیست؟

این به نظرم اسمش روابط عمومی نیست، چون روابط عمومی یک موضوع دوطرفه است. یک اتفاق تعاملی است. واقعیتش این است که در این سال ها چیزی که از آن پرهیز کرده ام مصاحبه است. به نظرم مصاحبه به این معنا که گزارشی را از وضعیت یک بازیگر یا سینماگر بدهیم که دارد چه کاری انجام می دهد، تعریف درستی نیست. برای گفت و گو کردن باید دلیلی وجود داشته باشد، چون گزارش حال ما که در حال اتفاق افتادن است؛ این که بخواهم در مورد چه می کنیم و چه می شود و اینها حرف بزنم، برایم جذاب نبوده است. از آنجا که خیلی روی این قضیه وسواس داشته ام شاید این جور تداعی شده که سخت گیرم.

 

صابر ابر

 

خاطره بدی از گفت و گوهای گذشته داری؟

چند باری که مصاحبه کره ام، در مقابل توقع و انرژی و وقتی که برایش صرف کرده ام، اتفاق خوبی نیفتاده است؛ با توجه به این که همیشه خواسته ام که مصاحبه را قبل از انتشار بخوانم و تنظیم و ویرایش آن را ببینم. دلیلش زمان بندی اشتباه مطبوعات ماست؛ مثلا بارها شده ازم یادداشت خواسته اند برای یک فیلم، به فاصله دو روز!

دو روز که خیلی خوب است!

[می خندد] آره، تازه دو روز عالی است! بعضی وقت ها می گویند همین امروز به ما یادداشت بدهید درباره فلان فیلم یا موضوع.

 

گفتگو با صابر ابر

گفتگو با صابر ابر

 

الان که یادداشت تلفنی هم مد شده؛ پشت تلفن بگو تا ما بنویسیم!

خب این دیگر نوشته من نیست، یادداشت کس دیگری است. به خاطر همین چیزها مقداری در این زمینه سخت گیر شده ام. الان چون داریم به طور خاص برای مجله ۲۴ گروه همشهری حرف می زنیم، چند تجربه ای که با این مجموعه داشته ام خوب و بده و همه چیزش به صورت حرفه ای انجام شده است.

 

مصاحبه صابر ابر

مصاحبه صابر ابر

 

پس فرمول و کلمه کلیدی بین تو و رسانه برای انجام کارها «اعتماد» است؟

خیلی زیاد. برای این که با آنها صادقم. اگر بخواهم چیزی را از جایی نقل کنم، حتما موضوع کپی رایت برایم مهم است. درست است که در کشورمان قانون کپی رایت نداریم، اما کپی رایت انسانی که داریم.

این حضورهای رسانه ای رابط بین شماها و مردم است، حتی گاهی بیشتر از پرده سینما و صحنه نمایش. در ضمن ویترین اطلاع رسانی فیلم ها الان بازیگران هستند و باید تعهد خبررسانی و تبلیغات رسانه ای فیلمی که بازی کرده ای وجود داشته باشد. با این احساس نیاز چطور کنار می آیی؟ می دانی که بدون این حضورهای مداوم رسانه ای صفحه های مجازی پرمخاطبی داری و توانسته ای ارتباطت را با مخاطبان و طرفداران حفظ کنی.

این خیلی بد است که همه جای دنیا رسانه یک بازوی قابل اعتماد است، ولی در کشور ما بخش اعتمادش کمتر از جاهای دیگر است. البته همه جا افرادی هستند که منتظر باگ های زندگی افراد مشهور هستند، اما انگار در ایران اینها بیشتر حضور دارند.